آیا اهل کتاب به جسمانی بودن معاد معتقد هستند یا خیر؟

 
taha_h
taha_h
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1394 
تعداد پست ها : 5282
محل سکونت : تهران

آیا اهل کتاب به جسمانی بودن معاد معتقد هستند یا خیر؟

برای روشن شدن پاسخ توجه به چند نکته ضروری است:

 

1. در تعالیم اهل کتاب (اعم از یهود، مسیحیت و زرتشت) بحثی با عنوان معاد جسمانی مطرح نشده است. بنابراین، آنچه که در این باره بیان می کنیم، برداشت های است که در متون دینی اهل کتاب در باره اصل اعتقاد به معاد آمده است.

 

2. در این نوشتار سعی شده از نوشته های موجود اهل کتاب برای بیان عقایدشان استفاده شود؛ هرچند از نظر ما چون همه پیامبران الهی از طرف خدای واحد مبعوث شدند، از یک دین تبلیغ می کردند و اگر اختلافی بود در اجمال و تفصیل بود. اما در حقیقتِ دین از جمله در توحید و معاد اختلافی نبوده است، اختلافات موجود ناشی از تحریفاتی است که دامنگیر بعضی از ادیان شده است.

 

3. برای بیان اعتقاد اهل کتاب در باره جسمانی بودن معاد به بیان دیدگاه های سه دین؛ یعنی زرتشت، یهود و مسیحیت می پردازیم:

 

الف. اعتقاد زرتشتیان درباره معاد جسمانی

 

در کتاب گات ها که منسوب به خود زرتشت است، تعالیمی وجود دارد که با تعالیم بخش های اوستا متفاوت است. یکی از اصول این تعالیم که "دین زرتشتی متقدم" یا" اولیه" خوانده می شود عبارت است از[1]: انسان پس از مرگ از پل چینود (گزینش) عبور کند؛ پلی که گناهکاران نمی توانند از آن بگذرند، سرانجام نیکان، بهشت و سرانجام بدکاران دوزخ خواهد بود.[2]

 

نویسنده زرتشتی معاصر نیز جاودانگی روان و بقای انسان پس از مرگ، پاداش کارهای نیک و مجازات اعمال زشت،در بهشت و دوزخ و رستاخیز را از پایه ها و بنیاد دین زرتشت بر می شمارد.

 

به هرحال از عبارت «عبور از پل چینود» شاید بتوان اعتقاد به معاد جسمانی را به زرتشت نسبت داد.

 

ب. اعتقاد یهودیان در باره معاد جسمانی

 

در بیان اعتقادات یهودیان در مورد معاد جسمانی چند نکته باید بررسی  شود:

 

اول: اختلاف فرقه های یهود در مسئله معاد

 

در برخی از منابع چنین آمده که فرقه صدوقیان فقط پنج سفر اول تورات را قبول داشتند در نتیجه معاد را (که ظاهرا در بخش های بعدی عهد قدیم آمده) قبول نداشتند. شومرونی ها یا سامره ای ها هم منکر اعتقاد به رستاخیز مردگان بودند و می گفتند: در تورات دلیلی بر رستاخیز مردگان نیست.[3] اما فریسیان که تمام کتب عهد قدیم را قبول داشتند معتقد به معاد بودند.[4]

 

البته لازم به ذکر است که امروزه فرقه صدوقیان و سامریان طرفدارانی ندارند.

 

دوم: اعتقاد یهودیان امروزی درباره معاد

 

هرچند بعضی معتقدند که در تورات (کنونی) به صراحت از معاد سخن نرفته و در پاسخ برخی از دانشمندان یهود که برای اثبات معاد در تورات به مواردی استناد کردند، می گویند: این موارد هرگز صراحتی در این خصوص ندارد[5] و برخی نیز می گویند: هیچ قسمت از تورات نیست که به اعتقاد رستاخیز دلالت نکند لکن ما صلاحیت نداریم که آن را بدین معنا تفسیر کنیم[6]. ولی از آنجا که منابع دینی یهود منحصر در تورات نیست باید گفت با توجه به منابع دیگر در نظر یهودیان اعتقاد به رستاخیز یکی از اصول دین و ایمان است، و انکار آن گناه بزرگ محسوب می شود، کسی که به رستاخیز معتقد نباشد و آن را انکار کند از رستاخیز سهمی نخواهد داشت و زنده نخواهد شد.[7]

 

علمای یهود اعتقاد به رستاخیز را موضوع یکی از دعاهایی (برکات هجده گانه) که بخش مهمی از نمازهای روزانه است قرار داده اند و آن دعا چنین است: تو تا به ابد جبار هستی، ای خدا تو زنده کننده مردگان هستی... و ای پادشاهی که مرگ و زندگی به دست تو است... و تو امین هستی که مردگان را زنده می کنی، متبارک هستی تو ای خدایی که مردگان را زنده می کنی.[8]

 

معاد جسمانی یا روحانی در نظر یهود

 

درباره جسمانی یا روحانی بودن معاد در نظر یهود باید گفت از ظاهر مجموع گفتارشان چنین به دست می آید که یهودیان معتقد به معاد جسمانی نیستند. چون براساس منابع دینی یهودیان جسم و روح هر دو در محکمه عدل الهی داوری می شوند، ولی خدا جسم را رها نموده و روح را مورد سرزنش و توبیخ قرار می دهد. خداوند در جواب اعتراض روح می گوید: جسم در دنیا به وجود آمده است و در آن جا موجودات خطا می کنند، ولی تو اهل جهان بالا هستی و در آن جا کسی مرتکب خطا نمی شود، به همین جهت من جسم را رها کرده و از تو مواخذه می کنم.[9]

 

یهودیان معتقدند طی دوازده ماه پس از مرگ،جسم وجود دارد و روح به بالا رفته و پایین می آید، پس از 12 ماه جسم از میان رفته و روح به بالا صعود می کند و دیگر پایین نمی آید.[10]

 

ج. اعتقاد مسیحیان در باره معاد جسمانی

 

درباره اعتقادات مسیحیت از چند طریق می توان اظهار نظر کرد:

 

1. به صورت کلی یعنی آنچه که در تورات آمده مورد اعتقاد مسیحیت نیز هست چون در کتاب مقدس از عیسی مسیح(ع) نقل شده است که فرمود: فکر نکنید که من آمده ام تا تورات و نوشته های پیامبران را منسوخ کنم، نیامده ام تا منسوخ کنم بلکه آمده ام تا به کمال برسانم.[11]

 

همانطور که از این فقره پیداست و در فقرات متعددی بیان شده حضرت عیسی نظام اعتقادی و عملی عهد قدیم را می پذیرد و بر آن صحه می گذارد او بر پرستش خدای یگانه تأکید می کند و در باره معاد سخن می راند.[12]

 

البته این راه اولاً: در صورتی در این عصر و زمان قابل استناد است که اثبات شود تورات فعلی همان تورات زمان حضرت عیسی(ع) است. ثانیاً: همان گونه که گذشت استناد اعتقاد به معاد در تورات مشکوک است. ثالثاً: با قطع نظر از دو اشکال قبلی نهایتاً می توان معاد روحانی را به مسیحیان نسبت داد.

 

2. موارد خاصی که در انجیل آمده است، بعض از آن موارد بدین قرار است:

 

الف. صدوقیان که منکر قیامت هستند از حضرت عیسی(ع) در باره ازدواج زنی در قیامت که در دنیا با هفت برادر (بعد از مرگ هر کدام) ازدواج نمود سؤال کردند ایشان فرمود: آیا گمراه نیستید ... زیرا هنگامی که مردگان برخیزند نه نکاح می کنند و نه منکوحه می گردند... [13].

 

ب. درباره مردم شریر که بر او ازدحام کردند فرمود: ... ملکه جنوب در روز داوری با مردم این فرقه بر خاسته بر ایشان حکم خواهد کرد... .[14]

 

ج. وقتی که چاشت یا شام دهی دوستان یا برادران یا خویشان یا همسایگان دولتمند خود را دعوت مکن مبادا ایشان نیز تو را بخوانند و تو را عوض داده شود بلکه چون ضیافت کنی فقیران و لنگان و شلان و کوران را دعوت کن که خجسته خواهی بود زیرا ندارند که تو را عوض دهند و در قیامت عادلانه به تو جزا عطا خواهد شد.[15]

 

در این کلمات که به طور آشکار به رستاخیز و داوری خداوند در آن روز سخن می گوید اعتقاد به معاد به وضوح دیده می شود.

 

از اسناد و شواهدی که ذکر شد چنین نتیجه می گیریم که اعتقاد به معاد از مسلمات ادیان الاهی و أهل کتاب است و ظاهر عبارات با  معاد جسمانی سازگار است. مگر یهودیان که معاد را در ابتدا جسمانی می دانند ولی معتقدند که بعد از 12 ماه جسم از بین می رود و روح باقی می ماند.

 

 

برای اطلاع بیشتر به منابعی که نام آنها در پی نوشت آمده است مراجعه نمایید[16].

 

 

 

[1] این تعالیم در شش اصل آمده که این نکته در اصل ششم بیان شده است.

[2]. ادیان آسیایی ، ص 42و43 ، به نقل از سیری در ادیان زنده جهان(غیر اسلام) عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، ص 112.

[3] . هفت اقلیم ادیان و مذاهب، جواد قاسمی قمی، فرجام شناسی یهود به روایت تلمود.

[4] . تاریخ یهود ج 2، ص 53-66، به نقل از سیری در ادیان زنده جهان(غیر اسلام) عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، ص 6 18.

[5] . گنجینه ای از تلمود، ص 363، به نقل از سیری در ادیان زنده جهان(غیر اسلام) عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، ص 158.

[6] . سیفره دواریم، 306، ص 131-الف، به نقل از هفت اقلیم ادیان و مذاهب، جواد قاسمی قمی، فرجام شناسی یهود به روایت تلمود.

[7] . سنهدرین، 95 الف، به نقل از:هفت اقلیم ادیان و مذاهب، جواد قاسمی قمی، فرجام شناسی یهود به روایت تلمود.

[8] . مشینا بر اخوت، 9: 5، هفت اقلیم ادیان و مذاهب، جواد قاسمی قمی، فرجام شناسی یهود به روایت تلمود ص 16.

[9] . ویقراریا، 4:5، به نقل از:هفت اقلیم ادیان و مذاهب، جواد قاسمی قمی، فرجام شناسی یهود به روایت تلمود ص 21.

[10] . شبات، 153ب، به نقل از:هفت اقلیم ادیان و مذاهب، جواد قاسمی قمی، فرجام شناسی یهود به روایت تلمود ص 21.

[11] . انجیل متی، 5:17.

[12] . انجیل متی، باب 22، به نقل از سیری در ادیان زنده جهان(غیر اسلام) عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، ص 201.

[13] . کتاب مقدس، ص 1155 و 1119، انجیل متی22-23؛ انجیل مرقس، 25- 12.

[14] . کتاب مقدس، ص 1189، انجیل لوقا، 31-11.

[15] . کتاب مقدس، ص 1195، انجیل لوقا،14-14.

[16]. 1. کتاب مقدس، (ترجمه قدیم، شامل کتب عهد عتیق و عهد جدید که از زبان های اصلی عبرانی و آرامی و یونانی ترجمه شده است)

2. هفت اقلیم ادیان و مذاهب نشریه علمی – دانشجویی، پیش شماره دوم تابستان 1386 .

3. سیری در ادیان زنده جهان(غیر اسلام) مؤلف، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، ناشر، آیت عشق، نوبت چاپ، اول زمستان 1383.

4. تفسیر نمونه، مؤلف ناصر مکارم شیرازی و همکاران، ناشر دار الکتب الاسلامیه، نوبت چاپ یازدهم، تاریخ انتشار 1373 ش.

 

 

 

 

 

منبع: http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa1917

پنج شنبه 4 آذر 1395  10:27 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها