جوک و لطیفه های با مزه برای کودکان

 
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 23899
محل سکونت : اصفهان

جوک و لطیفه های با مزه برای کودکان

 

جوک و لطیفه های با نمک را برای کودکان در رده های سنی پیش دبستانی و دبستان در ادامه مطلب بخوانید:

 

معلم :  می تونی بگی چرا فلامینگو یک پاش رو بالا نگه میداره؟

 

 

شاگرد: چون اگر دوتاش رو بالا نگهداره ، می افته!

 

***************************

به یک حلزون میگن یک دروغ شاخدار بگو.

جوک برای کودکان

جوک برای کودکان

حلزونه میگه : دویدم و دویدم ، سر کوهی رسیدم!

***************************

معلم : چرا مردمان نخستین روی دیوار غار نقاشی می کردن؟

جوک برای کودکان

جوک برای کودکان

شاگرد: چون خواندن و نوشتن بلد نبودند!

 

****************************

قاضی به دزد میگه : خجالت نمی کشی، این دومین باره که اومدی دادگاه.

 

جوک برای کودکان

دزد به قاضی میگه : شما که باید بیشتر خجالت بکشین که هر روز این جا هستین!

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 19 اسفند 1393  5:29 PM
تشکرات از این پست
fatemeh_75 ali_81 farshon mansoor67 hosinsaeidi mohammad_43
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 23899
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:جوک و لطیفه های با مزه برای کودکان

لطیفه های با مزه برای کودکان


 

لطیفه های جالب کودکانه,جک های کودکانه

 

 ,طنز و لطیفه,لطیفه های جالب کودکانه

 

 مشتری شکموی هتل، به رستوران رفت تا صبحانه بخورد. پیش خدمت پرسید: «برای صبحانه چی میل دارید قربان؟» مشتری گفت: «پنجاه تا تخم مرغ برایم نیمرو کنید!... برای من نوشیدنی چی می آورید؟» پیش خدمت گفت: «برای شما یک نوشیدنی خوب داریم: هواشناسی اعلام کرده امروز صبح سیل می آید! 

,طنز و لطیفه,لطیفه های جالب کودکانه

 

 پسر مهربان داشت نوارخالی گوش میداد و بلند بلند گریه میکرده، بهش میگن چرا گریه میکنی؟
میگه: دلم واسه خواننده‌اش میسوزه، طفلکی لال بوده!

,طنز و لطیفه,لطیفه های جالب کودکانه

 

 مسافر تاکسی به راننده گفت: «آقای راننده، شما می توانید اسم چندتا از شاعران مهم ایران بگویید؟»
 راننده گفت: «بله قربان... حافظ، سعدی، فردوسی، مولوی، عطار، خاقانی...» مسافر حرف راننده را قطع کرده گفت: «خیلی ممنون... می خواستم سر خاقانی پیاده شوم، اسمش را یادم رفته! 

,طنز و لطیفه,لطیفه های جالب کودکانه

 

 یه پسره به دوستش میگه: بیا بریم دریا.
دوستش میگه: نه اگه غرقشم مامانم منو میکشه!

 

,طنز و لطیفه,لطیفه های جالب کودکانه

 

  خانم خیلی مهربان و دختر کوچولوی خیلی مهربانش به پارک آمده بودند. آن ها از اغذیه فروشی پارک یک پیتزا خریدند اما کلاغ ها و گربه ها آمدند و بیشترش را خوردند.
خانم گفت: «حالا که همه سیر شده اند، بقیه اش را می گذاریم لب پنجره تا برادر و پدر بی زبانت بیایند بخورند!»

 

,طنز و لطیفه,لطیفه های جالب کودکانه

 

 طرف جلوی یک عابر بانک ایستاده بود و التماس می‌کرد: تو می‌تونی دو میلیون تومان به من قرض بدی، می دونم که داری، کمکم کن، به خدا بهت بر می گردونم!

  

,طنز و لطیفه,لطیفه های جالب کودکانه

 

 

  قاضی: چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟

متهم: جناب قاضی! خودش می‌خواست، هر وقت من را می‌دید،می‌گفت یک سری به ما بزن!

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

چهارشنبه 6 مرداد 1395  9:38 AM
تشکرات از این پست
fatemeh_75 ali_81 mohammad_43
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 7394
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:جوک و لطیفه های با مزه برای کودکان

 

سرگرمی,سرگرمی های کودکانه

 

 

فرمانده: سرباز! اگر رو به روی تو شمال باشد و سمت راستت شرق و سمت چپت غرب، پشت سرت چیست؟
سرباز: کوله پشتی، قربان!

 لطیفه و طنز,طنز های کودکانه

 دندان پزشک: دندان شما خراب است و باید کشیده شود.
مریض: چه قدر طول می کشد؟
دکتر: چند دقیقه.
مریض: هزینه اش چه قدر است؟
دکتر: سی هزار تومان.
مریض: برای چند دقیقه سی هزار تومان؟
دکتر: اگر دوست دارید می توانم بیشتر از چند دقیقه طولش بدهم.

لطیفه و طنز,طنز های کودکانه

 مریض نیمه شب به دکترش زنگ زد: دکتر خواب آلود و سراسیمه گوشی را برداشت و گفت: «بله؟»
مریض گفت: دکتر جان! زنگ زدم بگویم حالم خیلی بهتر است. با خیال راحت بخوابید!

 لطیفه و طنز,طنز های کودکانه

  قاضی رو به دزد کرد و گفت: «جرم شما چیست؟»
دزد: من فقط خرید عید را کمی زودتر انجام دادم.
قاضی: خب این که جرم نیست! چه قدر زودتر؟
دزد: قبل از این که مغازه ها را باز کنند. لطیفه و طنز,طنز های کودکانه

چند نفر با هم قرار گذاشتند که به خورشید سفر کنند. همه با تعجب به آن ها گفتند: « این غیر ممکن است. شما ذوب می شوید!


یکی از آن ها گفت: «خب مسئله ای نیست، شب می رویم!!»

لطیفه و طنز,طنز های کودکانه

   معلم: «مریم! بگو ببینم چرا استخوان دایناسورهای قدیمی را توی موزه نگه می دارند؟»
مریم: «اجازه خانم! چون نمی توانند جدیدش را پیدا کنند!»

سه شنبه 2 شهریور 1395  4:05 PM
تشکرات از این پست
zahra_53 ali_81 mohammad_43
ali_81
ali_81
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 7561
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:جوک و لطیفه های با مزه برای کودکان

لطیفه برای کوچولو ها

 

 

 

 

طنز های کودکانه,

 

 

 

بچه ها سلام امروز هم با هم قراره حسابی بخندیم پس با من همراه باشید.

تقویم:
سخنران، ببخشید که زیاد صحبت کردم. آخر من ساعت ندارم.
یکی از مهمان ها گفت: ساعت نداری تقویم که داری.


شباهت:
 معلم: امیر جان با حمید یک جمله بساز.
امیر: شما چه قدرشبیه همید.

امرار معاش و نویسندگی:
  سعید به دوستش محسن برادرت که برای زندگی به شهر دیگه رفته از چه راهی امرار معاش می کنه؟


محسن، از راه نویسندگی.


سعید چه می نویسد؟


محسن: هر ماه به پدرم نامه می نویسد تا برایش پول بفرستد.

پیش بینی ناهار و شام:
یه روز کتابم و دادم به دوستم از صفحه 78 می شه فهمید شام قرمه سبزی داشتند از صفحه 104 هم می شه فهمید بعدشم انار دون کردند.

انشا:
معلم از دانش آموز خواسته  که انشا درباره یک مسابقه فوتبال بنویسد. همه مشغول نوشتن شدند جز یک نفر. 


معلم از او پرسید: چرا نمی نویسی؟


دانش آموز جواب داد : نوشته ام.


معلم دفتر او را گرفت و نگاه کرد نوشته بود به علت بارندگی فوتبال برگزار نخواهد شد.


منبع: tebyan.net

 
                            

علی کوچولو                   
       

چهارشنبه 23 فروردین 1396  3:20 PM
تشکرات از این پست
zahra_53 nezarat_ravabet mohammad_43
abootalebkheshmati
abootalebkheshmati
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : اسفند 1396 
تعداد پست ها : 171
محل سکونت : مرکزی

پاسخ به:جوک و لطیفه های با مزه برای کودکان

تو خیابون یه بنده خدایی رو دیدم

بخاطر آلودگی هوا ماسک زده بود

ماسک رو درآورد،

سیگار کشید و دوباره ماسکش رو گذاشت 😐

بزرگوار خیلی به سلامتیش اهمیت میداد !

***

به فامیل های ما بگی خدا رو شکر چند وقتیه

مدیرعامل مایکروسافت شدم

میگن خوبه، البته کارمند بانک بهتره

حقوقش سر ماه هست، عیدی و اینا هم میدن

یک شنبه 6 اسفند 1396  12:59 PM
تشکرات از این پست
zahra_53 mohammad_43
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 23899
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:جوک و لطیفه های با مزه برای کودکان



لطیفه های خنده دار کودکانه

 
 
لطیفه,لطیفه های خنده دار,لطیفه کودکانه

 


اعتیاد
خروسه رو معتاد می کنن، به جای قوقولی قوقول میگه شوشولی شوشول!

 

------------------------------- 

دزدیدن هواپیما

بچه: بابا هواپیمای به این بزرگی رو چطور می دزدن؟
بابا: اول صبر می کنند بره بالا, کوچیک که شد بعد می دزدنش.


-------------------------------
دعوای جوجه و مرغ
جوجه ای با مادرش دعوا میکنه میره روی دیوار و داد میزنه پیشی بیا منو بخور.

-------------------------------
لامپ سوخته
یک لامپ برق سوخت، صاحبش به آن پماد سوختگی مالید.


-------------------------------
بچه همسایه
از یک نفر می پرسند: «چند تا بچه داری؟
چهار تا از انگشتانش را نشان می دهد می گوید: «سه تا»
همه تعجب می کنند و می گویند: «اینها که چهار تاست»
او انگشت کوچکش را نشان می دهد و می گوید: «این بچه همسایه مان است،ولی همیشه خانه ماست»


-------------------------------
صرف فعل
معلم: وقتی گفته می شود «من می روم، تو می روی، او می رود» چه زمانی است؟
شاگرد: این زمانی است که زنگ خورده و ناظم هم جلوی در ایستاده.


-------------------------------
 سلمانی
کچلی به سلمانی میرود همه نگاهش می کنند
میگه : چیه ؟ اومدم آب بخورم !!


-------------------------------
نسخه دکتر
بیمار:آقای دکتر! انگشتم هنوز به شدت درد می کند!
دکتر: مگر نسخه دیروز را نپیچیدی؟
بیمار: چرا پیچیدم دور انگشتم ولی اثر نداشت؟


-------------------------------
حمام
 معلم: چند وقت است كه حمام نرفتي؟
شاگرد: از موقعي كه اميركبير در حمام كشته شد

 

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

شنبه 4 اسفند 1397  10:58 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 23899
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:جوک و لطیفه های با مزه برای کودکان



 
 
 
جوک کودکانه,جوک های کودکانه,جوک کودکانه خنده دار

جوک و لطیفه کودکانه

 

بچه ها همیشه ذوق این را دارند که لطیفه تعریف کنند و طرف مقابل غش غش بخندند حتی گاهی نمی توانند یک لطیفه را کامل بازگو کنند اما ذوق آن برایشان خیلی لذت بخش است به همین منظور در این مطلب گلچینی جوک های کودکانه  و خنده دار را در اختیار کودکان دلبند قرار داده ایم.

اولی: چرا ماهی ها نمی توانند حرف بزنند؟
دومی: تو خودت اگر دهانت پر از آب باشد می توانی حرف بزنی؟

 

*********جوک کودکانه خنده دار **********


برادر بزرگتر: پسر تو هیچ خجالت نمی کشی این هندوانه بزرگ را خوردی و فکر من نبودی؟
برادر کوچکتر: برعکس داداش همه اش به فکر تو بودم که مبادا یکدفعه سر برسی!

 

*********جوک کودکانه خنده دار **********

یک نفر سوار آسانسور می شود، می بیند نوشته اند: ظرفیت :12 نفر

با خودش می گوید :عجب! حالا 11 نفر دیگر را از کجا بیاورم؟

*********جوک کودکانه خنده دار **********

معلم از کاوه پرسید:
اگر دو دو تا بشه چهار تا، چهار چهار تا بشه شانزده تا، تو بگو شش شش تا چقدر می شه؟

کاوه با اعتراض جواب داد:
آقا انصاف داشته باشید. آسون آسون هاشو خودتون جواب می دهید، سخت هاشو باید من بگم.


*********جوک کودکانه خنده دار **********

سعید به دوستش:محسن برادرت که برای زندگی به شهر دیگه رفته از چه راهی امرار معاش می کنه؟
محسن، از راه نویسندگی.

سعید چه می نویسد؟
محسن:هر ماه به پدرم نامه می نویسد تا برایش پول بفرستد.

*********جوک کودکانه خنده دار **********

معلم: امیر جان با حمید یک جمله بساز.
امیر: شما چه قدرشبیه همید.

*********جوک کودکانه خنده دار **********

معلم از دانش آموز خواسته که انشا درباره یک مسابقه فوتبال بنویسد. همه مشغول نوشتن شدند جز یک نفر.

معلم از او پرسید:چرا نمی نویسی؟
دانش آموز جواب داد :نوشته ام.


معلم دفتر او را گرفت و نگاه کرد نوشته بود به علت بارندگی فوتبال برگزار نخواهد شد.

*********جوک کودکانه خنده دار **********

یه پسره به دوستش میگه:بیا بریم دریا.
دوستش میگه:نه اگه غرقشم مامانم منو میکشه!

*********جوک کودکانه خنده دار **********

مسافر تاکسی به راننده گفت:«آقای راننده، شما می توانید اسم چندتا از شاعران مهم ایران بگویید؟»
راننده گفت:«بله قربان... حافظ، سعدی، فردوسی، مولوی، عطار، خاقانی...» مسافر حرف راننده را قطع کرده گفت:«خیلی ممنون... می خواستم سر خاقانی پیاده شوم، اسمش را یادم رفته!

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

سه شنبه 27 فروردین 1398  11:56 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
reza751120
reza751120
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1397 
تعداد پست ها : 498
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:جوک و لطیفه های با مزه برای کودکان

ممنون مطلب عالی بود.

                     باتشکر

سه شنبه 27 فروردین 1398  1:47 PM
تشکرات از این پست
zahra_53 mohammad_43
mansoor67
mansoor67
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 2337
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:جوک و لطیفه های با مزه برای کودکان

با هم بخندیم  نه به هم

(مترسک)

 اولی :پارسال یه مترسک درست کردم  هیچ پرند ه ای از بالای مزرعه ما رد نشد

دومی : این که چیزی نیست ما یه مترسک درست کردیم پرنده ها هر چه سالهای قبل برده بودند برگردوندن سر جاش.

سه شنبه 27 فروردین 1398  7:25 PM
تشکرات از این پست
zahra_53 mohammad_43
hosinsaeidi
hosinsaeidi
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 3265
محل سکونت : کرمانشاه

پاسخ به:جوک و لطیفه های با مزه برای کودکان

کودکان از حرکات شاد و جالب لذت می برند. پس با کودکان با اخم و عصبانیت برخورد نکنید.

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398  12:10 AM
تشکرات از این پست
zahra_53
hosinsaeidi
hosinsaeidi
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 3265
محل سکونت : کرمانشاه

پاسخ به:جوک و لطیفه های با مزه برای کودکان

با شکلک در آوردن و حرکات کودکانه،  کودک می خندند و شاد می شود .

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398  10:15 AM
تشکرات از این پست
zahra_53
دسترسی سریع به انجمن ها