0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:15 PM

 2 : نامه فرهنگستان زمستان 1385; 8(4 (پياپي 32)):26-44.
 
مرگ مولف در نظريه هاي ادبي جديد
 
پاينده حسين*
 
 
 

يكي از معضلات نقد ادبي در كشور ما جايگاه تعيين كننده اي است كه در بررسي متن براي مولف قايليم. اكثر مقالات نقد، خواه نقد آثار ادبي معاصر و خواه به ويژه نقد آثار كلاسيك، با اين پيش فرض نوشته مي شوند كه براي فهم معناي اين متون ناگزير بايد با شرح حال مولف آشنا بود، زيرا متن از ذهن نويسنده تراوش كرده است و بدون داشتن اطلاعاتي از قبيل اينكه سابقه خانوادگي مولف چه بوده، در كجا دوره كودكي و نوجواني را سپري كرده، چه مرامي داشته نمي توان معناي آثار او را دريافت. به سخن ديگر، در روش شناسي رايج در مطالعات ادبي در كشور ما، متن هنوز حاشيه اي بر شخصيت نويسنده محسوب مي گردد. به عبارتي، سرچشمه يا خاستگاه معنا شخصيت مولف است نه خود متن. به تبع اين ديدگاه، نقد ادبي هم غالبا تحويل مي شود به بازگويي واقعياتي ظاهرا قطعي و مناقشه ناپذير درباره احوال نويسنده و تلاش براي اثبات اينكه دانستن اين واقعيات چقدر خواندن و فهم متون نوشته شده به قلم آن نويسنده را بر خواننده تسهيل مي كند.
توجه به جايگاه مولف در نظريه و نقد ادبي مسبوق به سابقه اي بسيار طولاني است و قدمت آن به بيش از سه قرن پيش از ميلاد مسيح مي رسد. افلاطون نخستين فيلسوفي بود كه اين توجه را در قالب نظري اي (محاكات) تدوين كرد و در رساله جمهوري به بحث درباره آن پرداخت كه شاعر كيست و شعر گفتنش در حكم انجام دادن چه كاري است. از اين رو، مي توان گفت بيش از دو هزار سال پيش نظريه ادبي با عطف توجه به مولف آغاز شد و، از آن زمان تا به امروز، نظريه پردازان گوناگون در هر نظريه جديدي كه درباره ماهيت و كاركرد ادبيات يا نحوه بررسي متون ادبي مطرح كردند، به نحوي ازانحا، به همين مساله بنيادين پرداختند و ديدگاهي راجع به آن نشان دادند.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها