سیره معصومین ( ع) بهترین الگوی بازسازی اخلاقی است

 
hosinsaeidi
hosinsaeidi
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 3735
محل سکونت : کرمانشاه

سیره معصومین ( ع) بهترین الگوی بازسازی اخلاقی است

سیره معصومین (ع) بهترین الگوی بازسازی اخلاقی است

یکی از نکات جالب توجّه زندگانی امام باقر(ع) اهتمام ایشان در جلب محبّت افراد خانواده و فراهم آوردن لوازم تحکیم خانواده است

سیره معصومین (ع) بهترین الگوی بازسازی اخلاقی است

۱۰ مهر ۱۳۹۸ 1 192.8 KB 0 0

سیره معصومین (ع) بهترین الگوی بازسازی اخلاقی است

سیره معصومین (ع) بهترین الگوی بازسازی اخلاقی است. امام باقر (ع) با پرورش صفات و فضائل اخلاقی ناب در گوهر وجودشان، علاوه بر نورانی کردن باطن خود، فضای خانواده و جامعه خویش را از این نورانیت بهره مند کرده اند که می توان شعاع این گسترش برکت را تا روز قیامت، در تمام گستره هستی ترسیم کرد.

در ادامه به بخشی از برجستگی های اخلاقی امام باقر (ع) اشاره می کنیم.

اخلاق

الف) عبادت و پارسایی

امام صادق علیه السلام می فرماید: «پدرم، همواره مشغول ذکر خدا بود. هنگام خوردن غذا ذکر خدا می گفت. وقتی با مردم صحبت می کرد، از یاد خدا باز نمی ماند و کلمه «لا اله الاّ الله» همواره بر زبانش جاری بود. [سحرگاهان ] ما را به عبادت و شب زنده داری تا برآمدن آفتاب فرا می خواند. به آن دسته از اعضای خانواده که قرائت قرآن می دانستند، خواندن قرآن را دستور می داد و بقیه را به گفتن ذکر خدا سفارش می نمود».[1]

امام صادق علیه السلام در بیان خداترسی پدر بزرگوارش می فرماید: «پدرم نیمه های شب خدا را با سوز و گداز چنین می خواند؛ بارالها! خواندی، کوتاهی کردم، رماندی، سرباز زدم، ببین، اینک منم، بنده تو، سرافکنده به درگاهت و هیچ عذر و خواسته ای ندارم».[2]

ب) دوری از دنیا

زندگی فردی امام به دور از زیور و زینت دنیایی بود. اتاق امام بسیار ساده و کوچک بود،[3] ولی هرگز به زنان خویش سخت نمی گرفت و هرگز خاطر خویش را از اندیشه در امور دنیایی نمی آشفت. و می فرمود: «دنیا را مانند کاروان سرایی فروگذار که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرموده: مَثَل من و دنیا مَثَل سواری است که ساعتی زیر سایه درختی فرود می آید و بر می خیزد و از آنجا می رود».[4]

زندگی فردی امام علیه السلام به دور از زیور و زینت دنیایی بود

ج) دانش و بینش

آوازه دانش امام علیه السلام بر تمامی سرزمین های اسلامی سایه افکنده بود و مردم، به ویژه دانشوران، شیفته نام و آوازه او بودند و این شیفتگی در بین مردم عراق بیشتر به چشم می خورد و دوست و دشمن زبان به ستایش دانایی او گشوده بودند. آوازه شهرت او تا دوردست های سرزمین های اسلام رسیده بود؛ همچنان که راوی می گوید: «دیدم در حلقه درس او مردم خراسان حضور دارند و اشکالات علمی خود را مطرح می کنند».[5]
د) پاکیزگی و آراستگی

رعایت بهداشت فردی، نقش مهمّی در زندگانی امام داشت. هر چند در آن دوران امکانات بهداشتی و پزشکی بسیار محدود بود، امام در همان روزگار بسیار بدان اهمیت می داد و رعایت آن را به پیروان خویش نیز سفارش می کرد. امام، همواره محاسن و ناخن های خود را حنا می کرد،[6] لباس های تمیز می پوشید،[7] و ناخن هایش را کوتاه می کرد و می فرمود: «ناخن های خود را کوتاه کنید؛ زیرا آنها محلّ جمع شدن شیطان هستند».[8]امام، همواره در محیط های عمومی با لباس های برازنده و تمیز حاضر می شد؛[9] به گونه ای که نزدیکان در مورد ایشان می گفتند: ظاهر او بیشتر به جوانان می ماند.[10]

امام و خانواده

الف) ایجاد پیوند عاطفی با همسر

یکی از نکات ارزنده و جالب توجّه زندگانی امام باقرعلیه السلام در این راستا، اهتمام امام در جلب محبّت افراد خانواده و فراهم آوردن لوازم تحکیم خانواده است.

«حسن زَیّات بصری» به همراه یکی از دوستانش به حضور امام شرف یاب می شود تا برای پرسش های خود پاسخی از امام دریافت کند. وی پس از ورود به اتاق امام با صحنه ای روبه رو می شود که تعجّب او و همراهش را برمی انگیزد. او امام و اتاقش را در حالتی بسیار آراسته مشاهده می کند. به هر حال، پرسش هایش را مطرح می کند و پاسخ می شنود. هنگام برخاستن و خارج شدن، امام به او می فرماید: «فردا همراه دوستت نزد من بیا». روز بعد به منزل امام می آیند، ولی ایشان را در اتاقی خاکی که فقط حصیری در آن پهن بود، پشمینه بر تن یافتند.

امام به او فرمود: «ای برادر بصری! اتاقی را که دیشب مشاهده کردی، اتاق همسرم بود و اسباب و اثاثیه ای هم که در آن بود، به او تعلّق داشت. او خودش را برای من زینت کرده بود و من هم باید خود را برای او زینت می کردم. بنابراین، گمان بد به دل خویش راه مده». او گفت: «فدایت شوم! سوگند که در مورد شما بدگمان شده بودم، ولی اینک خدا بدگمانی را از دلم بیرون کرد و دریافتم که حقیقت، همان است که شما فرمودید.»[11] امام برای جلب رضایت و خشنودی همسر خود بسیار تلاش می کرد تا با ارتباط عاطفی بیشتر، بنیان خانواده خویش را استحکام بیشتری ببخشد.

5d933afdc8fdb.jpg

اخلاق اجتماعی

الف) دستگیری از نیازمندان جامعه

کمک به محرومان، نیازمندان و ستمدیدگان جامعه، اصل بزرگی در زندگانی امام باقر علیه السلام بود و برطرف کردن نیازهای مادّی و روحی آنان را مهم ترین فعالیت های اجتماعی خود به شمار می آورد. امام، آنان را دور خود جمع می کرد، سخنانشان را می شنید و دردهایشان را آرامش می بخشید. امام روزهای ویژه ای را به دستگیری و انفاق به مستمندان اختصاص می داد و دیگران را نیز به آن برمی انگیخت. در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام آمده است:

«با وجود این که پدرم از نظر بنیه مالی ضعیف تر از سایر افراد خاندانش و نیز مخارج زندگی اش بیشتر از بقیه بود، ولی در روز جمعه به نیازمندان کمک می کرد، حتّی اگر کمک او به اندازه یک دینار بود و می فرمود: پاداش صدقه و کمک به نیازمندان در روز جمعه برتری دارد؛ همان گونه که روز جمعه نسبت به دیگر روزهای هفته دارای برتری است».[12] ویژگی برجسته امام در دستگیری از مستمندان این بود که هرگز آنان را «سائل؛ گدا» خطاب نمی کرد و همواره به دیگران می فرمود: «آنان را به بهترین نام هایشان صدا بزنید».[13]

امام روزهای ویژه ای را به دستگیری و انفاق به مستمندان اختصاص می داد

ب) احترام به مالکیت اجتماعی

ضرورت احترام به حقوق مالی و دارایی های مردم، حتّی اقلیت های دینی، از مسائلی است که اسلام به آن توجّه ویژه ای دارد. اسلام، صرف نظر از رعایت حقوق مسلمانان، رعایت حقوق دیگر کسانی را که با مسلمانان زندگی می کنند، ضروری می داند و حتّی تجاوز به حقوق مالی و دارایی های فرقه ها و گروه هایی را که معصومین آنها را لعن و نفرین کرده اند، بر نمی تابد و مالکیت آنها را محترم می شمارد. «ابو ثمامة» در این باره می گوید:

«روزی خدمت امام باقرعلیه السلام رسیدم و عرض کردم: فدایت شوم! من قصد دارم در مکّه اقامت گزینم و ساکن آنجا باشم، ولی به یکی از پیروان فرقه مُرجئه[14] بدهکارم و به او مدیون هستم، حال می خواهم نظر شما را بدانم. امام در پاسخ فرمود: نزد طلبکار خود بازگرد و طلبش را بپرداز و به گونه ای زندگی کن که وقتی به دیدار پروردگارت شتافتی، از سوی کسی دِیْنی برگردن تو نباشد؛ زیرا مسلمان هرگز خیانت نمی کند».[15]

د) خوش رویی

اسلام، اهمیت زیادی به خوش خُلقی و برخورد نیکو با مؤمنان داده و آن را یکی از ارزش های والای اخلاقی می داند. امام باقرعلیه السلام می فرماید: «لبخند مرد به روی برادر مؤمنش بسیار پسندیده است و سِتُردن غبار (اندوه) از چهره او حسنه است و خدا به چیزی برتر از شاد کردن دل مؤمن پرستش نشده است».[16]

امام از شاد کردن دیگران خشنود می شد و گاه اطرافیان را به شوخی های ستوده و در حدّ اعتدال - که موجب سرور و خوشحالی افراد می شود - تشویق می کرد و به آنها می فرمود: «همانا خداوند آن کس را که در میان جمعی شوخی [ستوده ] می کند، دوست می دارد؛ در صورتی که مزاح او آمیخته با سخنان ناروا نباشد».[17]

امام از شاد کردن دیگران خشنود می شد و گاه اطرافیان را به شوخی های ستوده،تشویق می کرد

ه) ابراز صمیمیت در معاشرت با دوستان

از دیگر سجایای اخلاقی که اسلام بر آن تأکید کرده است، ابراز محبّت دو مؤمن به هم است؛ زیرا محبّت اگر ابراز شود، صمیمیت طرف مقابل را نیز به همراه دارد و او پس از آگاهی از محبّت، می کوشد تا به آن پاسخ گوید که این تلاش، به تحکیم رابطه دوستی و ایجاد صمیمیت بیشتر بین آنها می انجامد. همچنان که در احادیث و سخنان امامان معصوم (علیهم السلام) نیز رویکرد گسترده ای به موضوع نشان دادن محبّت به دوستان و دوری از مخفی کردن آن، شده است. این موضوع نمود فراوانی در رفتار امام باقرعلیه السلام داشت.

گاه امام به کسانی که برای خداحافظی پیش از مسافرت نزد او می آمدند، سفارش می کرد که سلام او را به یک یک دوستان و آشنایانش درآن شهر برسانند.[18]

و) حضور در اجتماعات

تابناکی علم و ایمان، چهره امام باقرعلیه السلام را آن گونه دلربا ساخته بود که هر گاه در جمعی حضور می یافت، غریبه و آشنا، ناخواسته محو دیدار او می شدند.

«ابوحمزه ثمالی» می گوید:

«سالی اباجعفرعلیه السلام به حج رفت. او مشغول انجام مناسک حج بود و حاجیان شیفته شکوه و فریفته هیبت و جمال او شده بودند. هشام بن عبدالملک - حکمران وقت - نیز در آن جا حضور داشت و با دیدن توجّه احترام آمیز مردم به امام، شگفت زده شد. شخصی از اطرافیان او پرسید: این شخص کیست که تابش علم و دانش از سیمای او پیداست؟ [و مردم او را نور علم نامیده اند] تا او را مجازات کنم؟! ولی هنگامی که امام در برابر او قرار گرفت، هیبت امام، او را ترساند و گفت: ای پسر رسول خدا! من مجالس زیادی را از خاندان عباس دیده بودم، ولی استفاده ای که در محضر آنان می بردم، هرگز به اندازه آنچه در محضر شما می آموزم، نیست. امام پاسخ داد: وای بر تو که تربیت شده شامیان هستی! تو اکنون در برابر پرورش یافته ای [از کانون ولایت و مهد امامت ] هستی که خدا خانه های آنان را به بلند مرتبگی و یاد و نام خود برافراشت و برگزید».[19]
منبع: نشریه فرهنگ کوثر (62)، ابوالفضل هادی منش

پی نوشت ها:

[1] . ائمتنا، ج1، ص341؛ اعیان الشیعه، ج1، ص651 (با اندکی تفاوت).

[2] . کشف الغمة، ج2، ص324 ؛ الفصول المهمة، علی بن محمد بن احمد المالکی، قم، دار الحدیث الثقافیة، اوّل، 1422 ق، ج2، ص885 .

[3] . ر.ک: بحارالانوار، ج46، ص292.

[4]. تذکرة الخواص، سبط ابن الجوزی، نجف، مکتبة النینوی الحدیثة، بیتا، ص338؛ احقاق الحق و ازهاق الباطل، سید نورالله حسینی مرعشی تستری، تهران، مطبعه الاسلامیة.

[5] . بحار الانوار، ج42، ص357.

[6] . ر. ک: بحار الانوار، ج46، ص 299.

[7] . ر. ک: بحار الانوار، ج46، ص292.

[8] . مکارم الاخلاق، ابو نصر حسن بن فضل الطبرسی، تهران، چاپخانه حیدری، 1376 ق، ص72، گویا در آن روزگار مردم میکروب را شیطان می پنداشتند که عامل بیماری یا مرگ انسان ها می شود و امام برای تفهیم موضوع، از این تعبیر بهره برده اند.

[9] . بحار الانوار، ج46، ص292.

[10] . حلیة الابرار، سید هاشم البحرانی، قم، مطبعة العلمیة، 1356 ش، ج2، ص121.

[11] . قاموس الرجال، محمد تقی التستری، قم، موسسه النشر الاسلامی، 1415 ق، دوم، ج3، ص239.

[12] . اعیان الشیعه، ج1، ص653 ؛ انوار البهیّة، ص141.

[13] . ائمتنا، ج1، ص345 ؛ احقاق الحق، سید نور الله الحسینی التستری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1395 ق، ج 12، ص179.

[14] . مرجئه نام یکی از فرق اسلامی است؛ آنان بر خلاف خوارج که فرد مرتکب به گناه کبیره را کافر می دانستند، عقیده داشتند که مسلمانان با ارتکاب کبیره از اسلام خارج نمی شوند و همین عقیده باعث شد که سیاست خود را بر سکوت بنا نهند و حاکم یا خلیفه مرتکب کبیره را واجب الاطاعه و عادل بدانند. (فرهنگ فرق اسلامی، محمد جواد مشکور، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، 1368ش، ص402).

[15] . علل الشرایع، شیخ صدوق، قم، مکتبه داوری، بی تا، ج2، ص528 ؛ بحارالانوار، ج100، ص142.

[16] . اصول کافی، محمد بن یعقوب الکلینی، قم، انتشارات اسوه، دوم، 1372ش، ج4، ص558.

[17] . اصول کافی، محمد بن یعقوب الکلینی، قم، انتشارات اسوه، دوم، 1372 ش، ج4، ص63.

[18] . اصول کافی، ج4، ص530.

[19] . اعیان الشیعه، ج1، ص653 .

چهارشنبه 10 مهر 1398  8:08 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها