ظرفیت های «انتظار» در درمان افسردگی

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 64359
محل سکونت : تهران

ظرفیت های «انتظار» در درمان افسردگی


خبرگزاری شبستان: منتظر بودن نشاط و امید در زندگی ایجاد می کند ولی این انتظار در صورتی واقعی است که افراد علاوه بر دعا برای ظهور حضرت حجت(عج)، به درستی بتوانند آنچه که امام زمان(عج) را خشنود و ظهورشان را نزدیک می کند در زندگی پیاده کنند.
 

 

  یکی از چالش های مهم در زندگی مدرن امروز سرگشتگی های انسان است آنهم در شرایطی که پیشرفت های تکنولوژیک و فناورانه روز به روز بیشتر با زندگی و حیات بشری عجین می شود و شاید در ظاهر امر این همه آسایش باید آدمی را راضی و شاد نگاه دارد در حالی که وضعیت و آمارها چیز دیگری را نشان می دهد.

از این رو، در بررسی ظرفیت پیشرفت های بشری با موعودباوری به عنوان ابزار اسلام در امیدآفرینی و رفع سرگشتگی های انسان با حجت الاسلام مهدی یاوری، کارشناس مرکز تخصصی مهدویت قم به گفت وگو پرداخته ایم که مشروح آن از نظرتان می گذرد:

 

 

مشکل امروز بسیاری از جوامع، اعم از اسلامی و غیر اسلامی، افزایش افسردگی و مشکلات روحی است که دامنگیر مردم شده، حتی ممکن است افراد در حالی که از یک زندگی به ظاهر مرفه برخوردارند، اما احساس یاس بر آنها غالب باشد و امیدی به آینده در وجودشان جوانه نزده باشد، از نظر شما با توجه به اینکه ادیان توحیدی و حتی مکاتب غیرالهی نسبت به مساله منجی و موعود اشاراتی داشته اند، چه قدر این وضعیت می تواند ناشی از دوری از موعودباوری باشد؟ این مساله حتی در جامعه ما به عنوان جامعه اسلامی دیده می شود. چه تحلیلی در این مورد دارید؟

 

اساسا انسان در تکاپو برای یافتن نقطه اتکا و امید است چراکه تا وقتی آدمی مبدا و معاد خود را نیابد نقطه اتکایی پیدا نمی کند و در نتیجه در این میان خود را یله و بی پناه می یابد و این حس در او قوت می گیرد که تنهاست.

نقطه پیوند انسان ارتباط او با خالق، مبدا و معادش است. وجود حضرت حجت (عج) آن محور و الگویی است که پیوند را ایجاد می کند، در نتیجه هرچه که آدمی از حجت خدا فاصله بگیرد، ناامیدی ها، تردیدها و بیچارگی هایشان بیشتر می شود.

وقتی که انسان از این نور موعودباوری دور شود، به دلیل رسیدن به بی هویتی، تردید و ندانستن جایگاه خویش در جهان هستی مبتلا به ناهنجاری ها می شود، افسردگی و اضطراب وجودش را فرا می گیرد که خودکشی درجه حاد این تاثیرات است. گاهی اضطراب و مشاجره، حرص و بخل و ... از دیگر نتایج قطع شدن این حلقه است.

ولیّ خدا در هر عصری میان مردمان بوده است. در دوران ما وجود مقدس حضرت حجت(عج) نقطه امیدی است که معرفت انسان را جلا می بخشد.

 

دعا می کنیم و می خوانیم: «اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دينى».

«خدایا! خود را به من بشناسان، زیرا اگر خود را به من نشناسانی من پیامبرت را نشناسم. خدایا پیامبرت را به من بشناسان، زیرا اگر پیامبرت را به من نشناسانی حجتت را نشناسم. خدایا حجتت را به من بشناسان، زیرا اگر حجتت را نشناسم، از دین خود منحرف و گمراه گردم».

 

نتیجه این معرفت و شناخت چیست؟

 

بنابراین، نتیجه ای که باید از این بحث حاصل شود را می توان در این جملات خلاصه کرد که انسان در زندگی روزمره خود باید به مولفه هایی متکی باشد که به او قوت و نشاط در زندگی و حرکت بدهند، گاهی انسان ها به اشتباه تصور می کنند که قدرت، پول و حتی علم به تنهایی آرامش را برایشان در جهان هستی به ارمغان می آورد در حالی که چنین نیست و این حلقه نیازمند موارد دیگری است که کاملش کنند.

 

زمانی که انسان ارتباط با مبدا و معادش و حجت خدا را حفظ نکند، هرچند که در راه خودساخته اش به موفقیت برسد اما این اقبال محدود است. بسیاری از این افراد به ثروت، محبوبیت و قدرت رسیده اند اما باز هم با خود فکر می کنند که واقعا آنچه که می خواستند حاصل نشده است، به آرامش نرسیده اند. علت آن است که از اصل خود دور شده اند.

از طرف دیگر اگر مال هدف باشد و انسان صرفا برای تحصیل مال تلاش کند در این صورت وقتی به ثروت فراوان هم رسید باز دچار آفت دیگر یعنی حرص می شود.

 

این در حالی است که وقتی وجود مقدس امام زمان(عج) ظهور می کنند و حکومت تشکیل می دهند، چنان جامعه و حکومتی دارند که هر انسانی علاوه بر داشتن تمامی این مولفه ها در مسیر بندگی و عبودیت زندگی می کند. به بیان دیگر مردم در رفاه قرار می گیرند البته این رفاه در کنار اخلاق است.

 

 

اکنون که در عصر غیبت قرار گرفته ایم و دست ما از دامان حجت و ولی خدا کوتاه است، این روحیه امید را در قالب مفاهیم انتظار چگونه باید در زندگی خود تعریف و نهادینه کنیم؟

 

وظیفه ما به عنوان منتظر آن است که این اخلاقیات را در زمان غیبت رعایت کنیم و بدانیم که رویکرد و اخلاقِ تک به تک افراد جامعه است که تغییر را رقم می زند و این افراد هستند که جامعه را می سازند و می توانند با رویکرد صحیح خود، خصایص واقعی یک منتظر را در جامعه اسلامی به منصه ظهور بگذارند تا همگان بدانند که این سبک زندگی تنها برگی از ویژگی ها و زندگی است که در زمان ظهور حضرت حجت(عج) نوید داده اند.

وظیفه این است که از فرمایشان حضرات معصومین علیهم السلام الگوبرداری کنیم و خصایص یک جامعه منتظر را پیاده کنیم. این گونه نیست که انسان منتظر فقط به امید این باشد که آینده درخشانی با ظهور حضرت(عج) اتفاق می افتد، انسان منتظر حالت ایستا ندارد بلکه باید اهداف و آموزه های مهدوی را در زندگی فردی و خانوادگی اش پیاده کند. این مسایل است که سبب می شود سبک زندگی افراد رنگ و بوی معارف مهدوی را به خود بگیرد.

بنابراین، منتظر بودن برای ظهور حضرت(عج) یک نشاط و امیدی را در زندگی ایجاد می کند ولی این انتظار در صورتی واقعی است که علاوه بر دعا برای ظهور حضرت حجت(عج)، افراد به درستی بتوانند آنچه که امام زمان(عج) را خشنود و ظهورشان را نزدیک می کند در زندگی پیاده کنند.

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

جمعه 15 تیر 1397  11:09 ب.ظ
تشکرات از این پست
rezajafarizadeh navidafshar
asdfg_zxcvb11
asdfg_zxcvb11
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 1946
محل سکونت : کرمان

پاسخ به:ظرفیت های «انتظار» در درمان افسردگی

باسلام،

در حال حاضر اگر کسی از غم و غصه نداری مردم و مشکلاتشان جان هم بدهد حق دارد چه رسد به افسردگی. البته افسردگی حاکی از ناامیدی است. امید که ظهور آقا امام زمان (عج) هر چه زودتر فرا برسد و ما را از دست ظلم و جور و گناهان خودمان رهایی ببخشد. الهی آمین یا رب العالمین

یک شنبه 31 تیر 1397  09:19 ق.ظ
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها