علت نفوذ تهاجم فرهنگي و راه هاي مبارزه با آن چيست؟

 
taha_h
taha_h
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1394 
تعداد پست ها : 5282
محل سکونت : تهران

علت نفوذ تهاجم فرهنگي و راه هاي مبارزه با آن چيست؟

پس از پيروزي انقلاب اسلامي كه در حقيقت پيروزي اسلام بر سردمداران كفر جهاني بود و به دنيانشان داد كه دين مخصوصاً اسلام مي تواند به عنوان يك قدرت جهاني عليه زورمداران دنيا عرض اندام نمايد و درمقابل قدرت ها بايستد, قدرتمندان سياسي دنيا مخصوصاً غرب در صدد برآمدند در مقابل اين فرهنگ بايستند يا آن را نابود كنند يا جلوي گسترش آن را بگيرند و يا آن را از كارايي بياندازند. در هر مورد هجوم هايي بردند, كه امروز نيزبا نوعي شديدتر و برنده تر, تهاجم فرهنگي عليه انقلاب اسلامي ادامه دارد.

 

امروز به اعتباري مي توان گفت صاحبان قدرت هاي برتر نظامي و صنعتي , مغول هاي ضد فرهنگ عصر حاضر وصليبيّون قرن اتم اند, اما به جاي شيهة اسب ها و برق شمشيرها و ، شيهة بي اماني است كه از حلقوم راديو وتلويزيون ها بر مي آيد و بر خيره كننده اي است كه از چشم دوربين ها ساطع مي شود و غبار عالمگيري است كه از موج ماهواره ها بر مي خيزد. ماهواره ها و دكل ها همهء نقاط زمين را هدف بمباران فرهنگي قرار داده و از اين طريق تسلط خود را بر رگ و ريشه و مغز انسان ها وارد مي كنند.

 

 امروز صاحبان قدرت هاي برتر صنعتي و نظامي در قرن بيستم دجال هاي عصرند. از هر ناي آنان آوازي , همگان را شيفتة خود كرده , چندان كه گاه بسياري از فرهنگ سازان رافريفتة خويش مي سازد. كساني كه در برابر ظواهر پر جذبهء غرب , خودباخته اند و فرنگ را با فرهنگ يكي دانسته اند,قدر و قيمت فرهنگ اسلام و ايران و اصولاً نقش و تأثير آن در گذشته و حال را نمي دانند يا اگر اندكي بدانند,احساس حقارتشان در پيشگاه تمدّن صنعتي و تكنيكي غرب و گاه كينه توزي هايي كه گاه نسبت به فرهنگ و سنن خود داشته و دارند, آنان را از پذيرش حقيقت باز مي دارد.

 

تهاجم فرهنگي به اين معنا است كه : دشمن مي خواهد منابع قدرت مسلمانان را تحت سلطهء خويش قراردهد ، از اين رو براي وصول به مقصود خود, حمله و هجوم را آغاز كرده است .

 

هر هجوم و تهاجمي داراي شكل خاص و ابزار ويژه اي است , همچون ابزار نظامي , اقتصادي , سياسي و فرهنگي كه ابزار فرهنگي گاه به عنوان مقدمه , گاه متمّم و مكمّل به كار برده مي شود.

 

تهاجم فرهنگي، يعني دشمن ابزارهاي غير نظامي و غير اقتصادي و غير سياسي را به كار مي گيرد تا افكار و آراي مردم را براي پذيرش هجوم ناگهاني يا نفوذ تدريجي به منظور تصرف و تملّك منابع و منافع مادي و معنوي آنان مهيا كند.

 

راه هاي مبازره با تهاجم فرهنگي :


مبارزه با غرب زدگي و روشنفكري غربي : مردم مخصوصاً جوانان بايد بدانند در انقلاب مشروطيت و ديگر انقلاب ها بزرگ ترين ضربه اي كه انقلاب ها و مردم خوردند, از روشنفكر مآباني بود كه دل در گرو غرب و آمريكا داشتند. آنان با نوشتن مقاله ها و تأسيس روزنامه ها و اهانت به علما و روحانيون و پايين آوردن اعتبار احكام اسلامي , بزرگ ترين ضربه رابر انقلاب مشروطيت و ديگر نهضت ها زدند.

 

از نوشته هاي جلال آل احمد بر مي آيد: روشنفكر ايراني وارث بدآموزي هاي صدر مشروطه بدآموزي هاي روشنفكران قرن هيجده و نوزده فرنگ است . مخالفت و ضديّت با مذهب و روحانيون است.  از اين رو  روشنفكران غالباً در دعواي ميان روحانيت و حكومت , طرف حكومت را گرفته اند. آخرين بار در قضيهء 15خرداد42؛ از قضيهء تحريم تنباكو بگير تا كشتار بيرحمانهء 15خرداد. در تمام صدسالهء اخير روشنفكر ايراني , مردد ميان حكومت و مردم و نوميد از بي خبري عوام و خسته از تحجّر برخي روحانيون , در آخرين دقايق , طرف حكومت راگرفته است .

 

روشنفكر مآبان هميشه عقدهء نداشتن پايگاه در جامعه و ميان اكثر مردم , آنان را آزار و اذيت‌( نموده) و وادار كرده دست به قلم بزنند و با نوشتن و ايجاد شبهه و ترديد, دل ها را خالي كنند و به آرزوي دور و دراز دامن بزنند.

 

روشنفكر غرب زده چون ديد در حضور مذهب و علماي دين , كاري از او ساخته و حرفي از او شنيده نيست ,ناچار لامذهبي اش تحريك شد و احكام اسلامي را كه بر پايهء قرآن و سنّت نهاده شده است , مورد شك و ترديد قرار داد.

 

اينان به يك جا وابسته نيستند; يك دسته به فرهنگ فرانسه و دستهء ديگر انگليس , دستهء ديگر امريكا يا به آلمان دل بسته و شيفتهء فرهنگ آنان هستند.


بهايي گري , فراماسونري , كسروي بازي , زردشتي بازي , فردوسي بازي , حزب گرايي مطبوعات , مجامع ادبي وهنري , كلوپ هاي بولينك و سونادار و جمع كنندهء تفنّن و سياست و معامله و امثال اين ها را مي توان پاتوق اين گونه روشنفكران دانست . ضديّت با مذهب و مليّت و بيگانگي با محيط بومي , از خصايص روشنفكران غرب زده است .(1)

 

ابر قدرت ها در تهاجم حساس و سرنوشت ساز فرهنگي , سراغ گروهي از روشنفكران رفتند; آنان كه تا حدودي تمايل مذهبي داشتند و مي توانستند در اين طرح حساب شده , استعمارگران را كمك كنند و آگاهانه يا ناآگاهانه مجري سياست قدرت ها باشند. استعمارگران ابتدا تعدادي از روشنفكران مزدور را به كار گرفته , حركت را آغاز كردند,سپس بسياري از روشنفكران مذهبي بدون توجه به نقشه هاي شيطانيِ ابر قدرت ها, تنها با احساس مسئوليت برخاسته از داوري هاي شخصي در برابر كاستي هاي موجود در جامعهء اسلامي , به اين حركت شيطاني حساب شده دامن زدند و طرح هاي استعماري زيادي را به كار گرفتند, مانند:


1 سياست مذهب عليه مذهب ;
2 سياست دين سازي ;
3 سياست ايجاد جنگ بين علم و دين ;
4 سياست تحقق تفكر التقاطي اختلاط اصول اسلام با ديگر مكاتب مادي و غربي ;
5 سياست براندازي دين .


از بُعد سياست ايجاد تضاد و جنگ بين علم و دين , با روش هاي فرهنگي و علمي بسيار ظريف و حساب شده ,به محافل دانشگاهي و فرهنگي , تئوري ها و فرضيه هاي علمي مكاتب غربي و شرقي را به دروس دانشگاهي راه دادند و توسط برخي اساتيد روشنفكر, به اين طرح و نقشهء شيطاني دامن زدند كه : علم روز مخالف مذهب و مذهب مخالف علم است ! تا بتوانند بر ضد مذهب و روحانيون , دانشجويان را بسيج نمايند.


سياست تفكر التقاطي توسط روشنفكران مذهبي , به عنوان اسلام و مذهبي نو, متناسب با مكاتب شرق و غرب كه هم غربي و هم مسلمان باشيم , هم مذهب بماند و هم غرب پسندانه باشد, هم به مذهبي ها بگويند با شماييم و هم به روي غرب و شرق لبخند بزنند.


اينان نمي دانستند اگر علماي دين و روحانيت و فقهاي شيعه را كه سنگربان اسلام و انقلاب و كشورند, تضعيف كنند و به انزوا بكشانند, دشمن سود خواهد برد.


برخي از روشنفكران با تز <اصالت خرد و انديشه > و بعضي با تز جدايي دين از سياست و برخي با عقيده ء<قداست روحانيت به اين است كه در كارهاي مملكت دخالت نكند> يا <بازسازي دين > و يا <هر چه علما از دين مي فهمند, برداشت هاي خودشان مي باشد و غير از دين است > و يا <دين و شريعت , معرفت بشري است و هر روز در حال تغيير و دگرگوني است ; پس مي توان با توجه به ضرورت هاي زمان , شريعت را قبض و بسط نمود و مطابق فرهنگ روز, شريعت اسلامي را بازسازي كرد> و <دين نه تنها افيون ملت ها, بلكه دولت ها است > و <دوران دين سپري شده >و مبازره و ايجاد بدبيني با احكام اسلامي , از قبيل <لايحهء قصاص , انساني نيست >, <هم جنس گرايي و خودارضايي جنسي (آنانيسم ) يك ضرورت براي نسل جوان است و آن چه در رساله هاي عمليه آمده , مبناي علمي ندارد> ومبازره با شخصيت هاي سياسي و علمي روحاني و مشوّه جلوه دادن آنان در سطح گسترده , از فعاليت هاي روشنفكران مذهبي و غير مذهبي است كه خطر بزرگي براي انقلاب و امنيت و استقلال كشور است .


اگر روشنفكران به وحي و قرآن و اصول مسلّم اسلام و معيارهاي روشن اجتهاد, آگاهي داشته باشند و دست ازهوي و خود پرستي و غرور بردارند و به دانشمندان و فقها و عالمان متدين ارج بنهند و متوجه توطئه هاي دشمنان باشند و به مرزهاي اسلام و تشيع يورش نبرند و احزاب و گرايش هاي سياسي , وحدت و همدلي و تقواي الهي راحفظ كنند, خواهند توانست در برابر دشمن , سدّي محكم و براي اسلام و كشورشان مفيد باشند و استقلال كشور را كه ثمرهء خون هزاران شهيد مظلوم و فداكار و زحمات طاقت فرساي علماي دين از سال ها قبل تا كنون بوده , محافظت كنند.(2)


البته راه هاي ديگري نيز براي مبارزهء با تهاجم فرهنگي هست , از جمله :


1 رسيدگي مسئولان به خواسته هاي فطري و طبيعي جوانان و زمينه سازي ازدواج آنان .
2 جلوگيري از ورود فيلم ها و عكس هاي مستهجن و نوارهاي مهيج , همان طور كه مبارزه با مواد مخدّر يك امرمعقول و پسنديده است .
3 ايجاد اشتغال جوانان .
4 توجه جوانان به اشتغال , حتي شغل هاي مشكل و سخت و بي توجهي به شغل هاي كاذب و غير مفيد.
5 توجه و دقت  نظر در كلمات امام راحل (ره ) و عنايت به وصيّت هاي ايشان و پيروي  از منويّات رهبر معظم انقلاب . امام (ره ) فرمود: <پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت آسيبي نرسد>.
6 حفظ تقوا با مطالعهء كتاب هاي اخلاقي قرائت قرآن , مناجات , رفتن به مساجد و اجتماعات , مطالعهء كتاب هاي روايي از قبيل اصول كافي , تحف العقول و ديگر كتب مفيد.
7 مطالعهء تاريخ انقلاب ها و علل شكست آن ها و عوامل تسلط بيگانگان .
8 پرهيز از خواندن نوشته هاي افراد سياسي و روشنفكر مآبي كه مورد تأييد دشمنان اند.
خداوند ما را از شرور نفسمان و انقلاب اسلامي را از گزند حوادث مصون دارد.

 

مطالب ذیل نیز در شیوه های مقابله با تهاجم فرهنگی مورد توجه است:

 

باید از یک سو با شناخت های ضعف های دشمن مهاجم به نقاط آسیب پذیر فرهنگی و سیاسی او ضربه وارد نمود ، یا ضعف های آنها را در فرهنگ منحطی که دارند ، آشکار نمود ؛ از سويى ديگر به خانه تكانى افكار و پاك نمودن دل‏ها از رسوبات فرهنگ بيگانه و جايگزين كردن فرهنگى دينى و ملّى اقدام نمود. رمز موفقيت در مقاومت فرهنگى، شناخت فرهنگى خودى و پديده‏هاى اصولى آن و عملياتى كردن آن است.


روش‏هاى مقاومت فرهنگى


روش‏هاى تربيتى اسلام كه موجب پرورش انسان آگاه، مؤمن و متعادل مى شوند، هم چنين تمامى شيوه هايى كه سبب سالم سازى و پايدارى جامعه اسلامى مى گردند، در زمره روش‏هاى مقاومت فرهنگى محسوب مى شوند.


مصون سازى، بهترين شيوه مقابله با تهاجم فرهنگى


در تهاجم فرهنگى، عقايد و اخلاق ملت، به خصوص نسل جوان آن مورد هجوم قرار مى گيرد در برنامه ريزى مقاومت فرهنگى براى مقابله با هجوم بيگانگان بايد به دنبال مصون سازى جوانان و دانش‏آموزان در برابر تهاجمات بود.


مصون سازى وابسته به خود آگاهى است. جمع آورى آنتن‏هاى ماهواره‏اى، فيلم‏ها و نوارهاى مبتذل و سيار مظاهر فساد امرى لازم است كه از طرف مسئولان بايد دنبال شود، امّا كافى نيست. بايد گيرنده‏هاى درونى و فكرى ضعيف را جمع آورى نمود و به جاى آن گيرنده‏هاى قوى و فكرى مقابله‏گر و مهاجم دشمن شناس و دشمن ستيز نصب كرد.


بنيادى‏ترين روش مقاومت فرهنگى


بنيادى‏ترين روش مقاومت فرهنگى، گسترش شناخت معارف اسلامى و تعميق باورهاى اصيل مذهبى است. فرد خداشناس و خداباور به خود آگاهى و خود باورى مى رسد. چنين فردى مفتون و مرعوب فرهنگ الحادى و هوس گرايانه بيگانه نمى‏شود.


ساير راه كارهاى مقابله با هجوم فرهنگى بيگانگان


پناه بردن به قرآن و آشنايى با معانى و پيام‏هاى آن، تمسك به ولايت ائمه (ع) و برقرارى ارتباط روحى و معنوى با آنان از راه آشنايى با روايات و احاديث و زيارت و توسل به آنان، آشنا شدن باتجلى دين و دين باورى در صحنه‏هاى مختلف انقلاب اسلامى به ويژه صحنه‏هاى جاويدان هشت سال دفاع مقدس، و مطالعه خاطرات رزمندگان و ايثارگران و آزادگان، مطالعه وصيت نامه شهدا، و بالاخره خلوت كردن با خدا و راز و نياز با او و در نظر آوردن خداوند در همه احوال از جمله عواملى است كه دين و باورهاى دينى را در درون انسان نهادينه ميكنند و جوان را به خودآگاهى و خود باورى مى رسانند. انسان خودآگاهى كه توانايى‏هاى ذاتى و مفاخر دينى و ملّى خويش را باور دارد و از اعتماد به نفس برخوردار است، نه تنها در برابر پيام‏هاى مهاجمان تسليم نمى‏شود، بلكه آن پيام‏ها را عليه آنان به كار مى گيرد. آگاه كردن مردم از اهداف فرهنگ سازان غربى و استفاده از شيوه‏هاى تهاجمى مانند فيلم و كتاب و رمان، نيز توليد فكر و انديشه و حضور فعال در عرصه فرهنگ و هنر، هم چنين رفع بيكارى و فقر و اشتغال به كارهاى مفيد و مناسب و بسط عدالت اجتماعى از شيوه‏هاى مقابله با تهاجم فرهنگى دشمنان است.

 

 

 

 

1.جلال رفيع , فرهنگ و مهاجم ـ فرهنگ مولّد, ص 192به بعد, با تلخيص و تصرف .
2 . محمد دشتي , مذهبي روشنفكري , با تلخيص و تصرف .

 

 

 

 

 

منبع: t-pasokhgoo.ir

شنبه 27 آذر 1395  2:22 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها