ضرب المثل زور من وقت غربیل کردن معلوم می شود

 
ali_81
ali_81
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 6529
محل سکونت : اصفهان

ضرب المثل زور من وقت غربیل کردن معلوم می شود



 
 
 ضرب المثل های ایرانی, ضرب المثل فارسی

داستان ضرب المثل زور من وقت غربیل کردن معلوم می شود

 

کاربرد ضرب المثل:

اگر کسی بخواهد زورگویی را نصیحت کند و به او بفهماند که نتیجه کارهای بد هرکس به خودش بر می گردد ، ضرب المثل زور من وقت غربیل کردن معلوم می شود را برایش بکار می برد.

 

داستان ضرب المثل:

آورده اند که در روزگاران قدیم مرد قلدر و پر قدرتی بود که به همه زور می گفت و هر چه می خواست از راه زورگویی به دست می آورد . یک روز ، همسر او داد و بیداد راه انداخت و گفت:" همین طوری بیکار و بی عار ننشین. دیگر یک چارک آرد هم توی خانه نداریم . بلند شو یک گونی گندم بردار و برو به آسیابان بده تا گندمها را آرد کند. اگر امروز آرد به من نرسانی نمی توانم نان بپزم و شب توی سفره مان نان پیدا نمی شود. " 

 

مرد قلدر گفت:" حالا کو تا شب. عصر که شد، گندم را به آسیاب می برم. " زن گفت :" این روزها سر آسیابان شلوغ است. همه گندمهایشان را برای آسیاب کردن پیش او می برند. باید مدتی انتظار بکشی تا نوبت آرد کردن گندم ما بشود. بلند شو بهانه نیار . اگر همین الان حرکت کنی ، شاید بتوانی تا عصر آرد به من برسانی ."

مرد گفت :" من توی صف بایستم و انتظار بکشم؟ مثل اینکه مرا نشناخته ای؟ من بدون نوبت کارم را می کنم و هیچ کس هم جرآت ندارد ، حرفی بزند."

 

زن گفت :" ببینیم و تعریف کنیم."

مرد قلدر که می خواست هرچه زودتر زور و قلدری اش را به همسرش نشان بدهد، از جا بلند شد. گونی گندم را به کول گرفت و به آسیاب رفت. در آنجا عده ای از مردم با گونی های گندم منتظر بودند تا نوبت آرد کردن گندمشان بشود. مرد قلدر بدون رعایت نوبت ، گندمش را به آسیابان داد و گفت :" هر چه زودتر گندم مرا آسیاب کن که باید بروم خانه . زود باش! کار دارم."

آسیابان که پیرمرد دنیا دیده ای بود ، با زبان خوش گفت :" مگر نمی بینی ؟ این همه آدم منتظر نشسته اند که نوبتشان شود و گندمشان را آرد کنم . صبر کن تا نوبتت بشود. "

شاگردش هم گفت:" آقا جان از قدیم گفته اند آسیاب به نوبت"

مرد قلدر با صدای بلند گفت:" بی خود کرده اند که چنین حرفهایی زده اند . من نوبت و انتظار سرم نمی شود. همین الان باید گندمم را آرد کنی و اجرت هم نگیری ."

 

آسیابان که حوصله دردسر نداشت، گفت :" فکر نکن که فقط تو زور داری هر کس به اندازه خودش زور دارد. حتی من پیرمرد هم زور دارم ".

مرد قلدر که فکر می کرد ، پیرمرد قصد زورآزمایی دارد، سینه سپر کرد و برای دعوا آماده شد. اما پیرمرد گفت :" هر کس زورش را یک جوری نشان می دهد. من با تو قصد دعوا ندارم . زور من وقت غربیل کردن معلوم می شود. "

مرد قلدر نفهمید که پیرمرد چه می گوید. آسیابان وقتی گندم مرد قلدر را آرد کرد، کمی از آرد را به عنوان اجرتش برداشت و به جای آن مقداری سنگریزه توی گونی آرد مرد قلدر ریخت و گونی آرد را به او داد و گفت:" این هم آرد تو . برو بگذار باد بیاید."

 

مرد قلدر که فکر می کرد با قلدری کارش را پیش برده ، گونی آرد را بر دوش کشید و به خانه رفت. به خانه که رسید به زنش گفت :" این هم آرد دیدی که نه انتظار کشیدم نوبتم شود و نه اجرتی به آسیابان دادم."زن در کیسه آرد را باز کرد ، کمی آرد برداشت خمیر درست کرد و با آن نان پخت ، اما از کار شوهرش خیلی عصبانی بود. چند روز گذشت . یک روز زن مثل همیشه سر گونی آرد رفت تا کمی خمیر درست کند و نان بپزد.

 

آرد را که از گونی برداشت دید توی آن سنگریزه وجود دارد. دستش را توی کیسه آرد کرد و متوجه شد آردی که توی کیسه مانده پر از سنگریزه است. شوهرش را صدا کرد و گفت :" با این آرد نمی توانم خمیر درست کنم . برو غربیل را بیاور تا آردمان را غربیل کنیم و سنگریزه هایش را جدا کنیم. 

مرد قلدر رفت و از زیرزمین خانه شان غربیل آورد . زن کیسه آرد را جلوی همسرش گذاشت و گفت :" به جای بیکار نشستن این آردها را غربیل کن ".

 

مرد مشغول غربیل کردن آرد شد. هر چه بیشتر غربیل می کرد ، سنگریزه های بیشتری پیدا می شد و در پایان مقدار زیادی سنگریزه یک جا جمع شد. زنش با تعجب پرسید :" این همه سنگ ریزه از کجا رفته توی آرد ما؟"

مرد نگاهی به سنگریزه ها کرد و یاد حرف پیرمرد آسیابان افتاد و فهمید که چه بلایی سرش آمده است. ابتدا با عصبانیت بلند شد که به سراغ او برود و با او دعوا کند ، اما یاد حرف بعدی آسیابان افتاد و با خود گفت :" آسیابان راست می گفت . هرکس می تواند زورش را یک جوری نشان بدهد. من نباید اشتباهم را با اشتباه دیگری جبران کنم."

 

از آن روز به بعد اگر کسی بخواهد زورگویی را نصیحت کند و به او بفهماند که نتیجه کارهای بد هرکس به خودش بر می گردد ، این ضرب المثل را برایش بکار می برد و می گوید :" زور من وقت غربیل کردن معلوم می شود. "

 

منبع:uzbek.irib.ir



                            

علی کوچولو                   
       

پنج شنبه 20 دی 1397  10:24 ق.ظ
تشکرات از این پست
ali_81
ali_81
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 6529
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ضرب المثل زور من وقت غربیل کردن معلوم می شود

 

 

 متن های زیبا در مورد زندگی, متن های زیبا و آموزنده

متن های زیبا و خواندنی

 

زندگی طوری باید زندگی شود که گویی یک آینه است. به هر کس و هر چیز خوش آمد بگو، اما به هیچ چیز نچسب

گذشته ها گذشته، و نگران چیزی هم که هنوز نیامده نباش، این راه آسودگی است، که در آن فرد خودش را با لحظه حال پیوند میزند

گذشته و آینده قلمروهای ذهن هستند. کسی که مجذوب گذشته و آینده است نمیتواند زندگی را بشناسد. زندگی در اینک و اینجاست، نه آنجا و آن موقع. کسی که در اینک ، اینجا طعم زندگی را نچشد، فقط وقتش را هدر میدهد. 

پس، همچون درختان در یک جا ریشه کن، اما همچون پرندگان مکان ها و شرایط جدید را تجربه کن

رودخانه در جای خود ثابت است اما ثابت نیست!

 

 متن های زیبا در مورد زندگی, متن های زیبا و آموزنده

متن آموزنده

 

بعضی مواقع ، درختِ ارتباطتان را هَرس کنید ،

شاخه هایِ بلا استفاده و دست و پا گیری که فقط وقتِ شما را می گیرند ، قطع کنید !

از حذف کردنِ آدم هایِ بی ارزشِ زندگیتان نترسید ،

باور کنید همه ی آدم ها لیاقتِ ماندن ندارند ،

همه ی آدم ها شعورِ هم نشینی ندارند ...

گاهی ، فقط یک نفر ، جایِ هزار نفر را برایتان پر می کند ...

تا پیدا شدنِ همان یک نفر ، منتظر بمانید ،

به اصالت و ارزشِ خودتان وفادار باشید و معیارِ ارزشمندیتان را در جوارِ آدم هایِ بلا تکلیف و اشتباه ، خراب نکنید !

اطرافتان را از رابطه هایِ آزار دهنده ، خالی کنید ،

این روزها "آرامش" ،

غنیمتِ کم یابی ست ...

                            

علی کوچولو                   
       

پنج شنبه 20 دی 1397  10:26 ق.ظ
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها