تعريفات قرآني نوعي ناشناخته از علوم قرآني
پنج شنبه 13 مهر 1391 4:36 PM
|
تعريفات قرآني نوعي ناشناخته از علوم قرآني
سيد محمدرضا ابن الرسول
دامنه معارف قرآن كريم, به قدرى گسترده است و راه هاى ناپيموده و بى پايان دارد كه هرچه بيشتر مى نوردى كمتر احساس تكرار و ملال مى كنى; و افق دانش هاى اين نامه آسمانى به اندازه اى بى كران است كه هر بار چشم مى دوزى با چشم اندازى چشم نوازتر, رو به رو مى شوى.
تبيين بحث
با مطالعه آيات قرآن, به نظر مى رسد قرآن در مواضعى در مقام تعريف و بيان يك موضوع برآمده است. اين موضوعاتِ تعريف شده, يا از جمله پديده هاى طبيعى اند و يا آن كه از گروه نهاده هاى زبانى محسوب مى شوند.
انواع معرَّف ها در قرآن
آشنايان با زبان عربى, با مقايسه مفاهيمِ واژگان به كار رفته در قرآن با معانيِ همان واژگان در زبان مردمِ آن دوران در مى يابند كه بسيارى از اين كلمات, در معانى لغوى خود به كار نرفته, بلكه گويى لباس نوى از معنى بر تن كرده و مفاهيم تازه اى را نمايانده است; به گونه اى كه اين واژگان به تدريج در جامعه مخاطب قرآن, معانيِ اصلى خود را از دست داده و گويى در معانى جديد خود, به حقيقتِ ديگرى مبدّل شده اند. البته سخن در چند و چون و نشو و نماى اين دسته از كلمات ـ كه اكنون آنها را اصطلاحاتِ دينى مى نامند ـ سخن تازه اى نيست و ما نيز تحقيق مطلب را به محل خود وامى گذاريم;10 اكنون مى گوييم قرآن شمار قابل توجهى از اين اصطلاحات را خود تبيين و تعريف كرده است و اين همان مدعايى است كه مقاله حاضر, بدان نظر دارد.
شيوه هاى (تعريف) در قرآن
به هنگام كاوش و استخراج هر مورد از تعريفات قرآنى, احراز اين نكته لازم است كه قرآن در آن مورد, در مقام تعريف و تبيين برآمده است.
پيشينه پژوهش و مطالعات مقدماتى لازم
تا آنجا كه نگارنده اطلاع يافته است, اين موضوع تاكنون به طور جداگانه, مورد نظر نبوده و در آن كاوشى صورت نگرفته است. البته در كتابهاى مربوط به واژگان قرآن و برخى تفاسير ـ كه از شيوه تفسير قرآن به قرآن استفاده كرده اند ـ گاهى در مقام بيانِ واژه ها و مصطلحات خاص قرآنى از خود آيات بهره جسته اند, ولى نگاه آنان به اين امر, يك نگاه آلى و ابزارى بوده است.
بايستگى, اهداف, نتايج و كاربردهاى اين پژوهش
ضرورت اين تحقيق به ضرورت گسترش دانش ـ آن هم در حوزه قرآن و حديث ـ باز مى گردد; اينكه اصطلاحات دينى و يا برخى پديده ها و نهاده هاى ديگر, از نگاه قرآن چگونه تعريف مى شوند, گام نخست هرگونه پژوهش در علوم و معارف الهى است.
پی نوشتها:
1.قطب الدين شيرازى (در درّة التاج لغرة الدباج, تصحيح شده سيد محمد مشكوة, انتشارات حكمت, 1365 ش, 167), دانش هاى قرآنى را دوازده گونه, و بدرالدين زركشى (در البرهان فى علوم القرآن, تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم, قاهره, دار الكتب العربية, 1376ق, 1/9ـ12) آنها را چهل و هفت نوع دانسته است, همو به نقل از فقيهى به نام ابن العربى, شمار علوم قرآن را تنها در محدوده كلمات, به 309800 علم رسانده است; نگاه كنيد به: البرهان, 1/16. 2. جلال الدين سيوطى, علوم قرآن را هشتادگونه بر شمرده است; به مقدمه (الاتقان) مراجعه شود. 3.بدرالدين زركشى در البرهان 1/9, عبارتى آورده كه ترجمه آن چنين است: (از آنجا كه علوم قرآن در حصر نيايد و معانيِ آن قابل استقصا نيست, بايد به قدر ممكن بدان اهتمام ورزيد). 4. براى توضيح بيشتر, نگاه كنيد به: علوم القرآن عند المفسرين, مركز الثقافة و المعارف القرآنية, قم, مكتب الاعلام الاسلامى, 1374ش, 1/9. 5. حضرت استاد آيت الله معرفت, بنا به اظهار نظر شفاهى ايشان دركتابى كه به تازگى به دست نشر سپرده شده رأيِ خود را در اين باره آورده است, جناب مهدوى راد نيز يك بار به كوشش هاى خود و برخى صاحبنظرانِ معاصر در مورد ملاك تفكيك علوم قرآنى اشاراتى داشته است; نيز نگاه كنيد به: علوم قرآن و فهرست منابع, طالقانى, عبدالوهاب, قم, دارالقرآن الكريم, 1361ش, 45 ـ 60. 6. معانى و تفسير آيات, تخصيصاً يا تخصّصاً از دايره علوم قرآنى خارج است; نگاه كنيد به علوم القرآن عند المفسرين, 1/9 ـ 10. 7. مقصود از علوم قرآنى در اين مقال, علومى است كه از قرآن استخراج مى شود و از بررسى آيات به دست مى آيد و در اصطلاح (علوم فى القرآن) ناميده مى شود. 8. نگارنده در اينجا در مقام تعريف علوم قرآنى نيست, از اين رو قيودى همچون (نگاه افكندن از بيرون به قرآن) و (مقدم بودن بر تفسير) كه برخى براى تعريف علوم قرآن ذكر كرده اند, نيز قابل توجه است; نگاه كنيد به: علوم القرآن عند المفسرين, 1/9. 9. .Proposal 10. در دانش گرانمايه (اصول فقه), مباحث گسترده اى دراين باره با عنوان (حقيقت شرعيه) مطرح است; ناگفته نماند در اصل وجود الفاظى با معانى غيرلغوى خود ـ يعنى معانى شرعى ـ ظاهراً اختلافى نيست, اما اينكه اين الفاظ در عصر نبوت به حقيقت تبديل شده اند ـ تا آنها را حقيقت شرعيه بناميم ـ و يا پس از آن عصر, حكم حقيقت را يافته اند ـ كه آنها را حقيقت متشرعه بدانيم ـ مورد اختلاف است. نيز آن كه اين فرايند, با وضع تعيينى يا تعيّنى صورت پذيرفته, محل بحث است, البته مقصود ما دراين مقال, چيزى فراتر از حقيقت شرعيه يا متشرعه است وهمه معانى جديد واژگان قرآن ـ و نه تنها معانى شرعى و فقهى آن ـ را در بر مى گيرد كه ظاهراً تعيينى بودنِ وضع در برخى موارد, مشهود است. 11. به عنوان نمونه به اين كلام اميرمؤمنان(ع) توجه فرماييد: (الزهد كلّه بين كلمتين من القرآن, قال الله سبحانه: (لكيلا تأسوا على ما فاتكم و لاتفرحوا بماآتاكم) و من لم يأس على الماضى و لم يفرح بالآتى فقد أخذ الزهد بطرفيه). نگاه كنيد به: نهج البلاغه, نسخه همراه با معجم المفهرس, حكمت439. 12. در اينجا براى مواردى كه مى توان با استفاده از فهرست هاى واژگان قرآن به نمونه هاى آن دست يافت, مثالى ذكر نشده است. 13. مثل آيه 5 سوره فاتحه, در تعريف (الصراط المستقيم). 14. مثل آيات 8 و 16 سوره بقره, به ترتيب در تعريف (مؤمنين) و (مهتدين). 15. همانند آيه 3 سوره بقره, و آيه 31 سوره نحل, و آيه 49 سوره انبياء, در تعريف (المتقين), و آيه هاى 27 و 46 سوره بقره, و آيه 19 سوره هود, و آيه 20 سوره رعد, و آيه 35 سوره حج, به ترتيب در تعريف (الفاسقون), (الخاشعون), (الظالمين), (اولوالالباب) و (المخبتين). 16. همچون آيات 159 و 161 سوره بقره, در تعريف ملعونان. 17. مانند آيه 98 سوره بقره, در تعريف (الكافرين), و آيه 56 سوره مائده در تعريف (حزب الله). 18. مانند آيه 55 انفال, در تعريف (شرّ الدوابّ) و نيز بسيارى از جمله هاى اسميه كه مبتداى آنها اسم اشاره است; به عنوان نمونه نگاه كنيد به: سوره يوسف/40, سوره زمر/34 و سوره تغابن /9. 19. مانند آيات 5, 12, 13 , 27, 121 و 177 سوره بقره, به ترتيب در تعريف (المفلحون), (المفسدون), (السفهاء), (الخاسرون) و (المتقون). نيز بيشتر قالب هاى (اولئك هم) و (ذلك هو). 20. مانند آيه هاى 177 و 189 سوره بقره, در تعريف (برّ). 21. مانند آيه 55 سوره مائده, آيه سوره انفال, به ترتيب در تعريف (وليّ) و (المؤمنون). 22.مدعاى تحقيق پيشنهادى, گزاره مورد پرسش در اين سؤال اصلى است كه آيا مى توان گونه اى جديد از علوم قرآنى را با عنوان (تعريفات قرآنى) شناسايى كرد؟ 23. فرضيه هاى اين تحقيق را مى توان در موارد زير, خلاصه كرد: الف. در قرآن واژه هايى وجود دارد كه اين واژگان با معانى مورد نظر قرآن, پيش از اين در زبان و فرهنگ عرب كاربرد نداشته است. ب.قرآن, گاه خود به تعريف اين دسته الفاظ ـ يا به تعبير گوياتر, اصطلاحات ـ پرداخته و گاه از ديگر پديده هاى معهود در ميان مخاطبانش نيز, تعريف جديدى عرضه كرده است. ج. از قرآن عباراتى قابل استخراج است كه مى توان از آنها به عنوان گزاره هاى خبرى در تعريف اصطلاحات دينى بهره جست. |