پاسخ به:مجموعه سخنراني هاي امام خميني (ره)
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 2:12 AM
بيانات امام خمينى در جمع رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت
آن چيزى كه براى همه ما لازم است، اين است كه مردم را در صحنه نگاه داريم
بسم الله الرحمن الرحيم
اولاً تبريك عرض مىكنم اين دولت جديد را و اميدوارم كه مؤفق بشويد به اين كه قدمتان مبارك باشد براى اين كشور. مطالب يك چيزهايى است كه همه مىدانيد و تذكر است، والاً خوب! همه اطلاع داريد كه آن چيزى كه براى همه ما لازم است، اين است كه ما در فكر اين باشيم كه مردم را در صحنه نگاه داريم و اين يك سرش بسته به دولت است و رئيس جمهور است و مجلس، يك سرش هم مربوط به خود مردم. اگر اين طرف را شما نگه داريد، ما از ملتمان مطمئن هستيم كه به حسب غالب و اكثريت، آن طرف را حفظ مىكنند. اين طرف بايد بنا بگذارد بر اين كه با هم مثل يك دست باشند و اين كارى را كه انجام دهند، همه با هم همصدا باشند. اگر بنا باشد در يك دولتى، يك وزارتخانهاى بخواهد مخالفت بكند در يك امرى، اين كار پيش نمىرود. حالا در يك ممالكى كه آسوده هستند، كارى ندارند اگر در دنيا باشد يا يك رژيمى باشد كه اين طور نباشد كه مخالفى داشته باشند، آن جا خيلى صدمه نمىخورند. اما در يك رژيمى كه مىدانيد همه مخالف شما هستند و دنبال اينند كه يك چيزى را درست بكنند و منتشر بكنند و هرچه مىخواهند بگويند و هر كارى هم بخواهند بكنند، در يك همچو وضعى كه الان ما مبتلا به آن هستيم و شما مبتلاى به آن هستيد، عقل و انصاف اقتضا مىكند كه ما ديگر در بين مان چيزى نباشد. وقتى همه با ما مخالفند، ما بر فرض اين كه در بين خودمان هم فرضاً يك اختلاف نظرى باشد، با هم باشيم در دفع او.
اين گفته مىشود كه در وضع ايلاتى كه ايلات بزرگ ايران بودند آن وقت، اينها با هم مخالف بودند، يك دستهشان از آن ور مىكشيد، جنگ هم با هم شايد داشتند، لكن اگر يك كسى به يك دستهاى حمله مىكرد، همه با هم او را دفع كردند. خوب! اين مقتضاى عقل است كه انسان، كسى كه بخواهد به تيرههاى او حمله بكند، او را دفعش بكند، خودش هم اگر اختلاف دارد بعد حساب خودشان را صاف بكنند. ما الان در يك همچو قضيهاى واقع هستيم كه همه كشورها به استثناى خيلى كم با ما مخالفند، بعضى اظهار مخالفت هم مىكنند و عمل هم مىكنند و بعضى هم در واقع مخالفند وليكن اظهارش را هم شايد نكنند. در داخل هم كه مىبينيد كه باز شياطين موجودند براى اين كه اختلاف بيندازند، براى اين كه يك كارى انجام بدهند. بحمدالله الان ساكت شده است به حسب غالب اين
مسائل، اما هست باز و عقل اقتضا مىكند كه ديگر ما آنهايى كه متعهد هستند به اسلام و متعهد هستند به جمهورى اسلامى و مىخواهند در زير بار ابرقدرتها ديگر نباشند، اينها ديگر با هم باشند. يك همچو عمل بزرگى كه بيرون رفتن از زير تعهد يك قدرتهاى بزرگ، يك همچو عمل بزرگى نمىشود، الا اين كه يك ملت و دولت و همه با هم باشند. اگر نباشند، ممكن نيست يك همچو مطلبى. تا حالا هم هر چه انجام گرفته در سايه همين اتحاد بوده است، اگر يك اختلافى بوده جزيى بوده و بايد كوشش كنيد كه حتى آن اختلاف جزيى هم نباشد، يعنى جورى عمل بكنيد كه مردم از شما انتزاع اين را بكنند كه شما خواهيد خدمت بكنيد.
بايد ما از مرحله لفظ و شعار بيرون برويم و به مرحله عمل برسيم
وقتى مردم ديدند كه شما در صدد خدمت به آنها هستيد، طبيعى است كه آنها هم كمك به شما مىكنند و اين به اين است كه همه وزارتخانهها، هركسى كه متصدى يك وزارتخانه است، وزارتخانه خودش را بنابراين بگذارد كه اصلاح كند به نفع مردم، به جورى كه مردم وقتى كه در آن وزارتخانه وارد مىشوند با رضايت خاطر، با اطمينان خاطر بيرون بيايند. اگر اين طور بشود، بلااشكال مردم حاضرند. مردم، مردم خوبى هستند. ما از مردم تشكر بايد بكنيم، ما همه مرهون آنها هستيم. عمده اين است كه ما هم بتوانيم خدمت متقابل بكنيم و بايد ما از مرحله لفظ و شعار بيرون برويم و به مرحله عمل برسيم، يعنى هر وزيرى در وزارتخانه خودش واقعاً بين خودش و خدا، خودش را موظف بداند به اين كه آن پرسنل آن جا را، هركس در تحت نظر او هست، آنها را بسيج كند به اين كه با مردم رفتار خوب بكنند و با مردم رفتار سالم داشته باشند. و همين طور شركت دادن مردم را در امور، اين را كراراً گفتم، شما هم خودتان گفتيد كه يك كشورى را كه بخواهيد اداره بكنيد، يك دولت تا شركت مردم نباشد نمىشود اداره صحيح بشود. وقتى بنا شد كه مردم شركت كردند در كارها، شما شركت داديد مردم را، آنهايى كه الان خدمت مىكنند و سابق هم خدمت كردند به شما، به ما، به همه، به اسلام و شما را رساندند به اين جا، آنها را كنار نگذاريد، رد نكنيد، آنها را وارد كنيد در كار. وقتى وارد كرديد در كار و آنها ديدند كه شما مىخواهيد همكارى كنيد با آنها، آنها هم همكارى مىكنند با شما و بىهمكارى امثال بازار كارگرها نمىدانم زارعين، بدون اين قشرهاى مختلفى كه هستند كار از پيش نمىرود، بايد آنها هم وارد باشند در كار و كمك كنند، كارهايى كه آنها مىتوانند انجام بدهند، انجام بدهند، مثلاً، بازرگانانى كه مىتوانند كارهاى، بازرگانان متعهد، نه هرچيز، آنهايى كه در صدد اينند كه براى كشور خدمت بكنند، آنها را دستشان را باز بگذاريد خدمت بكنند و دنبال اين نباشيد كه هى هر چيزى را دولتىاش كنيد. نه، دولتى در يك حدودى است، آن حدودى كه معلوم است، قانون هم معين كرده وليكن مردم را شركت بدهيد، بازار را شركت بدهيد، در كارخانهها خيلى نظارت بكنيد به اين كه هيچ اجحافى به كارگرها در آن جا نشود. كارمندان خودتان را، همه اينها را وقتى كه با هم بكنيد و محبت ببينند از شما، عمده اين است كه روح محبت از شما ببينند، وقتى ديدند شما محبت به آنها داريد، آنها
هم به شما محبت پيدا مىكنند، يك امر طبيعى است اين معنا. و من اميدوارم كه اين امر متحقق بشود و ما شاهد اين باشيم كه بعد از يك چند ماهى رضايت همه قشرها را به دست آورده باشيد. و من از خداى تبارك و تعالى مىخواهم كه همان طورى كه شما مىخواهيد خدمت بكنيد، مردم هم همه به شما خدمت بكنند. و مخصوصاً من از روحانيون همه كشور مىخواهم كه در يك همچو موقعى كمك كنند به دولت و كمك كنند به آرمانهاى اسلام. اگر بخواهند يك وقت خداى نخواسته آنها هم در آن جا يك كارهايى بكنند، كه نمىكنند انشاءالله، وليكن اگر يك وقتى جورى بشود كه شكست بشود براى دولت، شكست بشود براى عرض بكنم كه مجلس، امثال اينها، اين يك امرى است كه خوب! خودمان را با دست خودمان مىخواهيم فدا كنيم و بايد عقلمان را باز كنيم به اين كه ما گرفتار به يك چنگال يك ديوهايى هستيم كه بايد خودمان، خودمان را نجات بدهيم. ننشينيم به اين كه ديگرى بشود، ديگرى هم ما نداريم، ما خودمانيم، ما الان ديگرى نداريم كه او بيايد ما را نجات بدهد، ما خودمان بايد خودمان را نجات بدهيم و اين بسته به دست شماهاست و بسته به دست علماى اسلام است و بسته به دست مجلس است و اينها. و از مجلس هم من بايد تشكر كنم به اين كه زود مسأله را انجام دادند، به طورى كه ديگر تزلزلى در كار نباشد و آنها هم مورد تشكر ما هستند.
عمده اين است كه ما آن دنيا آبرو داشته باشيم
و شما هم انشاء الله خدمتگزار همه هستيد و همه ما خدمتگزار ملت هستيم. و خدا را در همه امور شما حاضر بدانيد، مهم آن معناست، ما از اين جا خواهيم رفت، هيچ شكى نيست، من زودتر و شما هم بعدا مىآييد، اين مسألهاى نيست، بلااشكال است مسأله. بايد فكر اين را بكنيم كه حالا كه رفتيم، آن جا از ما پرسيدند كه شمايى كه رئيس جمهور بوديد براى مردم چه كرديد؟ شمايى كه نخستوزير بوديد چه كرديد؟ شمايى كه وزير بوديد چه كرديد؟ شمايى كه وكيل بوديد چه كرديد؟ ملت را ازشان مىپرسند كه شما براى اسلام چه كرديد؟ عمده اين است كه ما آن جا آبرو داشته باشيم. اگر اين مطلب را درست بكنيم، هم اين جا درست مىشود و هم آن جا درست مىشود. و اگر خداى نخواسته بخواهيم يك تخلفى بكنيم، نه اين جا خيرش را مىبينيم، نه آن جا خيرش رابينيم من از خداى تبارك و تعالى تؤفيق و سعادت و سلامت همه شما را خواستار هستم و از همهتان تشكر مىكنم كه در يك همچو موقعى همه با حسن تفاهم، باخوبى و با صفا مشغول خدمت هستيد.
والسلام عليكم و رحمه الله