اشتغال زنان در دنیا
پنج شنبه 13 تیر 1392 10:27 AM
زنان اولين افراد خانه هستند كه صبح قبل از همه كار را شروع ميكنند و آخرين فرد هستند كه دست از كار ميكشند. همچنين زنان از گذشته تا حال و از سنين كم چه در شهرها و چه در روستاها همواره به كار اشتغال داشتهاند؛ بنابراين در بسياري از جوامع كار زنان كم ارزش تلقي شده و يا در بسياري از موارد ثبت نميشود.
امروز تجديدنظر در مفاهيم اشتغال و بيكاري و خانهدار بودن يكي از مسائل مهم و اساسي است.
انسان به طور طبيعي، گرايش به رشد و تكامل دارد و اصليترين تفاوت او با ديگر موجودات داشتن تفكر و خلاقيت است و براساس تفكر علمي، روشهاي نوين و شيوههاي جديدي در زندگي و محيط مادي اطراف خويش ميآفريند. در نتيجه پويا بودن، آفريدن و خلق كردن و حركت به سوي تكامل جزو ذاتي انسان است.
پديده اشتغال و كار از ابتداي زندگي اجتماعي بشر مورد توجه بوده است و اشتغال زنان همراه با مردان در مزارع و در خانه، امري عادي تلقي ميشده و ازآن جا كه زنان در حدود نيمي از جمعيت جهان را تشكيل ميدهند، نقش آنان عمدتاً در برنامههاي ملي و بينالمللي در مورد نحوه برخورد با مقاطع مختلف زندگي و توسعه سرمايهگذاري در مناطق در حال پيشرفت مهمتري است، كه متأسفانه ناديده گرفته شده است.
به طور كلي بررسي وضعيت زنان در جهان و به ويژه كشورهاي جهان سوم، اهميت موضوع را بيشتر ميكند. زنان اين نيروي عظيم كه انواع مختلف كارها را چه به طور رسمي و چه غيررسمي انجام ميدهند، چنانچه به استعداد بالقوه آنان توجه شود يكي از منابع سرمايهگذاري براي كشورهاي در حال توسعه خواهند بود. اشارهاي كوتاه به وضعيت اشتغال زنان در دوجنگ جهاني شايد ابعاد قضيه را روشنتر كند.
تعداد زناني كه صرفاً خانهدار بودند در اروپا به اوج رسيد. اگر چه براي زنهاي مجرد اشتغال در مشاغل مزدي عادي بود، اكثريت عمدهاي از زنان متأهل در آن زمان، كار نميكردند.
در هر دوجنگ مذكور زنها به اشتغال دعوت شدند تا جاي مردان را كه به نيروهاي مسلح پيوسته بودند پر كنند. بعد ازجنگ جهاني اول، مردان دوباره جاي زنان را گرفتند، ولي پس ازجنگ جهاني دوم اين جايگزيني چندان دقيق صورت نگرفت. رشد اشتغال زنان از آن زمان با گسترش مشاغل خدماتي ارتباط نزديكي داشته است.
در سطح و محدوده يك خانواده زن نقشهاي خانوادگي را انجام ميدهد و در كسب درآمد و رفاه خانواده سهمي را به عهده دارد، زماني را صرف آموزش كرده تا امكان رشد و ارتقا پيدا كند.
چنانچه ترك شغل نمايد تمام سرمايهگذاري كه در اين راه نموده از بين ميرود و خانواده با نقصان درآمد، دچار شرايط سختتري ميگردد، در حالي كه با ورود فرزند مخارج خانواده افزايش هم مييابد.
بنابراين به نظر ميرسد ترك شغل به واسطه تعدد نقشهاي زنان آثار نامطلوبي را در سطح جامعه ميگذارد كه نتايج آن مناسب توسعه اقتصادي و اجتماعي جامعه بود. به طور كلي براي اشتغال زنان امكان دخالت چندين نياز به صورت تركيبي وجود دارد.
آنان ضمن داشتن انگيزههاي اقتصادي و ايمني ميتوانند به نيازهاي احترام و تعلق توجه داشته باشند. همچنين در اين مسير بر اساس نياز خودشكوفايي، استعدادهاي بالقوه خود را به فعل در آورده و نيازهاي بعدي را هم ارضا نمايند.
به طور كلي زنان به دلايلي چند اشتياق بيشتري به كار كردن نشان دادهاند؛ عوامل اقتصادي معمولاً مهمترين است. زنان براي جبران كمبود درآمد خانواده و بالا بردن قدرت خريد خانواده، براي كسب نوعي آزادي فردي و استقلال و يا به عنوان ايمني براي آينده خود يا خانوادهشان يا حضور فعال در اجتماع كار ميكنند.
زنان به طور كلي فعاليتهاي مختلفي را در خارج از خانه دارند. چنانچه كار را در معناي معمول آن هر نوع اشتغالي كه پاداش مالي بر آن مترتب باشد، بدانيم بسياري از فعاليتهاي زنان در اين مقوله نميگنجد، زيرا پاداش مالي ندارد.
به طور كلي اگر كنش افراد را به صورت يك نظام در نظر بگيريم، رويكرد زنان به اشتغال خارج از خانه، تحت تأثير نظامهاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و نظام شخصيتي آنان است.
زنان به واسطه نقشهاي محول خود انتظاراتي را بايد پاسخگو باشند كه از طريق جامعهپذيري در خانواده و مدرسه فرا گرفتهاند. زنان با اهداف جامعه مبني بر نياز به كار و فعاليت توليدي در كارخانهها و كارگاهها و مؤسسات آشنا شده و با انگيزههاي مختلف وارد چرخه كار ميشوند.
تقسيم كار لازمه يك جامعه رشد يافته است كه براساس استعدادها و توانمنديهاي افراد به وجود آمده است و ممكن است بر حسب شرايط فيزيولوژيكي و سني افراد فرق كند.
به هر حال موانع متعدد اجتماعي در اشتغال زنان وجود دارد كه بعضي از آنها مطرح شد؛ شايد موارد بيشماري نيز وجود داشته باشد كه با شدت تأثير كمتر و بيشتر روي اشتغال زنان مؤثر باشد.
تركيب اين موانع با موانع اقتصادي، فرهنگي، بيولوژيكي شرايط خاصي را براي زنان ايجاد نموده است
منبع:عاشورا