سوال سی ام (مسابقه سر نی در نینوا)

 
borkhar
borkhar
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 18025
محل سکونت : اصفهان

سوال سی ام (مسابقه سر نی در نینوا)

زینب پیام رسان کربلا

یکی از وظایف اصلی حضرت زینب سلام الله علیها در جریان حادثه کربلا، پیام رسانی بود. آن حضرت و امام سجاد علیه السلام می‌بایست پیام خون شهدای کربلا را به گوش همگان برسانند. تا این قیام برای همیشه ماندگار شده و درس آموز باشد و یزید و یزیدیان رسوا شوند و البته زینب سلام الله علیها به خوبی از عهده این وظیفه برآمد.

 

سرنی در کربلا می ماند اگر زینب نبودکربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

حضرت زینب سلام الله علیها دم دروازه کوفه (وقتی اسرای کربلا را به این شهر می‌بردند)، خطبه خواند. او به مردم که برای تماشای اسرا آمده بودند، اشاره کرد که ساکت باشند (وقد اومأت الی الناس ان اسکتوا).[۱۰]

سپس خطبه‌ای خواند که دشمن گفت: «ولم ار والله خفرة قط انطلق منها».[۱۱] زن با حیایی را ندیدم که بهتر از زینب سخن بگوید.

عده‌ای گفتند: گویی سخن علی علیه السلام است که از دهان زینب سلام الله علیها بیرون می‌آید.[۱۲]

زینب در بخشی از سخنانش فرمود: یا اهل الکوفه یا اهل الختل والغدر... ای مردم کوفه، ای نیرنگ بازان و بی وفایان... بدانید برای آخرت خویش کردار زشتی از پیش فرستادید... به خدا بایستی زیاد گریه گنید و کمتر بخندید که دامن خویش را به عار و ننگی آلوده نموده‌اید که هرگز نمی‌توانید آن را بشویید... آیا می‌دانید چه جگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله بریدید و چه حرمتی را هتک کردید...؟[۱۳]

در مجلس ابن زیاد نیز وقتی عبیدالله مغلوب شدن امام حسین علیه السلام و یارانش را، دلیل بر دروغگو بودن آن‌ها خواند،[۱۴] حضرت زینب سلام الله علیها در جواب گفت: الحمدلله الذی اکرمنا بنبیه و انما یفتضح الفاسق و یکذب الفاجر و هو غیرنا... .[۱۵]

ابن زیاد گفت: کیف رایت صنع الله باخیک و اهل بیتک؟ دیدی خداوند با برادرت چه کرد؟ حضرت زینب فرمود: «ما رایت الا جمیلا کتب علیهم القتل، فبرزوا الی مضاجعهم، و سیجمع الله بینک و بینهم، فتحاجون الیه و تخاصمون ثکلتک امک یا ابن مرجانه».[۱۶]

جز زیبایی ندیدم! اینان افرادی بودند که خداوند سرنوشتشان را شهادت تعیین کرده بود. آنان نیز به خوابگاه‌های ابدی خود رفتند و به همین زودی خداوند میان تو و آنان جمع کند و تو را به محاکمه کشد. بنگر تا در آن محکمه پیروزی از آنچه کسی خواهد بود مادرت به عزایت بنشیند ای پسر مرجانه.

ابن زیاد که به شدت از شجاعت زینب به خشم آمده بود گویی تصمیم کشتن زینب را داشت[۱۷] که عمرو بن حریث او را منصرف کرد.[۱۸]

در مجلس یزید نیز حضرت زینب خطبه‌ای روشن گرانه و رسواکننده خواند و به زنده بودن شهید و تداوم مسیر حق اشاره کرد. در منابع آمده است وقتی اهل بیت امام حسین علیه السلام را وارد مجلس یزید کردند، یزید سر امام حسین را در برابر خود گذاشت، حضرت زینب سلام الله علیها وقتی سر برادر را دید ناله‌ای جانسوز سرداد و صدا زد ای حسین علیه السلام ای حبیب رسول خدا صلی الله علیه و آله ای فرزند مکه و منی...

راوی می‌گوید: به خدا قسم هر که در مجلس بود به گریه افتاد.[۱۹]

در همین مجلس یزید با چوب خیزران بر دندان‌های امام حسین علیه السلام می‌زد و اشعاری می‌خواند.[۲۰] زینب سلام الله علیها برخاست و خطبه‌ای خواند که موجبات رسوایی یزید را فراهم کرد. در بخشی از این خطبه آمده است:

«... سرانجام کار آن‌ها که بد عمل کردند به جایی رسید که آیات خداوند را دروغ شمردند و بدان‌ها استهزا می‌کردند.[۲۱] ای یزید! آیا گمان کرده‌ای از این که ما را گرفتار ساختی و به صورت اسیر در این شهر و آن شهر گرداندی، این کارها سبب بی مقداری ما و دلیل قدرت‌مندی تو خواهد بود و خداوند مدد کار توست؟! ... مگر فراموش کردی که خداوند فرمود: «کافران نپندارند مهلتی که به آنان داده شده به سودشان خواهد بود، بلکه به آن‌ها فرصت می‌دهیم تا بر گناه خویش بیفزایند و با رسوایی، به کام عذاب خوارکننده وارد شوند!... . ای یزید! این جنایت‌های عظیم را انجام داده‌ای، آنگاه بدون این که خود را گناه کار بدانی یا جنایت خود را بزرگ بشماری، می‌گویی: «ای کاش پدران من بودند و فریاد می‌کردند: ای یزید! دست تو شل مباد؟» آن وقت چوب خیزران بر لب و دندان سید جوانان اهل بهشت می‌کوبی!؟... ای یزید! با این جنایت عظیم، جز پوست و گوشت خود را پاره نکردی و بزودی بر پیغمبر صلی الله علیه و آله وارد می‌شوی. باید پاسخ خون‌های فرزندان او را بدهی و حرمتی را که از اهل بیت علیهم السلام و پاره تن او شکسته‌ای پاسخ گو باشی... ای یزید! حال هر چه در توان داری و هر فریبی که می‌توانی انجام بده و در این راه کوشش خود را بکار گیر. به خدا سوگند. تو نمی‌توانی نام و وحی ما را خاموش سازی، و از این راه به آرزوی دلت برسی، این ننگ و عار را هم نمی‌توانی از دامن خود شستشو دهی.»[۲۲]

حضرت زینب سلام الله علیها در این خطبه‌ی شجاعانه، جنایت‌های یزید را آشکار و او را رسوا کرد. زینب برای همیشه نام و یاد امام حسین علیه السلام و نهضت آن حضرت را زنده کرد.

 

خطبه زینب اگر در سفر شام نبوداز فداکاری شاه شهدا نام نبود

نه همین نام نبود از شه گلگون کفناناثر از مکتب ارزنده اسلام نبود

عزاداری برای امام حسین علیه السلام

حضرت زینب سلام الله علیها علاوه بر این که در خطبه‌های خویش به مصیبت بزرگ شهادت امام حسین علیه السلام اشاره می کرد و با سخنان جانسوز خویش همگان را به گریه می انداخت، تلاش می کرد در هر فرصتی با یادآوری مصائب امام حسین علیه السلام در ماندگاری این حماسه عظیم نقش ایفا کند.[۲۳]

پس از شهادت امام حسین علیه السلام واحتمالاً در روز یازدهم محرم اهل بیت علیهم السلام درخواست کردند که آن‌ها را از محل قتل شهدا عبور دهند.[۲۴]

راوی می‌گوید: «فو الله لاأنسانی زینب بنت علی علیه السلام تندب الحسین علیه السلام و تنادی بصوت حزین و قلب کئیب: یا محمد صلی علیک ملائکه السماء هذا حسین بالعراء مرمل بالدماء...».[۲۵] به خدا قسم زینب دختر علی علیه السلام را فراموش نمی‌کنم که با صوتی حزین و قلبی شکسته فریاد می‌کرد ای رسول خدا صلی الله علیه و آله درود فرشتگان خدا بر تو باد این پیکر عریان حسین است که در خون آغشته است.

 

این کشته فتاده به هامون حسین توستاین صید دست و پا زده در خون حسین توست

در نقلی دیگر عصر روز یازدهم محرم وقتی اسرا را از کنار اجساد شهدا عبور دادند، زینب سلام الله علیها خودش را به بدن مقدس ابا عبدالله علیه السلام رساند... شروع به سخن کرد: «بابی المهموم حتی قضی، بابی العطشان حتی مضی». آن چنان دلسوز گریه کرد که «فابکت علیه کل عدو و صدیق.»[۲۶]

و در نقلی دیگر آمده است حضرت زینب سلام الله علیها در کنار بدن مقدس امام حسین علیه السلام، رو به سوی مدینه نمود و ندبه‌های دلخراش سر داد: «وامحمّداه! بَناتُکَ سَبایا وَ ذُرّیتُک مُقَتّله، تسفی علیهم رِیحُ الصّبا، و هذا حُسینٌ مجزوزُ الَّرأسِ مِنَ القَفا، مَسلُوبُ العمامِةِ والرِّداء...».[۲۷] ای پیامبر! اینان دختران شمایند که به اسیری می‌روند. اینان فرزندان شمایند که با بدن‌های خونین، روی زمین افتاده‌اند و باد صبا بر پیکر آنان می‌وزد! ای رسول خدا! این حسین علیه السلام است که سرش را از قفا بریده‌اند و عبا و ردایش را به غارت برده‌اند.

پس خطاب به مادرش حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها چنین ادامه داد: ای مادر داغدیده! ای دختر پیامبر! به کربلا نگاه کن! حسینت را با سر بریده و دخترانت را با خیمه‌های غارت شده و سوخته بنگر! مادر! ببین دخترانت را کتک می‌زنند! مادرم! این حسین است که در خون غلتیده، او را تشنه شهید کرده و بدنش را با نیزه‌ها و سم اسبان سوراخ سوراخ کرده‌اند. اینان مورد ظلم حرام زادگان و آزادشدگان پدرت رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار گرفته‌اند.[۲۸]

در شام نیز حضرت زینب در محله‌ای به نام «دارالحجاره» که محل اقامت اسرا بود، مجلس عزاداری برای امام حسین علیه السلام برپا کرد به گونه‌ای که یزید از حضور اهل بیت علیهم السلام در شام احساس خطر کرد و دستور بازگشت آن‌ها را به مدینه صادر کرد.[۲۹]

زینب قافله سالار اسرای کربلا

پس از شهادت امام حسین علیه السلام وظیفه قافله سالاری بر عهده زینب سلام الله علیها گذاشته شد. رئیس قافله اوست.[۳۰] چون یگانه مرد؛ یعنی زین العابدین علیه السلام در این وقت به شدت مریض است. زینب سلام الله علیها علاوه بر حفاظت از جان امام سجاد علیه السلام می‌بایست از اطفال و فرزندان قافله اسیران نیز محافظت کند. آن بانوی گرامی از همان عصر عاشورا به دستور امام سجاد علیه السلام مامور شد زنان و کودکان آواره را در خیمه‌ای جمع کند.

سعی و تلاش زینب سلام الله علیها در محافظت از اسرا به حدی بود که به لقب «امینة الله» ملقب شد.[۳۱] چرا که اسرا امانت‌هایی بودند، ‌که بدست آن حضرت سپرده شده بودند.

آن حضرت در مجلس یزید اجازه نداد فاطمه دختر امام حسین علیه السلام را به کنیزی ببرند و با جدیت جلوی این کار را گرفت.[۳۲]

امام سجاد علیه السلام در این سفر در همه امور با زینب مشورت می‌کرد، چرا که زینب را غمگسار اسیران و پرستار یتیمان می‌دانست.[۳۳]

  1.  
  2. پرش به بالا↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، علمی و فرهنگی، 1371، چاپ ششم، ج2، ص180 و شیخ مفید، پیشین، ج2، ص93.
  3. پرش به بالا↑ فان کنت عزمت علی قتله فا قتلنی معه. سید بن طاووس، لهوف، ترجمع سید احمد فهری زنجانی، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل، 1388، چاپ سوم، ص 228 و مجلسی، ج45، ص117 و ابن عساکر، ج41، ص367 و طبری، پیشین، ج5، ص458 و ابن اثیر، پیشین، ج4، ص82.
  4. پرش به بالا↑ قمی، جعفر بن محمد بن قولویه؛ کامل الزیارات، بی جا، موسسه نشر اسلامی، ‌1417، چاپ اول، ص 445 و مجلسی، پیشین، ج28، ص57.
  5. پرش به بالا↑ «حدثتنی ام ایمن ان رسول الله زار منزل فاطمه...» قمی، جعفر بن محمد بن قولویه؛ همان، ص 445-448 و مجلسی، پیشین، ج28، ص57.
  6. پرش به بالا↑ نقدی، شیخ جعفر؛ الانوار العلویه، نجف، الحیدریه، 1381، ص 435 به نقل از الخصائص الحسینیه.
  7.  
  8. پرش به بالا↑ سید بن طاووس، پیشین، ص 208-210 و شیخ مفید، الامالی، پیشین، ص 321-322 و طبرسی، احمد بن علی؛ پیشین، ج2، ص29.
  9. پرش به بالا↑ الحمدلله الذی فضحکم و اکذب احدوثتکم. سید بن طاووس، پیشین، ص 224 و شیخ صدوق، امالی، پیشین، ص 229 و نیشابوری، فتال؛ روضة الواعظین، قم، منشورات الرضی، بی تا، ص 190.
  10. پرش به بالا↑ شیخ مفید، الارشاد، پیشین، ج2، ص115 و طبرسی، فضل بن حسن؛ اعلام الوری، تهران، اسلامیه، 1390، چاپ سوم، ج1، ص471 و سید بن طاووس، پیشین، ص224 و شیخ صدوق، امالی، پیشین، ص 229 و نیشابوری، پیشین، ص190.
  11. پرش به بالا↑ «فغضب ابن زیاد و کانه هم بها» سید بن طاووس، پیشین، ص224 و ابن نما حلی، پیشین، ‌ص71 و بحرانی، پیشین، ص383 و مجلسی، ج45، ص116.
  12. پرش به بالا↑ سید بن طاووس، پیشین، ص226 و مجلسی، پیشین، ج45، ص116 و بحرانی، پیشین، ص383 و سید محسن الامین، پیشین، ص209.
  13. پرش به بالا↑ سید بن طاووس، پیشین، ص226 و مجلسی، پیشین، ج45، ص116 و بحرانی، پیشین، ص383 و سید محسن الامین، پیشین، ص209 و طبرسی، فضل بن حسن، پیشین، ج1، ص472.
  14. پرش به بالا↑ فابکت ولله کل من کان حاضرا فی المجلس. سید محسن الامین، پیشین، ص222 و سید بن طاووس، ‌ص212 و مجلسی، پیشین، ج45، ص133 و شیخ عباس قمی، منتهی الامال، پیشین، ج1، ص765.
  15. پرش به بالا↑ لیت اشیا خی ببدر شهدوا...
  16. پرش به بالا↑ «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَی أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِؤُون» سوره روم، آیه/10.
  17. پرش به بالا↑ اَظَنَنتَ یا یَزیدُ! حَیثُ اَخَذتَ عَلَینا أقطارَ الَارضِ و آفاقَ السَّماءِ فَأصبَحنَا نُساقُ کما تُساقُ الاساری، اِنَّ بنَا عَلَی اللِه هَواناً... حَسُبنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکِیل بحرانی، پیشین، ص435 و سید محسن الامین، پیشین، ص230 و ابن طیفور، بلاغات النساء، قم، مکتبه بصیرتی، بی تا، ص22 و سید بن طاووس، پیشین، ص107.
  18. پرش به بالا↑ شهید مطهری می نویسد: مجلس عزای حسین علیه السلام را برای اولین بار زینب بر پا کرد». مطهری، پیشین، ج1، ص333.
  19. پرش به بالا↑ قلن بحق الله الا مررتم علی مصرع الحسین. بحرانی، ص302 و سید محسن الامین، پیشین، ص197 و سید بن طاووس، پیشین، ص 158.

***چرا حضرت زینب (س) به امینءالله معروف شد؟***

سه شنبه 16 مهر 1398  11:59 AM
تشکرات از این پست
mansoor67 hosinsaeidi sahel401 v_saeidi124 nargesza mr_nariiman asker1333 kafokhon lotfi64431 niny200527 shirdel2
دسترسی سریع به انجمن ها