پیش از آن بخوانید:
سریال های پلیسی موفق ایرانی تلویزیون (1)
سریال های پلیسی موفق ایرانی تلویزیون (2)
هوش سیاه/ مسعود آب پرور/ سال 89
در تمام سالهایی که تلویزیون هیچ اثر ایرانی پلیسی برای پخش نداشت آثار خارجی پلیسی از شبکههای مختلف روی آنتن میرفتند و اتفاقا بسیاری از آنها مورد اقبال هم واقع میشدند. سریالهای پلیسی خارجی آنقدر به لحاظ پروداکشن و ساختار قوی هستند که مخاطب ایرانی نیز تمایل بیشتری برای تماشای آنها دارد.

البته نباید از این نکته هم غافل شد که اگر بحث امکانات و پروداکشن را کنار بگذاریم، بیینده ایرانی از سریالی که داستانی منسجم، قابلباور و پرهیجان داشته باشد ولو اثری ایرانی، استقبال میکند. این موضوع به تجربه نیز ثابت شده و در تمام این سالها سریالهایی که المانهای یک اثر استاندارد پلیسی را داشتند با استقبال از سوی مخاطب مواجه شدند.
تقریبا پنج سال بعد از خالی بودن آنتن از یک مجموعه پلیسی خوب مسعود آبپرور تصمیم گرفت تا یک سریال پلیسی را هم به کارنامه کاریاش اضافه کند و از همین رو سراغ ساخت «هوش سیاه» رفت. «هوش سیاه» به جرائم رایانهای میپرداخـت موضوعی که تا به حال کسی سراغ آن نرفته بود و در آن سال با هر چه بیشتر پررنگ شدن نقش فضای مجازی در زندگی روزمره افراد مورد توجه قرار گرفت. نقش اصلی پلیس این سریال به حسین یاری سپرده شده بود و کیکاووس یاکیده نیز نقش خلافکار قصه را داشت. «هوش سیاه» نیز سری بعدش ساخته شد و سال 92 با همان مضمون روی آنتن رفت.
سقوط آزاد/ علیرضا امینی/ سال 90
بازار پخش سریالهای پلیسی از اواخر دهه 80 رفته رفته رونق گرفت و ابتدای سال 90 نیز علیرضا امینی با ساخت سریال «سقوط آزاد» این روند را ادامه داد. امینی در این سریال با استفاده از حضور بازیگران چهرهای چون حامد بهداد و پوریا پورسرخ سعی در جذب مخاطب داشت، اما صورت نگرفتن استقبال آن چنانی مخاطب از این مجموعه باز هم ثابت کرد برای ساخت یک اثر پلیسی موفق نمیشود به چند نکته از جمله انتخاب بازیگر چهره اکتفا کرد.

گرچه حضور بهداد برای اولین بار در نقش پلیس مورد توجه خیلی قرار گرفت، اما نارضایتی مخاطبان این مجموعه از قصه نه چندان منسجم این مجموعه همچمنان شنیده میشد.
دیوار/ سیروس مقدم/ سال 91
زمانی که سیروس مقدم «دیوار» را برای شبکه یک کارگردانی کرد دیگر نامش به عنوان یکی از کارگردانهای مطرح تلویزیونی شناخته شده بود. البته شاید کمتر کسی به خاطر میآورد که او سال ها پیش تجربه ساخت سریالی پلیسی را پشت سر گذاشته. مقدم سال 91 با فیلمنامهای از سعید نعمتالله «دیوار» را جلوی دوربین برد و در آن به روایت زندگی جمیل رییس یک باند تبهکاری پرداخت که توسط همسر خواهرش سرهنگ یونس سبزی به زندان افتاده است و در آستانه رهایی از زندان، از دلبستگی میان دخترش با پسر سرهنگ سبزی مطلع میشود.

آتیلا پسیانی در این سریال نقش افسر پلیسی را بازی کرد که البته با پلیس واقعی که اطرافمان میدیدیم تفاوتهایی داشت. این سریال به سفارش نیروی انتظامی ساخته شد و شاید بخش زیادی از ایرادهایی که به آن وارد شد نیز نشات گرفته از همین موضوع باشد.
ماتادور/ فرهاد نجفی/ سال 92
فرهاد نجفی سال 91 پیش تولید ساخت سریالی با نام «ماتادور» را آغاز کرد تا این مجموعه برای پخش پدر هفته نیروی انتظامی سال بعد آماده شود. «ماتادور» سال 92 در هفته ناجا از تلویزیون پخش شد و در مقایسه با سریالهایی که در سالهای اخیر از شبکههای مختلف پخش شدند توانست به مقبولیت بیشتری بین مخاطبان دست پیدا کند.

گرچه ارائه چهره غیر واقعی از پلیس همچنان یکی از انتقادهایی بود که به این مجموعه وارد شد و فرهاد نجفی کارگردانش را بر آن داشت تا در گفت و گویی بگوید روابط پلیسها در ین سریال عجیب و غریب نیست. نجفی در مصاحبهای گفت: «روابط میان پلیسها با یکدیگر در سریال «ماتادور» با سایر کارهای پلیسی ایران که تاکنون به روی آنتن رفته خیلی متفاوت است و در واقع بحث اصلی این مجموعه همین روابط میان پلیسهاست؛ بنابراین بینندگان از دیدن این روابط متفاوت تعجب نکنند.» از جمله نکات مثبت این سریال برای مخاطبان صحنههای اکشنی بود که توانستند به وسیله آنها با برخی دیگر از تواناییهای پلیسی در کشور آشنا شوند.
میکائیل/ سیروس مقدم/ سال 94
کارگردان پرکار تلویزیون بار دیگر بخت خودش را برای ساخت اثری موفق در ژانر پلیسی آزمود و سال 94 با مشارکت ناجی هنر سریال «میکائیل» را برای شبکه یک کارگردانی کرد، سریالی که مقدم خودش آن را پرحادثهترین اثرش عنوان کرد. اکشن این سریال و نوع روایت داستان این مجموعه بیشتر از کارهای قبلی که در این ژانر ساخته شدند به مذاق مخاطب خوش آمد.

چاشنی عشق و عاشقیهای شخصیت اصلی داستان هم جذابیتهای دیگری را برای بیننده این سریال رقم زد. به خصوص اینکه کامبیز دیرباز نیز بازی قابل قبولی در نقش یک افسر پلیس از خودش به نمایش گذاشت و توانست مخاطبان را راضی نگه دارد. برخی دیالوگهای این سریال را یکی از نقاط قوت این مجموعه دانستند و برخی دیگر آنها را شعاری تلقی کردند و به نظرشان یکی از موارد آسیب زننده به سریال بود. با همه این تفاسیر «میکائیل» را میتوان از جمله آثار پلیسی تلویزیون در دهه 90 تلقی کرد.
آسمان من/ محمدرضا آهنج/ سال 94
تلویزیون در سال 94 در پخش آثار پلیسی قدرتمند عمل کرد، البته قدرتمند از جهت کمی و نه کیفی. «آسمان من» یکی دیگر از سریالهای پلیسی بود که سال گذشته به روی آنتن رفت تا مخاطبان با بخش دیگری از فعالیتهای پلیس یعنی پلیس امنیت پرواز آشنا شوند. شیوه پخش نامناسب این سریال باعث شد ساخته آهنج در ژانر پلیسی دید نشود. از طرف دیگر دو پاره پخش شدن این مجموعه نیز مخاطب را دچار سردرگمی کرد و تغییر شبکه پخش هم مشکلی برمشکلات این مجموعه تلویزیونی پر بازیگر افزود.

نکته مهم درباره سریال «آسمان من» مقطع روایت قصه آن است. برخلاف بیشتر مجموعههای پلیسی در سالهای اخیر که قصهشان به روز بود، روایت داستان این سریال از سال 63 آغاز میشود و همین نکته میتوانست یکی از تفاوتهای مثبت این مجموعه به حساب بیاید. نکته دیگر قابل ذکر درباره این سریال تعدد بازیگران آن بود، «آسمان من» بیش از 75 بازیگر اصلی و فرعی داشت.
فوق سری/ مهدی فخیمزاده/ سال 94
اینکه چطور اسم سریالی که «قورباغه و قناری» نام دارد هنگام پخش به «فوق سری» تغییر پیدا میکند خودش یکی از عجیبترین نکات درباره سریال پلیسی دیگر مهدی فخیمزاده است. فخیمزاده که یکی از کارگردانهای پرسابقه در زمینه کارگردنی آثار پلیسی است برای آخرین اثرش در این ژانر سراغ قصهای طنز رفت و البته موفق نشد.

«فوق سری» نحوه پیشگیری و برخورد با عاملان فروش مواد مخدر را به منظور آگاهی بخشیدن به خانوادهها در خصوص چگونگی نفوذ تولیدکنندگان و پخشکنندگان مواد مخدر در بین جوانان به تصویر کشید، اما نه تنها نتوانست تجربه آثار موفق کارگردانش را تکرار کند حتی شکستی سنگین را در کارنامه فخیمزاده رقم زد. سریالی که فخیمزاده بعدها آن را به خاطر سانسورهای بیش از اندازهاش متعلق به خود ندانست و اسم آن را تنها لاشهای لت و پار از قصههای پلیسی گذاشت.
آمین / منوچهر هادی-بهرنگ توفیقی/ سال 94
سریال پلیسی «آمین» فارغ از همه حواشی که بر سر تعویض کارگردانهایش داشت چند ویژگی متفاوت دیگر را نیز دارا بود. حضور بازیگرانی چون امین حیایی و داریوش فرهنگ و در کنار آنها نقش آفرینی هادی ساعی قهرمان تکواندو از جمله مزیتهای این اثر بود.

«آمین» اگرچه بر صحنههای اکشن و به رخ کشیدن تواناییهای پلیس تاکید ویژهای داشت، اما در اجرا خیلی موفق نبود. ماجراهای پلیسی «آمین» چندان چنگی به دل مخاطب نزد و ما را بیشتر به این نکته نزدیک کرد که فیلمنامه خوب و قوی یکی از مهمترین المانها برای موفقیت یک اثر پلیسی وطنی است.
گشت ویژه/ مهدی رحمانی/ سال 95
آخرین اثر پلیسی ساخته شده برای تلویزیون که در هفته نیروی انتظامی به نمایش در آمد را کارگردانی ساخت که اولین تجربهاش را در تلویزیون پشت سر میگذاشت. مهدی رحمانی که پیش از این در سینما فعالیت میکرد سریال پلیسی «گشت ویژه» را برای شبکه یک ساخت تا نام او نیز در لیست پلیسیسازهای تلویزیون قرار بگیرد.

«گشت ویژه» سعی در نمایش چهرهای واقعیتر از پلیس داشت اما انتخاب نابهجای بازیگر نقش اصلیاش یعنی حمید گودرزی باعث شد تا مخاطب نتواند آنطور که باید غرق در قصه این سریال شود. با این اوصاف به نظر میرسد اگر راه برای ورود کارگردانهای جوان به این عرصه باز شود شاید بتوان به پویایی، اکشن و هیجان بیشتر در آثار پلیسی امیدوار بود.
منبع: کمونه