آرامش زمینه ساز پیشرفت

 
hosinsaeidi
hosinsaeidi
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 3209
محل سکونت : کرمانشاه

آرامش زمینه ساز پیشرفت

 

آرامش زمینه ساز پیشرفت
تا هنگامی که شخص نتواند درون خود و فضای خانواده گی اش را  اصلاح کند، به پیشرفت حقیقی نائل نمی شود. شرط اول و مهم پیشرفت، سامان دادن زندگی مشترک است. یک زمین ناهموار و سست، سکوی مناسبی برای پرواز نیست، قطعاً پیش از این که پرواز کنیم، زیر پاهایمان خالی می شود. رسیدن به چنین ثبات و آرامشی دشوار نیست، بلکه امری دست یافتنی است. نزد خود نگوییم «این توقعات و آرامشی که همسرم از من می خواهد  سالیان سال وقت و تلاش می برد» مطمئن باشید که این گونه نیست و به فضل الهی رسیدن به آن را آسان تر از آن چه که پیش بینی کرده اید، خواهید یافت. حال سؤال اساسی این است که در اینجا «پیشرفت» چه می شود؟ آیا ازدواج نسبت به «پیشرفت» سکوت دارد؟
آیا «پیشرفت» باید فدای اصل اساسی ازدواج، یعنی آرامش بشود؟ قطعاً پاسخ منفی است. اگر کسی در زندگی خانوادگی احساس آرامش کند، آن آرامش مقدمه پیشرفت او می شود. اگر می خواهید پیشرفت معنوی کنید، در پی این نباشید که همسرتان عارف شود، بلکه به دنبال آن باشید که با همسرتان به آرامش برسید تا از برکت آن به پیشرفت های معنوی دست یابید. اگر می خواهید پیشرفت علمی کنید در پی آن نباشید که همسرتان از نظر علمی سرآمد باشد، بلکه به دنبال آن باشید که از برکت حضور همسرتان بتوانید با آسودگی و امنیت خاطر در این مسیر پیش بروید. کسانی که در حرکت های اجتماعی، توفیقات و برکات زیادی داشته اند، اغلب مرهون همسری هستند که در نزدش آرامش یافته اند.

کسانی که در حرکت های اجتماعی، توفیقات و برکات زیادی داشته اند، اغلب مرهون همسری هستند که در نزدش آرامش یافته اند.
در غالب موارد یک همسر شایسته مستقیماً در کارهای فرد دخالت  ندارد، مثلاً مطالب تحقیقاتی او را فیش برداری نمی کند یا مانند یک همکار او را یاری نمی¬دهد، بلکه او را به آرامش روحی می رساند تا او با طیب خاطر وارد عملیات گسترده ی اجتماعی، فرهنگی، علمی و یا اقتصادی بشود. باید مراقب بود که از ازدواج و ثمره اش همین قدر انتظار داشت و چیز بیشتری از آن طلب نکرد. الزاماً موفقیت امام خمینی (رحمه اللّه) را نباید در فقاهت یا سیاست مدار بودن همسرشان جستجو کرد. اگر می خواهید بدانید چرا علّامه طباطبایی (رحمه اللّه) یا خانم امین موفق بودند؛ برای ایشان در پی همسری فیلسوف و مفسر نباشید که در خانه با هم به بحث و درس می نشستند. آن چیزی که عامل موفقیت آنها شده، آرامشی بوده است که در نزد همسر خود داشته اند و آن آرامش الزاماً از نوع همکاری نبوده، بلکه به دلیل تطابق روحی و درک متقابل و تفاهمی بوده است که با هم داشته اند. توجه داشته باشید در اینجا منظور نفی همکار بودن، هم رشته بودن و هم سطح بودن زن و شوهر نیست. 
 همسر امام خمینی (رحمه الله علیه) می توانست فقیه باشد یا نباشد، امّا این گونه نبود که فقیه بودن او یا نبودن او، در ایجاد آرامش در خانه و خانواده و در نتیجه موفّقیت های امام مؤثر باشد،  بلکه شخصیت، درک و فهم ایشان در حوزه ی حقوق همسری است که زندگی ایشان و همسرشان را ممتاز می کند. حال اگر سؤال شود که پافشاری و درخواست از همسر برای رسیدن به درجه بالاتر علمی و یا اجتماعی، امری پسندیده است یا خیر؟ پاسخ این خواهد بود که اگر این درخواست، به قیمت سلب آرامش خانواده باشد، قطعاً مورد تأیید نیست و اگر آرامش همسر و خانواده را بر هم نمی  زند و زن و مرد هر دو با کمال رضایت، سختی و دشواری این راه را می پذیرند، بسیار امر پسندیده ای است.

در غالب موارد یک همسر شایسته مستقیماً در کارهای فرد دخالت ندارد، بلکه تلاش می کند همسرش را به آرامش روحی می رساند تا او با طیب خاطر وارد عملیات گسترده ی اجتماعی، فرهنگی، علمی و یا اقتصادی بشود.
در همۀ ی شرایط، آن «آرامشی» که هدف ازدواج بوده است باید اصل باشد، حال چنان چه مواردی به دست یابی این اصل یاری رسانند باید تقویت شوند و چنان چه نقش بازدارندگی داشته باشند، باید حذف گردند. باید توجه داشت که منظور از آرامش، آرامش سطحی یعنی داشتن رفاه و عدم تحمل سختی ها نیست، بلکه منظور از آرامش امری معنوی است که به احساس، ادراک و تلقی فرد از محیط خانه و خانواده بر می گردد. بالاخره کسی که می خواهد پیشرفت کند تا اندازه ای راحتی خود و همسرش را از دست می دهد، امّا هنر زوج ها در این است که بتوانند امور اجتماعی و خانه را به نحوی با یکدیگر جمع کنند که آرامش آنها مختل نشود. 
زن و شوهر خوشبخت کسانی هستند که درک درستی از شرایط و موقعیت همسر خود داشته باشند و در پی این درک، شرایط همسر  خود را به درستی به جا آورند. مثلاً ممکن است زنی از نظر مسائل فرهنگی و اجتماعی رشد چندانی نداشته باشد ولی با توجه به جایگاه و شرایط همسر خود، محیط خانه و خانواده را به گونه ای  مهیّا کند که مرد بتواند در اجتماع بسیار خوب عمل کند و همواره راه پیشرفت خود را هموار ببیند. شاید مثال ها و مصادیق در ذهن خواننده این شبهه را ایجاد کند که سمت و سوی همه این سخنان در تأکید بر فاصله گرفتن زنان از امور اجتماعی و تشویق آن ها به ماندن در خانه، به منظور ایجاد آرامش در خانواده است. در پاسخ باید گفت: نه اشتغال زنان اصل است و نه خانه ماندن او، بلکه اصل، آرامش زن در کانون خانواده است.

منظور از آرامش امری معنوی است که به احساس، ادراک و تلقی فرد از محیط خانه و خانواده بر می گردد.
شاید در شرایط کنونی که خانواده ها مستقل از یکدیگر زندگی می  کنند و کارهای منزل به شدت و زمانبری گذشته نیست، بهتر باشد که زن - به خاطر تضمین آرامشش- به ارتباط های اجتماعی  بیشتری بپردازد. در هر حال توصیه های واحدی برای همه زنان وجود ندارد، بلکه همه این ها بستگی به شرایط و روحیّات زن دارد. باید بررسی کرد که شرایط زن، فضای داخل خانه و فضا و نوع کار خارج از خانه، تا چه حد آرامش او را مختل یا تضمین می کند.

منبع: کتاب سرّ دلبران (عوامل آرامش بخش و نشاط آفرین در خانواده)، امیرحسین بانکی پورفرد

چهارشنبه 23 مرداد 1398  11:33 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها