اگر عروسی سر سفره عقد بگوید «نه»، چکار کنیم؟
اگر عروس یا داماد در مراسم عروسی حاضر نشود یا سر سفره عقد به جای گفتن «بله» بگوید «نه» چه باید کرد؟
به گزارش منیبان؛ شاید دیده یا شنیده باشید که در عروسیها داستانهای عجیب و غریب زیادی رخ میدهد. یکی از آنها این است که وقتی انتظار دارید مراسم عقد به خوبی و خوشی سپری شود، عروس یا داماد در مراسم حاضر نمیشود یا به جای گفتن بله پاسخ منفی میدهد.
شنیدن و تصورش هم شوک بزرگی به آدم وارد میکند چه برسد به تجربه آن. دکتر لیلا بهنام، روانشناس، رواندرمانگر و مشاور خانواده در مورد این شرایط برای تان توضیح میدهد و به شما میگوید که وقتی با چنین شرایطی روبهرو میشوید باید چه کار کنید و اگر چنین اتفاقی برایتان پیش آمد، چطور با این حادثه کنار بیایید.
آیا این اتفاق یک حادثه است؟
با تخفیف ماکارونی قطر 1.2 زر ماکارون ۵۰۰ گرمی رو بخر!
پیشبینیناپذیر بودن یک رویداد میتواند آن اتفاق را تبدیل به یک حادثه کند. وقتی یک حادثه برای یک نفر اتفاق میافتد، طبیعتا یک سلسله ضربات روحی و آسیبهای روانشناختی را تجربه میکند. میزان آسیب روانی و شدت ضربه روحی که فرد به آن دچار میشود، برحسب اینکه این رویداد غیرقابلپیشبینی چه سوژهای بوده باشد و چقدر برای فرد اهمیت داشته باشد، میتواند متفاوت باشد.
رفیق نیمه راه من
هنگامی که دو نفر قرار است با همدیگر ازدواج کنند و جشن و مراسمی رسمی را برپا و از دیگران دعوت میکنند که در مراسم آنها حاضر باشند و در شادیشان شریک شوند اما یکی از آنها در مراسم حاضر نشود یا هنگام خواندن خطبه عقد به جای گفتن «بله» اعلام میکند که حاضر به ازدواج با او نیست، طبیعتا شوک بزرگی به طرف مقابل وارد میشود. ازدواج مقولهای است که برای همه افراد اهمیت زیادی دارد. از این جهت که فرد سرنوشت و آیندهای که در انتظارش است را در گرو آن میبیند. علاوه بر این تعداد زیادی نظارهگر بیرونی وجود دارند که این موضوع را ارزیابی میکنند و طبعا یکسری قضاوتهایی صورت میگیرد که بعضی از آنها برای فرد خوشایند نخواهد بود.
کرم ضد آفتاب رنگی مناسب پوست های خشک، نرمال و حساس Spf50 حجم 50 میل پیکسل
اولین واکنشهای فرد چیست؟
روان انسان به یکسری مکانیسمهای دفاعی مجهز است که وظیفه مراقبت از روان را برعهده دارد. وقتی روان انسان فشار روانی زیادی را متحمل میشود، برای کاهش اضطراب ناشی از تنشها و فشارها از این مکانسیمها استفاده میکند. به دنبال چنین اتفاقهای اضطرابآوری که از سطح تحمل روان خارج است، ناخودآگاه این مکانیسمها به کار گرفته میشود تا فرد حالتی شبیه به مرگ را تجربه نکند.
کارآمدترین مکانیسمی که در این شرایط فرد میتواند با مجهز شدن به آن از روانش مراقبت کند، مکانیسم دفاعی انکار و دلیلتراشی است. اولین واکنشی که فرد از خود نشان میدهد، انکار این مساله است؛ «امکان ندارد او چنین کاری بکند.»، «نه، ممکن نیست این اتفاق افتاده باشد.» بعد از این واکنش فرد به دلیلتراشی میپردازد؛ «حتما اتفاق خیلی حادی برایش افتاده که نیامده»، «شاید تصادف کرده باشد»، «شاید بیماری خاصی داشته» و. . . .
با تخفیف ماکارونی با قطر 1.2 مانا ۷۰۰ گرمی رو بخر!
درواقع فرد برای اینکه استرس و تنش کمتری را تحمل کند، واقعیت را بهگونه دلخواهش تفسیر میکند. اگر تفسیرهای اشتباه ادامه پیدا کند ارتباط فرد با واقعیت قطع میشود و قادر نخواهد بود مساله را بهطور منطقی حل و فصل کند.
چه بر سر او میآید؟
هر فردی براساس عادتهای روانیاش وقایع را بهگونهای تفسیر شناختی میکند. نظریه تحلیل رفتار متقابل حالتهای روان را به سه بخش «کودک»، «بالغ» و «والد» تقسیم کرده است. وضعیت روانی فرد پس از این اتفاق ناگوار براساس اینکه کدامیک از این سه بخش، وجه غالب روان فرد است و زمام امور را به دست میگیرد، میتواند متفاوت باشد.
از آنجایی که حالت «کودک درون» وظیفه تجربه حسهای انسان را دارد، ناخودآگاه بعد از رویدادهای ناخوشایند بخش غالبتر و فعالتر روان بخش «کودک» روان خواهد بود. «والد درون» هم از آنجایی که با باید و نبایدهای زندگی سروکار دارد، هنگامی که با واکنشهای اطرافیان مواجه میشود، شروع به انتقاد کردن کرده و او را سرزنش میکند. بنابراین فرد
بیش از هر منطق و تفکر بالغانهای با مجموعهای از حسهای ناخوشایند و افکار سرزنشگرانه مواجه میشود که کارکردهای فرد را مختل کرده و حالتی فلجگونه را در او ایجاد میکند.
اصلا چرا؟
- ممکن است طرف مقابل در تصمیمگیری یکسری تعارضها و وسواسهای جدی داشته و در لحظه آخر نتوانسته تصمیم نهایی را بگیرد و از ازدواج منصرف میشود.
- شاید این فرد به مهارت قاطعیت مجهز نیست و بهرغم میل باطنی به علت یک معذوریت اخلاقی یا اجتماعی تصمیم به ازدواج با فرد گرفته است.
- ممکن است در زندگی فرد یکسری رازهایی وجود داشته و او نتوانسته آنها را با کسی که قرار است با او ازدواج کند، مطرح کند و نگرانی از فاش شدن رازها در آخرین لحظات او را از ازدواج منصرف کرده باشد.
- غیبت فرد در مراسم رسمی و انصراف او از ازدواج در آخرین لحظات هر علتی هم که داشته باشد، یک رفتار نابالغانه است که از یک شخصیت رشدنیافته میتواند سر بزند. فردی که اجازه میدهد مساله تا جایی ادامه پیدا کند که یک مراسم رسمی برپا شود و بعد از آن از تصمیماش منصرف میشود، طبیعتا مشکلات حاد و اساسی در ساختار شخصیتی و روانیاش دارد. محرز است که او شخصیت ناپختهای دارد که چنین رفتاری از خود بروز میدهد. پس بهطور قطع برای ازدواج و تشکیل زندگی مشترک فرد مناسبی نیست.
چه باید کرد؟
فردی که چنین حادثهای را تجربه کرده به جای انکار، دلیلتراشی و تجربه پیدرپی احساسات ناخوشایند میتواند با خودش بگوید: «اگر من با فردی که چنین ساختار روانی نابالغ و آسیبدیدهای دارد، ازدواج کرده بودم، در طول زندگی مشترک چه حوادث و اتفاقات ناخوشایندی قرار بود در معرض راه من قرار بگیرد؟ چگونه میتوانستم در کنار او صاحب فرزندی شوم و نقشی پدری یا مادری به او بسپارم؟» در این صورت تا حد زیادی از شدت استرس و احساسات ناخوشایند بعد از حادثه تلخ او کاسته میشود.
درست است اگر این ازدواج صورت گرفته بود او چنین حالاتی را تجربه نمیکرد اما قطعا یک عمر زندگی با یک شخصیت نابخرد و رشدنیافته سبب میشد مشکلاتی بیشتر و حادتر را تجربه کند.
فرد بعد از تخلیه هیجانی