سلیمان نبی(علی نبینا و آله و علیه السلام)، بر تختی آراسته به جواهرات تکیه زده بود که چند نفر از اجنّه برایش ساخته بودند. در تختش، مرواریدهای به کار رفته بود که اجنّه ی غواص از دل دریا برایش آورده بودند(1) و جواهراتی که از دل معادن یافته بودند. سلیمان(ع)، به چند نفر از چشم و گوشهایش اشاره کرد و از آنان خواست نزدیک تر بیایند و گزارشی که خواسته بود به او بدهند.
مردی جلو آمد و گفت: «یا نبیّ الله! چنانکه گفتید، آن جنّی که فرمان داده بودید، تحت نظر گرفتیم. او در چهار مکان ایستاد و واکنش های مختلفی نشان داد که ما سر از آن در نیاوردیم.» آنگاه حالات جنّ را شرح داد و در کناری ایستاد.
سلیمان نبی(ع)، فرمان داد که جنّ را بیاورند. او را زیر نظر گرفت و گزارش امینانش را به او گفت و آنگاه از او پرسید:
«چرا وقتى كه به بازار رسيدى، سرت را به آسمان بلند نمودى و سپس به زمين و مردم نگاه كردى و سرت را تكان دادى؟»
جنّ گفت: «فرشتگان را بالاى سر مردم ديدم كه اعمال آنها را با شتاب مى نوشتند. تعجّب كردم كه آنها اين گونه با شتاب مى نويسند؛ ولى انسان ها آن گونه با شتاب سرگرم (امور مادّى خود) هستند.
- وقتى كه به آن خانه وارد شدى که شخصى در آن مُرده بود و حاضران گريه مى كردند، چرا خنديدى؟
- خنده ام از اين رو بود كه آن شخصِ مُرده، به بهشت رفت، ولى حاضران (به جاى خوشحالى) گريه مى كردند.
- چرا وقتى كه ديدى سير را با پيمانه، و فلفل را با وزن مى فروشند خنديدى؟
- از اين رو كه ديدم سير را با آن همه ارزش، كه كيمياى درمان است با پيمانه مى فروشند، ولى فلفل را كه مايه ی بيمارى است با وزن دقيق به فروش مى رسانند! از اين رو از روى تعجب خنديدم.
- چرا در مورد آن دو گروه كه يكى در ياد خدا و ديگرى سرگرم لهو و امور بيهوده بودند، سر تكان دادى و خنديدى؟
- زيرا تعجب كردم كه دو گروه، هر دو انسانند؛ ولى گروه اول بيدار و در ياد خدايند، اما گروه دوم غافل و سرگرم در بيهودگى هستند.(2)
عملگی شیاطین برای سلیمان نبیّ(ع)
شاید بتوان گفت معروف ترین داستانها از زندگی حضرت سلیمان(ع)، مربوط به فرمانروایی ایشان در قلمروی کم نظیرشان است. نمی گوییم «بی نظیر» چرا که این قلمرو و مملکت، کوچک شده ی آن فرمانروایی و مملکتی است که خداوند کریم وعده اش را به خاندان رسول خاتم(صلی الله علیه و آله) به دست حضرت صاحب الامر (ارواحنا له الفداء) داده است.(3) گذشته از این نکته، فرمانروایی حضرت سلیمان(ع)، چه از لحاظ گستردگی و چه از لحاظ نوع موجوداتی که بر آنها حکومت می کردند، تا آن زمان اتّفاق نیفتاده بود و تاکنون نیز رخ نداده است.(4)
بادها در اختیار حضرت سلیمان(ع) بودند و چیزی شبیه به «قالیچه ی سلیمان(ع)» وسیله ی نقلیه ی حضرت سلیمان(ع) و وسیله ی سرکشی آن حضرت بر قلمروشان بود.(5) علاوه بر آن، انواع موجودات وظیفه داشتند که شرح وظایف و مأموریت هایشان را برای آن حضرت بازگو کنند. چنانچه در ماجرای هدهد و ملکه ی بلقیس این موضوع به وضوح مشخٌص است و چون داستان جذابی دارد به طور مجزّا به آن می پردازیم؛ ان شاء الله.
همچنین اجنّه ی شیطانی به امر خداوند و به وسیله ی انگشتری که بر آن نقش «محمّد و علی(علیهما السلام)» ترسیم شده بود،(6) به تسخیر آن حضرت درآمده بودند. خداوند در قرآن کریم آورده است که اجنّه بالاجبار برای آن حضرت بنّایی و غواصی می کردند(7) و همچنین برای او نمازخانه ها و ظرف های کوچک و بزرگ می ساختند.(8)
در روایتی از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) نقل شده است که اجنّه ای که در خدمت حضرت سلیمان(ع) بودند و در تسخیر ایشان، همگی کافر بودند.(9) این نکته را هم بگوییم که اجنّه ی مؤمن نیازی به تسخیر شدن ندارند و خودشان به دلخواه خودشان در خدمت پیامبران و امامان بر حقّ هستند.
انسان ها و شیاطینی که در خدمت حضرت سلیمان(ع) بودند، در همان مدّت فرمانروایی حضرت سلیمان(ع) نیز به برخی کارهای نادرستشان ادامه می دادند. چنانچه در قرآن آمده است که اگر آنها نافرمانی می کردند آنها را دچار عذاب سوزانی می نمودند.(10) امّا بعد از وفات حضرت سلیمان(ع)- که خود ماجرای حیرت آوری دارد که نشانگر ضعف و بی قدرتی اجنّه ی شیطانی است- آنها دست به رواج شایعه و تهمت های بسیاری به حضرت سلیمان(ع) زدند.
برای مثال، در قرآن آمده است که آنان به حضرت سلیمان نبی(ع)، که معصوم و بی گناه بود، تهمت سحر و جادو زدند و ادّعا می کردند که حضرت سلیمان نبی(ع) با کتابی سحرآمیز آنها را تسخیر کرده است.(11) همچنین بعدها، یهودیان که خدمتگزاران واقعی شیاطین هستند، در کتابهای تحریف شده ی خودشان بسیاری از تهمت های ناروا را به حضرت سلیمان(ع) نسبت دادند که تمامی آنها به این برمی گشت که شیاطین تاب خواری در برابر خدای سلیمان نبی(ع) را نداشتند. برای مثال در کتابهای اهل سنّت آمده است که (نعوذاً بالله) «سلیمان 700 زن از آزادگان و 300 زن از بردگان داشت، این زنان دل او را به سوی بتها، جلب کردند...»(12) و البتّه قرآن کریم، به معصوم بودن آن پیامبر پرشکوه الهی اشاره کرده و فرموده است:
«و ما به داوود و سلیمان دانشی عظیم دادیم و آنان نیز متقابلاً گفتند: سپاس از آن خداوندی است که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری بخشید.»(13)
در قسمت بعدی پیشوایان تاریکی از توانمندی های ویژه ی حضرت سلیمان(ع) و سلطه ی ایشان بر زبان و قلمرو حیوانات اشاره می کنیم؛ ان شاء الله.
پی نوشت ها:
1. ص: 38.
2. اقتباس از بحار، ج 14،ص 79؛ به نقل از محمّدی اشتهاردی، محمّد، «قصّه های قرآن»، ذیل داستان حضرت سلیمان نبی(ع).
3. امام صادق(علیه السلام) روایت شده که در ضمن حدیثی فرمودند: «...و خدا به او (پیامبر) بهتر از آنچه به سليمان داد عطا فرمود، زيرا فرموده است «آنچه را رسول براى شما آورده بگيريد و از آنچه منعتان كرده باز ايستيد.» (كلينى، محمد بن يعقوب، أصول الكافي، ترجمه مصطفوى - تهران، دارالکتب اسلامیه، چاپ اوّل، 1369، ج2، ص 9)
4. ص: 35.
5. سبأ: 12.
6. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بخش امامت ( ترجمه جلد 23 تا 27بحار الأنوار) - تهران، اسلامیه، چاپ: دوم، 1363ش. ج5 ؛ ص27.
7. ص: 37- 38.
8. سبأ: 13.
9. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، آسمان و جهان (ترجمه كتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 54) - تهران، اسلامیه، چاپ: اول، 1351 ش. ج7 ؛ ص76.
10. سبأ: 12.
11. بقره: 102.
12. پادشاهان، کتاب 1، باب 11؛ به نقل از خوئی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، فارسی، سازمان چاپ و نشر، 1382، ص 85.
13. نمل: 15.
پ.میعاد