پاسخ به:کنار قدمهای جابر(ویژه اربعین)
ای به دل بسته ، قدری آهسته
کن مدارا با ، زینب خسته
یا حسین مظلوم
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
گلم پرپر شد و بوی گلاب آید ز خاک او بگو ای باغ سرخ من، گل من کو گل من کو حسین جانم، حسین جانم «تکرار» نمی گویم چها دیدم که از من باخبر بودی به هر کویی گذر کردم تو با من همسفر بودی حسین جانم، حسین جانم «تکرار» نمی دانم چسان بی تو، به سر عزم وطن دارم ز هجده یوسفم با خود فقط یک پیرهن دارم حسین جانم، حسین جانم «تکرار» به غیر از اشک چشم خود نیاوردم گلابی را که من هرگز ننوشیدم بدون گریه آبی را حسین جانم، حسین جانم «تکرار»
بوی گل ها از فضا، می رسد با دود و خون یاد روزی کین زمین، غرق آتش بود و خون هر طرف نخلی ز پا افتاده بود پا و دست و سر جدا افتاده بود عمه جان زینب(2) بر مشامم می رسد عمّه بوی کربلا می کنم با خون دل، جستجوی کربلا من به صحرا، اشک من بر رخ دوید در تکاپوی عزیزان شهید عمه جان زینب(2) دست گلچین بشکند، کین جنایت آفرید لاله ها را پر شکست، باغبان را سر برید غنچه خونین من اصغر کجاست؟ لاله سرخم علی اکبر کجاست؟ عمه جان زینب(2)
عمر سفر آمد به سر مدینه داغ دلم شد تازه تر مدینه فریاد زن اعلام کن خبر ده برگشته زینب از سفر مدینه از کربلا و شام و کوفه سوغات آورده ام خون جگر مدینه هم داده ام از دست شش برادر هم دیده ام داغ پسر مدینه از کاروان بی حسین و عباس ام البنین را کن خبر مدینه گردیده جسم یوسف پیمبر از قلب زینب پاره تر مدینه پیراهن او را بگیر از من بر مادرم زهرا ببر مدینه بر یوسف زهرا ز سوز سینه قرآن بخوان، قرآن بخوان مدینه جان مرا لب تشنه سر بریدند هجده عزیزم را به خون کشیدند هم پیکرش را پاره پاره کردند هم سینه اش را از سنان دریدند گه دور خیمه گه به دور مقتل با کعب نی دنبال ما دویدند با کام خشک از هیجده عزیزم بین دو نهر آب سر بریدند از کربلا تا شام لحظه لحظه رأس حسینم را به نیزه دیدند اعضای او گردیده سوره سوره آیات قرآن از لبش شنیدند حالا که آمد این سفر به پایان اکنون که از ره کاروان رسیدند بر یوسف زهرا ز سوز سینه قرآن بخوان، قرآن بخوان مدینه دادم ز کف گل های پرپرم را عبدالله و عباس و اکبرم را راهم مده راهم مده که با خود نآورده ام گل های پرپرم را دیدم به روی شانة ذبیحم با کام عطشان ذبح اصغرم را تا سر بریدند از تن حسینم دیدم لب گودال مادرم را وقتی سکینه تازیانه می خورد کردم صدا جد مطهرم را دردا که با پیشانی شکسته دیدم به نی رأس برادرم را تا بر حسین خود کنم تأسی بر چوبة محمل زدم سرم را یک روزه یک باغ گلم خزان شد از دست دادم یار و یاورم را بر یوسف زهرا ز سوز سینه قرآن بخوان، قرآن بخوان مدینه عریانِ تن در خون شناورش بود پیراهنش گیسوی دخترش بود آبی که زخمش را به قتلگه شست در آن یم خون اشک مادرش بود وقتی که جسمش را به بر گرفتم لب های من بر زخم حنجرش بود یک سوی او نعش علی اکبر یک سوی او دست برادرش بود من زائر جسمش کنار گودال زهرا به کوفه زائر سرش بود پیشانی اش را جای سنگ دشمن نقش سم اسبان به پیکرش بود با من بنال از داغ آن شهیدی کز نوک نی چشمش به خواهرش بود از نیزه و شمشیر و تیر و خنجر بر زخم دیگر زخم دیگرش بود بر یوسف زهرا ز سوز سینه قرآن بخوان، قرآن بخوان مدینه
برای هر بلا آماده بودم چو کوهی روی پا استاده بودم اگر قرآن نمی خواندی برایم کنار نیزه ات جان داده بودم
«نماهنگ پیاده سوی کربلا»
(نماهنگ پیاده سوی کربلا - ویژه پیاده روی اربعین - تهیه شده در سایت جامع فرهنگی و مذهبی شهید آوینی)
دانلود با حجم کم
دانلود فیلم با کیفیت بالا
بخش اول
32.66 مگابایت