0

قصه هاى تربيتى چهارده معصوم

 
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

مقدمه مولف

 

مقدمه مولف


بسم اللّه الرحمن الرحيم


اصل الگو گيرى از شخصيتهاى آسمانى يكى از خواسته هاى بزرگ اهل ايمان است ، چرا كه سيماى آنها سيماى انسان كامل است و با مقام عصمت و ارتباط مستحكمى كه با منبع وحى دارند كمترين خطايى در قلمرو تفكر، بينش و اخلاق آنها وجود ندارد.
سيره عملى آنها آب گوارايى است كه قافله انسانيت به ويژه در زمان حاضر به دنبال آن مى گردد. هر جرعه اى كه انسان از درياى زلال و دل انگيز آنها بنوشد به همان اندازه آرامش و نشاط مى گيرد. چهره هاى آسمانى به گونه اى هستند كه هر كس مى تواند بدون دغدغه خاطر سيره و روش ‍ زندگى آنها را خوراك جان خويش گرداند و به تر بيتى الهى نايل شود، و چه زيباست كه آدمى تربيت شده كه هر كس مى تواند بدون دغدغه خاطر سيره عملى زندگى آنها را خوراك جان خويش گرداند و به تربيتى الهى نايل شود، مذهب نورانى تشيع در ميان همه اديان و مذاهب از رين ، كاملترين و جاهلترين الگوهاى الهى برخوردار است . تعداد اين مربيان نمونه عالم به چهارده معصوم مى رسد كه هر كدام چون ستاره اى درخشيدند و درسهاى از، انسانيت ، بزرگوارى ، تقوا، بندگى خدا و زيبائيهاى اخلاقى و رفتارى و مبارزه با بديها را در ادوار مختلف تاريخ از خود برجاى گذاردند.
كتاب حاضر گلچينى از اين درسهات كه از آن چهارده نور چهارده نور مقدس به منصه ظهور در آمده است تا همگان بتوانند در هر يك از مقاطع فكرى سنى ، زمانى و مكانى آن بهره گيرند. اميد است اين قدم كوچك مورد قبول خداى بزرگ و چهارده نور برگزيده اش قرار گيرد.

 

سه شنبه 1 دی 1394  8:51 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ria1365 masoud0012
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

حفظ خويشاوندى

 

پيامبراكرم صلى اللّه عليه و آله

نگاه به چهره عالم دينى عبادت است .
(1)

 

 

حفظ خويشاوندى


شخصى نزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمد و عرض كرد: يارسول اللّه ! بستگانم با من قطع رابطه كرده و مرا مورد حمله و شماتت قرار داده اند آيا من هم با آنها قطع رابطه كنم ؟
پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود: با اين وضع خداوند نظر و رحمتش را از همه شما بر مى دارد. آن مرد گفت : پس چه كنم ؟
حضرت فرمود: ايجاد رابطه كن با كسى كه با تواضع رابطه كرده است و بخشش به كسى كه تو را محروم ساخته است و عفو كن كسى را كه به تو ظلم كرده است . در اين صورت از سوى خداوند پشتيبانى چند برابر آنها خواهى داشت.
(2)

 

- پى‏ نوشت‏ها -


1- بحارالنوار، ج 1، ص 195.
2
- محجة البيضاء، ج 3، ص 430.

 

شنبه 5 دی 1394  11:37 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

احترام به والدين

 

احترام به والدين  



مردى به محضر رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله مشرف مى گردد و عرض می كند: يا رسول اللّه به چه كسى نيكى كنم ؟
پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود: به مادرت .
دوباره سوال كرد سپس به چه كسى نيكى كنم ؟
حضرت فرمود: به مادرت .
بار ديگر سوال كرد سپس به چه كسى نيكى كنم ؟
حضرت فرمود: به مادرت .
بار چهارم سوال كرد آنگاه به چه كسى نيكى كنم ؟
پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود: به پدرت .
(3)

 

- پى‏ نوشت‏ها -


3  - محجة البيضاء، ج 3، ص 439

 

شنبه 5 دی 1394  11:43 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پرهيز از امتيازطلبى

 

پرهيز از امتياز طلبى  


پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله با عده اى از اصحاب خود به سفر رفته بودند. حضرت در بين راه دستور داد گوسفندى را ذبح كنند و غذايى تهيه نمايند. مردى گفت : كشتن گوسفند با من باشد، ديگرى گفت : پوست كندن آن با من باشد سومى گفت : پختن آن را من به عهده مى گيرم .
پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود: من هم هيزم آن را آماده مى كنم .
اصحاب گفتند: با رسول اللّه ! پدران و مادران ما فداى شما باد، خود را به زحمت نيندازيد، ما خود هيزم را جمع آورى خواهيم كرد.
حضرت فرمود: مى دانم كه شما اين كار را براى من انجام مى دهيد اما خداى عزوجل نمى پسندد كه بنده اش خود را از اصحابش ممتاز كند آنگاه برخاست و براى آنها هيزم جمع آورى كرد.
(4)

 

- پى‏ نوشت‏ها -


4  - محجة البيضاء، ج 4، ص 61.

 


 

 

یک شنبه 6 دی 1394  9:16 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پرهيز از غضب

 

پرهيز از غضب  


مردى به پيامبرصلى اللّه عليه و آله عرض كرد يا رسول اللّه ! مرا تعليم ده !
حضرت فرمود: برو و غضب نكن .
آن مرد گفت : همين مرا بس است و به جانب قبيله خود رفت . ناگهان در ميان طايفه اش جنگى در گرفت و مسلحانه در برابر يكديگر صف كشيدند. آن مرد هم كه و ضعيف جنگى را مشاهده كرده مسلح شد و در صف جنگاوران ايستاد. آنگاه سخن پيامبر صلى اللّه عليه و آله را بياد آورد كه به او فرمود: غضب نكن . اسلحه را كنار گذارد و به نزد مخالفين قوم خود رفت و گفت : اى مردم هر جراحت و قتل و زدن بى نشانه اى كه در افراد شما به عهده من باشد، خونبهاى آن را مى پردازم .
مخالفين كه سخنان صلح طلبانه را از او شنيدند گفتند: ما اين جريمه را نمى خواهيم . براى شما باشد زيرا ما از شما به اين جريمه سزاوارتريم . آنگاه با يكديگر صلح كردند و آن كينه از ميان رفت .  
(5) 

 

- پى‏ نوشت‏ها -


5  - اص .ل كافى ، باب غضب - سفينة البحار، ج 2، ص 320.

 

دوشنبه 7 دی 1394  9:19 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

خوش برخوردى

 

خوش برخوردى  


مردى به پيامبر صلى اللّه عليه و آله عرض كرد يا رسول اللّه من اقوامى دارم كه با آنها صله ارحام مى كنم اما آنها با من قطع رابطه كرده اند. من به آنها احسان مى كنم اما آنها با من بدرفتارى مى كنند، من بر بديهاى آنها حلم مى ورزم اما آنها بر من جهالت مى كنند.
حضرت فرمود: اگر آن گونه باشد كه تو مى گوئى گويا رنج و ناراحتى كه از برخورد خوب تو به آنها مى رسد دردناكتر است و تا تو در چنين حالى باشى خداوند پشتيبان تو خواهد بود.  
(6) 

 

- پى‏ نوشت‏ها -


6  - محجة البيضاء، ج 5، ص 312.

 

چهارشنبه 9 دی 1394  1:48 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

بر خورد با مردم

 

بر خورد با مردم  


رد حالى كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله عازم ميدان جنگ بود عربى به محضر او رسيد و ركاب شترش را گرفت و گفت : يا رسول اللّه : علمى را به من بياموز كه سبب رفتم به بهشت گردد.
حضرت فرمود: با مردم آن گونه رفتار كن كه دوست دارى با تو آن گونه رفتار كنند. و از رفتار با آنها كه خويشاوند تو نيست بپرهيز.
(7)

 

- پى‏ نوشت‏ها -


7  - اصول كافى ، باب الانصاف و العدل ، ح 10.

 

پنج شنبه 10 دی 1394  11:40 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

كليدى بى نيازى

 

كليدى بى نيازى  


مردى از اصحاب پيامبر صلى اللّه عليه و آله به سخنى معيشت گرفتار شد. همسرش به او گفت : اى كاش به محضر پيامبر صلى اللّه عليه و آله مى رفتى و از او چيزى رد خواست مى كردى .
مرد تنگدست به خدمت پيامبر صلى اللّه عليه و آله آمد و و حضرت از او را مشاهده كرد فرمود: هر كسى از ما بخواهد به او عطا خواهيم كرد و هر كس بى نيازى جويد خداوند او را بى نياز كند.
مرد فقير با خود گفت : مقصود او من بودم . سپس به سوى همسرش بازگشت و او را از سخن حضرت خبردار كرد.
همسرش گفت : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله هم بشر است (از حال تو خبر ندارد) او را آگاه كن .
آن مرد دوباره به محضر پيامبر صلى اللّه عليه و آله شرفياب گشت و چون حضرت او را ديد فرمود: هر كسى از ما بخواهد به او خواهيم داد و هر كس بى نيازى جويد خداوند بى نيازيش سازد. سه بار اين تكرار شد و او به محضر پيامبر صلى اللّه عليه و آله مى رفت و بر مى گشت . آنگاه رفت و كلنگى عاريه كرد و براى كندن هيزم حركت كرد و قدرى هيزم آورد و به مقدارى آرد فروخت و آردها را به منزل برد و از آن استفاده كردند. روز بعد هم رفت و هيزم بيشترى آورد و فروخت و. همواره كار مى كرد و مى اندوخت تا خود كلنگى خريد و گرديد. آنگاه به محضر پيامبر صلى اللّه عليه و آله مشرف گرديد و به اطلاع او رسانيد كه چگونه براى درخواست نزد او آمد و چه جمله اى را از او شنيد.
پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله فرمود: كه من گفتم : هر كه از ما بخواهد به او مى دهيم و هركه بى نيازى گرداند.  
(8) 
 

- پى‏ نوشت‏ها -


8  - اصول كافى ، باب القناعة .

 

شنبه 12 دی 1394  8:25 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

اندازه معيشت

 

اندازه معيشت  


روزى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله با همراهان خود در صحرا عبور مى كرد كه به شتربانى گذر كرد، كسى را فرستاد تا از او شير بخواهد.
شتربان گفت : آنچه در سينه شترهاست صبحانه قبيله است و آنچه در ظرف هاست شام آنهاست .
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله گفت : خدايا مال و فرزندانش را زياد گردان .
آنگاه به راه افتادند تا به چوپانى رسيدند. حضرت كسى را فرستاد تا از او شير بگيرد. چوپان گوسفند را دوشيد و هرچه در ظرف داشت در ظرف پيامبر صلى اللّه عليه و آله ريخت و گوسفندى هم براى آن حضرت فرستاد و عرض كرد: همين اندازه نزد ما بود اگر بيشتر هم بخواهيد به شما مى دهيم .
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله گفت : خدايا او را به اندازه كفاف روزى ده .
يكى از اصحاب عرض كرد: يا رسول اللّه ! براى كسى كه به شما چيزى نداد دعائى كردى كه همه ما آن را دوست داريم و براى كسى كه حاجت تو را برآورده ساخت دعائى كردى كه همه ما آن را ناخوش مى داريم .
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: آنچه كم و كافى باشد بهتر از زيادى است كه دل را مشغول دارد.
خداوندا محمد و آل محمد را به اندازه كفاف روزى عطا فرما.
امام صادق عليه السلام فرمود: خداى عزوجل مى فرمايد: اگر بر بنده مومنم تنگ گيرم غمگين مى شود در صورتى كه اين تنگى او را به من نزديكتر مى سازد و اگر بر بنده مومنم وسعت دهم شادمان گردد، در صورتى كه آن وسعت او را از من دورتر مى كند.  
(9) 
 

- پى‏ نوشت‏ها -


9  - اصول كافى ، باب الكفاف ، ح 5.

 

 

یک شنبه 13 دی 1394  3:31 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

شيعه واقعى

 

شيعه واقعى  


مردى به رسول خدا صلى اللّه عليه و آله عرض كرد: يا رسول اللّه ! فلانى در منزل همسايه اش نگاه حرام مى كند و اگر بتواند بدنبال آن كار حرامى انجام دهد انجام مى دهد.
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خشمگين شد و فرمود: او را نزد من بياوريد.
مرد ديگرى كه در آنجا حضور داشت عرض كرد: يا رسول اللّه ! او از شيعيان شماست كه به ولايت شما و على عليه السلام اعتقاد دارد و از دشمنان شما بيزار است .
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: نگو او از شيعيان ما است، اين يك دروغ است. شيعه ما كسى است كه دنباله روى ما باشد و از اعمال ما پيروى كند و اين كارهاى او كه نام بردى از اعمال ما نيست . (10)

 

- پى‏ نوشت‏ها -


10  - بحارالنوار، ج 68، ص 155.

 

دوشنبه 14 دی 1394  9:25 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

اهميت طلب مردم

 

اهميت طلب مردم  


جنازه مردى را آوردند تا رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بر آن نماز گذارد.
پيامبر صلى اللّه عليه و آله به اصحاب خود فرمود: شما بر او نماز بخوانيد اما من نمى خوانم .
اصحاب گفتند: رسول اللّه ! چرا بر او نماز نمى گذارى ؟
حضرت فرمود: زيرا بدهكار مردم است .
ابوقتاده گفت : من ضامن مى شوم كه قرض او را ادا كنم .
پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود: بطور كامل ادا خواهى كرد؟
ابوقتاده : بله ، بطور كامل ادا خواهم كرد. آنگاه پيامبر صلى اللّه عليه و آله بر او نماز گذارد.
ابوقتاده گويد: بدهكارى آن مرد هفده يا هجده در هم بود.  
(11) 
 

- پى‏ نوشت‏ها -


11  - مستدرك الوسائل ، ج 13، ص 404.

 

سه شنبه 15 دی 1394  9:40 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

ميهمان سرزده

 

ميهمان سرزده  


از اهل مدينه ، پيامبر صلى اللّه عليه و آله و پنج نفر از اصحاب او را به غذائى كه آماده كرده بودند دعوت نمودند. حضرت دعوت آنها را پذيرفت اما وقتى به منزل ميزبان مى رفتند در بين راه يك نفر ديگر كه دعوت نشده بود به آنها گرويد. وقتى به منزل نزديك شدند پيامبر صلى اللّه عليه و آله به او گفت : آنها تو را دعوت نكرده اند همين جا بنشين تا من با آنها صحبت كنم و همراهى تو را، با آنها در ميان گذارم و اجازه ورودت را بگيرم . (12)
 

- پى‏ نوشت‏ها -


12  - بحارالنوار، ج 16، ص 236.

 

چهارشنبه 16 دی 1394  9:47 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

خود برتربينى

 

خود برتربينى  


نزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از شخصى تعريف شد. روزى او به محضر پيامبر صلى اللّه عليه و آله رسيد. اصحاب عرض كردند: يا رسول اللّه اين همان كسى است كه از او به خوبى تعريف كرديم .
حضرت فرمود: من در چهره او نوعى سياهى از شيطان مى بينم . او نزديك شد و بر پيامبر صلى اللّه عليه و آله سلام كرد.
پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود: تو را به خدا سوگند آيا در پيش خود نگفتى كسى بهتر از من در ميان مردم نيست ؟
او در پاسخ گفت : بله همينطور است كه فرموديد.
(13)
 

- پى‏ نوشت‏ها -


13  - محجة البيضاء ج 3، ص 436.

 

پنج شنبه 17 دی 1394  9:55 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها