0

حكایت «آموختن خاموشى از حیوانات»

 
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

حكایت «آموختن خاموشى از حیوانات»

 

حكایت «آموختن خاموشى از حیوانات»

 


 

حكایت گلستان سعدی,حكایت از سعدی

حكایت های آموزنده

 

نادانى مى خواست به الاغى سخن گفتن بیاموزد، گفتار را به الاغ تلقین مى كرد و به خیال خود مى خواست سخن گفتن را به الاغ یاد بدهد.

حكیمى او را دید و به او گفت: اى احمق! بیهوده كوشش نكن و تا سرزنشگران تو را مورد سرزنش قرار نداده اند این خیال باطل را از سرت بیرون كن، زیرا الاغ از تو سخن نمى آموزد، ولى تو مى توانى خاموشى را از الاغ و سایر چارپایان بیاموزى.


حكیمى گفتش اى نادان چه كوشى
در این سودا بترس از لولائم

نیاموزد بهایم از تو گفتار
تو خاموشى بیاموز از بهائم

هر كه تامل نكند در جواب
بیشتر آید سخنش ناصواب

یا سخن آراى چو مردم بهوش
یا بنشین همچو بائم خموش

 

دوشنبه 22 شهریور 1395  11:27 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها