بیانات رهبری با موضوع هنر هنرمندان انقلابی(10)

 
55mm66
55mm66
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1393 
تعداد پست ها : 183

بیانات رهبری با موضوع هنر هنرمندان انقلابی(10)

هنر انقلابی


من وقتی به تنوع ابزارهای دشمن نگاه می‏کنم، می‏فهمم چقدر این قضیه برای این‏ها اهمیت داشت! یکی از کارها این بود که جریان ادب و هنر و فرهنگ انقلابی‏ را در کشور تحقیر کنند و به انزوا بکشانند. این یکی از کارهایشان بود. از جمله کارهای مهمی که انقلاب کرده، یکی این است که یک عده عنصر فرهنگی و ادیب و هنرمند و دارای اقتدار فرهنگی تربیت کرده و بحمد اللّه کم هم نیستند. شعرای زیادی به وجود آمدند؛ داستان‏نویسان زیادی به وجود آمدند؛ نویسندگان قلم‏زن دقیق فارسی‏نویس محکمی به وجود آمدند و بحمد اللّه هستند. از اول انقلاب تا کنون، سیزده سال گذشته است. شما نگاه کنید ببینید کدام سیزده سال در دوران عمر فرهنگی و تاریخی ما، توانسته است شخصیتهای درجه‏ی یک به وجود آورد؟ البته این‏ها تا شخصیت درجه‏ی یک بشوند، هنوز فاصله دارند؛ اما کسانی که شخصیت درجه‏ی یک بشوند، در این مجموعه‏ای که انقلاب پدید آورده، زیادند. مادر میهن ما، در دوران استبدادهای اواخر دوران پادشاهی، سترون و عقیم شده بود. حقیقتاً آدم‏های بزرگ، نویسندگان بزرگ، هنرمندان بزرگ، بخصوص در بعضی از رشته‏های هنری، پرورش پیدا نمی‏کردند. لکن امروز می‏بینیم در میان بچه‏های جوان ما، سینماگران خوب، نمایشنامه‏نویسان خوب، کارگردانان خوب، شعرای خوب و داستان‏نویسان خوب، زیادند. انقلاب است که این نیروها را آزاد کرد.
یکی از کارهای دشمن، این شد که این مجموعه‏های مؤمن را منزوی کند. جوان، بی‏تجربه است. به مجرد اینکه ببیند در یک دستگاه رسمی کشور مثلًا در یک مرکز فرهنگی کشور دو نفر به او اخم کردند، به او بی‏اعتنایی کردند، او را تحقیر کردند؛ در حرکتش اثر می‏گذارد و او را کند می‏کند. یا مثلًا وقتی ببیند که در مجلّات به‏اصطلاح ادبی و هنری کشور، چهره‏های مخالف با این روش و خط را، بزرگ می‏کنند، برجسته می‏کنند، تعریف می‏کنند، این جوان دلش آب می‏شود و روحیه‏اش را از دست می‏دهد. وقتی یک فیلمساز، اثرش را به مراکزی می‏برد که می‏توانند از او استفاده کنند و کاری کنند که بتواند کارش را ادامه دهد؛ اما با بی‏اعتنایی به او می‏گویند: «نه آقا؛ ما این را قبول نداریم. این طورش را قبول نداریم»، و بعد در همان حال ببیند انواع و اقسام کارهایی که از لحاظ مایه‏های هنری از کار او کمتر است اما چون مایه‏ی اسلامی ندارد مورد قبول آن‏هاست؛ این جوان به‏خودی‏خود، منزوی و ناامید خواهد شد. من بارها از اعماق جان، قلبم برای این جوانان مؤمن و انقلابی، سوخته و گداخته است. بارها تأسف خورده‏ام که چرا باید به جوانان به این خوبی، بی‏اعتنایی شود!؟ این‏ها هیچ‏چیزشان از آن کسانی که در جاهایی به عنوان هنرمند معروف شده‏اند، کمتر نیست. در بسیاری از امور، از آن‏ها خیلی هم بهترند. اما به این‏ها بی‏اعتنایی می‏شود. وقتی‏که انسان مطلب را به درستی کاوش می‏کند، می‏بیند سر رشته می‏رسد به اراده‏ی خباثت‏آمیزی در نقطه‏ای! مسئولین هم متوجه نیستند. مسئولین فرهنگی، مردمان خوبی هستند؛ اما در سطوح بالا، از کارهایی که در سطوح متوسط انجام می‏گیرد، بی‏خبرند. لذا، این جوان، این مجموعه‏ی جوانان و این جریانها را، ناامید می‏کنند.
از جمله‏ی روشهای دیگری که دشمنان در مجامع جهانی به کار زدند، این است من این را، واقعاً احساس می‏کنم و از آن دردهای خاموش است. انسان دوست می‏دارد این چیزها را همه‏ی مردم، به وضوح بفهمند که وقتی فیلم یا آثار و فرآورده‏های هنری ایران مطرح می‏شود، کاری که نشان از همین روحیات انقلابی در آن باشد، مورد بی‏اعتنایی قرار می‏گیرد! این مجمع جهانی، مثلًا و به ظاهر، یک مجمع غیر سیاسی است؛ اما باطن قضیه، این‏طور نیست. شما دیده‏اید مجامع جهانی چه می‏کنند! دیدید شورای امنیت و سازمان ملل، با بوسنی هرزگوین چه کردند! دیدید سازمان «ایکائو»، در قضیه‏ی هواپیمای ما که امریکا آن را ساقط کرد چه کرد. آمریکاییها خودشان گزارش دادند و گفتند «گزارش ایکائو با همکاری ارتش امریکا تهیه شد»! خوب، «ایکائو» مثلًا یک سازمان بی‏طرف بین‏المللی است. اگر آن روز ما می‏گفتیم «ایکائو این گزارش را مغرضانه نوشته است»، یک عده می‏گفتند: «شما خیلی بدبین هستید. شما هم دیگر شورش را در آورده‏اید! ایکائو یک سازمان بی‏طرف است. به امریکا و شما چه کار دارد!» بفرمایید! حالا سه، چهار سال گذشته، خود آمریکاییها اعتراف کردند و گفتند که گزارش سازمان «ایکائو» را، ارتش امریکا تنظیم کرده است و خلاصه اینکه، امریکا در انداختن ایرباس ایرانی، مقصر نیست! مجامع جهانی، این گونه‏اند.
یکی دیگر از این سازمانها، اسمش «عفو بین‏الملل» است. علی‏الظّاهر هم، هیچ انگیزه‏ی سیاسی‏ای مثلًا، ضدیتی با فلان و فلان ندارد. حالا عفو بین‏الملل را خفقان گرفته است! در بوسنی هرزگوین چندین هزار مسلمان را می‏کشند و مثل برگ خزان روی زمین می‏ریزند، این‏ها اصلًا پیدایشان نیست؛ اما وقتی ما یک جاسوس خبیث و یک خبرچین بدجنس را می‏گیریم و حکم اعدام که بسیار کمتر و کوچک‏تر از جنایات او به این ملت‏ است برایش صادر می‏شود، عفو بین‏الملل، دنیا را روی سرش می‏گذارد که در ایران، چنین و چنان کردند! این‏ها بی‏طرفند؟! این‏ها غیر سیاسی‏اند؟!
عین همین قضیه را، این مجامع هنری جهانی، با فیلمهای ما، با نمایشنامه‏های ما، با کارهای ویژه کودک ما و موارد دیگر دارند. چطور کسی می‏تواند چشمش را روی هم بگذارد و بگوید «این‏ها غیر سیاسی‏اند»؟! چرا در همه‏ی این مواردی که این‏ها جایزه دادند، یک مورد اثر انقلابی وجود ندارد؟! ما فیلم انقلابی نداریم؟! ما شعر انقلابی نداریم؟! ما نمایشنامه‏ی انقلابی نداریم؟! این همه فرآورده‏های انقلابی که جوانان ما درست کردند، هیچ‏کدام ارزش هنری ندارد؟! بنده احتمال می‏دهم اگر رویشان بشود، جایزه‏ی نوبل را هم حاضرند به یکی از همین عناصر ضد اسلامی و ضد انقلابی بدهند؛ برای اینکه آن‏ها را در دنیا بزرگ کنند؛ برای اینکه عناصر انقلابی را منزوی کنند! این، تهاجم فرهنگی نیست؟!۱۳۷۱/۰۵/۲۱

بیانات در دیدار جمعی از کارگزاران فرهنگی
 

هنر انقلابی


ما در جمهوری اسلامی اهدافی داریم و ارزشهایی برای ما مطرح است. تشکیل این نظام و ادامه‏ی این نظام و مقررات این نظام بر اساس هدفهایی بوده است؛ ما نباید اجازه بدهیم که این رسانه‏ی عظیمی که امروز در دنیا تنها هم است، حتّی اندکی از جهت‏گیری و سمت‏گیری این اهداف تخطی کند. البته این معنایش آن نیست که ما دائماً در رادیو و تلویزیونمان سخنرانی یا بیانیه‏ی اسلامی و دینی پخش کنیم که صریحاً مبانی و مفاهیم ما را ترویج کند؛ اینکه راه تبلیغ نیست. شیوه‏های رایج تبلیغ شیوه‏های غیر مستقیم، استفاده‏ی بهینه از هنر و روشهای هنری؛ همان کارهایی که امروز پیشرفتهای زیادی هم داشته است باید تماماً در خدمت اهداف انقلاب و اسلام باشد؛ یعنی اگر ما بازی فوتبال هم پخش می‏کنیم، مواظب باشیم که این بازی فوتبال در جهت ضد آن اهداف به کار نرود. کاملًا واضح است که بازی فوتبالی که در دنیا یا در ایران اتفاق افتاده، گزارش آن می‏تواند دوگونه باشد: یک طور این است که در جهت ضد هدفهای ما باشد، یک طور هم این است که در جهت ضد هدفها نباشد و احیاناً در جهت خدمت به این هدفها باشد؛ آن اصل اساسی در باب اداره‏ی رادیو و تلویزیون این است. این هدفها روشن است: دینی شدن مردم، یکی از هدفهاست؛ ارتباط مستحکم مردم با نظام و مبانی اصلی نظام، یکی از هدفهاست؛ حفظ روحیه و شور انقلابی‏ در مردم و دچار نشدن آن‏ها به یأس و دل‏مردگی و سرخوردگی، یکی از این هدفهاست؛ حفظ ارتباط و اعتماد مردم به دولتی که بر سر کار است هر دولتی که سر کار است و مورد قبول مردم و مجلس و رهبری قرار گرفته یکی از هدفهاست. البته طبیعی است که حفظ اعتماد مردم به دولت هدف اوّلی نیست؛ اما یک هدف ثانوی است که در خدمت هدفهای اوّلی قرار می‏گیرد. امکان ندارد که ما بخواهیم مملکت را به شکل درستی بسازیم، درعین‏حال اجازه بدهیم که ارتباط فی‏مابین مردم و دولت گسسته بشود. اگر این اعتماد گسسته شد، کدام عنصری خواهد توانست مملکت را اداره کند و به سمت اهداف پیش ببرد؟ آیا جز دولت کس دیگری را برای این کار داریم؟۱۳۷۰/۱۲/۰۷

بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها
هنر انقلابی
 

 پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی

            اللهم عجل لولیک الفرج

دوشنبه 21 فروردین 1396  10:50 AM
تشکرات از این پست
majnon313 rozgol khaliln emamedavazdah mty1378 mansoor67 aliada unknown zinab84 feridoun3 rasekhoon_m rezahossiny heaidar fanid1960 omiddeymi1368
khaliln
khaliln
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آذر 1390 
تعداد پست ها : 1292
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:بیانات رهبری با موضوع هنر هنرمندان انقلابی(10)

بنام خدا

این سازمانها همه اش به وسیله ابرقدرتها وبرای منافع خودشان ایجاد شده است وبه درد ما نمی خورد. وباید به همه آنها خط بطلال کشید. وبه خودمان اتکا کنیم به لطف خدای تعالی.

سه شنبه 12 اردیبهشت 1396  8:31 AM
تشکرات از این پست
feridoun3 kazemm
rezahossiny
rezahossiny
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 1635
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:بیانات رهبری با موضوع هنر هنرمندان انقلابی(10)

واقعا رهبر انقلاب  درست و خوب تبیین کرده اند

چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396  5:02 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها