0

‏‏دزدیها و غارتگریها‏

 
ravabet_rasekhoon
ravabet_rasekhoon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 6905
محل سکونت : اصفهان

‏‏دزدیها و غارتگریها‏


‏‏پیام‏

‏‏زمان: 20 بهمن 1357 / 11 ربیع الاول 1399‏

‏‏مکان: تهران، مدرسۀ علوی‏

‏‏موضوع: تأکید بر نداشتن سخنگو‏

‏‏مخاطب: ملت ایران‏

‏‏بسمه تعالی‏

‏‏به اطلاع مردم می رساند:‏

‏‏     کسی حق ندارد به عنوان سخنگو یا اطرافی یا وابسته و یا تحت هر عنوان دیگری، از‏‎ ‎‏طرف اینجانب مطلبی بگوید. من خودم قلم و بیان دارم و اظهارنظرهایی که در رادیوها و‏‎ ‎‏یا جراید می شود به خود اشخاص مربوط است و به اینجانب ربطی ندارد.‏

‏‏به تاریخ 11  ع1  99‏

‏‎


‏‏نامه‏

‏‏مکان: تهران، مدرسۀ علوی‏

‏‏موضوع: ابراز تشکر‏

‏‏مخاطب: گلپایگانی، سید محمدرضا(از مراجع عظام تقلید)‏

‏‏حضرت آیت الله آقای گلپایگانی ـ دامت برکاته ‏

‏‏     به عرض عالی می رساند، مرقوم محترم که حاکی از صحت مزاج شریف و حاوی‏‎ ‎‏تفقد و ابراز محبت نسبت به ورود حقیر به کشور ایران بود، واصل و موجب کمال تشکر‏‎ ‎‏گردید. امید است ان شاءالله تعالی با حفظ وحدت کلمه، عموم مسلمانان تحت رهبری‏‎ ‎‏آیات عظام و علمای اعلام ـ دامت برکاتهم ـ به پیروزی کامل نایل گردند؛ و در این موقع‏‎ ‎‏حساس و تاریخی بتوانیم تا حدودی به وظیفۀ خود نسبت به شریعت مقدسه انجام وظیفه‏‎ ‎‏کنیم.‏

‏‏     خدماتی که حضرت مستطاب عالی در طول مبارزات گذشته انجام داده اید و شداید و‏‎ ‎‏سختیهایی را که تحمل کرده اید، فراموش نخواهد شد. مرجوّ آنکه در مظانّ استجابت‏‎ ‎‏دعا اینجانب را از دعای خیر فراموش نفرمایید. از خدای تعالی عظمت اسلام و مسلمین‏‎ ‎‏را خواستارم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.‏

‏‏روح الله الموسوی الخمینی‏

‏‎

 

‏‏سخنرانی‏

‏‏مکان: تهران، مدرسۀ علوی ‏

‏‏موضوع: راه سازندگی و تداوم انقلاب اسلامی‏

‏‏حضار: نمایندگان شورای هماهنگی اعتصابات‏

‏‏اعوذ بالله من الشیطان الرجیم‏

‏‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

‏‏     از آقایان و خانمها تشکر بکنم که زحمت کشیدند و اینجا تشریف آوردند. و ما‏‎ ‎‏بحمدالله در این نهضت این برخورداری را داریم که با امثال شماها مواجه می شویم که‏‎ ‎‏شما مسائل خودتان را به ما بگویید، ما هم دردهای خودمان را به شما.‏

‏‏راه طولانی برای سازندگی‏

‏‏      شما می دانید که الآن ما، پس از اینکه ان شاءالله دولت انقلابی هم تحقق پیدا بکند، راه‏‎ ‎‏بسیار دوری داریم برای ترمیم خرابیهایی که در این پنجاه و چند سال در مملکت ما به‏‎ ‎‏اسم «تمدن بزرگ»، به اسم آزادی کذا تحقق پیدا کرده است. اینها رفتند و فرار کردند و‏‎ ‎‏خزاین مملکت ما را یا به باد دادند، یا همراه بردند. و ما وارث یک مملکت درهم ریخته‏‎ ‎‏هستیم که تحقق صحت آن و ترمیم آن امکان ندارد الاّ به تشریک مساعی همۀ قشرهای‏‎ ‎‏ملت. اگر هر کس در هر مقامی هست در این مسئله کوشش نکند و بخواهد به عهدۀ قشر‏‎ ‎‏دیگر بگذارد، این بار زمین خواهد ماند. خرابیها اندازه ای نیست که دولت بتواند ترمیم‏‎ ‎‏بکند، یا قشر یا اقشاری از ملت بتواند ترمیم بکند. این خرابیها بسیار است: در جهت‏‎ ‎‏اقتصاد، در جهت فرهنگ، در جهت ارتش، در جهات دیگر. و این با کوشش همه جانبۀ‏‎ ‎‏همۀ اقشار ملت باید ترمیم بشود.لهذا با اینکه شما سهم بزرگی دارید، این آقایان‏‎ ‎‏فرهنگیها و آقایان اعتصابیون و دیگران سهم بزرگی در این نهضت دارند، و این نهضت‏‎ ‎‏را این اعتصابات خیلی ثمربخش کرد، لکن ما حالا قدم اول را برداشته ایم. مثل اینکه‏
‏‎


‎‏یک مملکتی جنگزده باشد و اجانب در آن باشد، کوشش کنید اجانب را بیرون کنید. این‏‎ ‎‏قدم اول است.‏

‏‏     قدم دوم، قدم سازندگی است، مهمتر از قدم اول است. قدم سازندگی از حالا به بعد‏‎ ‎‏شروع می شود. هر جای این مملکت شما دست بگذارید خرابی هست. این ادارات‏‎ ‎‏دولتی را به واسطۀ اینکه اشخاصی که در رأس بودند بسیارشان اشخاص غیرصحیح‏‎ ‎‏بودند، و همین طور وزارتخانه ها و اشخاصی که در رأس بودند اشخاصی نبودند که ملی‏‎ ‎‏باشند، ادارات دولتی را تقریباً باید گفت اینها خراب کردند. ‏

‏‏زاغه نشینی در تهران‏

‏‏     و همین طور شما ملاحظه می کنید که وضع زراعت ما، که یکی از چیزهای بزرگ‏‎ ‎‏مملکت است و اقتصاد مملکت ما بسته به اوست، اینها به اسم «اصلاحات ارضی» از بین‏‎ ‎‏بردند و الآن کشاورزی شما ورشکسته است و شما محتاجید به اینکه از خارج همۀ چیزها‏‎ ‎‏را بیاورید. و همین طور مراتع ما را از بین بردند و به غیر دادند؛ به اسم ملی ملت را از آن‏‎ ‎‏محروم کردند، و دامدارهای ما از بین رفتند. این دامدارها، این کشاورزها، که در مَحالّ‏‎ ‎‏خودشان نتوانستند زندگی شان را ادامه بدهند رو به شهرستانها آوردند که اینجا یک‏‎ ‎‏کاری پیدا کنند. اینجا هم کاری صحیح نبوده است. خیر. از قراری که من شنیده ام در خود‏‎ ‎‏تهران محله های بسیاری هست که این محله ها محله های زاغه نشین، چادرنشین و امثال‏‎ ‎‏اینهاست که این بیچاره ها در آنجا با وضع فلاکت باری زندگی می کنند.‏

‏‏دوری گزینی از اختلافات‏

‏‏     باید همۀ این آقایان دست به دست هم بدهند، همۀ اقشار با هم اتحاد پیدا بکنند، و با‏‎ ‎‏کمال دلسوزی در این خرابه مشغول ساختمان بشوند. هر کس اهل اداره است مواظب‏‎ ‎‏باشد که در آن اداره مفاسدی که بوده تذکر بدهد به دولت. هر کس هر جا هست‏‎ ‎‏مَفسَده های آنجا را یادداشت کند تذکر بدهد، تا بلکه ان شاءالله با کوششهای زیاد این‏‎ ‎‏امور رفع بشود.‏


‎‏     من از خدای تبارک و تعالی سلامت همۀ شما را خواستارم و امیدوارم که همه با‏‎ ‎‏وحدت کلمه، همه با هم این مسائل را حل بکنید. و اختلاف نظر، اختلافات صنفی،‏‎ ‎‏اختلافاتی که در ایران آنها انداختند بین مردم، اختلافات را و اینها را توجه کنید که‏‎ ‎‏برداشته بشود که دشمن شما از اختلاف شما نتیجه می گیرد. و شما ملاحظه کردید که با‏‎ ‎‏این اتفاق کلمه ای که ایران پیدا کرد، این قدرتهای بزرگ را به زانو درآورد به طوری که‏‎ ‎‏نتوانستند آنها شاه را هم نگه دارند. خداوند ان شاءالله همۀ شما را توفیق بدهد و مؤید کند.‏

‏‏والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته‏

‏‎
‏‏سخنرانی‏

‏‏مکان: تهران، مدرسۀ علوی ‏

‏‏موضوع: پیروزی نهضت تنها با تشریک مساعی همۀ قشرها امکانپذیر است‏

‏‏حضار: پزشکان و کارکنان بیمارستان سوم شعبان‏

‏‏ [‏‏بسم الله الرحمن الرحیم‏‏]‏

‏‏شاهدان عینی جنایتها‏

‏‏     آقایانی که در بیمارستان هستند بیشتر از سایر مردم مصیبتها را دیده اند، حتی از‏‎ ‎‏آنهایی که در خیابانها بوده اند. آنهایی که در خیابان بوده اند دیده اند که جوانی تیر خورد‏‎ ‎‏و افتاد لکن آنها که بالای بستر او بوده اند دیده اند چه گذشته است. پدر و مادر او آمده اند‏‎ ‎‏لابد ـ اگر گذاشته باشند بیایند ـ آمده اند در بیمارستان و شما حال آنها را دیده اید.‏‎ ‎‏مصدومین را، مجروحین را، آنهایی را که کشته شده اند و برده اند که شما هم ندیده اید ـ‏‎ ‎‏همه در نظر خدا محفوظ است.‏

‏‏     گناه این ملت این بود که می خواست که اجانب در مملکتشان تصرف نکند. گناهشان‏‎ ‎‏این بود که می خواستند آزاد باشند، اختناق نباشد؛ می خواستند غارتگرها را بیرون کنند.‏‎ ‎‏اینها گناه این ملت بود که به روی آنها اینطور مسلسلها کشیدند و حالا هم دست‏‎ ‎‏برنمی دارند. همین چند روز هم باز در شهرستانها از این کارها بوده است.‏

‏‏عمال اجانب در چهرۀ «ملیت»!‏

‏‏     اینها ـ یعنی عمال اجانب ـ هر روزی با یک صورت در پرده ها و در چهره هایی‏‎ ‎‏هستند. اینها عمالشان را ممکن است بیست سال، سی سال، به صورت یک آدم ملی‏‎ ‎‏درآورند و بر ملت معلوم نباشد که این چه کاره است! وقتی که چهرۀ واقعی پیدا شد، آن‏‎ ‎‏وقت ملت می فهمد چه بوده این. یک نفر سی سال، بیست سال در چهرۀ ملیت بوده‏‎ ‎‏است، در چهرۀ دیانت بوده است آن وقتی که آن محفوظ بوده است این؛ و نگه داشته اند‏
‏‎

‏این را برای یک روزی ـ یک روزی که احتیاج دارند که با حربۀ ملیت ملت را بکوبند،‏‎ ‎‏مثل امروز. امروز با حربۀ «ملیت» و رفتن سر قبر دکتر مصدق ملت را دارند می کوبند. و‏‎ ‎‏چنانکه شریف امامی با حربۀ «صلح» آمد و ملت را کوبید، اینها با این حربه آمدند. و این‏‎ ‎‏ملت که الآن دارد صدایش ... دیروز سرتاسر مملکت، تمام مملکت، یکصدا می گفتند که‏‎ ‎‏ما دولت جدید را می خواهیم. اینها را ملت حساب نمی کنند.! ملت آن است که امریکا‏‎ ‎‏بشناسد که او ملت است، اگر امریکا تثبیت کرد ملیت کسی را! آن هم تثبیتش به این است‏‎ ‎‏که منافع او را تأمین بکند والاّ آن اشخاصی که می گویند ما ملی هستیم و ما مطیع ملت‏‎ ‎‏هستیم، به آرای ملت احترام می گذاریم، ‏‏[‏‏خیر.‏‏]‏‏ دیروز این آرای ملت نبود؟ دیروز چند‏‎ ‎‏میلیون مردم فریاد کردند، اینها ملت نیستند؟ باز هم آن ملتی که باید در نظر امریکا و‏‎ ‎‏عمال امریکا باشد اینها نیستند. این «ملت» آنهایند که می گویند باید همه چیز را داد به‏‎ ‎‏امریکا، همه چیز را داد به خارجیها!‏

‏‏دزدیها و غارتگریها‏

‏‏     شما که در بیمارستانها بودید می دانید به این ملت چه گذشت. شما یک گوشه اش را‏‎ ‎‏می دانید، بیمارستانهای دیگر هم گوشه های دیگرش را می دانند. بسیاری اش هم از چشم‏‎ ‎‏شماها و سایر برادرهای شما مخفی بوده است. چنانکه دزدیهایی که اینها کردند،‏‎ ‎‏خیانتهایی که اینها کردند، از چشم ما اکثرش مخفی است؛ ما نمی دانیم اینها چه کردند.‏

‏‏     آقا من یک قصه ای را برایم نوشتند یا در مجله دیدم ـ یادم نیست الآن ـ که یکی از‏‎ ‎‏خواهرهای این محمدرضا در خارج یک ویلایی خریده است که قیمت او را من الآن‏‎ ‎‏نمی دانم چه قدر بود لکن نوشته بود که برای گلکاری او شش میلیون دلار خرج گلکاری‏‎ ‎‏آن ویلاست.! اینها یک همچو کارهایی کرده اند و ما بی اطلاعیم و نمی دانیم چیست.‏‎ ‎‏شش میلیون دلار، یعنی تقریباً 32 میلیون تومان، خرج گلکاری! اینها برداشتند هر چه ما‏‎ ‎‏داشتیم، رفتند. ارتشبدهایشان چقدر بردند، و خودش و عائله اش چه قدر بردند؛ و خزاین‏‎ ‎‏ملت را خالی کردند و یک مملکت خراب و ویران گذاشتند و رفتند.‏

‏‏لزوم بردباری و تشریک مساعی‏

‏‏     خداوند ان شاءالله شما که زحمت کشیدید برای این ملت و تَعَب‏‎[سختی، رنج]‎‏ کشیدید ـ خوب،‏‎ ‎‏من می دانم که کسی بالای سر یک کسی که مظلوم است و کتک خورده است مجروح‏‎ ‎‏شده است دارد می میرد شاید در حضور شما بسیارشان مرده اند من می دانم به شما چه‏‎ ‎‏گذشته است، خدا هم می داند ـ شما اجرتان با خداست. خدا می داند که شما چه‏‎ ‎‏کشیده اید؛ و خداوند جبران خواهد کرد. ان شاءالله خداوند به همۀ شما سلامت بدهد.‏‎ ‎‏رفقا همه تشریک مساعی کنید در این امور؛ در این نهضت متحد بشوید. اگر در این‏‎ ‎‏نهضت شکست بخورید تا آخر شکست خورده اید. همه با هم باشید، همه با هم تشریک‏‎ ‎‏مساعی بکنید تا اینکه پیروزی برایمان حاصل بشود.‏

‏‎
‏‏نامه‏

‏‏مکان: تهران، مدرسۀ علوی‏

‏‏موضوع: بازگشت آقای سید عزالدین حسینی زنجانی به زنجان‏

‏‏مخاطب: اهالی زنجان‏

‏‏بسمه تعالی‏

‏‏اهالی محترم شهرستان زنجان ـ ایّدهم الله تعالی‏

‏‏     مرقوم آقایان محترم واصل، و از مضمون آن اطلاع حاصل گردید. از اظهار محبتی که‏‎ ‎‏نموده بودید کمال تشکر را دارم. دربارۀ جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج سید‏‎ ‎‏عزالدین حسینی ـ دامت برکاته ـ که نوشته بودید، با ایشان مذاکره شد و قرار است ‏‎ ‎‏ان شاءالله تعالی به زنجان بازگردند. امید است به خواست خداوند تحت رهبری معظمٌ له‏‎ ‎‏به مبارزۀ خود علیه ظلم و استبداد ادامه دهید.‏

‏‏     از خدای تعالی ادامۀ توفیقات شما و عزت اسلام و مسلمین را خواستارم. والسلام‏‎ ‎‏علیکم و رحمة الله و برکاته.‏

‏‏به تاریخ 11  ع1  1399‏

‏‏روح الله الموسوی الخمینی‏

‏‎ ‎

منبع:صحیفه امام جلد 6

چهارشنبه 18 بهمن 1396  9:05 AM
تشکرات از این پست
rozgol feridoun3 aliada rezahossiny fsmuosavi omiddeymi1368 nazaninfatemeh akrambanoo sr1313 alireza110
rezahossiny
rezahossiny
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 1662
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:‏‏دزدیها و غارتگریها‏

کاش هنوز هم سخنان ان امام برگوار را مسئولان ره توشه خود میگردند

جمعه 20 بهمن 1396  1:46 PM
تشکرات از این پست
fsmuosavi akrambanoo rozgol feridoun3 mansoor67
دسترسی سریع به انجمن ها