0

چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.

 
aftabm
aftabm
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 25070
محل سکونت : اصفهان

چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.

سوال و پاسخ را در همین تاپیک قرار دهید.

 

جشن ازدواج ام ‏البنين

نحوه برگزاري جشن ازدواج ام ‏البنين (ع) و زمان وقوع عقد چندان واضح و روشن نيست اما چند امر در اين موضع مسلم است.

 1- اين ازدواج تحت تأثير حزن و اندوه فراق فاطمه (س) بوده است.

 2- از آنجا که برخي تاريخ ‏دانان نوشته‏اند عباس (ع) در جنگ صفين حضور داشته است و علي (ع) فنون جنگي را به او مي‏آموخته، و از سوي ديگر گفته‏اند عباس در آن جنگ 15 تا 17 ساله بوده است، و پيکار صفين در سال 37 هجري رخ داده بنابراين ولادت ابوالفضل(ع) در سال 20 يا 22 هجري واقع گرديده است. از سوي ديگر برخي نوشته‏ اند که از ازدواج ام‏ البنين تا ولادت عباس )ع( 10 سال طول کشيد. بنابراين قرائن ازدواج فرخنده 13 يا 16 ه: ق بوده است. علي(ع)با خانم فاطمه بني‏ کلاب - که بعدها ام ‏البنين خوانده شد - ازدواج کردند.

 

داستاني جالب توجه از عشق و ادب

علت اينکه خانم فاطمه بني‏کلاب به ام‏ البنين تغيير نام داده شد داستاني دارد بدين شرح: فاطمه ام‏ البنين که شيرزن نجيب‏ زاده و شجاع بودند از ادب و شرافت کم‏ نظيري برخوردار بودند در بدو ورود به خانه علي ابتدا نزد فرزندان زهرا] س [ادب و نزاکت به خرج داده و فرمود: آقازاده ‏ها و فرزندان زهرا؟ من نيامده‏ام که همسر علي] ع [و جانشين مادر شما باشم؟ بلکه من براي کنيزي شما آل محمد] ص [خود را آماده ساخته‏ام. حتي نوشته ‏اند هنگام ورود فاطمه حسنين و زينبين بيمار بودند و او به عيادت و پرستاريشان پرداخت. مدتي از اين وصلت سپري گشت و فاطمه بني‏ کلاب با سخنان دلنشين خود و ظاهر بي ‏آلايشش از صفاي باطنش حکايت داشت، و از اين خدمتگزاري تقرب به خدا را مي‏ جست. [ماه بي غروب / عباسعلي محمودي / ص 31.] .

يکي از روزها که مولا وارد خانه شدند و او را با عنوان فاطمه صدا زدند فاطمه بني‏ کلاب عرضه داشت: يا علي از اين به بعد مرا فاطمه صدا نزنيد؟ امير فرمود: آيا از اسم فاطمه نگرانيد؟ فرمود: نه از افتخاراتم اين است که هم نام دختر رسول خدايم. فرمود پس چرا ترا فاطمه نخوانم؟ عرض کرد در اين مدت که به خانه شما پاي گذاشت ‏ام ملاحظه کرده ‏ام که هر وقت شما مرا با اين اسم مبارک صدا مي‏ زنيد فرزندان زهرا ناراحت مي‏ شوند و به ياد مادر مي‏ افتند و خاطرات مادر در ذهن آنها زنده مي‏شود لذا تقاضا دارم با اسم ديگري مرا صدا بزنيد. علي] ع [فرمود: چشم از اين به بعد شما را به ام‏البنين صدا مي‏زنم.] ام‏البنين يعني مادر پسران [؟] او به خودش اجازه نمي‏داد که خود را به جاي دختر پيامبر] ص [و مادر فرزندان زهرا )س(، فرض کند لذا عرض کرد آقا من که پسري ندارم. مولا فرمود: »ام‏ البنين؟ خدا به تو پسراني خواهد داد که در عالم بي‏ نظير باشند.« بدين ترتيب فاطمه بني‏کلاب که از آن تاريخ ام‏البنين خوانده شد روز بروز بيشتر ادب و مکارم اخلاقي خود را بروز مي‏داد و عشق خود را به فرزندان زهرا] س [به اثبات مي‏رسانيد. اين عرض ادب و ابراز اخلاص به محضر مقدس حسنين و زينبين موجب شد که فرزندان ام‏ البنين هم نسبت به مقام والاي فرزندان زهرا پي برده و همواره در مقابل آنان تواضع و خشوع داشته و حرمتشان را پاس بدارند و همچنين در برابر زينب و ام‏ کلثوم و حسن و حسين از جاي بپاخيزند و اوامر آنان را که از کوثر توحيد سيراب بودند به جان بخرند.

مادر گرامي عباس و نياکان مادري

از آنجا که عاشقان دوست دارند تمام علايق و اعمال و اشياء و متعلقات و وابستگان و خلاصه دوست و دشمن معشوق خود را بشناسند، تا به مصداق سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم، روابط و علايق خود را وفق تمايلات و خواسته‏هاي معشوق تنظيم نمايند. در اين راستا براي شناخت ولو اجمالي به کساني که به نوعي با حضرت عباس بن علي وابسته‏اند اشاره‏اي گذرا داريم علاوه بر اينکه بايد بدانيم خويشاوندان نقش برجسته‏اي بر شخصيت انسانها دارند. اشاره شد که علي] ع [به مصداق اينکه خود بر اهميت همسرگزيني و اهتمام به آن تأکيدهاي مکرر و فوق‏العاده‏اي داشتند و براي ازدواج با مادر عباس چه مراحلي را به انجام رسانيد شمه‏اي از نياکان مادري عباس را بازگوييم تا حق مطلب را ولو مجمل بيان نماييم تا ديني که به اين خانم بزرگوار داريم به اندازه ارادتمان به عباس بيان نماييم تا متوجه اهميت مقام مادر و اصالت والاي ام‏البنين] س [باشيم. زيرا نياکان مادر نقش برجسته‏اي در شخصيت انسان دارند زيرا گاهي عزت و سرافرازي در وابستگان و پيوندهاي خانوادگي است. حتي پيامبر به دايي فرزندان اهتمام داشت و مي‏فرمود دايي‏هاي شما به اندازه مادران بر شخصيت شما اثرگذار است: قال رسول الله )ص(: فان الخال احد الضجيعين. [1] . نقش دايي فرزندانتان در انتقال صفات شما مؤثر است. در بسياري اقوام فرزند را متعلق به خلق و خوي دايي مي‏دانند لذا علي به عقيل سفارش مؤکدي براي طايفه ام‏البنين به عقيل فرمود. ام‏البنين مام بزرگوار ابوالفضل )ع( داراي اجدادي به اين ترتيب است فاطمه: دختر حزام مادر او: ثمامه جده اول: عمره دخت طفيل جده دوم: کبشه دخت عروه‏ي الرحال جده سوم: ام‏خشف جده چهارم: فاطمه دخت جعفر جده پنجم: عاتکه دخت عبد شمس جده ششم آمنه دخت وهب جده هفتم: دخت جحدر [2] . تاريخ تا چند نسل گذشته ايشان را جمع و ثبت نموده است. کساني که طالب شناخت بيشتر هستند به کتاب مقاتل رجوع نمايند. همه اخبار منقول گواهي مي‏دهد که اجداد مادري عباس بسيار شجاع و در زمان قبل از اسلام دايي‏ها و عموها و پدران ام‏البنين دليران عرب هستند که در عين شجاعت پيشوا و رهبر اقوام خود بوده‏اند آن چنانکه سلاطين زمان در برابرشان سر تسليم فرود آورده‏اند. اينان همان هستند که عقيل به اميرالمؤمنين در وصفشان گفت که در ميان عرب از پدرانش شجاعتر و قهرمانتر يافت نشود. جدي چون عامر به مالک که  پدربزرگ ام‏البنين است. معروف به: »ملاعب الاسنه« بود يعني شمشير و سرنيزه را به بازي مي‏گرفت. اين لقب را حسان بن ثابت شاعر عرب به او داد چون ديد که در ميدان چگونه يک تنه پيکار مي‏کند. اين شعر را درباره‏اش گفته‏اند: يلاعب اطراف الاسنه‏ي عامر فراح له حظ الکتائب اجمع‏ عامر نيزه‏ها را به بازي مي‏گيرد و توانايي يک لشگر را دارد. ديگر اجداد ام‏البنين عامر بن طفيل مالکي است که در زمان خود گرامي‏ترين و نام‏آورترين مرد شجاع و دلاور عرب بوده است. به هر حال دائيان ام‏البنين و برادرانش اصيل و شجاع بوده‏اند که شرح بزرگي آنها ما را از اصل محتوا دور مي‏سازد. از ديگر بستگان ام‏البنين لبيد است که شاعر بوده و 150 سال عمر کرده است و شاعري توانا و حتي در عصر جاهليت و بت‏پرستي. او خدا را مي‏پرستيد و در سال 41 هجري هنگام صلح امام حسن )ع( با معاويه، درگذشت. لبيد شعري سروده که همواره تکيه کلام رسول الله )ص( بود. قسمتي از اشعار لبيد اينگونه است که پيامبر اعظم تکرار مي‏کرد: الا کل شيئ ما خلا الله باطل بدان همه چيز بجز خدا باطل است و کل نعيم ما سوي الله زائل و از اينرو هر نعمتي به ناچار از بين مي‏رود. نعيمک في الدنيا غرور و حسره‏ي نعمتهاي جهان انسان را فريب مي‏دهد و عيشک في الدنيا محال و باطل و زندگي در دنيا زودگذر است و کل اناس سوف تدخل بينهم همه مردم زود به بلايي دچار مي‏شوند ذو يهيئه‏ي تصفر منها الانامل

 و سرانجام مرگ دست و انگشت آنان را زرد مي‏سازد. [3] . ] اينک اين خانم بااين اصالت توسط عقيل انتخاب شد و به همسري علي درآمد و با وجودي که اميرالمؤمنين خود عالم به علم لدني بوده و چيزي از حقايق عالم بر او مخفي نبود چگونه به عقيل که تنها عالم نسابه‏ي العرب بود دستور داد زني بااصل و نسب و شجاع شناسايي و برايش انتخاب کند؟ آيا علم امامت کمتر از علم نسب برادرش عقيل بود؟ باسخ اين است که علم علي )ع( چنان مبرهن و واضح بوده که حتي دشمنانش نيز به آن اقرار داشته و تمام خلفا و پيشوايان همه مذاهب به اين حقيقت معترفند. چنانکه عمر بن خطاب 70 مرتبه در زندگي و خلافت خود در پاسخهايي که هنگام سختيها از علي مي‏پرسيد و جواب مي‏گرفت گفته است لولا علي لهلک عمر. اگر علي نبود )که من پرسشهاي علمي را از او بپرسم( عمر بارها هلاک شده بود. ابوذر نقل کرده است که روزي همراه علي بودم و به بياباني وارد شديم که مورچه‏هاي فراوان و بيش از حدي جمع شده بودند که من گفتم سبحان الله از خدايي که تعداد اين مورچه‏ها را مي‏داند. حضرت امير فرمودند اينگونه نگو بلکه بگو منزه خدائي که خالق اين مورچگان است. اي ابوذر به خدا قسم من تعداد اينها را مي‏دانم و هم تعداد نر و ماده‏هاي آنها را مي‏شناسم. سبحان الله فوالله اني لاحصيه و اعرف الذکر منها و الانثي [4] . يا اينکه علي )ع( فرمود: تعداد شيعيان و دوست و دشمن و اسامي آنان و پدران و عشيره‏هاي آنان و نژادشان را تک‏تک مي‏دانم. [5] . اما چرا علي )ع( با اين همه علوم از عقيل درخواست شناسايي زني بااصل و نسب و شجاع از ميان قبايل عرب را نموده، يکي؛ به خاطر اصل مشورت است که شيوه همه امامان و انبيا بوده است و در کتاب‏هاي تاريخي مکتوب است. رسول خدا با ياران خود مکرر مشورت کردند. در جريان همه نبردها بخصوص جنگ خندق که با اصحاب شور نمودند و رأي ياران بر اين قرار گرفت که در مدينه بمانند و از شهر دفاع کنند و حضرت پذيرفتند. دوم اينکه: از امام رضا )ع( سؤال شد که شما با اين همه علم چرا مشورت مي‏کنيد؟ فرمود: بسا مطلب صحيحي که از زبان ديگران جاري شود. سوم اينکه: اموري که با مشورت همگاني مورد پذيرش قرار گيرد پشتوانه مردمي هم همراه دارد. چهارم اينکه: معصومين همواره هويت‏بخش و شخصيت‏دهنده به اطرافيان و مردم بوده‏اند. از اين نمونه‏ها بسيار است و نيازي به توضيح بيشتر نيست. تنها به خاطر پاسخگويي به سؤال مقدري که ممکن است در برخي اذهان بوجود آيد اين موضوع لازم الذکر بود. [

رحلت حضرت ام‏ البنين

بالاخره اين اسوه شکوه مادري و شيرزني و وفا و اصالت و ريشه‏داري در 13 جمادي الثاني سال 64 ه. ق جان به جان آفرين تقديم نمود و در بقيع مظلوميت ديگري به بيت سلسله عصمت اضافه شد و جهاني را به اميد شفاعت مادر عباس گذاشت.

[1] همان. [2] ترجمه العباس / سيد عبدالرزاق الموسوي المقرم / مترجم / ناصر پاک پرور / نشر صدر / 1411 / تهران ج 1. [3] ماه بي غروب / 31. [4] مدينه‏ي المعاجز / سيد هاشم بحراني / متوفاي 1107 ه. ق ص 115. [5] شيخ مفيد / کتاب اختصاص.

وجه نامگذاري عباس و ساير القاب و کنيه ‏ها

در کتب سيره و مورخان و مقاتل عناوين متعددي که به يادگار مانده نام‏هاي گوناگوني براي ابوالفضل العباس] ع [بيان گرديده که تاکنون مدد جستن از اين اسماء متبرک موجب اداي حاجات گرفتاران و نجات متوسلين به آن حضرت حتي در ميان غير شيعيان و غير مسلمانان گرديده ما هم با آن اسماء مقدس ترنمي نماييم تا کمک راه دشوارمان و تبرک قلم و زبانمان گردد. عباس الاسماء تنزل من السماء در نامگذاريها از آسمان به انسان الهام مي‏شود. اسامي اشخاص غالبا با رابطه است اولين نام زيبا و بامسماي ماه بني‏هاشم عباس است. عباس صيغه مبالغه از ماده عبس است به معناي درهم شدن بشره و قبض و گرفتگي صورت. [1] . مقرم گويد: »عباس در جمال و زيبائي هر زيبارويي را پشت سر مي‏نهاد و همگان در برابر چهره دلفريبش لب به تحسين مي‏گشودند گويي که در عالم زيبائي او يگانه دوران بود. و اگر زيباروياني هم وجود داشتند در برابر قمر بني‏هاشم چون ستارگاني بودند که گرداگرد ماه تابان قرار مي‏گرفتند. راويان گويند عباس زيبا و نيک منظر بود، چون بر اسب درشت هيکل سوار مي‏شد پاهايش بر زمين کشيده مي‏شد و بدو مي‏گفتند ماه بني‏هاشم [2] . در کتاب‏هاي لغت عباس به چند معنا آمده است: در فرهنگ لغت دهخدا که معتبرترين کتاب لغت ادبيات است گويد: عباس يعني شير بيشه. عباس به معني شيري که شيران ديگر از او مي‏گريزند. [3] . در کتاب فرهنگ معين مي‏نويسد: »عباس به معناي شير است.« [4] . در کتاب لغت فرهنگ جامع نوين عباس و عبوس به معناهاي زير ترجمه گرديده »شير درنده و جمعيت بسيار. کسي که نيروي جمع زيادي و جمعيت بسياري را در خود دارد و مثل شير درنده حمله مي کند« [5] . مؤلف کتاب عربي المنجد الطلاب در اثر خود مي‏گويد: »العبس و العبوس هما من اسما الاسد: عبوس و عباس نامهايي براي شيرند«. [6] . در کتاب ماه بي غروب مي‏نويسد: عباس صيغه مبالغه است به معناي بسيار باصولت و يکي از نامهاي شير است. [7] . علي] ع [اين اسم را براي او انتخاب فرمود و تمام فضيلتها و خصال وجودي را در قالب يک لفظ فشرده و با دريايي معنا معرفي مي‏کند. در کتاب العباس نوشته المقرم تعابير لطيفي براي عباس برمي‏گزيند: [ صفحه 28] - عباس المعرفه‏ي به معناي قهرمان ميدان معرفت - عباس الهدايه به معناي شير بيشه هدايت - عباس اليقين به معناي شير اهل يقين به خدا - عباس البصيره‏ي به معناي سردار بينش و دانايي - عباس الشجاعه‏ي به معناي شير دلاوري - عباس الفضيله‏ي به معناي فاني در فضيلت و کرم - عباس الصبر به معناي صبورترين شير خدا - عباس المحبه‏ي به معناي سرور مهرباني و عطوفت و رأفت - عباس العبوديه‏ي به معناي درياي بندگي و عبادت خدا - عباس التسليم به معناي مظهر تسليم در برابر فرامين الهي - عباس التوحيد به معناي سرحلقه خداپرستان و موحدان - عباس الحق به معناي شير حق‏طلبي اينها گوشه‏اي از اسامي زيباي حضرت بود. [8] . - قمر بني‏هاشم به معناي ماه قبيله بني‏هاشم، از ديگر القاب اوست. بد نيست بدانيم که بني‏هاشم و دودمان رسول الله] ص [همگي از نظر چهره و ظاهر بسيار بانمک و خوش ترکيب بوده‏اند که هيچ مثل و مانندي نداشته‏اند و در عرب نظير آنان وجود نداشته و هيچ نقصي در جمال چهره و هيکل آنان نبوده است. البته بايد دانست اعتقاد و عشق و علاقه شيعه به معصومين و آل بيت به جهت زيبايي ظاهرشان نيست و برخلاف برخي مداحان که اشعار... در مجالس مدح در خصوص خط و خال و چشم و ابروي حضرات ارائه مي‏کنند، علاقه به ايشان تنها به جنبه معنوي است. هر چند بيان اين صفات در اينجا به خاطر نقل تاريخ است. يکي از دشمنان - لعنت الله عليه - در مورد امام حسين )ع( و در آستانه‏ي قتلگاه گفت: »شغلي نور وجهه عن التفکر في قتله« يعني نور و زيبائي حسين مرا به خود مشغول و به عالمي ديگر برد بگونه‏اي که از فکر کشته شدن وي بجايي ديگر رفتم. [ صفحه 29] در اين ميان عباس به حدي جذاب و دلربا بود که ماه بني‏هاشم] قمر بني‏هاشم [خوانده مي‏شد و از همه بني‏هاشم هم زيباتر و موزون‏تر بودند. از الطاف خداوندي به عباس )ع( اين بود که همراه با صفات جلال، مثل شجاعت و مناعت طبع را با صفات جمال بسان بزرگواري و کرامت و نيکخويي و عطوفت و سيماي دلفريب و جمال شگفتي‏آور و صورت شکفته و خندان که حسن و زيبايي بي‏نظير از آن مي‏باريد و نور ايمان و لواي مجد و شکوه برجسته بود. بدين جهت او را قمر بني‏هاشم مي‏خواندند. يکي از اهل سنت گويد »و کان العباس رجلا وسيما جميلا يرکب الفرس و رجلاه يخطان علي الأرض و کان يقال له قمر بني‏هاشم و کان لواء الحسين معه«. يعني: عباس خوش سيما و زيبا بود و پاهايش به زمين مي‏رسيد هنگام سوار شدن بر اسب قوي هيکل و به او ماه بني‏هاشم گفتند و پرچمدار حسين )ع( بود. [9] . - عبد صالح به معناي بنده شايسته از ديگر القاب وي است. که اين لقب را امام صادق در زيارتنامه حضرت عباس بيان کردند السلام عليک ايها العبد الصالح المطيع لله و لرسوله و لاميرالمؤمنين. [10] . - اطلس: به معناي شجاع و دلير از ديگر اسماي اوست

[1] همان. 138. [2] سردار کربلا. فصل اسامي قمر بني‏هاشم. [3] فرهنگ دهخدا. علي‏اکبر. ماده: عبس. [4] دکتر محمد معين. فرهنگ لغت معين. مفهوم: عبس. [5] احمد سياح. فرهنگ بزرگ نوين. ج 3 ص 939. عبس. [6] المنجد الطلاب. مطبعه المشق. کلمه: عبس. [7] ماه بي غروب. همان. 33. [8] نشريه پيام انقلاب. شعبان 1362. [9] چهره درخشان. همان. 142. [10] مفاتيح، زيارت مخصوص عباس )ع(.

کنيه ‏ها

عربها با توجه به غناي ادبي، علاوه بر اسم و لقب براي اشاره و خطاب نمودن و نسبت دادن کسي يا صفتي به افراد از کنيه استفاده مي‏کنند. کنيه با ابن و اب و اخ و ام و اخت شروع مي‏شود. گاهي فردي را با فرزندش يا برادرش و يا پدر و مادرش و يا صفتي که دارد همراه کرده و صدا مي‏زنند تا دليل بر ذم و سرزنشش باشد. مثل: ابومکر: وقتي عمروعاص را صدا مي‏زدند از بابت تحقير و سرزنش او را پدر ابومکر و ريشه مکر و فريب مي‏خواندند. يا برعکس فردي را با احترام صدا مي‏زنند لذا به برخي افراد مي‏گفتند: اب المکارم به معناي پدر کرامت و اخلاق.

کنيه براي تمايز اشخاص و يا مدح و ذم آنان است. از آنجا که وجود و ذات قمر بني‏هاشم سرشار از نيکي و اعلي مراتب قدسي و آسماني بود به اندازه ظهور کراماتش کنيه مکني مي‏شدند. - ابوالفضل: يکي از کنيه‏هاي عباس] ع [است. به مصداق توضيحات فوق يکي از عناويني که توان انعکاس ابعاد شخصيتي آن حضرت دربرگرفت و به منصه ظهور رساند و به خاطر کرامتهاي وجوديش کنيه ابوالفضل به آن حضرت اعطا شد. الاسم ما دل علي المسمي. عنوان و اسم بايد تا حدود تحمل واژه بتواند بار معنوي هويتي شخص را برساند فضل يعني حرمت حريم و يعني شرافت و فضيلت و ازدياد علم و کمال محض. عباس] ع [را ابوالفضل خواندند تا حداقل ذره‏اي از کوه کرامات عباسي را به دنيا عرضه کند. ابوالفضل يعني ريشه خصال پسنديده و الهي که حضرت حامل آنان بود. ابوالفضل پدر فضايل انساني هر چند برخي گفته‏اند که عباس )ع( پسري بنام فضل داشت و از اين باب او را ابوالفضل کنيه داده‏اند [موسوي المقرم. همان.] اما حقيقت همان فضايل وجودي و ذاتي عباس است. ابوالفضل يعني معدن تمام فضيلتها و منبع کرامات و خاستگاه جميع مکارم و سجاياي انساني و تجليگاه ارزشها و اصالتها و والاييها. هر چند منافاتي ندارد که پدر فضل هم باشد. - ياس ام‏البنين، يکي ديگر از القاب وي است. خدايا لاله من ياس من کو کسي که ميدارد پاس من کو همه اطراف من نامحرمانند گل ام‏البنين عباس من کو در مورد القاب و اسامي و کنيه‏ها از سايت تبيان فيضي برده‏ام که تقديم مي‏شود:

عباس در آيينه‏ ي القاب

غير از نام، که مشخص کننده‏ي هر فرد از ديگران است، صفات و ويژگي‏هاي اخلاقي و عملي اشخاص نيز آنان را از ديگران متمايز مي‏کند و به خاطر آن خصوصيات بر آنها »لقب« نهاده مي‏شود و با آن لقبها آنان را صدا مي‏زنند يا از آنان ياد مي‏کنند. وقتي به القاب زيباي حضرت عباس مي‏نگريم، آنها را همچون آيينه‏اي مي‏يابيم که هر کدام، جلوه‏اي از روح زيبا و فضايل حضرت ابوفضايل را نشان مي‏دهد. القاب حضرت عباس، برخي در زمان حياتش هم شهرت يافته بود، برخي بعدها بر او گفته شد و هر کدام مدال افتخار و عنوان فضيلتي است جاودانه. چه زيباست که اسم، با مسمي و لقب، با صاحب لقب هماهنگ باشد و هر کس شايسته و درخور لقب و نام و عنواني باشد که با آن خوانده و ياد مي‏شود. نام اين فرزند رشيد اميرالمؤمنين »عباس« بود، چون شيرآسا حمله مي‏کرد و دلير بود و در ميدانهاي نبرد، همچون شيري خشمگين بود که ترس در دل دشمن مي‏ريخت و فريادهاي حماسي‏اش لرزه بر اندام حريفان مي‏افکند. کنيه‏اش »ابوالفضل« بود، پدر فضل؛ هم به اين جهت که فضل، نام پسر او بود، هم به اين جهت که در واقع نيز، پدر فضيلت بود و فضل و نيکي، زاده‏ي او و مولود سرشت پاکش و پرورده‏ي دست کريمش بود. زينب کبري مي‏پرسد: پدر، نام و کنيه برادرم چيست؟ حضرت امير عليه‏السلام مي‏فرمايد: نامش عباس، کنيه‏اش ابوالفضل، و القابش بسيار است: ماه بني‏هاشم و سقا و... زينب: پدر در نام »عباس« نشاني از شجاعت و جوانمردي و در کنيه ابوالفضل، نشاني از شهامت و تفضل و در لقب »ماه بني‏هاشم« نشاني از جمال و زيبايي است؛ ولي لقب »سقا« چرا؟ مگر شغل برادرم آب آوردن است! پدر: نه دخترم، کار او آب دهي نيست؛ بلکه او عشيره و [ صفحه 32] بستگان خود را آب مي‏دهد )تشنگان اهل‏بيت در کربلا( اشک از ديدگان زينب جاري شد؛ ولي پدر فرمود: گريه نکن تو را با او رابطه و کاري هست....

علي(ع) ساقي کوثر عباس ساقي کربلا جستاري در القاب


او را »ابوالقربه« )پدر مشک( هم مي‏گفتند به خاطر مشک آبي که به دوش مي‏گرفت. و از کودکي ميان بني‏هاشم سقايي مي‏کرد. »سقا« لقب ديگر اين بزرگ‏مرد بود. آب آور تشنگان و طفلان، به خصوص در سفر کربلا، ساقي کاروانيان و آب آور لب تشنگان خيمه‏هاي اباعبدالله )ع( بود و يکي از مسؤوليتهايش در کربلا تأمين آب براي خيمه‏هاي امام بود و وقتي از روز هفتم محرم، آب را به روي ياران امام حسين )ع( بستند، يک بار به همراهي تني چند از ياران، صف دشمن را شکافت و از فرات آب به خيمه‏ها آورد. عاقبت هم روز عاشورا در راه آب آوري براي کودکان تشنه به شهادت رسيد )که در آينده خواهد آمد(. او از تبار هاشم و عبدالمطلب و ابوطالب بود، که همه از ساقيان حجاج بودند. علي )ع( نيز آن همه چاه و قنات حفر کرد تا تشنگان را سيراب سازد. در روز صفين هم سپاه علي )ع( پس از استيلا بر آب، سپاه معاويه را اجازه داد که از آن بنوشد تا شاهدي بر فتوت جبهه‏ي علي )ع( باشد. عباس، تداوم آن خط و اين مرام و استمرار اين فرهنگ و فرزانگي است. در کربلا هم منصب سقايي داشت تا پاسدار شرف باشد. لقب ديگرش »قمر بني‏هاشم« بود. در ميان بني‏هاشم زيباترين و جذاب‏ترين چهره را داشت و چون ماه درخشان در شب تار مي‏درخشيد. اي ماه تو بر اين شط شراب افتاده‏ ماه هم ديده ترا در تب و تاب افتاده‏ چنگ بر ساز دل سوخته و مشک به دوش‏ يا ششماهه رنجور رباب افتاده‏ کشته تشنه آن چشمه منم چشم مبند بي خود از لعل لبت بر لب آب افتاده‏ آه، اي علقمه شق القمري مي‏بينم‏ کيست اين در بر تو مست افتاده‏ [ صفحه 33] ثمر جهل بشر در پسر سعد ببين‏ خيمه را سوخته و فکر ثواب افتاده‏ او با عنوان »باب الحوائج« هم مشهور است. اختصاص اين لقب به سه شخصيت بزرگ يعني: 1- حضرت موسي بن جعفر )ع( 2- حضرت ابوالفضل )ع( 3- طفل ششماهه جناب علي اصغر )ع( اهل نظر در بيان وجه و تاريخچه اختصاص اين لقب به عباس )ع( تعابير مختلفي دارند. يکي از اين وجوه خبري است که نقل شده که روز عاشورا هيچ يک از شهيدان کربلا لب تشنه نمردند غير ابوالفضل. چون پيامبر از حوض کوثر به نينوا آب رساند و همه شهدا از دستان مبارک رسول الله )ص( آب نوشيدند اما ابوالفضل آب را قبول نکرد. رسول خدا آب آورد اما عباس فرمود: من نمي‏خورم. پيامبر فرمود: عباس جان همه کساني که در اين صحرا به شهادت رسيده‏اند، از دست من آب نوشيده‏اند تو چرا آب نمي‏خوري؟ ابوالفضل فرمود: يا رسول الله! صداي العطش بچه‏ها را مي‏شنويد مگر العطش گفتن کودکان تشنه اجازه مي‏دهند که من آب بنوشم؟ شعري از: سيد مصطفي آرنگ. از شهيدان کربلا گويند با لب تشنه، جان نداده کسي‏ هر شهيدي به وقت دادن جان‏ داشت به جام عشق دسترسي‏ ليک سقاي تشنگان حسين‏ آن که بي عشق شه نزد نفسي‏ جام پس زد، که پيش‏تر از شاه‏ نيست بر آب کوثرم هوسي! اي بنازم که جز خيال لبش‏ به دلش راه نيافت ملتمسي‏ [ صفحه 34] هر يک، جلوه‏اي از روح بلند و عظمت او را نشان مي‏دهد. عباس در طول زندگي، پيوسته جانش را سپر حفاظت از امام زمان خويش ساخته بود و همراه امامين حسنين بود و از اين دو معصوم جدا نمي‏شد و در راه آنها مي‏جنگيد. بعد از امام مجتبي با سيدالشهدا و سايه به سايه‏ي امام حرکت مي‏کرد و خود، سايه‏اي از وجود سيدالشهدا بود. با آن که خود از نظر علم و تقوا و شجاعت و فضيلت، در درجه‏ي بالايي بود و الگويي مثال زدني در اين بزرگي‏ها و کرامتها محسوب مي‏شد، اما خود را يک شخصيت فاني در وجود برادرش و ذوب شده در سيدالشهدا و مطيع محض مولاي خود ساخته بود و آن گونه عمل مي‏کرد تا به ديگران درس موالات و مواسات بياموزد و شيوه‏ي صحيح ارتباط با ولي خدا را نشان دهد. شايد اين نکته‏ي لطيف که ميلاد امام حسين در سوم شعبان و ميلاد اباالفضل در چهارم شعبان است، رمز ديگري از وجود سايه‏اي آن حضرت نسبت به خورشيد امامت باشد، که در تمام عمر و همه‏ي زندگي، حتي در روز تولد هم، يک روز پس از امام حسين است و شاهدي بر اين پيروي و متابعت )البته با حدود بيست سال فاصله( در حادثه‏ي عاشورا و در آن شب موعود و خدايي هم، محافظت و پاسداري از خيمه‏هاي حسني را بر عهده داشت و نگهبان حريم و حرم امامت بود. اين لقبهاي معني‏دار و گويا، هر يک تابلويي است که فضايل او را نشان مي‏دهد و ما را به خلوتسراي روح بلند و قلب استوار و ايمان ژرف و جان نوراني او رهنمون مي‏شود و محبت آن سرباز فداکار قرآن و دين را در دلها افزون مي‏سازد. کربلا کعبه‏ي عشق است و من اندر احرام‏ شد در اين قبله‏ي عشاق، دو تا تقصيرم‏ دست من خورد به آبي که نصيب تو نشد چشم من داد از آن آب روان، تصويرم‏ بايد اين ديده و اين دست دهم قرباني‏ تا که تکميل شود حج من و تقديرم‏ [ صفحه 35] از بزرگترين فضيلتها و عبادتهاي وي، نصرت و ياري پسر پيامبر و حمايت از فرزندان زهراي اطهر و سيراب کردن کودکان تشنه‏ي اباعبدالله الحسين )ع( بود و فدا کردن جان عزيز در اين راه پاک. من و از حق جدا گشتن، شگفتا به ناحق، هم‏صدا گشتن، شگفتا من و راه خطا، هيهات هيهات‏ من و ترک وفا، هيهات هيهات‏ اين دو فراز از سايت تبيان استفاده شده بود که با گفتاري از جناب جواد محدثي و جناب علي رباني خلخالي که يکسال در معيتشان در قم کسب معارف نمودم و همچنين نشريه پاسدار اسلام همراه بود. جزاهم الله خير الجزاء.
 

 

شنبه 18 اردیبهشت 1395  8:20 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh rasekhoon_m rezamzd shirdel2 496769 nargesza mojdeh1 ravabet_rasekhoon
aftabm
aftabm
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 25070
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.

س:  فنون جنگی در کدام جنگ و در چند سالگی توسط حضرت علی(ع) به حضرت عباس (ع)تعلیم داده شده است؟

 

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  11:49 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh nargesza rezamzd
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.


نقل قول aftabm

س:  فنون جنگی در کدام جنگ و در چند سالگی توسط حضرت علی(ع) به حضرت عباس (ع)تعلیم داده شده است؟

جواب:در جنک صفین -حضرت عباس در ان جنگ 15 تا 17ساله بوده اند

 


 

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:10 PM
تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon nargesza rezamzd
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.

سوال :

حضرت ام البنین در بدو ورود به خانه علي ابتدا نزد فرزندان زهرا (س)ادب و نزاکت به خرج داده و چه فرمود؟

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:12 PM
تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon nargesza
mohsenezadi
mohsenezadi
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 397
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.


نقل قول nazaninfatemeh

سوال :

حضرت ام البنین در بدو ورود به خانه علي ابتدا نزد فرزندان زهرا (س)ادب و نزاکت به خرج داده و چه فرمود؟


جواب : آقازاده‏ها و فرزندان زهرا؟ من نيامده‏ام که همسر علي] ع [و جانشين مادر شما باشم؟ بلکه من براي کنيزي شما آل محمد] ص [خود را آماده ساخته‏ام.

لُپ اخلاق دو کلمه است: مرنج و مرنجان

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:57 PM
تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon nargesza nazaninfatemeh rezamzd
hooryeh
hooryeh
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 857
محل سکونت : کرمان

پاسخ به:چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.

پيکار صفين در چه سالی رخ داده؟ 

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  3:21 PM
تشکرات از این پست
nargesza nazaninfatemeh rezamzd ravabet_rasekhoon
mohsenezadi
mohsenezadi
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 397
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.


نقل قول hooryeh

پيکار صفين در چه سالی رخ داده؟ 


جواب : پيکار صفين در سال 37 هجري رخ داده

لُپ اخلاق دو کلمه است: مرنج و مرنجان

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  6:29 PM
تشکرات از این پست
nargesza nazaninfatemeh rezamzd ravabet_rasekhoon
rezamzd
rezamzd
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 1848
محل سکونت : تهران

پاسخ به:چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.

چرا حضرت ابوالفضل العباس (ع ) را لقب سقا داده اند؟

 

.... ..

                      

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  7:56 PM
تشکرات از این پست
nargesza nazaninfatemeh
hooryeh
hooryeh
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 857
محل سکونت : کرمان

پاسخ به:چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.


نقل قول rezamzd

چرا حضرت ابوالفضل العباس (ع ) را لقب سقا داده اند؟


او عشيره و [ صفحه 32] بستگان خود را آب مي‏دهد )تشنگان اهل‏بيت در کربلا

 

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  9:56 PM
تشکرات از این پست
nargesza nazaninfatemeh rezamzd
hooryeh
hooryeh
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 857
محل سکونت : کرمان

پاسخ به:چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.

ولادت ابوالفضل(ع) در سال .................................واقع گرديده است

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  9:59 PM
تشکرات از این پست
nargesza nazaninfatemeh rezamzd ravabet_rasekhoon
nakhaiomid
nakhaiomid
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آبان 1393 
تعداد پست ها : 565
محل سکونت : کرمان

پاسخ به:چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.


نقل قول hooryeh

ولادت ابوالفضل(ع) در سال .................................واقع گرديده است


ولادت ابوالفضل(ع) در سال 20 يا 22 هجري واقع گرديده است

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  10:04 PM
تشکرات از این پست
nargesza nazaninfatemeh rezamzd ravabet_rasekhoon
hooryeh
hooryeh
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 857
محل سکونت : کرمان

پاسخ به:چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.

برخي نوشته‏ اند که از ازدواج ام‏ البنين تا ولادت عباس (ع) جند سال طول کشيد؟

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  10:08 PM
تشکرات از این پست
nargesza nazaninfatemeh rezamzd ravabet_rasekhoon
nakhaiomid
nakhaiomid
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آبان 1393 
تعداد پست ها : 565
محل سکونت : کرمان

پاسخ به:چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.


نقل قول hooryeh

برخي نوشته‏ اند که از ازدواج ام‏ البنين تا ولادت عباس (ع) جند سال طول کشيد؟10 سال


یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  10:22 PM
تشکرات از این پست
nargesza nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
hooryeh
hooryeh
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 857
محل سکونت : کرمان

پاسخ به:چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.

حضرت علي(ع)با خانم فاطمه بني‏ کلاب - که بعدها ام ‏البنين خوانده شد -در جه سالی ازدواج کردند؟

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  10:49 PM
تشکرات از این پست
nargesza nazaninfatemeh rezamzd ravabet_rasekhoon
rezamzd
rezamzd
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 1848
محل سکونت : تهران

پاسخ به:چقدر حضرت عباس (ع) را می شناسیم.

عباس در طول زندگي، پيوسته جانش را ............................................. خويش ساخته بود و همراه ................................................... بود؟

 

.... ..

                      

دوشنبه 20 اردیبهشت 1395  7:36 AM
تشکرات از این پست
nargesza nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها