به محراب رفتگان کربلایی(برخی دیگر از یاران امام حسین علیه السلام 3)

 
borkhar
borkhar
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 17801
محل سکونت : اصفهان

به محراب رفتگان کربلایی(برخی دیگر از یاران امام حسین علیه السلام 3)

عبدالله بن یقطر حمیری

مادر او دایه امام حسین علیه السلام به شمار می آمد، چنان که مادر قیس دایه امام حسین علیه السلام تلقی می شد، حسین علیه السلام از این بانو شیر نخورده بود ولی بدین سبب که مادر عبدالله از حسین علیه السلام نگاه داری کرده بود، همشیر آن حضرت خوانده می شد.
اما لبابه مادر فضل بن عباس، مربی امام حسین علیه السلام بوده، او نیز حسین علیه السلام را شیر نداده است. آن چه صحیح به نظر می رسد و در اخبار وارد شده این است که: 
امام حسین علیه السلام جز از مادرش فاطمه زهرا علیهاالسلام و گاهی از انگشت مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم) و بعضا از آب دهان آن حضرت، شیر ننوشیده است.
ابن حجر در ((اصابه)) می گوید: عبدالله، به دلیل این که همزاد حسین علیه السلام بوده، صحابی به شمار می آید. 
بنابه قول سیره نویسان: پس از آن که امام حسین علیه السلام از مکه خارج شد، در پاسخ نامه مسلم که در آن خواستار تشریف فرمایی امام علیه السلام شده و اتحاد مردم را به اطلاع آن حضرت رسانده بود، امام نامه ای به وسیله عبدالله، نزد مسلم فرستاد.
عبدالله، توسط حصین) بن تمیم در قادسیه دستگیر شد، وی او را نزد عبیدالله فرستاد، عبیدالله ماجرای او را جویا شد، ولی او اطلاعاتی در اختیار وی قرار نداد، از این رو، گفت: بالای دارالاماره برو و دروغگو فرزند دروغگو [منظورش امام حسین علیه السلام بود] را لعنت نما و سپس پایین بیا، تا درباره ات بیندیشم، وی بالای دارالاماره رفت، وقتی مشرف بر مردم شد، گفت: مردم! من فرستاده حسین پسر فاطمه دخت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی شما هستم، بیایید و او را یاری کنید و در برابر پسر مرجانه و پسر سمیه، فرومایه فرزند فرومایه، از حسین حمایت و پشتیبانی نمایید. عبیدالله فرمان داد او را از بالای دارالاماره به زمین افکندند و استخوان هایش را در هم شکستند و اندک رمقی در بدنش باقی مانده بود، که عبدالملک بن عمیر لخمی (قاضی و فقیه کوفه) وارد شد و با کاری سر از بدن او جدا ساخت و زمانی که او را بر این کار نکوهش قرار دادند، گفت: من خواستم او را راحت کنم 
گفته اند: وقتی خبر شهادت وی و مسلم و هانی در منزل زُباله به امام حسین علیه السلام رسید، حضرت این خبر ناگوار را به اطلاع یاران خود رساند و فرمود: 
((اما بعد، خبر ناگوار شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و عبدالله بن یقطر) را دریافت نمودیم و شیعیانمان از یاری ما دست برداشتند)) تا آخر مطالبی) که قبلاً یاد آور شدیم.
ابن قتیبه و ابن مسکویه گفته اند آن گونه که خواهد آمد کسی که امام علیه السلام توسط او نامه ای به مسلم فرستاد، قیس بن مسهر بوده و حضرت، عبدالله بن یقطر را همراه مسلم اعزام نمود، مسلم علیه السلام قبل از این که ماجرایی برای وی رخ دهد، وقتی ملاحظه کرد، مردم او را تنها گذاشته اند، عبدالله را نزد امام حسین علیه السلام اعزام کرد تا قضیه ای 
را که اتفاق افتاده بود، به عرض آن حضرت برساند و در مسیر، توسط حصین بن تمیم دستگیر شد و به سرنوشتی که یاد آور شدیم، دچار گشت.

سلیمان بن رزین، غلام حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام

سلیمان، یکی از غلامان امام حسین علیه السلام بود، زمانی که حضرت در مکه حضور داشت توسط وی نامه هایی به سران تیره های پنجگانه بصره فرستاد.
طبری می گوید: امام حسین علیه السلام نامه هایی به یک مضمون به سران قبایل پنجگانه بصره و بزرگانی چون مالک بن مسمع بکری، احنف بن قیس تمیمی، منذر بن جارود عبدی، مسعود بن عمرو ازدی، قیس بن هیثم و عمرو بن) عبیدالله بن معمر، فرستاد که در آن ها آمده بود: 
اما بعد: فان الله اصطفی محمداً صلی الله علیه و آله و سلم علی خلقه و اکرمه بنبوته و اختاره لرسالته، ثم قبضه الله الیه و قد نصح لبعاده، و بلغ ما ارسل فیه. و کنا اهله و اولیائه و اوصیائه و ورثته و احق الناس بمقامه فی الناس، فاستأثر علینا قومنا بذلک، فرضینا و کرهنا الفرقة، و احببنا لکم العافیة، و نحن نعلم أنا احق بذلک الحق المستحق علینا ممن تولاه، و قد بعثت الیکم رسولی بهذا الکتاب و انا ادعوکم الی کتاب الله و سنة نبیه فان السنة قد امیتت، و اءنّ البدعة قد احییت، فان تسمعوا قولی و تطیعوا امری اهدکم سبیل الرشاد.
((خداوند محمد صلی الله علیه و آله و سلم را بر آفریدگانش برگزید و به تشرف نبوت نایل گرداند و او را برای رسالت خویش گزینش نمود و پس از آن که بندگان خدا را پند و موعظه کرد، دستوراتی را که برایش فرستاده شده بود به مردم رساند، روح مقدس او را قبض نمود. ما خاندان و اوصیا و وارثان آن حضرت و سزاوارترین مردم به جانشینی آن بزرگوار میان مردم به شمار می آمدیم، ولی مردم، دیگران را بر ما ترجیح دادند ولی به جهت پرهیز از تفرقه و پراکندگی و عافیت شما، بدان تن در دادیم و به خوبی می دانیم که ما از همه مردم به حقی که متعلق به ماست، سزاوارتریم؛ فرستاده ام را با این نامه به سوی شما فرستادم و شما را به کتاب خدا و سنت رسولش فرا می خوانم؛ زیرا سنت، به نابودی گراییده و بدعت، پایدار گشته است، اگر سخنم را بپذیرید و اطاعتم نمایید شما را به راه راست رهنمون خواهم شد.))
برخی، این ماجرا را پوشیده نگاه داشته و عذرتراشی نمودند و یا قول اطاعت و فرمانبرداری دادند، منذر بن جارود تصور کرد توطئه ای از ناحیه عبیدالله در کار است؛ زیرا عبیدالله داماد منذر و شوهر بحریه دختر او به شمار می آمد. از این رو، در همان شبی که عبیدالله تصمیم داشت بامدادان راهی کوفه شود، نامه و پیک را تسلیم عبیدالله نمود، وقتی عبیدالله نامه را خواند، سلیمان، پیک امام علیه السلام را حاضر کرده و او را گردن زد و صبح همان روز بر فراز منبر رفت و مردم را تهدید نمود و سپس بصره را به قصد کوفه ترک کرد تا در ورود به آن شهر، بر حسین علیه السلام پیشی گیرد.

***مادر عبدالله بن یقطر که بود؟؟***

پاسخ در همین تاپیک ارسال شود.

خدایا دلم به سان قبله نماست...وقتی عقربه اش به سمت "تو"می ایستد آرام می شود

"ان الله مع الصابرین ...همانا خداوند با صابرین است"

پنج شنبه 19 مهر 1397  10:18 ق.ظ
تشکرات از این پست
saraalighanbari1360 faraji5 sahel401 v_saeidi124 niny200527 asker1333 lotfi64431 kafokhon mr_nariiman ms57bd45 fsmuosavi nargesza 13321342 alirezazaeri aza1393 fatemehza ma1393 rozgol f_assa mansoor67 aliada amayen unknown
دسترسی سریع به انجمن ها