پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻
دوشنبه 24 بهمن 1401 9:49 PM
«داستان مزایده یک نماد بورسی»
ملانصرالدین رفت بچه اش بفروشه زنش گفت ملا راست راستی میخوای بچه مون بفروشی.
ملا گفت ناراحت نباش یه قیمتی میذارم روش تا هیچکی نتونه بخره.
حکایت دی امروز همین شده. املاک با پول ما خریداری شد.حالا برای فروشش یه قیمتی میذارن که کسی نتونه بخره