0

از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

 
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

دنیا مانند ماری است زهری و مار پوست نرم و رنگارنگی دارد ولی در زیر این پوست زهر کشنده‌ای است پس نباید به این دنیا دلبستگی پیدا کرد. شهید غلامرضا مریم‌زاده

پنج شنبه 16 بهمن 1393  11:05 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

حسین در مدرسه با کسانی دوست می شد که از نظر مادی وضع پایین تر از سطح خودش بودند. بعد از شهادت او یکی دو نفر از دوستانش به در خانه ی ما آمدند، وقتی از آن ها پرسیدیم: «حسین را چه طور شناختید؟»  شهید سیدحسین صدر عاملی

پنج شنبه 16 بهمن 1393  11:05 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

توصيه ام به سردمداران اين است که به خدا توکل کنند و قاطعيت و سازش ناپذيري را از امام ِ مردم بياموزند و شعار نه شرقي و نه غربي را که خواست و حق مردم است و علت موجده اين انقلاب بوده فراموش نکنند. شهید سيد اسدالله لاجوردي

پنج شنبه 16 بهمن 1393  11:05 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

مصری ها در اهواز سیرک زده بودند. شده بود پاتوق آدم های بی بند و بار و فاسد . هدفشان منحرف کردن بچه های مردم بود . کسی به فکر نبود اون موقع حسین چهارده سالش بود که چند نفر از دوستای مثل خودش رو جمع کرد، رفتند شبانه چادر سیرک رو آتش زدند و بساط مصری ها رو جمع کردند سالها بود مسیر دور زدن دسته های عزاداری از میدانی بود که وسط آن مجسمه شاه نصب شده بود. سالی که مسولیت هیئت با حسین بود گفت:مسیر حرکت باید عوض بشه علتش را که پرسیدند گفت: ما نمی خواهیم دسته های عزاداری امام حسین (ع) دور مجسمه شاه بگردند! از همان سال مسیر عوض شدو مامورهای ساواک دربه در دنبالش بودند. وقتی گرفتنش خشکشون زده بود؛ باورشان نمی شد کار یک بچه سیزده - چهارده ساله باشه  شهید سید حسین علم الهدی

پنج شنبه 16 بهمن 1393  11:05 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

آنچه را خداوند تقدیر می کند کسی قادر به آن نخواهد بود خداوند دقیقه و ثانیه‌ای مرگ کسی را به تأخیر نمی اندازد پس چه بهتر که انسان زندگی اش را در مسیر طاعت الهی و در جهت کسب رضایت خداوند قرار دهد وهمواره بیاد او باشد. سرلشکر شهید محمدحسن طوسی

پنج شنبه 16 بهمن 1393  11:06 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

 توكل به خدا نماييد و از دعا، ذكر و زيارت و استعانت جوييد. شهيد الطفات شرافتي

پنج شنبه 16 بهمن 1393  11:06 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

روی قبرم بنویسید:اینجا مدفن کسی است که میخواست اسراییل را نابود کند. سردار شهید حسن تهرانی مقدم

پنج شنبه 16 بهمن 1393  11:07 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

خدا، جان شما و مال اهل ايمان را به بهاى بهشت، خريدارى كرده است، آخر چرا به طرف جهنم پيش مى رويد؟ من متحيرم از كسانى كه اين تجارت پر بها را رها كرده اند و به تجارت جهنمى خود پيوسته اند. سردار شهيد حاج عبدالحسين برونسى

پنج شنبه 16 بهمن 1393  11:07 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

بزرگ‌ترین خطراتى که انقلاب را تهدید می‌کند، آفت نفوذ خطوط انحرافى در خط اصلى انقلاب یعنى همان خط امام است. سردار شهید محسن وزوایی

پنج شنبه 16 بهمن 1393  11:07 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

 من بسیار به سپاه بدهکارم هرچه دارم از بسیج و سپاه است همواره در تبلیغ برای این دو نهاد بکوشید. شهید پاسدار، مهندس محمد عاشوری

پنج شنبه 16 بهمن 1393  11:08 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

پس از شهادت او بچه ها دفتر خاطراتش را از کوله پشتی اش بیرون آوردند، در آن نوشته بود: «خدایا مرا مثل علی اصغر امام حسین (ع) بپذیر.»  شهیدجعفر حجازی

پنج شنبه 16 بهمن 1393  11:08 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

همیشه در صحنه باشید و آگاهانه جریانات را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید . شهید سید رسول میرلوحی

پنج شنبه 16 بهمن 1393  11:08 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

چند روز به عملیات مانده بود . هر شب ساعت دوازده که می شد، من را می برد پشت دپو ، زیر نور فانوس ، توی گودال می نشاند. می گفت « بشین انجا ، زیارت عاشورا بخون ، روضه ی امام حسین بخون» . من می خواند م و مصطفی گریه می کرد. انگار یک مجلس بزرگ ، یک واعظ حسابی ، مصطفی هم از گریه کن ها ، زار زار گریه می کرد.   شهید مصطفی ردانی پور

پنج شنبه 16 بهمن 1393  11:08 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

چون كام جانم تشنه لقاي حضرت حق است كه با شراب وصل سيراب ميشود پس ميروم تا نماز خون بخوانم در درياي عشق شنا كنم. شهید احسان قاسم پور

پنج شنبه 16 بهمن 1393  11:09 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
assassin
assassin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 614
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:از شهدا بیاموزیم... (امتیاز ویژه)

دلم راضی نمیشد برود. گفتم : «اگر بروی شیرم را حلالت نمی کنم.» گفت : «قبول! یعنی راضی هستی من توی خیابان تصادف کنم و بمیرم ولی در جبهه شهید نشوم؟! اصلا اگر نگذاری بروم شکایتت را پیش حضرت زینب (سلام الله علیها) میکنم. مگر خون من از خون علی اکبر و علی اصغر امام حسین رنگین تر است؟» می دانستم حریفش نمیشوم. گفتم : «برو ، خدا به همراهت...»  شهید محمد رضا شمس الدین

پنج شنبه 16 بهمن 1393  11:09 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
دسترسی سریع به انجمن ها