پاسخ به: هفته پانزدهم:( ذوالکفل " ترک صفت رذیله عیب جویی ").
شنبه 23 آذر 1392 9:55 PM
بعضی از افراد ذاتاً عیب جو هستند . اصلاً علاقه داره ، تو یه جمعی که نشسته از بقیه عیب جویی کنه . مثلاً وارد این جلسه شده یه گوشه می شینه ، جلسه ششصد تا محاسن داره . یه دونه هم عیب داره ، نه ! بیست تا هم عیب داره ، وقتی که می ره بیرون فقط همین بیست تا رو می بینه ، بعد هم علاقة خاصی داره که این بیست تا رو همه جا بگه . به این آدم می گن عیب جو .
با بنده رفیقه ، مثلاً من پنج تا خوبی دارم ، پنج تا هم بدی ، فقط همین پنج تا بدی رو می بینه و همه جا هم می ره
می گه ، به این می گن عیب جو . حالا کار نداریم که مرحلة بعدی عیب جویی غیبت و تهمت هست . بحث این جلسه فقط عیب جویی هست . می خوایم بدونیم نظر معصومین (ع) نسبت به چنین شخصی چیه ؟ و عیب جویی چه آثار سوئی داره و چطوری رفع می شه ؟ اما آثار سوء عیب جویی :
1 ـ می فرمایند : از دست دادن دوستان . شخصی که عیب جو هست ، دوستانش رو از دست می ده . به هر حال هر کسی احتیاج به دوست و رفیق داره ، اما کسی که چنین صفت بدی داره ، دوستانش بعد از مدتی متوجه می شن که این آدم کارش اینه که عیبهای بقیه رو ببینه و بره بگه ، لذا از چنین شخصی فراری هستند و دوستانش رو از دست می ده . مگه آدم مریضه با یه کسی راه بره که دائم بگرده عیب هاش رو پیدا کنه و فردا هم بره این ور و اون ور بگه ؟! خُب ، هر کسی باشه می ترسه چون همه به هر حال عیب دارن . هر کسی می ترسه .
بعضی از شغل ها هستن که آدم باید ازشون بترسه ، مثلاً می گن : پاسبان هر سبیلویی رو دزد می پندارد ! هر آدم سبیل کلفتی رو که می بینه فکر می کنه دزده . بعضی ها اینطوری اند ، یارو اصلاً تو اداره آگاهی داره کار می کنه ، آقا فکر میکنه همة عالم دزدند ! چرا ؟ چون اینقدر در این شغل پیش رفته و در این شغل غرق شده که دیدش نسبت به جامعه و مردم ، همون دید مأمور آگاهی می شه . بعضی ها شغلشون اینطوری بهشون القا کرده اما بعضی ها ذاتاً این تیپی هستند و شغلشون هم هرچی می خواد باشه .
2 ـ یکی دیگه از آثار عیب جویی تهییج کینه هاست : یعنی چی ؟ مثلاً بنده با آقای الف رفیقم ، دائماً در این عیب
می بینم ، همین جور تو فکرم ، فکر نمی کنم که این صد تا حسن هم داره ، چون فقط و فقط عیب رو می بینم . این
عیب ها رو روی هم جمع می کنم . عیب اول ، عیب دوم ، عیب سوم ، از عیب ششم و هفتم ، به بعد دیگه من از این بدم می یاد . عیب بیستم رو که می بینم این بد اومدن تبدیل به کینه می شه .
اصلاً می بینی انسان عیب جو ، هیچ کس رو در جامعه قبول نداره . وقتی می گی : فلانی ! می گه : آقا ! این رو ولش کن ! فلان عیب رو داره . اسم یکی دیگه رو می یاری . می گه : آقا ! این ؟! این اینطوریه . آخرش به مرحله انزوا می رسه . توی یه بن بست انزوا گیر می کنه و هیچ یاری نداره . نه کسی دوستش داره و قبولش داره ، نه اون کسی رو دوست داره و قبول داره . پس این عیب جویی نه تنها دوستان رو از انسان فراری می ده بلکه انسان رو هم از دوستان فراری می ده ، چون در دل انسان دائماً کینه حاکمه و با این کینه آدم نمی تونه رفیق بگیره .
3 ـ رسوایی : رسوایی دنیا و آخرت . خداوند تبارک و تعالی وعده داده ، یعنی در حقیقت وعید داده ، گفته : کسی که عیب مردم رو بگرده و پیدا کنه و بعد این عیب ها رو در جامعه نشر بده و آبروی مردم رو ببره ، منِه خدا تعهد می کنم در دنیا یک و در آخرت دو ، در هر دو جا عیب هاش رو باز کنم ، پخش کنم و رسواش کنم !
با این وعیدی که خداوند داده ، یعنی به هر نحو ، انسان داره ضرر می کنه ، خُب آقا مگه این کار خوبیه ؟ واقعاً در خودمون مرور کنیم ، ببینیم عیب جوییم یا نه ؟
آیا یه لیوان آب نصفه که به ما نشون می دن ، نصفة پر رو می بینیم یا نصفة خالی رو ؟ اگر نصفة خالی رو می بینیم ، عیب جوییم و اگر نصفه پر رو می بینیم ، انسان مؤمنی هستیم و ایمان داریم .
معمولاً هم اینطوریه که کلاً مردم کاری به این کارها ندارن یعنی عیب جویی یه صفت نادره ، یه صفت منفیه نادر . خُب حالا وقتی به این قضیه پی بردیم که دوستانمون رو از دست می دیم و دوست پیدا نمی کنیم و خداوند در دنیا و آخرت رسوامون می کنه . ما چه جوری با این قضیه مبارزه کنیم ؟
دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر
کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست