پاسخ به:مقالات روانشناسی
جمعه 22 اردیبهشت 1391 10:30 AM
6 : مطالعات روان شناختي پاييز 1387; 4(3):115-128. |
خودكارآمدي عمومي و فوبي اجتماعي؛ ارزيابي مدل شناختي اجتماعي بندورا |
مسعودنيا ابراهيم* |
* دانشگاه يزد |
مطالعات سبب شناختي، فوبي اجتماعي را يك واقعيت چند عاملي و نتيجه كنش متقابل عوامل فيزيكي، اجتماعي و روانشناختي تلقي مي كنند. شناخت نقش تمايلات رواني منفي، از جمله خودكارآمدي پايين، يكي از هدفهاي محققان به ويژه در پرتو تئوري شناختي اجتماعي بندورا بوده است. اين مطالعه با هدف ارزيابي سازه خودكارآمدي در تبيين و پيش بيني فوبي اجتماعي انجام شد. تحقيق حاضر با شيوه پيمايشي و مقطعي انجام شد. داده هاي اين مطالعه از 220 نفر از دانشجويان دانشگاه يزد كه با روش نمونه گيري تصادفي، از هفت گروه آموزشي، انتخاب شده بودند، و در آبان 1385 گردآوري شد. سپس، اين پاسخگويان، به پرسشهاي مقياس خودكارآمدي عمومي (GSES) و پرسشنامه فوبي اجتماعي (SPIN) پاسخ دادند. همبستگي معناداري بين خودكارآمدي و فوبي اجتماعي به طور كلي (P<0.001) و نيز بين خودكارآمدي و مولفه هاي ترس از افراد معتبر (P<0.001)، ترس از انتقاد و خجالت (P<0.001) و ترس از صحبت در جمع و با غريبه ها (P<0.001) وجود داشت. تحليل رگرسيون چندگانه سلسله مراتبي نيز نشان داد كه مولفه هاي خودكارآمدي، 20.1 درصد از واريانس فوبي اجتماعي را تبيين كرده است. يافته هاي اين مطالعه اعتبار و توانايي مدل شناختي اجتماعي بندورا را به عنوان يك مدل نظري در تبيين و پيش بيني فوبي اجتماعي دانشجويان نشان داد. سازه خودكارآمدي، به عنوان سازه اصلي در تئوري شناختي اجتماعي بندورا به خوبي توانسته است تغييرات در فوبي اجتماعي دانشجويان را تبيين كند. |
كليد واژه: فوبي اجتماعي، خودكارآمدي |
![]() |
نسخه قابل چاپ |