جبرئیل از جانب خداوند، لقب «امیرالمؤمنین» را برای علی ابن ابیطالب میآورد و میگوید: خداوند این عنوان را فقط مختص ایشان قرار داده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، متن زیر گفتاری از حجت الاسلام علوی تهرانی در مورد واقعه غدیر است که از نظر می گذرد.
درسال ٨ هجری مکه توسط مسلمین فتح شد و در سال ٩ هجری و با نزول آیه ٢٧ سوره حج، پیامبر برای اولین و آخرین بار برای انجام حج عازم مکه شدند. این سفر، حجة الوداع نام گرفت. پیامبر در این سفر احکام و مناسک حج را به مسلمانان یاد دادند.
مسلمانان از این سفر باخبر شدند و عزم حج کردند. جمعیتی باشکوه و بی نظیر راه مکه را در پیش گرفتند که حدود ١٢٠ هزار نفر نقل شده است.
رسول خدا ٢٥ ذیقعده از مدینه بطرف مکه خارج شدند و ٥ ذیحجه به مکه رسیدند. در این سفر، حضرت زهرا و حسنین علیهم السلام همراه ایشان بودند. امیرالمؤمنین نیز از طرف یمن عازم حج شدند.
پیامبر پس از ورود به مکه، اعمال حج را آغاز نمودند. در روز ٨ ذیحجه آیات سوره انشراح نازل شد و رسالت مهمی به پیامبر ابلاغ شد: «پس هنگامیکه از کار مهم (حج و تعلیم آن) فارغ شدی (علی را به جانشینی خود) نصب کن، و بسوی پروردگارت توجه کن.»
صبح روز ٩ ذیحجه پیامبر عازم عرفات شدند. جبرئیل نازل شد و از جانب خداوند، به پیامبر بشارت داد که در این سفر باید علی بعنوان ولی و وصی معرفی گردد.
جابر می گوید: در عرفات خدمت پیامبر بودیم که دست علی را در دست گرفته و فرمودند: «... یا علی! سعادتمند کسی است که بعد از من تو را اطاعت کند و صاحب اختیاری تو را بپذیرد، و شقی کسی است که بعد از من بر تو عصیان کند و در مقابل تو عَلَم دشمنی برافرازد ...»
در روز ١٣ ذیحجه باز هم جبرئیل نازل میشود. این بار از جانب خداوند، لقب «امیرالمؤمنین» را برای علی ابن ابیطالب میآورد و میگوید: خداوند این عنوان را فقط مختص ایشان قرار داده است. پیامبر همه را در جریان این امر قرار میدهند.
در همان روز، بار دیگر جبرئیل نازل میشود و از طرف خداوند برای پیامبر دستور میآورد: «آنچه از علم و میراث انبیاء و نشانههای پیامبران قبل نزد توست، به وصی و خلیفه بعد از خود تسلیم کن.»
پیامبر به بلال دستور میدهند تا بین مردم اعلام کند که جز افراد ناتوان جسمی، کسی نباید در مکه بماند و همه باید بسوی غدیر خم حرکت کنند. پیامبر بسمت مدینه به راه میافتند. در طول مسیر بطور مکرر و در زمانهای مختلف، زمینه را برای ابلاغ جانشینی حضرت امیر مهیا میکنند. از فضائل علی میگویند، از دشمنان او برائت میجویند و مردم را به مودت با اهل بیت خود و در رأس آن، علی بن ابیطالب دعوت میکنند.
در مسیر کوتاه مکه تا مدینه، منافقین و دشمنان پیامبر و امیرالمؤمنین، فعالیت خود را آغاز میکنند. میدانند که در غدیر خبر مهمی اعلام خواهد شد. پیامبر نگران جان خاندان نبوت است که مبادا اتفاقی بیافتد. برای دلگرمی پیامبر و سرزنش منافقان، آیات ١٢ تا ٢٤ سوره هود نازل میشود:
این آیه نمونهای است که عمق غربت پیامبر اکرم در میان امت را بیان میکند: «شاید (ابلاغ) بعض آیاتی را که به تو وحی میشود، (بخاطر عدم پذیرش آنها) ترک کنی (و به تأخیر اندازی)؛ و سینهات از این جهت تنگ (و ناراحت) شود که میگویند: «چرا گنجی بر او نازل نشده؟! و یا چرا فرشتهای همراه او نیامده است؟!» (ابلاغ کن، و نگران و ناراحت مباش! چرا که) تو فقط بیم دهندهای؛ و خداوند، نگهبان و ناظر بر همه چیز است (و به حساب آنان میرسد)» [هود/١٢]
پیامبر بعد از نزول این سوره فرمودند: «سوره هود مرا پیر کرد» چون به پیامبر و یارانش امر شد که در انجام فرمان خدا استقامت کنند.
شب ١٨ ذیحجه فرا میرسد. جبرئیل نازل میشود و رسالت پیامبر را ابلاغ میکند: «ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده (ولایت و رهبری علی بن ابیطالب) را ابلاغ کن، و اگر نکنی رسالت او را انجام ندادهای، خداوند تو را از (فتنه و آسیب) مردم نگاه میدارد، و خداوند جمعیّت کافران را هدایت نمیکند.» [مائده/٦٧]
٤ نکته مهم در آیه:
١. پیامبر بارها (چه در این سفر و چه قبل از آن) به امامت و جانشینی امیرالمؤمنین اشاره کرده بودند. اکنون نوبت ابلاغ رسمی است.
٢. خداوند ضمانت داده که حافظ جان پیامبر باشد. حضرت دیگر نگران فتنه و آشوب منافقین نیستند.
٣. اگر پیام غدیر ابلاغ نشود، رسالت پیامبر در طول ٢٣ سال انجام نشده است.
٤. آنانکه پیام غدیر را باور ندارند، هدایت نمیشوند.
پیامبر، علی را در جریان نزول آیه قرار میدهند. نماز صبح خوانده میشود و کاروان با سرعت بیشتری بسمت غدیر خم حرکت میکند.
بعضی از منافقین جلوتر از همه در حرکت هستند. هدفشان این است که قافله را دنبال خود بکشانند. وقتی جمعیت از غدیر عبور کند، بازگرداندن شتران با بار کار سادهای نیست و عملا برنامه پیامبر منتفی خواهد شد. مأمورانی از جانب حضرت میروند و آنها را بازمیگردانند. به بقیه هم دستور میدهند توقف کنند تا همه به غدیرخم برسند.
پیامبر به ایراد خطبه غدیر میپردازند. این خطبه تاریخی مورد اتفاق تمامی مسلمین و فرقههاست و شامل محورهای اصلی زیر است:
صفات خداوند متعال/ مقام پیامبر اکرم/ ولایت امیرالمؤمنین/ ولایت ائمه معصومین و معرفی آنان/ فضائل امیرالمؤمنین/ حضرت مهدی (عج)/ شیعیان اهل بیت و دشمنان آنها/ قرآن و تفسیر آن/ بیعت با امامان/ معرفی امیرالمؤمنین به ولایت و رهبری/ اقرار زبانی از مردم و بیعت با علی بن ابیطالب.
فرازی از خطبه پیامبر در غدیر:
ای مردم! آخرین بار است که در این اجتماع به پا ایستادهام. پس بشنوید و فرمان حق را اطاعت کنید، چرا که خداوند صاحب اختیار و ولی و معبود شماست، و پس از خداوند ولیّ شما، فرستاده و پیامبر اوست که اکنون در برابر شماست و با شما سخن میگوید. و پس از من به فرمان پروردگار، علی ولیّ و صاحب اختیار و امام شماست. سپس امامت در فرزندان من از نسل علی تا برپایی رستاخیز که خدا و رسول او را دیدار کنید، خواهد بود.
ای مردم! علی را برتر بدانید. چرا که هیچ دانشی نیست مگر اینکه خدا آن را به من یاد داده و من نیز آن را به پیشوای پرهیزکاران، علی، تعلیم داده ام.
علی پیشوای روشنگر است که خداوند متعال او را در سوره یس یاد کرده
است: «و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم.» [یس/١٢]
ای مردم! علی از سوی خدا امام است و خدا هرگز توبهی انکار کننده او را نمیپذیرد و او را نمیآمرزد. اینست روش قطعی خدا درباره ناسازگار با علی، که او را به عذاب دردناک پایدار کیفر میکند. از مخالفت با او بهراسید که در آتش قرار داده میشوید ...
ای مردم! به خدا قسم که پیامبران پیشین به ظهور من مژده دادهاند، و من اکنون خاتم پیامبران و حجّت بر تمامی اهل آسمانها و زمینهایم. هرکس در راستی و درستی من شک کند، به تحقیق به کفر جاهلی درآمده و هرکس تردید در سخنان امروزم داشته باشد، به تحقیق در تمامی محتوای رسالت من تردید کرده است، و هرکس شک در امامت یکی از امامان کند، براستی در تمامی آنان شک کرده است. و هرآینه جایگاه اهل شک و تردید به ما (اهل بیت)، آتش دوزخ خواهد بود.
ای مردم! در قرآن اندیشه کنید و عمق آیات آن را دریابید ... به خدا قسم که باطنها و تفسیر آن را آشکار نمیکند مگر این کسیکه دست و بازوی او را گرفته و بالا آوردهام و اعلام میدارم که: هر کسیکه من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست. او علی بن ابیطالب است، برادر و وصی من که سرپرستی و ولایت او حکمی است از سوی خداوند که بر من فرستاده شده است.
خدایا! تو خود در هنگام برپایی امر او و بیان ولایتش، آیه نازل فرمودی: «امروز دین شما را کامل، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم، و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم.»
«و آن کسیکه به جز اسلام دینی را بجوید، از او پذیرفته نبوده، در جهان دیگر در شمار زیانکاران خواهد بود.» خداوندا، تو را گواه میگیرم که پیام تو را به مردم رساندم.
ای مردم! خداوند دین را با امامت علی کامل فرمود. اکنون هرکسیکه از او و جانشینان او که از فرزندان من و از نسل او هستند (تا برپایی رستاخیز و حضور در برابر خدا) پیروی نکنند، اعمالش در دو جهان بیهوده بوده و در آتش دوزخ ابدی خواهند بود، به گونهای که نه از عذابشان کم میشود و نه برای آنها فرصتی خواهد بود.
ای مردم! نور از سوی خداوند در جان من، سپس در جان علی بن ابیطالب، آنگاه در نسل او تا قائم مهدی (که حق خدا و ما را میستاند) سپرده و جاری گشته. چرا که خداوند ما را حجت بر مقصرین، ستیزگران، ناسازگاران، خائنین و گناهکاران و ستمکاران و غاصبان بر تمامی جهانیان قرار داده است.
آگاه باشید! که من وظیفه ی خود را ادا کردم. آگاه باشید! که من آن چه بر عهده ام بود ابلاغ کردم و به گوشتان رساندم و روشن نمودم. بدانید! که این سخن خدا بود و من از سوی او سخن گفتم. بدانید! که هرگز به جز این برادرم کسی نباید امیرالمؤمنین خوانده شود. آگاه باشید! که پس از من امارت مؤمنان بر کسی جز او روا نباشد.
ای مردم! من پیام خدا را برای شما آشکار کرده و تفهیم نمودم. و این علی است که پس از من شما را آگاه میکند. اینک پس از پایان خطبه شما را فرامیخوانم که با من و سپس با علی دست دهید تا با او بیعت کرده و به امامت او اقرار نمایید. آگاه باشید من با خداوند و علی با من پیمان بسته و من اکنون از سوی خدا برای امامت او پیمان میگیرم.
خطبه پیامبر تمام شد. آنگاه عمامه خود را بر سر علی بن ابیطالب گذاشتند. جبرئیل نازل میشود و پیام خداوند را ابلاغ میکند: «امروز (روز غدیر) دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و راضی شدم که اسلام، دین شما باشد.» [مائده/٣]
پیامبر دستور میدهند تا امیرالمؤمنین در خیمهای بنشینند و تمامی حاضران با ایشان دست بدهند و بیعت کنند و حضرت را با عنوان «امیرالمؤمنین» خطاب کنند و تبریک بگویند.
این بیعت عمومی ٣ روز طول میکشد.
همه برای بیعت هجوم میآورند. منافقین، خود را جلو میاندازند تا اولین کسانی باشند که بیعت میکنند. میگویند: «سلام بر تو ای امیرالمؤمنین! ای پسر ابوطالب! گوارایت باد، اکنون تو مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمن شدی.»
بعد از این بیعت، خشم و غضب منافقین بیشتر میشود. آنها ناراضی هستند و در بین خود، پذیرش آن را انکار میکنند. جبرئیل خبر این نفاق را به پیامبر میرساند. آیات ٩١ و ٩٢ سوره نحل نازل میشود:
«و چون با خدا پیمان بستید، به پیمان خود وفا کنید و سوگندها را بعد از استوار کردن نشکنید، در حالیکه خدا را ضامن (سوگند) خود قرار دادهاید، به یقین خداوند از آنچه انجام میدهید، آگاه است.
و مانند آن (زنی) که رشته خود را پس از بافتن، از هم میگسست نباشید. در حالیکه (پیمان) خود را وسیله خیانت و فساد قرار میدهید. بخاطر اینکه گروهی، جمعیّتش از گروه دیگر بیشتر است (و کثرت دشمن را بهانهای برای شکستن بیعت با پیامبر میشمرید!) خدا فقط شما را با این وسیله آزمایش میکند و به یقین روز قیامت، آنچه را در آن اختلاف داشتید، برای شما روشن میسازد.»
معاویه در جمع منافقین گفت: هرگز محمد را تصدیق نمیکنم و به ولایت علی اقرار نخواهم کرد. ابوذر و حذیفه این سخن را شنیدند و به پیامبر خبر دادند. آیات ٣١ تا ٣٥ سوره قیامت نازل میشود:
«نه تصدیق کرد و نه تسلیم شد، ولی تکذیب نمود و روی گردانید، و سپس با تکبر بسوی دوستانش رفت. عذاب بر تو سزاوار و سزاوارتر است، و باز عذاب بر تو سزاوار و سزاوارتر است.»
در غروب ٢١ ذیحجه کاروان در حرکت بسمت مدینه است. منافقین نقشه سوء قصد به جان پیامبر را در نزدیک کوه هَرشا کشیدهاند. جبرئیل، به پیامبر خبر میدهد که آنها میخواهند شتر ایشان را رَم بدهند. حذیفه و عمار مأمور میشوند تا ناقه شتر را نگه دارند. ١٤ نفر به ایشان حمله میکنند اما خداوند ضمانت جان رسولش را کرده است، لذا این حرکت منافقین ناکام میماند.
نام این افراد شاخص در کتب معتبر تاریخی آمده است.
پیامبر آیه ٧٤ سوره توبه را درباره آنان مجددا قرائت میکنند. آیهای که نشان از سوء قصد به جان پیامبر دارد اما نتیجهای دربرندارد.
بالاخره کاروان به مدینه میرسد. حدود ٢ ماه از غدیر گذشت که پیامبر اکرم چشم از جهان فرومیبندد. منافقین کار نیمهتمام خود را به پایان میرسانند و مسیر اسلام را تغییر میدهند. امر پیامبر را کنار میگذارند و علی را خانهنشین میکنند و خلافت را در دست میگیرند.
این همه حجت و نشانه برای امامت و ولایت امیرالمؤمنین هست ولی باز هم برخی انکار میکنند!!
بر شیعیان لازم است که پیام غدیر را بشناسند و صریح و روشن به دیگران برسانند.