هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته

 
mansfa
mansfa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1389 
تعداد پست ها : 1214
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه

با سلام

با تشکر از ایجاد تاپیک ارزشمندتان

 هر سال در ماه ربیع الاول به مناسبت میلاد پیامبر اکرم (ص) از ۱۲ ام تا ۱۷ام  ربیع الاول در ایران و بسیاری از کشورهای اسلامی هفته وحدت برگزار می شود. به اعتقاد اکثریت اهل سنت ۱۲ ربیع الاول (به روایتی) و به نظر اکثریت اهل شیعه ۱۷ ربیع الاول روز میلاد پیامبر اسلام (ص) است. این اختلاف سبب شد تا امام خمینی (ره) با نام گذاری این ایام به نام هفته وحدت به نظر دو مذهب بزرگ اسلام احترام گذاشته اند.

منظور از وحدت این است كه با هم درگیری نداریم و ضد انقلاب نمی‌تواند بین شیعه و سنی درگیری به وجود بیاورد.

سه شنبه 16 دی 1393  10:38 AM
تشکرات از این پست
ali_kamali shirdel2 amirali123 alirezaHmzezadh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه

ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت

 

شايد به ذهن بعضى خطور كند كه طرح مسايل اختلافى بين شيعه و سنّى، و يا شيعه و وهّابيّت، با جريان وحدت ميان مسلمانان منافات داشته باشد، و يا زمينه رنجش خاطر بعضى فراهم شود، و يا موجب تفرقه گردد، بدين منظور نا گزيريم نسبت به مفهوم وحدت و عوامل آن به صورت گذرا اشاره كنيم.

 

 شكى نيست كه يكى از عوامل پيشرفت ملتها و رمز پيروزى آنان، پيوند و اتحاد بوده است، همانگونه اى كه با اتحاد قطرات آب، مخزن بزرگ سد تشكيل و با پيوستن جويهاى كوچك به همديگر رودخانه هاى عظيم ايجاد مى شود، با اتحاد انسانها نيز صفوف بزرگى تشكيل مى شود كه دشمن با نگاهش به وحشت افتاده و فكر تجاوز به آنان را براى هميشه از سر بيرون مى كند (تُرْهِبُونَ بِهِى عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ)

 

 (( انفال: 60. )).

 

 قرآن مجيد ملل اسلامى را به سوى يگانه عامل وحدت، «تمسك به حبل اللّه» دعوت مى كند، و از هر گونه تفرقه برحذر مى دارد: (وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ )

 

(( آل عمران: 103. )).

 

بلكه اختلاف و پراكندگى و به جان هم افتادن را يكى از بدترين عذابها به شمار مى آورد: (قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْمِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْض)

 

(( انعام: 65. ))،

 

 «بگو او تواناست كه از بالاى سرتان يا از زير پاهايتان عذابى بر شما بفرستد، يا شما را گروه گروه به هم اندازد ]و دچار تفرقه سازد[ و عذاب بعضى از شما را به بعضى ديگر بچشاند».

 

ابن اثير مى گويد: مراد از «شِيَعاً» همان تفرقه ميان امت اسلامى است

 

 (( النهاية في غريب الحديث: 2/520. )).

 

رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد: «مثل المؤمنين في توادّهم وتعاطفهم وتراحمهم بمنزلة الجسد إذا اشتكى منه شي تداعى له سائر الجسد بالسهر والحمّى» ((مسند أحمد: 4/270. )).

 

(تمام مسلمانان عالم اعضاء يكديگر هستند وهمه آنان بمنزله يك جسد مى باشند، كه اگر عضوى از آن به درد آيد ساير اعضاء نيز متأثّر خواهد شد).

 

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 16 دی 1393  10:26 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 amirali123 alirezaHmzezadh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه

 
استاد مرتضى مطهرى و برداشت انحرافى از وحدت

شهيد مطهرى در زمينه ارائه برداشتِ غلط از وحدت اسلامى مى نويسند: «ايراد دوم اين است كه با طرح و بحث اين مسائل تكليف اتّحاد اسلامى چه مى شود؟ آن چه بر سر مسلمين آمد، شوكت آنها را گرفت و آن ها را زير دست و تو سرى خور ملل غير مسلمان قرار داد، همين اختلافات فرقه اى است ... آيا طرح اينگونه بحث ها كمك به هدف هاى استعمارى نيست؟

جواب اين است كه بدون شك نياز مسلمين به اتّحاد و اتّفاق از مبرمترين نيازهاست و درد اساسى جهان اسلام همين كينه هاى كهنه ميان مردم مسلمان است. دشمن هم همواره از همينها استفاده مى كند.

امّا به نظر مى رسد كه اعتراض كننده در مفهوم «اتّحاد اسلامى» دچار اشتباه شده است.

مفهوم اتّحاد اسلامى كه در صد سال اخير ميان علماء و فضلاء مؤمن و روشنفكر اسلامى از اصول اعتقادى و يا غير اعتقادى خود صرفنظر كنند و به اصطلاح مشتركات همه فرق را بگيرند و مختصّات همه را كنار بگذارند، چه اين كار، نه منطقى است و نه عملى.

چگونه ممكن است از پيروان يك مذهب تقاضا كرد كه به خاطر مصلحت حفظ وحدت اسلام و مسلمين از فلان اصل اعتقادى يا عملى خود كه به هر حال به نظر خود آن را جزء متن اسلام مى داند صرف نظر كند؟ در حكم اين است كه از او بخواهيم به نام اسلام از جزئى از اسلام چشم بپوشد ... .

ما خود شيعه هستيم و افتخار پيروى اهل البيت(عليهم السلام) را داريم، كوچكترين چيزى حتّى يك مستحبّ و يا مكروه كوچك را قابل مصالحه نمى دانيم، نه توقّع كسى را در اين زمينه مى پذيريم و نه از ديگران انتظار داريم كه به نام مصلحت و به خاطر اتّحاد اسلامى از يك اصل از اصول خود دست بردارند آنچه ما انتظار و آرزو داريم اين است كه محيط حسن تفاهم به وجود آيد تا ما كه از خود اصول وفروعى داريم، فقه، حديث، كلام، فلسفه وادبيات داريم، بتوانيم كالاى خود را به عنوان بهترين كالا عرضه بداريم تا شيعه بيش از اين در حال انزوا به سر نبرد و بازارهاى مهم جهان اسلامى به روى كالاى نفيس معارف اسلامى شيعى بسته نباشد. اخذ مشتركات اسلامى و طرد مختصّات هر فرقه اى نوعى خرق اجماع مركّب است، محصول آن چيزى است كه قطعاً غير از اسلام واقعى است زيرا بالاخره مختصّات يكى از فرق، جزء متن اسلام است و اسلام مجرّد از همه اين مشخصّات و مميّزات و مختصّات، وجود ندارد.

گذشته از همه اين ها طراحان فكر عالى اتحاد اسلامى كه در عصر ما مرحو آية اللّه العظمى برجردى (قدس سره)در شيعه وعلامه شيخ عبد المجيد سليم وعلامه شيخ محمود شلتوت در اهل تسنن در رأس آن قرار داشتند چنان طرح را در نظر نداشتند.

آنچه كه آن بزرگان در نظر داشتند اين بود كه فرقه هاى اسلامى در عين اختلافاتى كه دركلام، فقه و غيره باهم دارند به واسطه مشتركات بيشترى كه در ميان آن ها هست مى توانند در مقابل دشمنان خطرناك اسلام دست برادرى بدهند وجبهه واحدى تشكيل دهند. اين بزرگان هرگز در فكر طرح وحدت مذهبى تحت عنوان وحدت اسلامى كه هيچگاه عملى نيست نبودند.

در اصطلاحات معمولى عرف، فرق است ميان حزب واحد و جبهه واحد، وحدت حزبى ايجاب مى كند كه افراد از نظر فكر و ايدئولوژى و راه و روش و بالاخره همه خصوصيّات فكرى به استثناء مسائل شخصى يك رنگ و يك جهت باشند.

امّا معنى وحدت جبهه اينست كه احزاب و دسته جات مختلف در عين اختلاف در مسلك و ايدئولوژى و راه و روش، بهواسطه مشتركاتى كه ميان آن ها هست در مقابل دشمن مشترك، در يك صف، جبهه بندى كنند.

و بديهى است كه صف واحد در برابر دشمن تشكيل دادن با اصرار در دفاع از مسلك خود و انتقاد از مسلكهاى برادر و دعوت ساير برادران هم جبهه به مسلك خود به هيچ وجه منافات ندارد.

آنچه مخصوصاً مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى بدان مى انديشيد اين بود كه زمينه را براى پخش و انتشار معارف اهل البيت(عليهم السلام) در ميان برادران اهل سنت فراهم كند و معتقد بود كه اين كار، جز با ايجاد حسن تفاهم، امكان پذير نيست، توفيقى كه آن مرحوم در طبع برخى كتب فقهى شيعه در مصر به دست خود مصريان در اثر حسن تفاهمى كه به وجود آورده بود كسب كرد از مهمترين موفقيتهاى علماء شيعه است. جزاه اللّه عن الإسلام والمسلمين خير الجزاء.

به هر حال طرفدارى از تز «اتّحاد اسلامى» ايجاب نمى كند كه در گفتن حقايق كوتاهى شود، آن چه نبايد صورت گيرد، كارهايى است كه احساسات و تعصّبات و كينه هاى مخالف را بر مى انگيزد، امّا بحث علمى سروكارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات.

 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 16 دی 1393  10:26 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 amirali123 alirezaHmzezadh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه

على (ع) بزرگ منادى و عامل وحدت

 

على (عليه السلام) پس از رحلت پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) با وجود اين كه خلافت و امامت را حق مسلم خويش مى دانست و معتقد بود كه ربايندگان خلافت، ظلم نا بخشودنى در حق او كرده اند: «ما زلت مظلوماً منذ قبض اللّه نبيّه(صلى الله عليه وآله وسلم)»

 

(( شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ج 20 ص 283، الشافي في الإمامة ج 3 ص 110. رجوع شود به: الامامة والسياسة، تحقيق الشيري ج 1 ص 68، تحقيق الزيني ج 1ص 49، بحار الأنوار ج 29 ص628. )).

 

 ولى همين كه احساس نمود كه زمينه براى احقاق حق خويش فراهم نيست و قيام او جز تفرقه ميان امت اسلامى حاصل ديگرى ندارد:  «وأيم اللّه لولا مخافة الفرقة بين المسلمين ... لكنّا على غير ما كنّا لهم عليه»

 

(( شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد ج 1 ص 307 ، الارشاد للمفيد ج 1 ص 245. )).

 

اگر ترس تفرقه ميان مردم نبود با هيئت حاكمه غير طور ديگر برخورد مى كردم.

 

روى همين جهت  وقتى با دشوارترين ظلم ها مواجه گرديد، سخت ترين مصيبت ها را تحمل نمود: «صبرت وفي العين قذى وفي الحلق شجى أرى تراثي نهباً»

 

 (( نهج البلاغه، خطبه 3. )).

 

 صبر پيشه كردم در حالى كه خار در چشم و استخوان در گلويم بود و مى نگريستم كه چگونه حق و ميراث مرا به غارت مى برند

 

ولى حاضر نشد وحدت و انسجام جامعه اسلامى پاشيده شود.

 

على (عليه السلام) با اين كه در باره خليفه اول و دوم معتقد بود دروغگو، فريبكار و خائن هستند، طبق صريح كتاب صحيح مسلم عمر خطاب به على (عليه السلام) و عباس مى گويد: «فلمّا توفّي رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله، قال أبو بكر: أنا ولي رسول اللّه... فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً ... ثمّ توفّي أبو بكر فقلت: أنا وليّ رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله، ولي أبي بكر، فرأيتماني كاذباً آثماً غادراً خائناً»

 

 (( صحيح مسلم  ج 5   ص 152، كتاب الجهاد باب 15 حكم الفئ حديث 49، فتح الباري ج 6   ص 144 وكنز العمال  ج 7  ص 241. )).

 

پس از رحلت رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من خليفه پيامبرم ولى نظر شما دونفر اين بود كه وى دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن هست و همچنين پس او فوت ابوبكر من گفتم: خليفه پيامبر و ابوبكر هستم، شما نيز مرا دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن دانستيد.

 

ونكته جالب اينجاست كه اين قضيه در اواخر خلافت عمر صورت گرفته و هنگامى كه عمر به على(عليه السلام)و عباس مى گويد: شما ابوبكر را دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن مى دانستيد «فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً»، و آن دو اين نظريه را انكار نمى كنند و اين عدم انكار، نشانگر استمرار و اصرار بر اين نظريه است.

 

ولى با تمام اين حال، اين نظريه باعث  نشد كه بدون داشتن نيروى كافى در برابر آنها بايستد و موجب ضعف و تباهى امت اسلامى شود بلكه در هر موردى كه تشخيص مى داد كه رهنمودهاى او به صلاح اسلام و جامعه اسلامى است از هر گونه مساعدت مضايقه نمى كرد.

 

آرى! چون على (عليه السلام)  بر اين باور بود «الخلاف يهدم الرأي»

 

 (( نهج البلاغه: حكمت 215. ))

 

انسان در محيط آرام مى تواند نظريه درست ارائه دهد ولى در جو آكنده از برخورد و اختلاف ، دچار انحراف و كج فكرى مى شود.

 

ومعتقد بود كه «ما اختلف دعوتان إلاّ كانت إحداهما ضلالة»

 

 ((  نهج البلاغه: حكمت 183. ))،

 

 اگر دو نظريه در برابر هم گرفت، قطعاً يكى از آن دو باطل است، يعنى همواره حق در برابر باطل است حق و باطل هر گز با هم جمع نمي شوند.

 

و روى همين بود وقتى يكى از يهوديان، بخاطر اختلاف مسلمانان در مسأله امامت در صدد مقام طعنه و عيب جويى به حضرت گفت:

 

«ما دفنتم نبيّكم حتي اختلفتم فيه». قبل از آنكه پيامبرتان  را به خاك بسپاريد درباره او اختلاف كرديد!!

 

حضرت پاسخ داد: إنّما اختلفنا عنه لا فيه، و لكنّكم ما جَفت أرجلكم من البحر حتي قلتم لنبيّكم: اجعل لنا إلهاً كما لهم آلهة، فقال: إنّكم قوم تجهلون

 

((  نهج البلاغه صبحي صالح: حكمت 317. )).

 

 ما در باره خود رسول گرامى اختلافى نداشتيم بلكه اختلاف ما پيرامون سخنان آن حضرت بود، اما شما يهوديان  هنوز پايتان از آب دريا خشك نشده بود كه به حضرت موسى گفتيد: همانند خداى بت پرستان براى ما خدايى  قرار ده، آنگاه حضرت موسى گفت: شما چه ملت نادان و جاهلى هستيد.

 

و فرياد على (عليه السلام) است كه در فضاى تاريخ طنين افكنده: «وألزموا السواد الأعظم، فإنّ يد اللّه على الجماعة، وإيّاكم والفرقة، فإنّ الشاذّ من الناس للشيطان، كما أنّ الشاذّ من الغنم للذئب ... ».

 

 (( نهج البلاغة لصبحي الصالح: 184 رقم 127. ))

 

ملازم جامعه اسلامى باشيد، چون دست خدا همواره با جماعت است، و از تفرقه به پرهيزيد، زيرا گروه اندك، طعمه شيطان مى شود، همانطورى كه گلّه اندك، نصيب گرگ مى شود.

 

در نامه 47 نهج البلاغه مى خوانيم: «وعليكم بالتواصل و التباذل وإيّاكم و التدابر و التقاطع». براى همبستگى تلاش كنيد به همديگر بذل و بخشش كنيد و از پشت كردن به هم و قطع رابطه با يكديگر به پرهيزيد.

 

«وإيّاكم و التلّون في دين اللّه، فإنّ جماعة فيما تكرهون من الحق، خيرٌ من فُرقة فيما تحبّون من الباطل»

 

(( نهج البلاغه، خطبه 176. )).

 

در دين خدا از تلون و هر روز به يك رنك درآمدن پرهيز كنيد زيرا وحدت و همبستگي در مسير حق كه مورد علاقه شما نيست  از تفرقه در راه باطل كه دوست مى داريد بهتر است.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 16 دی 1393  10:28 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 amirali123 alirezaHmzezadh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه

راهى كه رسول اكرم (ص) براى وحدت ترسيم نمود

 

اكنون كه اين همه به فكر تقريب ميان مذاهب و وحدت ميان مسلمانان هستيم، آيا بهتر نيست كه به تحقيق و بررسى پيرامون مسأله رهبرى و جانشينى بعد از رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) به پردازيم؟ زيرا اختلافي ترين مسأله هم همين موضوع است، و قطعاً پيامبر گرامى هم مى دانست كه بعد از رحلت آن حضرت بين امّت اختلاف واقع خواهد شد، بنا بر اين آيا راه حلّى براى رفع اختلاف ارائه داده اند يا خير؟

 

و يا اينكه آن حضرت  ـ العياذ باللّه ـ در اين جهت كوتاهى نموده است با اينكه آن حضرت فرموده است: «تفترق أمّتي على بضع وسبعين فرقة»

 

(( المستدرك على الصحيحين: 3/547 والمحلّى: 1/62. )).

 

 (پس از من، امّت من بيش از هفتاد فرقه خواهد شد).

 

ولى با مراجعه به كتب فريقين (شيعه و سنّى) در مى يابيم كه رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)براى رفع اختلاف و ايجاد وحدت، راه را نشان داده و تكليف را نيز روشن نموده، و بهترين عامل وحدت را تمسّك به قرآن و اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) معيّن فرموده است. سخن رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) پيرامون عامل وحدت، در منابع روايى فريقين با سندهاى متعدّد و صحيح بلكه به صورت متواتر بيان شده است.

 

و مى توان گفت: بهترين عامل بلكه منحصرترين راه براى تقريب ميان مذاهب و وحدت ميان مسلمانان عمل به توصيه رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) در تمسّك به قرآن و اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) كه ضامن هدايت و بيمه از هر گونه ضلالت و گمراهى است مى باشد.

 

«إنّي تارك فيكم ما إن تمسّكتم به لن تضلّوا بعدي ، أحدهما أعظم من الآخر ، كتاب اللّه حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتي أهل بيتي ولن يتفرّقا حتّى يردا عليّ الحوض، فانظروا كيف تخلفوني فيهما»

 

 (( صحيح الترمذي: 5/329، ح 3876، ط. دار الفكر، الدرّ المنثور للسيوطي: 6/7، و 306، الصواعق المحرقة: 147 و 226، ط. المحمّديّة، أسد الغابة: 2/12، تفسير ابن كثير: 4/113. ))

 

 (من دو چيز گرانبها در ميان شما به يادگار مى گذارم، اگر به آن چنگ زديد هيچگاه گمراه نخواهيد شد، يكى از اين دو بزرگتر و مهمتر از ديگرى است، كتاب خدا «قرآن» اين ريسمان الهى كه از آسمان تا زمين كشيده شده است، و عترت و خاندان من، اين دو از هم ديگر جدا نخواهند شد تا كنار حوض بر من وارد شوند، پس بينديشيد كه چگونه حق مرا در باره اين دو اداء مى كنيد).

 

در برخى از روايات بجاى ثقلين تعبير به  دو خليفه و جانشين شده است.

 

«إنّي تارك فيكم خليفتين : كتاب اللّه ... وعترتي أهل بيتي، وأنّهما لن يفترقا حتّى يردا عليّ الحوض»

 

(( مسند أحمد: 5/182 و189، من حديث زيد بن ثابت بطريقين صحيحين. مجمع الزوائد: 9/162، الجامع الصغير للسيوطي: 1/402، الدرّ المنثور: 2/60. )).

 

و در بعضى از روايات آمده است: «فلا تقدّموهما فتَهلِكوا، ولا تُقَصِّروا عنهما فتهلكوا، ولا تعلّموهم فإنّهم أعلم منكم»

 

 (( المعجم الكبير: 5/166 ح 4971، مجمع الزوائد: 9/163، الدرّ المنثور للسيوطي: 2/60. )).

 

 (بر آنان پيشى نگيريد و فاصله نداشته باشيد كه موجب هلاكت است، و در مقام آموزش به آنان نباشيد كه آنان از همه شما داناتر هستند).

 

جالب اينجاست كه برخى از مفسران بزرگ اهل سنّت مانند فخر رازى اين حديث را در ذيل آيه (وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا)

 

 (( آل عمران: 103. ))

 

 (و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد) آورده اند

 

(( تفسير الكبير (مفاتيح الغيب) : 7/173. )).

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 16 دی 1393  10:28 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 amirali123 alirezaHmzezadh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه

 
نگرانى رسول گرامى (ص) از اختلاف امت

شكى نيست كه وحدت امت اسلامى بالاترين آرزوى پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)بود و هر گونه اختلاف ميان آنان موجب نگرانى حضرت بود همانگونه كه سيوطى و ديگران آورده اند:

مردى به نام «شاس بن قيس» كه بزرگ شده دوران جاهليت بود، كينه و حسد مسلمانان در سينه اش شعله مى كشيد، يك نفر جوان يهودى را تحريك كرد كه ميان دوقبيله بزرگ اسلامى اوس و خزرج، اختلاف ايجاد كند.

اين يهودى ميان اين دو قبيله آمده جنگها و درگيرى هاى زمان جاهليت را براى آنان ياد آورى كرد و آتش فتنه را روشن ساخت به طورى افراد دو قبيله شمشير به دست گرفته و در برابر هم صف آرايى كردند.

همين كه رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) از اين قضيه مطلع شد، به همراه تعدادى از مهاجرين و انصار در محل درگيرى حاضر شد و فرمود: «يا معشر المسلمين اللّه اللّه، أبدعوى الجاهليّة وأنا بين أظهركم؟ بعد إذ هداكم اللّه إلى الإسلام وأكرمكم به، وقطع به عنكم أمر الجاهلية، واستنقذكم به من الكفر، وألّف به بينكم، ترجعون إلى ما كنتم عليه كفّار».

اى مسلمانان! آيا خدا را فراموش كرده ايد و شعار جاهليت سر مى دهيد با اين كه هنوز در ميان شما حضور دارم.

پس از آن كه خداوند شما را به نور اسلام هدايت كرد و به شما ارزش داد و فتنه هاى دوران جاهليت را ريشه كن ساخت و از كفر رهايى بخشيد و ميان شما الفت و برادرى برقرار كرد، شما دو باره مى خواهيد به دوران كفر جاهلى برگرديد.

در اثر سخنان رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)، متوجه شدند كه اين فتنه، توطئه شيطانى است، از اين كار خويش پشيمان شده و سلاح ها را به زمين گذاشتند و در حالى كه اشك از ديدگانشان جارى بود، دست در گردن هم انداختند و همديگر را غرق بوسه ساختند و در معيت رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)به طرف منازل خود باز گشتند

(( فعرف القوم أنها نزغة من الشيطان وكيد من عدوهم لهم فألقوا السلاح وبكوا وعانق الرجال بعضهم بعضاً ثمّ انصرفوا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم سامعين مطيعين قد أطفأ الله عنهم كيد عدو الله شاس. الدر المنثور: 2/57، جامع البيان: 4/32، فتح القدير: 1/368، تفسير الآلوسي: 4/14، أسد الغابة: 1/149، السيرة النبوية: 2/397، عيون الأثر: 1/284، سبل الهدى والرشاد: 3/398، السيرة الحلبية: 2/320. )).
 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 16 دی 1393  10:29 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 alirezaHmzezadh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه

سيره فراموش شده على (عليه السلام)

 

سيره متروك و فراموش شده شخص مولاى متقيان على (عليه السلام) ، قولاً و عملاً ، كه از تاريخ زندگى آن حضرت پيداست بهترين درس آموزنده در اين زمينه است .

 

على (عليه السلام) از اظهار و مطالبه حق خود و شكايت از ربايندگان آن خوددارى نكرد ، با كمال صراحت ابراز داشت و علاقه به اتحاد اسلامى را مانع آن قرار نداد، خطبه هاى فراوانى در نهج البلاغه شاهد اين مدعى است.

 

در عين حال اين تظلمها موجب نشد كه از صف جماعت مسلمين در مقابل بيگانگان خارج شود، در جمعه و جماعت شركت مى كرد ، سهم خويش را از غنائم جنگى آن زمان، دريافت مى كرد ، از ارشاد خلفا دريغ نمى نمود ، طرف شور قرار مى گرفت و ناصحانه نظر مى داد.

 

در جنگ مسلمين با ايرانيان كه خليفه وقت مايل است خودش شخصاً شركت نمايد على پاسخ مى دهد: خير! شركت نكن زيرا تا تو در مدينه هستى دشمن فكر مى كند: فرضاً سپاه ميدان جنگ را از بين ببرد، از مركز، مدد مى رسد ولى اگر شخصاً به ميدان نبرد بروى، خواهند گفت: «هذا اصل العرب» ريشه و بن عرب اين است ، نيروهاى خود را متمركز مى كنند تا تو را از بين ببرند و اگر تو را از بين ببرند با روحيه قويتر به نبرد مسلمانان خواهند پرداخت

 

 (( نهج البلاغه ، خطبه . 144.  )).

 

پستى را از هيچيك از خلفا نمى پذيرد ، نه فرماندهى جنگ و نه حكومت يك استان و نه امارة الحاج و نه يك چيز ديگر از اين قبيل را زيرا قبول يكى از اين پست ها به معنى صرف نظر كردن او از حق مسلم خويش است.

 

و به عبارت ديگر كارى بيش از همكارى و همگامى و حفظ وحدت اسلامى است اما در عين حال كه خود پستى نمى پذيرفت، مانع نزديكان و خويشاوندان و يارانش در قبول آن پست ها نمى گشت زيرا قبول آن ها صرفاً همكارى و همگامى است و به هيچ وجه امضاى خلافت تلقى نمى شود.

 

سيره على (عليه السلام) در اين زمينه خيلى دقيق است و نشانه متفانى بودن آن حضرت در راه هدفهاى اسلامى است در حالى كه ديگران مى بريدند او وصل مى كرد ، آن ها پاره مى كردند و او مى دوخت.

 

ابو سفيان فرصت را مغتنم شمرد، خواست از نارضائى او استفاده كند و انتقام خويش را به صورت خير خواهى و احترام به وصيت پيغمبر، به وسيله وصى پيغمبر از پيغمبر بگيرد ، اما قلب على آگاه تر از اين بود كه گول ابوسفيان ها را بخورد ، دست رد بر سينه اش زد و او را از خود راند . در هر زمانى ابوسفيانها و حيى بن اخطب ها در كارند، در عصر ما انگشت حيى بن اخطبها در بسيارى از جريانات نمايان است،  بر مسلمين و بالاخص شيعيان و مواليان على (عليه السلام) است كه سيرت و سنت آن حضرت را در اين زمينه نصب العين خويش قرار دهند و فريب ابو سفيان ها و حيى بن اخطبها را نخورند

 

(( امامت و رهبرى، ص 16 ـ 21، انتشارات صدرا، چاپ سوم زمستان 1364. )).

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 16 دی 1393  10:29 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 alirezaHmzezadh
shirdel2
shirdel2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 4947
محل سکونت : یزد

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه

بنام خدا

نظر یکی از مدرسین حوزه  علمیه اهل سنت در مورد هفته وحدت و سخنان مقام معظم رهبری :

مولوی شیخی مدرس حوزه علمیه اهل تسنن نور مشهد در پاسخ به این سوال که سخنان رهبر انقلاب پیرامون وحدت در میان اهل تسنن چه بازتابی دارد، گفت: صحبت‌های اخیر مقام معظم رهبری در بین اهل سنت به ویژه بعد سفر ایشان به کردستان و سخنرانی‌هایشان در بین اهل تسنن، تاثیر بسیاری داشته است و بنده در دیدارهایی که با بسیاری از علمای اهل سنت داشته ام تاثیر مثبت این مسئله را  تغییر دید آنان دیده ام.

وی افزود: قطعاً و به یقین، مسئولین حکومتی دلسوز بوده و موضوع وحدت از قبل‌ها مدنظرشان بوده است، ولی متاسفانه در طبقات پایین‌تر مسئولین، توصیه های مقام معظم رهبری خیلی عملی نشده است و بارها ایشان این موضوع را مطرح و از مسئولین به نوعی انتقاد کرده اند.

 این مدرس حوزه‌های علمیه اهل تسنن خاطر نشان کرد: بسیاری از علمای اهل تسنن علاقه مند، شیفته و تشنه شرکت در جلسات وحدت آفرین هستند و انشاالله این ایده و بینش مقام معظم رهبری همه گیرتر شود.

مولوی شیخی گفت: تاکید رهبری روی این نکته که آب به آسیاب دشمن نریزیم بسیار حائز اهمیت است. لذا برادران شیعه و اهل تسنن نباید مسائل سطحی را مدنظر قرار دهند و باید نگاه خود را وسعت داده و تمام مسائل جهان اسلام را در نظر بگیرند.

وی در انتها افزود: قرار نیست اهل سنت شیعه را نفی کند و یا از بین ببرد و یا شیعه برای از بین بردن اهل سنت برنامه ریزی داشته باشد. تنها محور، محور وحدت است که انشاالله در بین آحاد ملت ایجاد بشود.

برگرفته از سایت خبری قاصد نیوز(93/10/13 )

سه شنبه 16 دی 1393  10:30 PM
تشکرات از این پست
ria1365 alirezaHmzezadh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه

يکي ديگر از داعيان اصلاح و انسجام اسلامي و تقريب مذاهب در قرن اخير مرحوم آيت الله العظمي بروجردي طباطبايي به شمار مي‌رود. آن مرحوم پس از مرجع کبير آيت الله اصفهاني (م 1325ش) به مرجعيت عام پيروان اهل بيت (ع) نائل گرديد. او از جمله عالمان متبحر در علوم رجال و حديث شيعه و اهل سنت بود. وي چه قبل از مرجعيت عمومي و چه بعد از آن، همواره به امور مسلمانان عموما، و به امر وحدت و زدودن تفرقه‌هاي فراوان و نزديک کردن فرقه‌ها و اجتماع آنان تحت لواي اسلام، اهتمام مي‌ورزيد، تا آنجا که در سال­هاي آخر عمر که من از نزديک شاهد بودم هيچ گاه از اين فريضه مهم اسلامي غافل نبود.

 

اينجانب، پس از رحلت آن مرد بزرگ در سال 1380 هجري قمري در سن 88 سالگي، بارها در مقالات و مصاحبه‌هاي خود، راجع به زندگي و نقش علمي و اصلاحي او سخن گفته‌ام، از جمله کتابي به عنوان «زندگي آيت الله العظمي بروجردي و مکتب فقهي ـ اصولي حديثي و رجالي وي» منتشر کردم.

 

اکنون بر آنم که به مناسبت برگزاري کنگره انسجام اسلامي که سال جاري(1386ش) به فرمان مقام معظم رهبري به آن ناميده شده است، در خصوص همين بعد از زندگي پربار آن حضرت به طور فشرده بپردازم.

 

آيت الله بروجردي همواره دم از «جهان اسلام» و «وحدت امت اسلامي» مي‌زد و اصطلاحات ديگر مانند «تقريب مذاهب»، «انسجام اسلامي»، «اصلاح امور مسلمين» را به کار نمي‌برد، اما انديشه داوري او همه اين مفاهيم را در بر مي‌گرفت.

 

ديدگاه­هاي آيت الله بروجردي در مورد وحدت و انسجام اسلامي را مي‌توان طي عناويني چند مطرح کرد. اما پيش از آن يک نکته را يادآور مي‌شوم، و آن اين که هواخواهان وحدت مسلمين و تقريب مذاهب اسلامي همه جزء مصلحان و اصلاح طلبان روحاني، يا سياسي جامعه بوده‌اند. کساني که در فکر اصلاح جهان اسلام و عزت اسلامي و ترقي و تکامل و تعالي مسلمانان بوده و هستند، در تلاش فکري و عملي خود به اين نقطه رسيده‌اند که تا مسلمانان متحد نباشند و جهان اسلام يک­پارچه نشود، اصلاح نخواهند شد و روي رستگاري را در بين جوامع بشري نخواهند ديد و هر گونه اصلاح نسبت به جامعه اسلامي متوقف بر «وحدت امت اسلام» است که (ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون)(1) بنابر اين، آيت الله بروجردي پيش از آنکه هواخواه تقريب مذاهب باشد به طور حتم از مصلحان جهان اسلام بوده است.

 

1. منابع اصلاحي و تقريبي آيت الله بروجردي

 

ملاحظه نابساماني اوضاع و احوال مسلمانان، سيطره کفار بر ممالک اسلامي، و غلبه روحيه عداوت و بدبيني بين مسلمانان، به اضافه وسعت اطلاعات از منابع حديثي، فقهي، رجالي و تاريخي اهل سنت در کنار منابع شيعي، براي يک عالم اصلاح طلب، خواهي نخواهي او را به ارزيابي تفاوت­هاي دو مذهب و مآلا به فکر تقريب بين مذاهب ـ تا جايي که اصول و مباني آن مذاهب اجازه مي‌دهد ـ مي‌اندازد.

 

1-1. مكتب اصفهان

 

به طور حتم آيت الله بروجردي که عمري را در کسب اطلاع از آن منابع صرف کرده بود، چنين انديشه مقدسي را براي وي فراهم آورده بود. ولي ريشه همه اين مسايل به دوران تحصيل وي در اصفهان برمي‌گردد. وي تحصيلات خود را پس از طي مقدمات در بروجرد، در حوزه علميه عراق و جامع اصفهان گذرانيده بود و خاطرات خوشي از دوران تحصيل خود در اصفهان داشت و با وجد بر زبان مي‌آورد. اين حوزه هزار ساله تا آن هنگام، سنت‌هاي علمي پيشين را در خود حفظ کرده بود، و هنوز سنت ‌هاي پسنديده قدما را فراموش نکرده بود، سنت ‌هايي که بر علوم نقلي، همطراز با علوم عقلي، تأکيد داشت به علاوه شخصيت ‌هاي خبير و مطلع از علم حديث و علم رجال و تراجم و مانند آن در اين شهر وجود داشتند، علومي که در ديگر حوزه‌ هاي علمي شيعه در شرف فراموشي بود.

 

مکتب اصفهان، در حدود هزار سال داراي فعاليت و نشاط علمي و سابقه تحقيق در اين علوم به خصوص در روزگار درخشان صفويه و مدتي پس از آن، و حلقه ‌هاي علمي در جميع فنون به خصوص در علم رجال و تراجم در آن دائر بود. شخصيتي مانند ابو نعيم اصفهاني (336ـ430) جد اعلاي خاندان مجلسي، و صاحب کتاب (حلية الاولياء) و جز آن، بيش از هزار سال، و شخصيت ديگري به نام سيد محمد باقر مولوي صاحب کتاب با ارزش «روضات الجنات في تراجم الفقهاء و السادات» قبل از حدود 150 سال که هر دو تن در اصفهان زندگي مي‌کردند و اعقاب و خاندان ‌هاي آنان که هنوز از خاندان ‌هاي علمي معروف اين شهر از جمله خاندان علامه مجلسي که از نسل «ابو نعيم» اند تا کنون در اين شهر وجود دارند.

 

اين حوزه علميه اثر خود را بر اين طلبه جوان بروجردي با آن همه استعداد ذاتي، گذاشت و خط مشي آينده او را که بعد از او مشاهده شد ترسيم کرد؛ علاوه بر اين، در بعد علمي، آن شيوه اصلاحي ميان فرق اسلام را بايد گفت آن را هم ـ در تحليل‌هايي که من کرده‌ام ـ از اصفهان کسب کرد. استاد مهم او در اين حوزه که از ‌آغاز تا پايان با او دمساز بوده است، مرحوم سيد محمد باقر درچه ‌اي همين انديشه وحدت اسلامي را داشته است، وي از خاندان معروف مير لوحي، فيلسوف معروف عصر صفويه است که با نحوه تفکر مجلسي و امثال او در جهت مخالف بوده و داستانهاي آن دو عالم در کتاب ‌ها آمده است.

 

اين انديشه اصلاحي اتحاد اسلامي و عنايت به حديث و فقه اهل سنت، تا همين اواخر در حوزه اصفهان ادامه داشت، و چنان که معروف است مرحوم حاج آقا رحيم ارباب بر اين باور بود و من جسته گريخته مطالبي در اين خصوص از قول و عمل او شنيده‌ام، به احتمال قوي آيت الله بروجردي تحت تاثير اين طيف از عالمان بوده است.

 

2-1. مكتب نجف

 

در حوزه نجف هم که آخرين دوران تحصيلي آقاي بروجردي در آن بود شخصيتي مانند مرحوم شريعت اصفهاني داراي همين قبيل اطلاعات نقلي و همين انديشه تقريبي و اصلاحي متخذ از اصفهان بوده و گويا آيت الله بروجردي در نجف از درس او بهره برده و اجازه اجتهاد از او اخذ کرده بود که عينا در منابع ياد شده در آغاز مقاله، آمده است.

 

2. کوشش در راه تقريب مذاهب اسلامي

 

 مي‌دانيم اصطلاح تقريب مذاهب اسلامي را حدود شصت سال قبل، مؤسسه «دار التقريب بين المذاهب الاسلاميه» در قاهره مطرح کرد که گفته مي‌شود اصل آن از سخنان سيد جمال الدين اسد آبادي معروف به افغاني گرفته شده است. مراد از مذاهب، در تقريب مذاهب، همانا مذاهب فقهي اسلام است که عمدتا از چهار مذهب اهل سنت يعني؛ مذهب حنفي منسوب به امام ابوحنيفه و مالکي منسوب به امام مالک ابن انس و مذهب شافعي منسوب به امام محمد بن ادريس شافعي و مذهب حنبلي منسوب به امام احمد بن حنبل و دو مذهب شيعي امامي و زيدي است. مذهب اسماعيلي فرع مذهب امامي، و مذهب اباضي هم فرع مذاهب اهل سنت است. اين مذاهب هر کدام فقهي دارند که شامل احکام عملي اسلام از ابواب فقه از طهارت تا ديات است، و در پاره‌اي از مسائل، با هم اختلاف دارند، که از اجتهاد فقهاي آنان ناشي گرديده است.

 

«دار التقريب» با بحث و فحص و شايد هم با توصيه آيت الله بروجردي به اين نتيجه رسيد که اختلاف در بحث‌هاي کلامي از جمله مسأله خلافت و امامت، به جايي نمي‌رسد و قابل تقريب نيستند بلکه مايه تجديد اختلافات خواهد شد، لذا، کوشش خود را روي اختلافات فقهي متمرکز کرد، که سرانجام چنان که خواهد آمد با صدور فتواي شيخ محمود شلتوت شيخ جامع الازهر وقت، به نتيجه رسيد، مبني بر اين که پيروان اين مذاهب مي‌توانند به مذاهب ديگر از جمله مذهب اماميه اثني عشري برگردند، يعني از فقهاي اين مذاهب در احکام پيروي کنند. زيرا همه از کتاب و سنت بهره گرفته ‌اند. بنابراين، شيخ شلتوت و ديگر اعضاي آن مؤسسه در صدد شناخت و تصويب عقايد کلامي مذاهب نبودند، چنان نبوده است که برخي دچار اين خطا شده‌اند و مي‌گويند مذهب شيعه را شلتوت دربست پذيرفته است.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 16 دی 1393  10:31 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 alirezaHmzezadh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه

تقريب در حديث شيعه و اهل سنت

 

1ـ4. حديث ثقلين

 

 همان­طور که قبلا گفته شد آيت الله بروجردي عنايتي به تقريب در مسايل کلامي از جمله در مسأله خلافت و امامت نداشت گاهي مي ‌فرمود مسأله خلافت مربوط به زمان گذشته است که در عالم اسلام خلافتي وجود داشت الآن بحث در آن بي فايده است و اين مسأله اکنون مورد نياز مسلمين نيست. آنچه اکنون مورد نياز است همان احکام فقهي است که مسلمان‌ ها امروز هم مانند صدر اسلام بايد بدانند که احکام را از چه مأخذي بگيرند. اگر ما مطلب خود را به طور معقول در اين خصوص براي اهل سنت بيان کنيم به نتيجه مي ‌رسيم و مي ‌توانيم آنان را تا حدي قانع کنيم. به خصوص که مسأله خلافت که حساسيت بر انگيز است و به دشمني و زد و خورد مي ‌انجامد، از ميان رفته و بحث در منابع حديثي فقه، جداي از آن چندان حساسيتي ايجاد نمي‌ کند.

 

حديث ثقلين حديثي متواتر و از تعداد زيادي از صحابه و تابعين و بر طرق عديده و در اکثر کتب معتبر اهل سنت ـ علاوه بر کتب شيعه- روايت شده است حتي بنابر نقل صحيح مسلم، رسول اکرم (ص) در جريان غدير از حديث ثقلين سخن گفت و خلاصه آن حديث را با کمي اختلاف در الفاظ و با وحدت معني فرمود: «انّي تارک فيکم الثقلين کتاب الله و عترتي».

 

نظر به اهميت موضوع، هم در مصر و هم در ايران به شرحي که من در کتاب «زندگي آيت الله بروجردي» نوشته ‌ام اين حديث مطرح گرديد، تا اين که يکي از محدثان قم مرحوم «شيخ قوام الدين وِشنَوِي» با اشاره آيت الله طرق آن حديث را در رساله ‌اي به نام «حديث الثقلين» گرد آورد و «دار التقريب» آن را عينا بدون دخل و تصرف چاپ و منتشر کرد. و بار ديگر آن رساله را ما در «مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي» همراه توضيحاتي به قلم من به صورت افست منتشر کرديم و هر کس مايل باشد مي‌ تواند جهت وقوف بر اعتبار و صحت آن حديث، به آن رساله مراجعه نمايد. لازم است بدانيم انتشار اين رساله در قاهره از سوي «دار التقريب» حتما با تصويب شوراي عالي آن مؤسسه که کساني مانند شيخ عبد المجيد سليم و شيخ محمود شلتوت و ديگران در آن عضويت داشتند، صورت گرفته است. و قهرا در آن ديار و در بين استادان الأزهر شايع شده است.

 

در حديث متواتر ثقلين رسول اکرم، عترت و اهل بيت خود را براي هميشه تا قيامت در رديف کتاب خدا، مرجع مسلمانان دانسته، پس همانطور که قرآن حجت باقي است عترت هم حجت باقي است پس طبعا بايد مراد از عترت افراد خاصي باشند که مانند قرآن از خطا مصون باشند و نه هر سيدي از ذريه آن حضرت. من در توضيح اين قبيل نکات در ذيل رساله حديث الثقلين که از سوي مجمع جهاني تقريب تجديد چاپ گرديد، مشروحا بحث کرده‌ام.

 

تأثير حديث ثقلين بر فقهاي اهل سنت

 

اين حديث که از لحاظ متن و سند قطعي، و محتواي آن، يعني حجيت و سنديت ائمه اهل بيت بسيار روشن است، در حقيقت تکاني به انديشه فقهي افراد منصف از فقها دارد، و اينک نمونه‌هاي آن:

 

مرحوم علامه محمد تقي قمي دبير کل دار التقريب نقل کرد: شيخ عبد المجيد سليم که راجع به او بحث خواهم کرد مي‌فرمود: «مذهب شيعه اماميه از صاحب شريعت به خصوص مدرک دارد، اما مذاهب ديگر مدرک خاص ندارند.» معناي اين سخن آن است که «حديث الثقلين»، مسلمان‌ها را به عترت رجوع داده، و فقه اماميه مأخوذ از عترت است، در حالي که مذاهب ديگر، فتاواي پيشوايان مذاهب است که چنين دليل خاص ندارند.

 

نمونه ديگر، که براي ما شيعيان بسيار با ارزش است همان فتواي شيخ شلتوت است که به احتمال زياد پس از اطلاع وي از «حديث ثقلين» و به استناد آن صادر گرديده است.

 

داستان آگهي شيخ شلتوت از اين حديث را مرحوم قمي چنين نقل مي ‌کرد: هنگامي که يک شماره از مجله «رسالة الاسلام» را در چاپخانه کنترل مي‌کردم ديدم آقاي شلتوت در خلال تفسير خود ـ که مرتبا در آن مجله منتشر مي ‌گرديد ـ حديث ثقلين را به گونه ديگر که نزد اهل سنت شايع است (کتاب الله و سنتي) آورده است، از همان جا به وي تلفن کردن و گفتم: شيخنا اين حديث با طرق فراوان چنين آمده (کتاب الله و عترتي) شيخ فرمود: در حاشيه بنويسيد: (و جاء في بعض الطرق «کتاب الله و عترتي» لا شک أن عترته يحملون سنته) ـ که هم اکنون اين حاشيه وجود دارد ـ پس شيخ شلتوت اين حديث را با هر دو متن پذيرفته و به گونه ‌اي آن دو را با هم جمع کرده است. من در ذيل رساله «حديث ثقلين» را در خصوص اختلاف اين دو متن بحث کرده ‌ام، بايد گفت: مجرد انتشار اين حديث از سوي دار التقريب خود گواه انديشه اعضاي آن است.

 

باري، آيت الله بروجردي چه در درس و چه در جلسه حديث بر اين حديث ثقلين تأکيد داشت و گاه به گاه آن را در درس مطرح و پيرامون آن بحث مي‌کرد، بدون اين که به موضوع درس ارتباط داشته باشد و همان طور که گفتم مي‌فرمود: «بحث در خلافت حالا بي‌فائده است ولي بحث در اعتبار فتاوي و آراء عترت به استناد همين حديث، مورد نياز امروز جامعه اسلامي است» سخن آن بزرگمرد بسياري از فضلاي حوزه و علماي خارج حوزه را قانع کرد.

 

2ـ4. اهتمام به درج روايات فقهي اهل سنت در كتاب (جامع الاحاديث الفقهية)

 

اين کتاب يک دوره حديث کامل فقهي است که زير نظر آيت الله بروجردي به کوشش جمعي از شاگردان ايشان از جمله اين جانب تأليف گرديد و چند بار چاپ شده است و من به تفصيل در کتاب «زندگي آيت الله بروجردي» درباره آن بحث کرده‌ام در خلال تأليف، وقتي که به کتاب «الصلاة» رسيديم يک روز ايشان در جلسه حضور يافت و در حالي که کتابي در دست داشت: فرمود: «شما در ذيل هر باب روايات اهل سنت را از روي همين کتاب بنويسيد، تا معلوم شود ما شيعيان چه مقدار حديث از طريق ائمه داريم و آن­ها چه مقدار»، همچنين اضافه فرمود: «تعداد روايات شيعه در فقه خيلي بيشتر از روايات آنان است منتها آنها روي صحاح و روايات خود از لحاظ سند و متن بيشتر از ما کار کرده‌اند.»

 

در جلسه حديث، از روي همان کتاب، احاديث کتاب طهارت را ضميمه کتاب کردند و به کتاب «صلاة» رسيدند که ناگهان ايشان در جلسه حاضر شدند و به خاطر عکس العمل مخالفين اين فکر، اظهار ترديد کردند و مسأله مبهم باقي ماند، تا در جلسه ديگري ـ به شرحي که در آن کتاب نوشته ‌ام ـ به طور قطع منصرف گرديد و دستور داد که آن احاديث را از کتاب خارج کنيم. در آن جلسه که فرزند ايشان سيد محمد حسين بروجردي حاضر بود فرمود: محمد حسن مي ‌گويد مردم خواهند گفت: علماي شيعه زحمت کشيده ‌اند و احاديث اهل سنت را از احاديث شيعه خارج کرده‌اند و حالا ما داريم دوباره آن احاديث را وارد کتاب حديث مي‌کنيم. محمد حسن راست مي‌ گويد من مي‌ ترسم کتاب متروک گردد.

 

پس از آن ديگر در بقيه کتاب، احاديث اهل سنت را نياورديم و آنچه را هم ضبط کرده بوديم حذف کرديم. من گفتم يک نوع هم انديشي ميان شيخ طوسي و آيت الله بروجردي وجود داشت، از جمله همين مسأله بود. شيخ طوسي در خاتمه کتاب «تهذيب الاحکام» که يکي از اصول اربعه ما است نوشته است: «من در ابتدا روايات اهل سنت را هم ضميمه کردم؛ ولي ديدم کتاب خيلي طولاني مي‌شود، لذا آنها را حذف کردم». همان طور که گفتم آيت الله بروجردي ميان فقه و حديث اهل بيت و احاديث و فتاواي اهل سنت رابطه قائل بود و اعتقاد داشت روايات ايشان با توجه به آن روايات و فتاوي صادر شده است و اطلاع از آنها براي درک درست روايات ائمه لازم است. و از اين راه بر پيوند فقه مذاهب اسلامي از جمله فقه اماميه با فقه اهل سنت تأکيد مي‌فرمود.


 

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 16 دی 1393  10:32 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 amirali123 alirezaHmzezadh
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه

حمايت از دار التقريب بين المذاهب الاسلامية

 

دار التقريب در سال 1327 شمسي از سوي جمعي از بزرگترين علماي اهل سنت و مذاهب مختلف و علماي شيعه و با کوشش فراوان مرحوم علامه شيخ محمد تقي قمي که سال‌ها در لبنان و مصر اقامت داشت و با دبير کلي وي شکل گرفت، و در آن هنگام در کل جهان اسلام با اهميت فراوان تلقي گرديد. اعضاي آن از اساتيد الازهر مانند شيخ عبد المجيد سليم، و شيخ محمود شلتوت، شيخ ابو زهره، حسن البنا، و ديگران و يکي از علماي زيديه يمن، و از علماي شيعه، مرحوم شيخ محمد حسين کاشف الغطاء در نجف، مرحوم سيد شرف الدين و مرحوم شيخ محمد جواد مغنيه در لبنان بودند.

 

دار التقريب داراي آيين نامه مشخصي بود که در آن هنگام آن را در کشورهاي اسلامي و بين علماي نامي منتشر کردند و از جمله براي والد من که واعظ معروفي بود فرستادند که من آن را خواندم و دائما از راه مجله «رسالة الاسلام» از جريان‌ها و اخبار دار التقريب آگاه مي‌ شدم.

 

مجله رسالة الاسلام، زبان گوياي آن مؤسسه بود که از بهترين مجلات اسلامي شمرده مي‌شد و مقالاتي از اعضاي آن مؤسسه از جمله تفسير قرآن به روش ابتکاري به قلم شيخ محمود شلتوت شيخ الازهر و مقالاتي به قلم شيخ عبد المجيد سليم و کاشف الغطاء و شيخ مغنيه و گاهي از سيد شرف الدين و سيد هبة الدين عالم شيعي عراقي و ديگران در آن درج مي ‌شد. از اين مجله فقط تعداد 60 شماره منتشر شد که ما در مجمع جهاني تقريب آنها را در 15 جلد منتشر کرديم و براي دانشمندان ارسال داشتيم، اين مجله تا آخر حيات آيت الله بروجردي ادامه داشت و بعدا تعطيل گرديد و کار دار التقريب متوقف شد که علت آن چنين است:

 

مرحوم آيت الله بروجردي به شرحي که در کتاب «زندگاني آيت الله بروجردي» به تفصيل آمده به آن مؤسسه کمک مالي و هم کمک علمي مي‌کرد و با درگذشت آن مرد اين کمک‌ ها قطع شد و کارهاي دار التقريب که موقوف بر آن کمک ‌ها بود متوقف گرديد.

 

مرحوم قمي دبير کل دار التقريب با آيت الله بروجردي رابطه نزديک داشت و مورد لطف و عنايت و اطمينان و اميد ايشان در پيشرفت انديشه تقريب بود و من که در جمع مؤلفين حديث در منزل آيت الله هر روز رفت و آمد داشتم بارها مي‌ديدم مرحوم قمي همراه مرحوم ابن الدين از علماي روشنفکر به تهران مي‌آمدند و به انتظار مي‌نشستند، و بعدا ب حضور آيت الله مي‌رسيدند. من بعدا با مرحوم قمي رابطه و آشنايي پيدا کردم و بسياري از مطالب را درباره دار التقريب و اعضاي آن از وي شنيده‌ ام.

     Android iOS , Windowsphone , Symbian , JavaMobile Review ,Learning

سه شنبه 16 دی 1393  10:33 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 amirali123 alirezaHmzezadh
shirdel2
shirdel2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 4947
محل سکونت : یزد

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه

بنام خدا

 

بنظر میرسد خط قرمز وحدت شيعه و سني مقدسات هر دو اين مذاهب، میباشد، نبايد به مقدسات اعم از اعتقادات، شخصيت‌ها و اماكن مقدسه يكديگر اهانت كنيم. بهترين راه ايجاد وحدت در ايران با توجه به تكثر قوميت‌ها و مذاهب آن، تمسك به اصول قانون اساسي و اجراي آن میباشد و قانون اساسي كه بيش از 98 درصد مردم به آن رأي داده‌اند، ضامن وحدت بين اقشار مختلف در كشور است. تمكين به نظر رهبر معظم انقلاب بهترين راه براي ايجاد وحدت بين شيعه و سني دانست. مسلما آنچه که امروزه جهان اسلام و مسلمانان را تهدید می کند ،  تفرقه و تشتت در بین مذاهب و عدم اتحاد آنهاست.اگر همه ما که مسلمان هستیم به دستورات قرآن عمل کنیم آنجا که خداوند فرموده است: 

«واعتصموا بحبل الله جميعاً و لاتفرقوا» و اگر به ريسمان محكم الهي چنگ بزنيم يقيناً روزي «الاسلام يعلوا و لا يعلي عليه» بروز ظاهري خواهد داشت و مي‌توانيم مقدمه ای برای حكومت جهانی مهدی موعود (عج) امام زمان آماده نمائیم. 

                  

سه شنبه 16 دی 1393  11:09 PM
تشکرات از این پست
amirali123 alirezaHmzezadh ria1365
amirali123
amirali123
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 14799
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه

هفته وحدت بر گرامي باد

 

 

غزال خوش صدا توئی ، راسخون

شیرین تر از عسل توئی ، راسخون

بین تموم سایتهای اینترنت

 نگین بی بدل توئی ، راسخون

چهارشنبه 17 دی 1393  8:07 AM
تشکرات از این پست
alirezaHmzezadh ria1365
amirali123
amirali123
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 14799
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه

عامل اقتدار حکومت اسلامی

برای اقتدار حکومت اسلامی و ایستادگی در برابر توطئه های دشمنان اسلام، «وحدت» مهمترین عامل موفقیت به حساب آمده و هرگونه کوتاهی در این راه سبب دوری از اهداف و آرمانهای بلند اسلام خواهد بود.

همه حول یک محور

پیامبران الهی که خود نیز از میان مردم برانگیخته شده اند، با اتّصال و ارتباط با مجاری وحی کوشیده اند تا آدمی را حول یک محور گرد هم آورند تا در پرتو وحدت کلمه، عظمت و اقتدار نظام الهی را به نمایش گذاشته شود و مردم به سعادت حقیقی دست یابند.

هوشیاری و وحدت

آنچه که تاکنون کشور ما و دین ما را از کینه دشمنان و دام صیادان و شیادان و شیاطین رها ساخت، تنها هوشیاری در قبال مسائل و اتحاد و یکپارچگی است.

نمود عینی وحدت

ولایت فقیه از موضوعاتی است که می توان آن را نمود عینی و مصداق حقیقی وحدت و اتفاق نظر جامعه اسلامی در مسئله حکومت دانست.

زمینه ساز ظهور

این بسیج جهانی مسلمین (وحدت) است که زمینه ساز ظهور آخرین حُجّت الهی و تشکیل حکومتِ عدل جهانی خواهد شد.

 

 

 

 

 

غزال خوش صدا توئی ، راسخون

شیرین تر از عسل توئی ، راسخون

بین تموم سایتهای اینترنت

 نگین بی بدل توئی ، راسخون

چهارشنبه 17 دی 1393  8:10 AM
تشکرات از این پست
alirezaHmzezadh ria1365
amirali123
amirali123
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 14799
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:هفته ي وحدت ودليل نامگذاري اين هفته+امتياز ويژه

زمینه ساز ظهور

این بسیج جهانی مسلمین (وحدت) است که زمینه ساز ظهور آخرین حُجّت الهی و تشکیل حکومتِ عدل جهانی خواهد شد.

منشور وحدت آفرین

قرآن کریم قانون مدوّن و منشور جاودانه ای است. مسلمین جهان با تمسّک و توسّل به آن برنامه های زندگی فردی و اجتماعی خود تنظیم می کنند و به عنوان منشوری که وحدت آفرین و راهنمای بشر به سوی هدف و راه واحدی است قلمداد می شود.

کلامی رحمانی

«وَاعتَصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» کلامی رحمانی است که بر ضرورت حفظ وحدت و هم اندیشی مسلمین در امور تأکید می ورزد و همه نگاهها را متوجه یک نقطه می داند و آن توحید است.

پیوند برادران مسلمان

هفته وحدت، سرآغاز پیوند برادران مسلمان و تجلّی حضور یکپارچه مسلمین در عرصه های مختلف همکاریهای اجتماعی است؛ حفظ شعائر و پایبندی به دستورات و سفارشات مؤکد این دین آسمانی محور رشد و تعالی و آسایش اجتماعی مسلمین خواهد شد.

اصول مشترک

فرهنگ وحدت طلبی و مشارکت خواهی، زمینه ساز تقویت مسلمانان و اعتلا و سربلندی آنان در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه است. پس در تحکیم وحدت و تکیه بر مبانی اصولی و مشترک این دین الهی بکوشیم.

منادی رستگاری

پیامبر گرامی اسلام، که منادی رستگاری و پیروزی بود، با وحدت آفرینی توانست قوای از هم گسسته مردم را جمع کند و با تقویت قوای لشکر اسلام، به مقابله با شرک و کفر و بی عدالتی ها بپردازد.

 

 

 

غزال خوش صدا توئی ، راسخون

شیرین تر از عسل توئی ، راسخون

بین تموم سایتهای اینترنت

 نگین بی بدل توئی ، راسخون

چهارشنبه 17 دی 1393  8:14 AM
تشکرات از این پست
alirezaHmzezadh ria1365
دسترسی سریع به انجمن ها