اقوال در جمع آوري قرآن
در مورد جمعآوري نظرات مختلفي را ميتوان مطرح كرد، كه مهمترين آنها عبارتند از:
قرآن به صورت فعلي در زمان خود پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم) و به دستور آن حضرت جمعآوري شده است.
قرآن به صورت كنوني در زمان بعد از رحلت آن حضرت و در زمان خليفه اول، يعني ابوبكر، و يا در زمان عثمان جمعآوري شده است و آنها قرآن را از اوراق پراكنده جمع و بدين صورت جمعآوري نمودند.
تنظيم و نگارش قرآن به صورت كنوني در يك زمان صورت نگرفته بلكه به مرور زمان و به دست افراد مختلف انجام شده است؛ ترتيب، نظم و عدد آيات در هر سوره، در زمان حيات پيامبر (صلالله عليه و آله و سلّم) و با دستور آن حضرت انجام شده و توفيقي است و بايد تعبدا پذيرفت. هر سوره با فرود آمدن «بسم اللهالرحمنالرحيم» آغاز ميشد و آيات به ترتيب نزول در آن ثبت ميگرديد. ولي نظم و ترتيب سورهها بعد از رحلت آن حضرت انجام گرفته است. از جمله كساني كه اين نظريه را پذيرفتهاند محقق معاصر آيتالله معرفت ميباشد.
ما در اين بحث ابتدا ادله هر كدام را نقل و به نقد و بررسي آن خواهيم پرداخت.
ادّله قائلان به جمعآوري قرآن در زمان پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم)
ادّله مختلفي براي اين امر اقامه شده است، مهمترين آن ادّله عبارتند از:
1. نگارش قرآن در زمان رسولالله(صلالله عليه و آله و سلّم) يك امر ضروري و روشن است، زيرا قرآن سند و معجزه اسلام است و اهمال اين امر با مقام رسولالله (صلالله عليه و آله و سلّم) ناسازگار است و معني ندارد كه اين كار اساسي را آن حضرت، به ديگران واگذار كرده باشد. از طرف ديگر، اعتماد به حفظ قرآن در سينهها نميتوانست انسان را در مورد بقاي اين كتاب آسماني مطمئن سازد. بنابراين پيامبر (صلالله عليه و آله و سلّم) افرادي را انتخاب كرد تا قرآن را ثبت كنند و خود نيز بر كار آنها نظارت داشت.
2. از روايات متعدّدي استفاده ميشود كه قرآن در زمان پيامبر (صلالله عليه و آله و سلّم) نگارش يافته است كه اين روايات خود به چند دسته تقسيم ميشود:
دسته اول: اخبار ثقلين كه متواتر بين شيعه و اهل سنّت است؛ مانند دو حديث زير:
قال رسولالله(صلالله عليه و آله و سلّم): انّي تارك فيكمالثقلين كتابالله و عترتي اهل بيتي؛
پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم) فرمودند: همانا من در بين شما دو چيزگرانبها را به امانت ميگذارم: يكي كتاب خدا و ديگري عترت من كه اهل بيت من هستند.
عن زيدبن ارقمقال: لمّا رجعالنّبي (صلالله عليه و آله و سلّم) من حجهالوداع و نزل غدير خم... انّي تارك فيكم الثّقلين احدهما اكبر منالاخر، كتابالله و عترتي اهل بيتي؛
زيدبن ارقم ميگويد: زماني كه پيامبر (صلالله عليه و آله و سلّم) از حجهالوداع برگشت و در غدير خم فرود آمد...فرمود: همانا من در بين شما دو چيز گرانبها را به امانت ميگذارم كه يكي بزرگتر از ديگري است. اول كتاب خدا و ديگري عترت من كه اهل بيت من هستند.
اين حديث و احاديثي از اين قبيل، كه به صورت متواتر از پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم) نقل شده، به خوبي دلالت دارد كه قرآن در زمان آن حضرت جمعآوري شده است؛ زيرا لفظ كتاب به نوشتههاي پراكنده گفته نميشود.
دكتر محمدحسين عليالصغير، كه استاد دروس علوم قرآن در دانشگاه كوفه است؛ در اين زمينه ميگويد:
ورود لفظ كتاب در قرآن و سنّت دلالت دارد كه قرآن يك مجموعه جمعآوري شده بوده است.
دسته دوّم: رواياتي كه دلالت دارد پيامبر (صلالله عليه و آله و سلّم) افرادي را به عنوان كاتبان وحي مشخص كرد تا هر زمان وحي نازل شد آن را ثبت كنند.
دسته سوّم: اخباري كه تصريح در جمعآوري قرآن در زمان پيامبر (صلالله عليه و آله و سلّم) ميكند، مانند:
عن قتادة قال: سئلت انسابن مالك من جمعالقرآن علي عهد
رسولالله (صلالله عليه و آله و سلّم) قال: اربعه كلّهم منالانصار: ابيابن كعب، معاذبن جبل، زيدبن ثابت و ابوزيد؛
قتاده ميگويد: از انسبن مالك سؤال كردم چه كساني قرآن را در زمان پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم) جمع كردند؟ جواب داد: چهار نفر بودند: ابن ابي كعب، معذبن جبل، زيدبن ثابت و ابوزيد كه همه آنها از انصار بودند.
عن زيد بن ثابت قال: انّا كنّا عند رسولالله(صلالله عليه و آله و سلّم)نؤلّفالقرآن منالرّقاع؛
زيدبن ثابت ميگويد: ما در نزد پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم) بوديم كه قرآن، را از رقاع (قطعهاي از پوست يا برگ كه بر آن مينوشتند) جمعآوري و تنظيم ميكرديم.
در اين جا كلمه تأليف، علاوه برنگارش، دلالت بر تنظيم و ترتيب هم ميكند.
دسته چهارم: اخباري كه در مورد چگونگي ختم قرآن از رسولالله (صلالله عليه و آله و سلّم) نقل شده است:
عن عبدالله ابن عمرو قال: يا رسولالله(صلالله عليه و آله و سلّم) في كم أقرأ القرآن؟ قال (صلالله عليه و آله و سلّم) اختمه في شهر، قلت انّي اطيق افضل من ذالك قال: إختمه في عشرين...؛
عبدالله بن عمرو از پيامبر (صلالله عليه و آله و سلّم) سؤال كرد در چه مدت قرآن را ختم كنم؟ فرمود: در يك ماه. گفتم: زودتر از اين هم ميتوانم ختم كنم. فرمود: دربيست روز ختم كن.
روايات مختلف ديگري كه از طرق ديگر در زمينه ختم قرآن نقل شده، به خوبي دلالت دارد كه قرآن در زمان خود آن حضرت جمعآوري شده است.
3. يكي از معروفترين اسامي سوره حمد، فاتحهالكتاب است و اگر قرآن در زمان پيامبر (صلالله عليه و آله و سلّم) جمعآوري نشده بود، چرا اين سوره را به اين اسم نامگذاري كردهاند؛ در حالي كه كه قطعاً اين سوره طبق ترتيب نزول، اولين سوره نازل شده نيست. پس ميتوان نتيجه گرفت كه اين سوره چون از نظر نظم و ترتيب در اول قرآن قرار گرفته، فاتحهالكتاب ناميده شده است.
4. مناسبت هر سوره با سوره قبل و بعد از خود دليل روشني بر گردآوري قرآن در زمان آن حضرت است؛ زيرا غير از پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم) هيچكس قادر بر انجام چنين كاري نيست.
5. احاديثي كه جمعآوري قرآن را بعد از رحلت پيامبر (صلالله عليه و آله و سلّم) دانسته، با يكديگر متعارضاند؛ زيرا در بعضي از آنها اين جمع به ابوبكر، در برخي به عمر و در بعضي نيز به عثمان نسبت داده شده است.
6. جمع قرآن بعد از رحلت پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم) مستلزم تحريف قرآن است. مانند جمع اشعار پراكنده يك شاعر كه بعد از وفات او موجب زياده و نقصان ميگردد. و اين مطلب مخالف ضرورت دين است.
البته بعضي از اين ادّله قابل خدشه، و از نظر علمي ارزشي ندارد؛ و نميتوان آن را پذيرفت. و بعضي ديگر قابل جمع است كه در پايان اين بحث به آن اشارت ميگردد.
7. قرآن در زمان پيامبر تدريس، و عدّه زيادي حافظ آن بودند؛ و وجود حافظان قرآن دليل بر گردآوري آن در زمان پيامبر ميباشد كه سيد مرتضي و عدّهاي از محققان و از معاصران آيتالله خويي(قدسسره)، قائل به اين قول ميباشند.
از نظر علمي ادّله اين گروه قابل خدشه و ايراد است. زيرا اهميت و ضرورت نگارش قرآن يك امر بديهي و روشن است و هيچكس منكر آن نشده است؛ و اين امر در زمان حيات پيامبر (صلالله عليه و آله و سلّم) صورت گرفته است. ولي اسن مسأله دليل نميشود كه نگارش آن به صورت فعلي، با ترتيب و نظم خاصي كه دارد در زمان پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم) صورت گرفته است.
و رواياتي كه نقل شده است دال بر اين است كه مسلمانان قرآن را در زمان رسولالله (صلالله عليه و آله و سلّم) حفظ ميكردند و ختم قرآن هم در بين آنها رواج داشته است؛ اين امر منافات با اين كه قرآن در مجموعههاي مختلف نگارش يافته باشد، ندارد و از طرفي اگر جمع قرآن به صورت كنوني را به زمان بعد از پيامبر (صلالله عليه و آله و سلّم) نسبت دهيم مستلزم تحريف نخواهد بود زيرا قرآن غير از اشعار عرب و ... ميباشد و قابل مقايسه با يكديگر نيست.
از طرف ديگر بعضي از مناسبتهاي سورهها با يكديگر هيچكدام دليل قطعي و علمي بر گردآوري قرآن در زمان پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم) نميشود.
ادّله قائلان به جمع قرآن بعد از رحلت پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم)
مخالفان جمعآوري قرآ، در زمان پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم)، به شواهد و ادّله ديگري تمسك كردهاند:
1. زيدبن ثابت كرده است كه:
پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم) در حالي از دنيا رفت كه قرآن در مصحف واحدي جمعآوري نشده بود.
قبضالنّبي (صلالله عليه و آله و سلّم) و لم يكنالقرآن جمع و انّما كان فيالكرانيف و العسب؛
رسول خدا(صلالله عليه و آله و سلّم) از دنيا رفت، در حالي كه قرآن جمع نشده بود و همانا قرآن در شاخهها و چوبهاي خرما قرار داشت.
2. پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم) تا اواخر عمر شريف خود در انتظار وحي بود و مجال و فرصتي پيش نيامد تا نويسندگان را به جمع كردن آيات و سورههاي قرآن در مصحف واحدي وادار سازد؛ چون اين احتمال وجود داشت كه آياتي نازل شود و آيات ديگر را نسخ كند. و لذا تأليف قطعي قرآن امكان نداشته است.
3. جمعآوري قرآن به دست علي(عليهالسّلام) بهترين دليل بر عدم جمعآوري قرآن در زمان پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم) است و حتّي خود آن حضرت، به علي (عليهالسّلام) فرمودند كه: قرآن را جمعآوري كند.
عن عليبن ابراهيم عن ابيابكر الحضرمي عن ابيعبدالله جعفربن محمد(عليهالسّلام) قال: انّ رسولالله(صلالله عليه و آله و سلّم) قال لعلّي (عليهالسّلام): يا علي انّالقرآن خلف فراشي فيالصحف و الحرير و القراطيس، فخذوه واجمعوه ولاتضيعوه كما ضيعتاليهودالتّورات؛
اما صادق (عليهالسّلام) ميفرمايد: پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم) به علي (عليهالسّلام) فرمود: همانا قرآن درپشت بستر من در صحيفهها و پارچهها و كاغذها قرار دارد. پس آن را جمعآوري كنيد و آن را ضايع نكنيد؛ چنان كه يهود تورات را ضايع ساختند.
4.زيدبن ثابت، بعد از پيشنهاد ابوبكر براي جمعآوري قرآن، به او گفت من چگونه كاري را انجام دهم كه در ميان صحابه سابقه نداشته است؟ و اين مطلب دلالت بر عدم جمع قرآن در زمان پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم) دارد.
و از طرفي ادّله اين گروه هم كه ميگويند قرآن بعد از رحلت رسولالله(صلالله عليه و آله و سلّم) گردآوري شده است نيز قابل خدشه است زيرا جمعآوري قرآن به دست علي (عليهالسّلام) دليل بر اين نميشود كه قرآن در زمان پيامبر(صلالله عليه و آله و سلّم) اصلا جمعآوري نشده باشد و اتفاقاً روايت هم كه ميفرمايد: يا علي انّالقرآن خلف فراشي فيالصحف ... دليل بر اين است كه قرآن به نوعي در زمان خود حضرت جمعآوري و نزد او موجود بوده است.