0

غزل شماره ۴۷۹: صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی

 
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35462
محل سکونت : گیلان

غزل شماره ۴۷۹: صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی
پنج شنبه 13 شهریور 1393  10:46 AM

صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی

برگ صبوح ساز و بده جام یک منی

در بحر مایی و منی افتاده‌ام بیار

می تا خلاص بخشدم از مایی و منی

خون پیاله خور که حلال است خون او

در کار یار باش که کاریست کردنی

ساقی به دست باش که غم در کمین ماست

مطرب نگاه دار همین ره که می‌زنی

می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت

خوش بگذران و بشنو از این پیر منحنی

ساقی به بی‌نیازی رندان که می بده

تا بشنوی ز صوت مغنی هوالغنی

 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها