به محراب رفتگان کربلایی(فرازهایی سودمند از یاران امام حسین علیه السلام)

 
borkhar
borkhar
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 17794
محل سکونت : اصفهان

به محراب رفتگان کربلایی(فرازهایی سودمند از یاران امام حسین علیه السلام)

شهدای دو برادر

دو برادر از بنی هاشم و از فرزندان امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند که عبارت بودند از: 
1 - علی اکبر. 2 - عبدالله (شیرخوار).
دو برادر دیگر از بنی هاشم و از فرزندان مسلم به فیض شهادت نایل گشتند که عبارت بودند از: 
1 - عبدالله 2 - محمد.
دو برادر از بنی هاشم و از فرزندان عبدالله جعفر به خیل شهدا پیوستند که عبارت بودند از:
1 - عون 2 - جعفر.
دو برادر دیگر از غیر بنی هاشم، از فرزندان یزید عبدی به شهادت رسیدند که عبارت بودند از: 
1 - عبدالله 2 - عبیدالله.
دو برادر از غیر بنی هاشم، از فرزندان عروه غفاری شربت شهادت نوشیدند که عبارت بودند از: 
1 - عبدالله 2 - عبدالرحمان.
دو برادر از فرزندان عمرو راسبی به فیض شهادت نایل آمدند که عبارت بودند از: 
1 - نعمان 2 - حُلاس.
دو برادر دیگر، از فرزندان حرث انصاری به شهادت رسیدند که عبارت بودند از: 
1 - سعد 2 - ابوالحتوف.
و دو برادر ناتنی از جابریان به خیل شهیدان پیوستند که عبارت بودند از: 
1 - مالک 2 - سیف.
ی - در سرزمین کربلا، نه تن به شهادت رسیدند که مادرانشان در خیمه، نظاره گر آنان بودند که عبارت بودند از:
1- عبدالله بن حسین (کودک شیرخوار): رباب مادرش، هنگام شهادت فرزند، به او می نگریست.
2 - عون بن عبدالله بن جعفر: مادرش حضرت زینب، عقیله بنی هاشم، نظاره گر شهادت او بود.
3 - قاسم بن حسن: مادرش رمله، ناظر شهادت وی بود.
4 - عبدالله بن حسن: مادرش دختر شلیل بجلی، شهادت فرزند را نظاره گر بود.
5 - عبدالله بن مسلم: مادرش رقیه، دختر علی علیه السلام، نظاره گر شهادت فرزند بود.
6 - محمد بن ابوسعید بن عقیل: مادرش بدو می نگریست؛ که وحشت زده عمود خیمه را گرفته بود و فردی به نام لقیط یا هانی، او را پیش چشمان مادر، به شهادت رساند.
7 - عمروبن جناده: مادر وی او را به جنگ فرمان داد و شهادتش را به چشم خود دید.
8 - عبدالله کلبی: بنابر نقل طاووسی،(414) مادرش وی را به نبرد تشویق می کرد و نظاره گر او بود.
9- علی بن حسین علیه السلام: آن گونه که در بعضی روایات آمده، مادر او لیلی،(415) در خیمه، برای فرزندش دعا می کرد و پاره پاره شدن پیکر نازنین او را با چشم خود نظاره گر بود.
ک - در سرزمین کربلا، پنج نوجوان نابالغ در رکاب اباعبدالله الحسین علیه السلام شربت شهادت نوشیدند که عبارت بودند از: 
1 - عبدالله بن حسین (علی اصغر): وی کودکی شیرخوار بود که او را به پدر بزرگوارش سپردند و پدر، او را در آغوش گرفت و حرمله با پرتاب تیری به گلوی نازنینش، او را به شهادت رساند.
2 - عبدالله بن حسن: او در میدان کارزار از خیمه بیرون آمد و به سرعت به سوی عمویش حسین دوید و عمه اش زینب نتوانست از رفتن او جلوگیری کند تا به عمویش رسید. وقتی عموی خود را در خاک و خون غلطان دید، کنار او ایستاد، دید بحر بن کلب قصد ضربت زدن بر عمویش دارد، عبدالله بر سر بحر فریاد زد و گفت: ای فرزند زن بدکاره می خواهی عمویم را به شهادت برسانی؟ بحر متوجه کودک شد و او را به شهادت رساند.
3 - محمد بن ابوسعید: زمانی که امام حسین علیه السلام روی زمین قرار گرفته بود و صدای شیون و زاری زنان بلند شد وحشت زده در خیمه آمد و عمود آن را به دست گرفت، فردی بن نام لقیط یا هانی با شمشیر بر او حمله ور شد و وی را به شهادت رساند.
4 - قاسم بن حسن: او با سن اندک خویش به قصد جنگ وارد میدان کارزار گردید، بند کفشش پاره شد، وی برای بستن آن توقف کرد که ((عمرو بن سعد ازدی)) با شمشیر بر او حمله برد و وی را به شهادت رساند.
5 - عمرو بن جناده انصاری: او به فرمان خود از حسین علیه السلام اجازه میدان خواست و به میدان تاخت، یکی از سپاهیان دشمن با شمشیر بر او یورش برده و او را به شهادت رساند.
ل - امام حسین علیه السلام در سوک ده تن از افراد مورد علاقه و یاران خویش که با حزن و اندوه سخن گفت، عبارت بودند از: 
1 - علی بن الحسین (علی اکبر): زمانی که وی به شهادت رسید، حضرت، بالین او آمد و فرمود: 
قَتلَ الله قوماً قتلوک ما اجرأهم علی الرحمان و علی انتهاک حُرمة الرسول، علی الدنیا بعدک العفا.
((خدا بکشد مردم ستمگری که تو را کشتند، اینان تا چه اندازه بر خدا و به هتک حرمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بی پروا شده اند، پس از تو، اف بر این دنیا!))
2 - عباس بن علی علیه السلام: وقتی عباس علیه السلام به فیض شهادت نایل گشت، امام حسین علیه السلام بالین او حاضر شد و فرمود: 
الآن انکسر ظهری و قلّت حیلتی و شُمت بی عدوّی. 
((اکنون پشتم شکست، چاره اندیشی ام اندک و زبان شماتت دشمن به رویم باز شد)).
3 - قاسم بن حسن علیه السلام: آن گاه که وی به شهادت رسید، امام علیه السلام بالین او حضور یافت و فرمود: 
بُعداً لقوم قتلوک و خصمهم فیک رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم.
((دور باد از رحمت خدا! گروهی که تو را به شهادت رساندند، جدت رسول خدا در روز رستاخیز در این زمینه با آنان دشمنی کند)).
سپس فرمود: عزّ علی عمّک أن تدعوه فلا یجیبک. 
((بر عمویت بس دشوار است که او را به یاری خود فراخوانی، ولی نتواند به تو پاسخ مثبت دهد.
4 - عبدالله بن حسن علیه السلام هنگامی که عبدالله به شهادت رسید، امام حسین علیه السلام او را در آغوش گرفت و فرمود: 
یابن اخی! اصبر علی ما نزَل بک، و احتسِب فی ذلک الخیر، فان الله یُلحقک بآبائک الصالحین.
((فرزند برادر! صبر و شکیبایی ورز و از آن امید خیر داشته باش که خداوند تو را به دنیای پاک و شایسته ات ملحق خواهد ساخت...)).
5 - عبدالله بن حسین علیه السلام: زمانی که او به شهادت رسید، امام حسین علیه السلام خون گلویش را به آسمان پاشید و عرضه داشت: 
اللهم لا یکن علیک من دم فصیل. 
((خدایا! ارزش خون او که از خون بچه ناقه صالح در نزد تو کمتر نیست)).
6 - مسلم بن عوسجه: هنگامی که مسلم به شهادت رسید، امام علیه السلام بالین وی حاضر شد و فرمود: رحمک الله یا مسلم؛ ((ای مسلم! خداوند تو را مشمول رحمت خویش گرداند)) و این آیه شریفه را تلاوت فرمود: فمنهم من قضی نحبه و منهم مَن ینتظرُ و ما بدَّلوا تبدیلاً. 
7 - حبیب بن مظهر: آن گاه که وی به فیض شهادت نایل گشت، امام حسین علیه السلام بالین سر او آمد و فرمود: عند الله احتسب نفسی و حُماة أصحابی. 
((بذل جان خود و شهادت یارانم را در پیشگاه خدا ذخیره می نهم.
8 - حر بن یزید ریاحی: هنگامی که وی به شهادت رسید، حضرت بر بالین او قرار گرفت و فرمود: انت کما سمّتک امّک حرُ فی الدنیا و سعید فی الآخرة.
((همانگونه که مادرت تو را نام نهاده، در دنیا آزاد مرد و در آخرت، سعادتمندی)).
9- زهیر بن قین: آن گاه که زهیر شربت شهادت نوشید، حضرت بالین او آمد و فرمود: 
لا یبعدنّک یا زهیر من رحمته و لعن الله قاتلیک، لعن َالَّذِینَ مسخوا قردة و خنازیر.
((زهیر! خداوند تو را از رحمت خویش دور ندارد و قاتلانت را لعنت کند به سان کسانی که به صورت میمون و خوک در آمدند.))
10 - جَون برده ابوذر: زمانی که جون به شهادت رسید، حضرت بالین او حاضر شد و فرمود:
اللهم بیّض وجهه و طیّب ریحه و عرّف بینه و بین محمد و آله.
((خدایا! چهره اش را سفید، بدنش را خوشبو و میان او و محمد و خاندانش، آشنایی بیشتر قرار ده)).
امام علیه السلام در سوک دو تن دیگر که در غیر سرزمین کربلا به شهادت رسیده بودند با اندوه سخن گفت، عبارت بودند از: 
1 - مسلم بن عقیل. 
2 - هانی بن عروة.
این دو بزرگوار، در کوفه به شهادت رسیدند و خبر شهادت آنان در منزل ثعلبیه به امام علیه السلام رسید، حضرت چند بار فرمود: رحمة الله علیهما.
م - امام حسین علیه السلام روز عاشورا، پیاده بر بالین هفت تن از افراد مورد علاقه و یاران شهیدش حضور یافت که عبارت بودند از:
1 - مسلم بن عوسجه: زمانی که مسلم به شهادت رسید، حضرت به اتفاق حبیب بن مظهر، پیاده بر بالین او حاضر شد و بدو فرمود: رحمک الله یا مسلم ...! 
2 - حر بن یزید ریاحی: آن گاه که وی به فیض شهادت نایل گشت، امام حسین علیه السلام بر بالین او حضور یافت و فرمود: انت حر کما سمتک امک ...!
3 - واضح رومی یا اسلم ترک: وقتی او به درجه شهادت نایل آمد، امام علیه السلام پیاده بر بالین او آمد و او را در آغوش گرفت و گونه بر گونه اش نهاد.
4 - جون بن حوی: زمانی که وی به شهادت رسید، امام حسین علیه السلام بر بالین او حاضر شد و فرمود: اللهم بیض وجهه ... .
5 - عباس بن علی علیه السلام: هنگامی که آن بزرگوار به درجه رفیع شهادت نایل گشت، اباعبدالله الحسین علیه السلام پیاده بر بالین وی حضور یافت و کنارش نشست و بدو فرمود: الان انکسر ظهری ... .
6 - علی بن الحسین علیه السلام: آن گاه که وی شربت شهادت نوشد، امام علیه السلام پیاده بر بالینش حاضر شد و فرمود: ... علی الدنیا بعدک العفا.
7. قاسم بن حسن: آن گاه که وی به درجه رفیع شهادت نایل گشت، امام علیه السلام پیاده بر بالین او آمد و فرمود: بُعداً لقوم قتلوک ... .
ن - اعضای بدن سه تن از افراد مورد علاقه و یاران اباعبدالله الحسین علیه السلام، در نبرد روز عاشورا، از بدن جدا شد که عبارت بودند از:
1 - عباس بن علی علیه السلام: نخست دست راست و سپس دست چپ و آن گاه سر مقدسش از پیکر جدا شد.
2 - علی بن حسین علیه السلام - ضربتی بر سر مبارک او فرود آمد و سپس بدن نازنینش با شمشیر، پاره پاره شد.
3 - عبدالرحمان بن عمیر: در جنگ تن به تن با سالم و یسار، نخست دست و سپس ساق پا و آن گاه سر او از بدن جدا و به سمت امام حسین علیه السلام پرتاب شد.
س - سرهای سه تن از یاران شهید اباعبدالله الحسین علیه السلام در کربلا به سوی آن بزرگوار پرتاب شد که عبارت بودند از:
1 - سر مبارک ((عبدالله بن عمیر کلبی)) که به سمت امام حسین علیه السلام پرتاب شد و مادرش آن را گرفت.
2 - سر مقدس ((عمر بن جناده)) که به سوی حضرت پرتاب شد و مادرش آن را ستاند و بر مردی از دشمن کوبید و آن گونه که نقل شده، وی را به هلاکت رساند و سپس عمود خیمه را بر گرفت و آهنگ میدان کرد، ولی امام حسین علیه السلام او را از این کار بازداشت.
3 - سر مبارک ((عابس بن ابوشبیب شاکری))، آنگاه که او به شهادت رسید، سرش را از بدن جدا کردند و گروهی بر سر آن با یکدیگر به نزاع پرداختند عمر سعد به مشاجره آنان پایان داد و گفت: این فرد توسط یک تن کشته نشده و آن را به سمت امام علیه السلام پرتاب کرد.

***شهیدی که مادرش نظاره گر شهادتش بود؟؟***

پاسخ در همین تاپیک ارسال شود.

خدایا دلم به سان قبله نماست...وقتی عقربه اش به سمت "تو"می ایستد آرام می شود

"ان الله مع الصابرین ...همانا خداوند با صابرین است"

شنبه 28 مهر 1397  02:37 ب.ظ
تشکرات از این پست
fsmuosavi sahel401 mansoor67 faraji5 v_saeidi124 nargesza 13321342 alirezazaeri aza1393 ma1393 fatemehza mr_nariiman asker1333 lotfi64431 kafokhon niny200527 f_assa ms57bd45 saraalighanbari1360 unknown amayen rezahossiny rozgol
دسترسی سریع به انجمن ها