تفاوت ابلیس با شیطان

 
yas1405
yas1405
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 106
محل سکونت : قم

تفاوت ابلیس با شیطان

تفاوت ابلیس با شیطان

در خصوص فرق بین ابلیس و شیطان، نظریه­ها مختلف است؛ برخی گفته­اند: ابلیس اسم است و شیطان وصف؛ در نتیجه، وصف معنای عامی دارد و منطبق بر مصادیق فراوانی می­شود، و ابلیس چون اسم است، معنا و مصداق خاصی را می طلبد. بنابراین، ابلیس نام خاص یک موجود جنی که از دستور سجده بر آدم­(8) امتناع ورزید و شیطان، نامی عام و فراگیر برای هر موجود شریر و فریبکار است. بر این اساس ابلیس شیطان است، ولی هر شیطانی ابلیس نیست.

دکتر احمد عابدی در مقدمه کتاب هستی و چیستی ابلیس پیرامون این بحث اینگونه بیان می­دارند: «تفاوت ابلیس و شیطان واضح است. خداوند متعال در مسأله خلقت آدم و سجده ملائکه، بحث ابلیس را مطرح کرده است..... آن موجود مجردی که آدم را سجده ننمود او ابلیس است. (البته گاهی به او شیطان نیز گفته می­شود، مثل آیه 22 سوره مبارکه ابراهیم) و اما هر موجود مادّی، انسی یا جنی، جاندار یا بی­جان که سبب اغواء و وسوسه در انسان شده و او را از خداوند باز دارد، را شیطان می­نامند در اینصورت، انسانی که سبب گمراهی انسان دیگری شود او شیطان است، گاهی مقام و مسند و ریاست و گاهی پول و ثروت و گاهی عکس و فیلم و... شیطان است. کشوری که سبب ظلم و تبعیض و بی­عدالتی و ترویج فساد و فحشاء می گردد شیطان است. بهرحال هر چیزی که سبب گمراهی می گردد او شیطان است.» [1]

آیت الله مکارم شیرازی نیز اینگونه بیان می­دارند: «بايد دانست كه «شيطان» اسم عام (اسم جنس) است، در حالى كه «ابليس» اسم خاص (علم) مى‏باشد، و به عبارت ديگر«شيطان» به هر موجود موذى و منحرف كننده و طاغى و سركش، خواه انسانى يا غير انسانى مى‏گويند، و ابليس نام آن شيطان است كه آدم را فريب داد و اكنون هم با لشكر و جنود خود در كمين آدميان است.»[2] همچنین گفته شده که: «ابلیس اولین فرد شیاطین و جن بوده است، در واقع ابلیس «ابو­ الجنّ و ابو الشیاطین» است.»[3]

از موارد استعمال اين كلمه در قرآن نيز بر مى‏آيد كه «شيطان به هر موجود موذى و مضر گفته مى‏شود، موجودى كه از راه راست بر كنار بوده و در صدد آزار ديگران است، موجودى كه سعى مى‏كند ايجاد دو دستگى نمايد، و اختلاف و فساد به راه اندازد».[4]

چنان كه در قرآن کریم مى‏خوانيم:

«إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ»[5]

«شيطان مى‏خواهد بين شما دشمنى و بغض و كينه ايجاد كند»

با توجه به اينكه كلمه «يريد» فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد حاكى از اين معنى است كه اين اراده، اراده هميشگى شيطان است. و از طرفى مى‏بينيم كه در قرآن نيز شيطان به موجود خاصى اطلاق نشده، بلكه حتى به انسان­هاى شرور و مفسد نيز اطلاق گرديده است. آنجا كه مى‏خوانيم:

«وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِ»[6]

«بدينگونه ما براى هر پيامبرى دشمنى از شيطانهاى انسانى و يا جن قرار داديم»

و اينكه به ابليس هم شيطان اطلاق شده بخاطر فساد و شرارتى است كه در او وجود دارد.[7]

علاوه بر اينها، گاهى كلمه شيطان بر «ميكرب­ها» نيز اطلاق شده: به عنوان نمونه امير مؤمنان حضرت علی(­8) مى‏فرمايند:

«لَا تَشْرَبُوا الْمَاءَ مِنْ‏ ثُلْمَةِ الْإِنَاءِ وَ لَا مِنْ‏ عُرْوَتِهِ‏ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يَقْعُدُ عَلَى الْعُرْوَةِ وَ الثُّلْمَة»[8]

«از قسمت شكسته و طرف دستگيره ظرف، آب نخوريد، زيرا شيطان بر روى دستگيره و قسمت شكسته شده ظرف مى‏نشيند.»

و نيز امام صادق(8) مى‏فرمايند:

«وَ لَا يُشْرَبُ‏ مِنْ‏ أُذُنِ‏ الْكُوزِ وَ لَا مِنْ كَسْرِهِ إِنْ كَانَ فِيهِ فَإِنَّهُ مَشْرَبُ الشَّيَاطِينِ.‏»[9]

«از دستگيره و قسمت شكسته كوزه آب مخوريد كه جايگاه آشاميدن شيطان­ها است.»

به اين ترتيب طبق احادیث فوق الذکر روشن شد كه «يكى از معانى شيطان، ميكرب­هاى زيانبخش و مضر است. ولى بديهى است منظور اين نيست كه: شيطان در همه جا به اين معنى باشد، بلكه منظور اين است كه شيطان معانى مختلفى دارد، كه يكى از مصداق­هاى روشن آن «ابليس» و لشكريان و اعوان او است و مصداق ديگر آن انسان­هاى مفسد و منحرف­كننده، و احياناً در پاره‏اى از موارد به معنى ميكرب­هاى موذى آمده است.»[10]

بنا به گفته صاحب تفسیر شریف مجمع البیان، طبق بررسى كاربرد واژه شيطان در قرآن و تفسير مفسران، در بيشتر موارد، مقصود از شيطان و مصداق بارز آن، همان ابليس است[11] و قرآن مجيد، بعد از نافرمانى ابليس از دستور سجده، از او با نام شيطان ياد مى‏كند. البته با لحاظ آيات مختلف در سوره‏ها و مقايسه آنان با همديگر، آن را مى‏توان اثبات نمود.

 

 

[1] - سعادت نیا، رضا، هستی و چیستی ابلیس، ص 18

[2] - مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج‏1، ص 192

[3] - ميبدى، احمد بن محمد، كشف الأسرار و عدة الأبرار، تحقيق على­اصغر حكمت‏، چاپ پنجم‏، انتشارات امير كبير، تهران، 1371 ش، ج 14، ص 144

[4] - همان

[5] - سوره مبارکه مائده(5)، آیه 91

[6] - سوره مبارکه انعام(6)، آیه 112

[7] - مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج‏1، ص 192

[8] - كلينى، محمد بن يعقوب‏، الكافي، مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، بی چا، نشر دار الكتب الإسلاميه، تهران‏، 1407 ق‏، ج 6، ص 385

[9] - همان

[10] - مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج‏1، ص 193

[11] - طبرسى، فضل بن حسن، ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن‏، ج 13، ص 122

جمعه 26 مرداد 1397  07:37 ب.ظ
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها