رعایت آستانه تحمل خود و دیگران

 
hosinsaeidi
hosinsaeidi
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2590
محل سکونت : کرمانشاه

رعایت آستانه تحمل خود و دیگران

رعایت آستانه تحمل خود و دیگران

اگر از اول، بنای ناساز توقع را در ذهنمان خراب کنیم، اگر از همان نخست، بدون هیچ توقعی با همه چیز و همه کس مواجه شویم، اساساً ...

رعایت آستانه تحمل خود و دیگران

۱۶ آبان ۱۳۹۶ 196 13.7 KB 23 0

رعایت آستانه تحمل خود و دیگران

زن و مرد باید بدانند که اگر قصد فتح قله های زندگی را دارند، باید شدائد و ناملایمات زیادی را پشت سر بگذارند؛ اما هر کس آستانه ی تحملی دارد که نباید بیش از آن پیشروی کند و دیگران نیز نباید بیش از آن، از او انتظار داشته باشند. چنانچه در قرآن نیز آمده است: «لَا یکَلِّفُ اللهُ نَفساً اِلَّا وُسعَها»؛[1] خداوند هیچ کس را جز به اندازه ی توانش تکلیف نمی کند.
یکی از مشکلات اساسی و واقعی در روابط زناشویی این است کهزن و شوهر روابط خود را به طور کامل بر پایه عشق بنا می کنند و آن وقت تقاضاهای متعددی بر آن تحمیل می شود که عشق به تنهایی از عهده ی انجام آن بر نمی آید؛ و با وجود اینکه زن و مرد عمیقاً یکدیگر را دوست دارند اما چون نمی توانند با یکدیگر کنار بیایند، خیلی زود خسته می شوند و روابط را خفه می کنند.
توقعاتی مثل «اگر مرا دوست داری هیچ کاری را بدون من نخواهی کرد»؛ «مثل من فکر کن؛ احساس کن؛ عمل کن اگر نکنی معلوم می شود مرا دوست نداری» که نوعی رشوه گیری از عشق به حساب می آید، بیانگر همین موضوع است. در حالی که لازم است زن و مرد میزان ظرافت و تفاوت های یکدیگر را در نظر بگیرند.[2]
لذا اگر در زندگی برای خود سیری در نظر گرفته ایم، باید تاب و تحمل همسرمان را نیز در این سیر محاسبه کنیم. باید دقت داشته باشیم که بنای زندگی را بر مبنای تاب و توان هر دویمان طراحی کنیم.
چنان چه همراه با شخص دیگری در رودخانه شنا می کنیم، جایز به هر گونه شنایی با هر سرعت و مسافتی نیستیم، شاید با کسی همراه شده ایم که نمی تواند مانند ما، به مدت طولانی نفس خود را حبس و در زیر آب شنا کند؛ اگر او را وادار به همراهی کنیم، وی را تا مرز خفگی جلو برده ایم. البته فراموش نشود که طرفین نیز باید به میزان آستانه ی تحملشان مشکلات را تحمل کنند و با اندک ناملایمتی صحنه را ترک نکنند.

هر کس آستانه ی تحملی دارد که نباید بیش از آن پیشروی کند و دیگران نیز نباید بیش از آن، از او انتظار داشته باشند. خداوند هیچ کس را جز به اندازه ی توانش تکلیف نمی کند.


هر یک از ما نیز باید مراقب باشیم که قبل از طاق شدن طاقتمان، هشدارهای لازم را به همسرمان بدهیم و او را از این امر آگاه کنیم.[3] به عنوان نمونه می توانیم چنین بگوییم: «من تا حالا توانسته ام خودم را خوب کنترل کنم ولی ممکن است دیگر نتوانم به این خوبی بر خود مسلط بمانم. شما یک جوری زندگی را جلو ببرید که بیش از این فشار نبینیم.»
گاه چنان مشکلات را در دل نگاه می داریم و بیش از ظرفیت خود چنان آنها را تحمل می کنیم که نهایتاً به مرز انفجار و همه ی زحمات چندین ساله ی خود را به باد فنا می دهیم. البته این بدان معنا نیست که به محض اندک فشاری، تاب و توان خود را از دست رفته اعلام کنیم؛ در این مورد باید جانب صدق و راستی رعایت شود؛ تا با یک هشدار کوچک از سوی یکی، دیگری مسئله را جدی بگیرد.

5a01837932b8c.jpg

پرهیز از توقع
عامل بعدی توقع نداشتن از دیگران، خاصه همسر است. توقع فعل شیطان است. قبل از خلقت آدم و بحث خلیفه الهی او، شیطان در بهشت سروری می کرد. او معلم ملائکه بود. از طرف خداوند خطاب به همه ی ملائکه ندا آمد که آماده ی امتحان من باشید.
ملائکه به دور شیطان جمع شدند و به او گفتند تو از ما عالم تری و در آن امتحان قبول خواهی شد. در وجود شیطان هم چنین باوری بود که از این امتحان سربلند بیرون می آید؛ اما چه شد؟ همه قبول شدند الّا شیطان. چرا؟ زیرا هیچ کدام از آنها توقع رسیدن به مرتبه ی خلیفه الهی نداشتند الا شیطان و همین توقع، او را از اوج عزت به حضیض ذلت کشاند.
اگر از همان آغاز زندگی دندان خراب توقع را بکنیم و دور بیندازیم، به نحوی، نقطه ی تمام اختلافات را از میان برده ایم. نقطه ی شروع تمامی اختلافات «توقع» است. ممکن است بگویید که انجام وظایف در حیطه ی تکالیف افراد است و وقتی تکلیفی بر عهده ی انسان می گذارند، توقع هم در پی آن تکلیف، زاده می شود. یا بگویید ما با توقع زندگی را شروع می کنیم و با توقع ادامه می دهیم و زندگی، سراسر، توقعات مثبت و منفی ای است که از یکدیگر داریم.
پاسخ آن است که: «وظیفه» هست اما در مقابلش «توقع» نیست. اگر از اول، بنای ناساز توقع را در ذهنمان خراب کنیم، اگر از همان نخست، بدون هیچ توقعی با همه چیز و همه کس مواجه شویم، اساساً دچار بسیاری از غم و غصه ها نخواهیم شد تا بخواهیم در صدد رهایی از آنها باشیم.

نقطه ی شروع تمامی اختلافات «توقع» است.


ریشه ی غصه ها، ضعف اعصاب ها، حسادت ها و مشکلات ما، در توقعات ماست. پرسیدن این سؤال رایج که از همسرتان چه توقعی دارید، از بیان غلط است. اگر بیاموزیم که از او توقعی نداشته باشیم، موضوع بسیاری از اختلافات برچیده می شود. مگر ما، از خودمان چه داریم؛ مالک چه هستیم که می خواهیم توقعی داشته باشیم. توقع، مربوط به کسی است که از خودش چیزی داشته باشد، صاحب اراده مستقل و آزاد باشد. ما هنگامی در چاه توقع فرو می افتیم که عبد بودن خود را فراموش می کنیم. در حالی که همواره باید به خاطر داشته باشیم که همه ی ما عبدیم و برای عبد توقعی وجود ندارد.
از سوی دیگر وقتی همسری از برآورده شدن برخی انتظاراتش ناامید می شود، به جای نارضایتی می تواند به علاقه ی خود به شاد کردن همسرش توجه کند. سپس انتظارات خود را تعدیل و کمال طلبی را کنار بگذارد و آنگاه زندگی را همان طور که هست بپذیرد.

منبع: کتاب سرّ دلبران (عوامل آرامش بخش و نشاط آفرین در خانواده)، امیرحسین بانکی پور فرد


----------------------------
پی نوشت ها:
[1]. بقره/286.
[2]. برگرفته از آدم سازی در روان شناسی خانواده، صص164-163.
[3]. یکی از مشاورین نقل می کرد: یک روز بعد از اینکه به خانه آمدم؛ چندین نفر به منزل ما برای مشاوره تلفن زدند و من مثل همیشه پاسخ آنها را دادم. با زنگ تلفن بعدی، به یکباره همسرم فریادی زد و با عصبانیت سیم تلفن را از جا کند. من که تا آن روز همیشه او را آرام و پرتحمل دیده بودم، بسیار از رفتارش یکه خوردم. بعداً متوجه شدم مقصر این ماجرا من بودم. او از آستانه ی تحملش خارج شده بود و من غفلت کرده بودم. البته این خانم هم باید قبل از خروج از آستانه ی تحمل خود، موضوع را به شوهرش خاطر نشان می کرد تا از این حادثه جلوگیری کرده باشد.

سه شنبه 22 مرداد 1398  5:14 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها