«بیبی مریم» را بیشتر بشناسیم:
دوشنبه 19 اردیبهشت 1401 3:43 PM
استمرار نام انسان و شخصیتها در گذرگاه پررفت و آمد تاریخ مستلزم پیشرو بودن و ساختارشکنیهای دوران زندگی افراد است. در این بین،جاودانگی اسامی اشخاص فقط به مردان اختصاص نداشته است بلکه زنان نیز با فعالیت هایشان توانستهاند از اثربخشترین عناصر تاریخی یک قوم یا کشور شناخته شوند. زنانی که علیه تفکر نادرست جامعه قد علم کرده و ارادههای مردانه را در راستای پرچمداری و سرافرازی ایران به خود میخکوب کردهاند.
«بیبی مریم» را بیشتر بشناسیم
به گزارش ایسنا، دختری که او را «بیبی مریم» نامیدند یکی از این پایمردان است. وی سال ۱۲۵۳ خورشیدی، در یک خانواده اصیل بختیاری متولد شد. در کنار ۶ برادر و ۱۲خواهر ناتنی در خانه ایلخانی زندگی کرد. ۴۰ روز پس از تولد بی بی مریم، پدرش او را به نامزدی «علیقلی خان» پسر محمدعلی خان درآورد. حدود ۹ سالگی مریم، پدرش به دستور «ناصرالدین شاه» و با اشاره «ظل السلطان» حاکم مستبد اصفهان کشته شد.
بی بی مریم در سن ۱۵ سالگی به خانه شوهری رفت که به نوشته خودش ۴۰ ساله بود و چندین زن و فرزند داشت.او به مدت چهارسال و شش ماه همسر علیقلی خان چهارلنگ بود تا اینکه همسرش درگذشت. بی بی مریم از علیقلی خان چهارلنگ دارای سه پسر شد که یکی آنها در کودکی درگذشت اما دو پسر دیگر وی به نامهای «علیمردان خان» و «محمدعلی خان» بعدها در زمان سلطنت رضاشاه به قیام علیه دولت مرکزی برخاستند و نام خود را درفهرست حماسه سازان تاریخ ثبت کردند.
تاثیرات و آموزشهایی که بی بی مریم از پدرش «حسینقلی خان ایلخانی بختیاری» و برادرش «علیقلی خان سردار اسعد بختیاری» پذیرفت، راه او را به سوی آینده باز کرد و موجب شد که با کوشش خستگیناپذیر و پایداری کم نظیرش به عنوان یکی از مبارزترین سرداران آزادیخواه ایرانی شناخته شود. بی بی مریم هر چند در یک جامعه مردسالار آن زمان به دنیا آمد و در سنین نوجوانی بدون اینکه نقشی درازدواجش داشته باشد مجبور به ازدواج شد اما توانست عمق مشکلات و مسائل زن ایرانی را درک کند. برای همین سکوت تاریخی زنان را میشکند و لب به اعتراض میگشاید. بیبی مریم خواستار از میان رفتن سنتهای رایج مردانه زمان خود همچون سنت ناف بُری، ازدواج اجباری،نداشتن حق طلاق و برخوردار نبودن زنان از حق آموزش شد.
وی که دوران کودکی،نوجوانی و جوانی خود را در دشوارترین شرایط زندگی ایلی سپری کرده بود به خوبی توانسته بود مهارتهای رزمی همچون تیراندازی و سوارکاری را بیاموزد و در مبارزات آزادی خواهانه خود به کار بگیرد. بیبی مریم طی جنگ جهانی اول به همراه عدهای از خوانین جانب آلمانیها را گرفت. برخلاف عدهای از خوانین بختیاری چون سردار محتشم، سردار ظفر و «سردار جنگ» که از متفقین و انگلیسیها حمایت کردند. این شیرزن بختیاری در حمایت از متحدین و آلمانها به شعار و حرف اتکا نکرد؛ بلکه اسلحه به دست گرفت و با انگلیسیها و روسها جنگید.
او همچون خیلی از مردان ملی و وطندوست دریافته بود که با بهرهگیری از کمک متحدین به ویژه آلمان میتوان به منافع روسیه و انگلیس ضربه زد و مقدمات اخراج آنها را از ایران فراهم کرد. نمیتوان بیبی مریم و دیگر میهن دوستان ایران، طی جنگ جهانی اول را وابسته به آلمان دانست بلکه در آن روزگار عملیترین راه جنگیدن با دشمنان دیرینه ایران یعنی روس و انگلیس و رهایی از چنگال آنها،همکاری با دشمن قدرتمند آنها یعنی آلمان بوده است.
همچنین سردار مریم مبارزات هم میهنان آزادی خواه خود را در راه دستیابی به مشروطه میستاید و درباره مبارزان مشروطه خواه آذربایجانی مینویسد:«... آذربایجانیهای غیور و رشید که همه وقت برای وطنپرستی و کارهای برجسته پیش قدم بودند، علم آزادی را به سرداری ستارخان و باقرخان معروف بلند نمودند ...».
بیبی مریم هنگامی که برادرش سردار اسعد همه جوانان برومند بختیاری در راه رفتن به تهران هستند،با سخنانی دلگرم کننده خطاب به آنها میگوید: «... حالا که تصمیم دارید در این کار متعهد و مردانه باشید، اگر تمام مردهای رشید بختیاری شهید شدند، تمام زنهای بختیاری را جمع کرده، کفن به گردن، تفنگ به دست برای شکست دادن دشمن رو به طرف اردوی استبداد حرکت میکنیم... امیدوارم ... که ریشه استبداد پوسیده را به عقل سرشار و فکر عمیق خودتان و به زور شمشیر آتش بار جوانهای رشید ایرانی از بیخ و بن بکنید...».
اما سردار مریم که در آن شرایط تاریخی نسبت به وضعیت حساس کشور خود احساس مسئولیت میکند، دست روی دست گذاشتن و انتظار کشیدن را جایز نمیداند، پس به گواهی « تاریخ بختیاری »، پیش از ورود سردار اسعد به تهران، مخفیانه به همراه گروهی تفنگدار بختیاری به تهران میرود و در پشت بام خانهای مشرف به میدان بهارستان، سنگربندی میکند و در هنگام نبرد بختیاریها با عوامل استبداد به یاریشان میشتابد.
علاوه بر این،سردار مریم که در سال ۱۲۸۸ خورشیدی در نبرد آزادسازی اصفهان به همراه خواهرش « بی بی لیلی » فرماندهی یک ستون سواره نظام بختیاری را بر عهده داشت، در گیر و دار جنگ جهانی اول ( مردادماه ۱۲۹۳ تا آبان ماه ۱۲۹۷ خورشیدی )، نیز که ایران از هر سو مورد تجاوز نیروهای انگلیس و روس قرار داشت، با نیروهایش به نبرد با استعمارگران پرداخت. در سال ۱۲۹۵ خورشیدی که « ویلهم واسموس » افسر آلمانی با سربازانش در کنار عشایر جنوب ایران علیه انگلیسیها مبارزه میکرد،مریم بهترین نیروهای خود را برای همراهی با او و دلیران تنگستان و مبارزه با اشغالگران انگلیسی به تنگستان روانه کرد.
در سال ۱۲۹۷ خورشیدی و زمانی که نیروهای اشغالگر روسیه و انگلیس در نزدیکی اصفهان به تعقیب یک گروه لژیون ارتش آلمان و تعدادی از نمایندگان سیاسی آلمان پرداختند، سردار مریم که میخواست با پشتیبانی متحدین و به ویژه آلمانیها به مبارزه با استعمارگران روسی و انگلیسی بپردازد، با نیروهای زیر فرماندهی خود در منطقه تیران و کرون در برابر نیروهای مشترک انگلیس و روس ایستادند و پس از جنگی سخت،آنها را به عقبنشینی وادار کردند و لژیون آلمانی را نجات داده و با خود به پایگاهشان در « سورشجان » درمنطقه بختیاری برده و پناه دادند و پس از مدتی از راه خاک عثمانی، آنان را از ایران خارج بردند.
خبر نجات لژیون آلمانی به کمک سردار مریم بختیاری، امپراتور آلمان « ویلهم دوم » را برآن داشت که به پاس این شجاعت، بالاترین نشان امپراتوری آلمان یعنی « صلیب آهنین» را همراه با یک حکم و تصویر میناکاری و الماس نشان برای سردار مریم ارسال کند.
خانه سردار مریم همیشه پناهگاه آزادیخواهان بود. در دوران جنگ جهانی اول نیز که «ملییون» ایران به مخالفت با اشغالگران روس و انگلیس پرداختند و از سیاستهای آلمان و عثمانی حمایت میکردند با تضعیف دولت عثمانی و تسلط انگلیسیها بر بغداد، گروهی از فعالان سیاسی و فرهنگی همچون علی اکبر دهخدا، ملکالشعرای بهار، وحید دستگردی و... به خانه سردار مریم پناه بردند.
دکتر «محمد مصدق» هم یکی دیگر از آزادی خواهان نامی بود که پس از گریز از دست عوامل استبداد، مدتی به نزد قوم بختیاری رفت. دکتر مصدق هنگامی که در سوم اسفند ماه سال ۱۲۹۹خورشیدی زیر فشار انگلیسیها توسط سید ضیاء از حکومت فارس عزل شد، از اصفهان به بختیاری رفت و میهمان سردار مریم شد. از این روی دکتر مصدق تا پایان عمر همواره از سردار مریم و قوم بختیاری به نیکی یاد میکرد.
سرانجام به دستور رضا شاه پهلوی در سال ۱۳۱۶ خورشیدی در اصفهان آخرین برگ از زندگی سردار مریم رقم خورد. پیکرش در آرامگاه «تخت فولاد» اصفهان در تکیه میرفندرسکی به خاک سپرده شد و خانه او را که در اصفهان در چهارراه قصر ابتدای خیابان شیخ بهایی واقع بود بنا به وصیت خودش به اداره فرهنگ هدیه دادند که در محل آن مدرسه «رودابه» احداث شد.
مریم بختیاری از دوران جوانی تا آخرین لحظات عمر آرزو داشت روزی با نگاه به آینده در روزنامه خاطراتش به صورت سوالی سخت و سنگین با نسل پس از خود در میان گذاشته بود. او در آن سالها، شاید از ما که امروز این نوشتهها را میخوانیم،پرسیده بود: (۱) « ... ای کسانی که روزنامه مرا مطالعه مینمایید، اگر در عصر شما «ایران» وطن عزیز مرا و خودتان را دیدید به دانش و علم نورانی و مشعشع شده و قدم در راه و خاک آزادی گذاشتید یا در سایه علم و تمدن زندگانی نمودید از من بیچاره که یگانه آرزویم تمدن ایران است، یادی بنمایید. آیا ساعتی که من در قعر گور خوابیدهام شما.... آزادید؟ با کمال سرفرازی قدمهای شمرده شمرده میزنید؟ ...»( برگرفته از کتاب «خاطرات بیبیمریم».)
سردار بی بی مریم خاتون ایلخان بختیاری کیست؟
بانوی شجاعدل و سردار ایرانی، بی بی مریم خاتون ایلخان بختیاری را بیشتر بشناسید.
به گزارش گروه وبگردی خبرگزاری صدا و سیما، خاتون، عنوان سریال تاریخی و درامی است که این روزها از شبکه نمایش خانگی پخش میشود و جزو سریالهای پربیننده ایرانی بهشمار میرود؛ سریالی پر بازیگر که میتواند با داستان جذاب و واقعگرایانه خود و همینطور حضور بازیگران مشهور کاربلد و ستاره، به یک اثر فراموش نشدنی در تاریخ سینمای ایران تبدیل شود.
سردار بی بی مریم خاتون ایلخان بختیاری کیست؟
شخصیت اصلی این سریال شبکه نمایش خانگی، خانم خاتون بختیاری است که نگار جواهریان بسیار هنرمندانه به ایفای نقش آن پرداخته است؛ اما آیا میدانید این کاراکتر مانند داستان خود سریال ریشه در واقعیت دارد؟ بله، شخصیت خاتون از سردار بی بی مریم بختیاری گرفته شده است.
بی بی مریم بختیاری که به خاتون بختیاری نیز شهرت دارد، موضوع این مطلب است. بانوی شجاعدل و سردار ایرانی را بشناسید.
داستان سریال خاتون چیست؟
داستان خاتون در جریان تاریخ معاصر، همزمان با حمله متفقین به ایران در شهریور ۱۳۲۰ است. خانواده ملک، خانوادهای ارتشی است که در رشت زندگی میکنند. پدر خانواده مرحوم “ناصر ملک لاهیجی” از دنیا رفته و اکنون شیرزاد ملک، مسئولیت اداره خانه را دارد که اشکان خطیبی، نقش او را بازی میکند؛ مرد ارتشی جوانی که وظیفه ملی و ارتشی خود را پاسداری از خاک وطن میداند و برای دفاع از آن احساس مسئولیت میکند.
شخصیت اول این سریال همان طور که گفته شد، خاتون بختیاری است. زنی جوان با میل به زندگی و پیشرفت در ایرانی که با ظهور پهلوی اول در کشاکش گذر از سنت به مدرنیته است. هنوز میل به سنتها و تحکمها و مناسبات سلطهگرانه به ویژه در بدنه مردسالار جامعه و مردانی، چون شیرزاد ملک افسر ارتش شاهنشاهی و همسر خاتون جلوه برتر را دارد. همچنانکه همزمان مانند بسیاری از مردان آن روزگار تلاش دارد غیر از پدر خود رفتار کند و رفتارش با خاتون، مدرن و متمدنانه باشد.
در شناسنامه سریال، خاتون زنی معرفی شده است در زمره زنانی که روزی روزگاری در ایران برای زندگی جنگیدهاند و تینا پاکروان در مقام نویسنده و کارگردان سریال، این جنگ برای زیستن مستقل یک زن را به دل رویدادهای پرتلاطم ایران در میانه جنگ جهانی دوم که وقایع شهریور ۱۳۲۰ نقطه عطفی برای آن بود، برده است.
بیبی مریم بختیاری یا خاتون بختیاری کیست؟
بیبی مریم بختیاری (زاده ۱۲۵۳ استان چهارمحال و بختیاری– درگذشت ۱۳۱۶ اصفهان) مشهور به سردار مریم بختیاری، نویسنده ایرانی و از زنان فعال در انقلاب مشروطه بود. خانواده بیبیمریم از بانفوذترین خاندانهای ایرانی در دوره قاجار بهشمار میآمد.
سردار بی بی مریم خاتون ایلخان بختیاری کیست؟
پدر او، حسینقلیخان ایلخانی (از خوانین ایل بختیاری) و برادران او، علیقلی خان سردار اسعد (از رهبران انقلاب مشروطه) و نجفقلی صمصامالسلطنه (دو دوره رئیسالوزرای ایران) و نیز عموزادگان او، از رجال شناختهشده دوران قاجار و پهلوی محسوب میشدند.
او مادر علیمردان خان بختیاری بود. بیبیمریم از پیشگامان مطالبات حقوق زنان و از مدافعان ملّی سرزمین ایران در خلال جنگ جهانی اول بهشمار میآمد.
زندگینامه
بیبی مریم بختیاری، دختر حسینقلی خان ایلخانی شیر میدان در سال ۱۲۵۳ در منطقه بختیاری زاده شد. او از زنان باسواد و روشنفکر عصر خود بود، که همزمان با وقوع انقلاب مشروطه، به طرفداری از حقوق زنان برخاست.
او فنون اردوکشی نظامی و لشکرداری را از پدر و برادرانش آموخت و آموزهها را در زمان نبردهای انقلاب مشروطه؛ در فتح تهران و نیز فتح اصفهان، همچنین در جنگ جهانی اول به کار بست. او از سرمایه مادی و معنوی خانواده خود برای تشکیل یک هنگشیر میدان از سواران بختیاری، برای مبارزه با اشغالگران روس و انگلیس، در جنگ جهانی اول استفاده کرد.
فتح تهران
بیبی مریم، یکی از مشوقان اصلی سردار اسعد بختیاری برای فتح تهران محسوب میشد. او در نامهها و تلگرافهای مختلف بین سران ایل بختیاری و سخنرانیهای مهیج، افراد ایل را جهت مبارزه با استبداد صغیر در زمان محمدعلیشاه قاجار، آماده میکرد و همواره بهعنوان یکی از شخصیتهای ضداستعماری و استبدادی عصر قاجار مطرح بود.
بیبی مریم بختیاری، پیش از فتح تهران، مخفیانه با عدهای سوار وارد تهران شد و در خانه پدری حسین ثقفی، منزل کرد. به مجرد حمله سواران بختیاری به فرماندهی علیقلیخان سردار اسعد، به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود، سنگربندی کرد و با عدهای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاقهای طرفدار محمدعلیشاه، مشغول نبرد شد.
در این رویداد، او شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیت او در ایل بختیاری و مجاهدین مشروطهخواه را افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت، به طوری که به لقب سرداری مفتخر شد.
انقلاب مشروطه
منزل بیبی مریم، پناهگاه بسیاری از آزادیخواهان عصر مشروطه بود. به طوری که هنگام فتح اصفهان از سوی روسها در جنگ جهانی اول، فن کاردف؛ کاردار سفارت آلمان، به خانه بی بی مریم بختیاری پناه برد و مدت ۳ ماه و نیم در پناه او بود. کاردف، پس از شکست بختیاریها از روسها و کشته شدن ۵۸ تن از سواران بختیاری، راهی کرمانشاه شد و از آنجا به برلن رفت.
به پاس حمایتهای بی بی مریم از کاردار سفارت آلمان در خلال جنگ جهانی اول، ویلهلم دوم (امپراتور آلمان) کمان تمثال میناکاری و الماسنشان و نیز صلیب آهنین، که در آن هنگام، مهمترین نشان امپراتوری آلمان بود، برای او ارسال کرد.
جریان مبارزات سردار مریم بختیاری با انگلیسیها در قرارداد ۱۹۱۹ و نیز کودتای ۱۲۹۹ همچنان ادامه یافت، به طوری که محمد مصدق، حاکم وقت فارس، در زمان کودتای ۱۲۹۹، پس از مخالفت و عزل از اصفهان، راهی منطقه بختیاری شد و مدتها مهمان بی بی مریم بود.
محمدابراهیم باستانی پاریزی، از مورخان معاصر، در خصوص بی بی مریم مینویسد:
در این کوهستان، زنی میزیسته که برابر ۱۰۰ مرد، در سرنوشت تاریخ معاصر ایران دخیل بوده است. منظورم بی بی مریم بختیاری است که وقتی در جنگ بینالملل اول، ایرانیان وطنخواه ابتدا از اولتیماتوم روس و پس از هجوم انگلیسیها، ناچار به مهاجرت و آواره کوهستان شدند، این زن نامدار، همه آنان را پناه داد.
سردار بی بی مریم خاتون ایلخان بختیاری کیست؟
خانواده ایلخانی
پدر بی بی مریم، حسینقلی خان ایلخانی بود که در زمان حیات، به مدت ۳۰ سال حاکم بلامنازع ایل بختیاری بهشمار میآمد. بی بی مریم دارای ۶ برادر و ۱۱ خواهر، از همسران متعدد پدرش بود. برادران او که هر کدام به نحوی در تاریخ معاصر ایران نقشآفرین بودند، عبارتاز از: اسفندیار خان، نجفقلی صمصامالسلطنه، امیرقلیخان، علیقلی خان سردار اسعد، خسروخان سردار ظفر و یوسف خان امیر مجاهد.
خانواده بی بی مریم که به خاندان ایلخانی شهرت داشتند، در اواخر دوره قاجار سمتهای گوناگونی را در مقاطع مختلف برعهده داشتند. پس از انقلاب مشروطه، برادران و عموزادگان او در مناصبی، چون وزارت، نمایندگی مجلس شورای ملی و رئیسالوزرایی (نجفقلی صمصامالسلطنه برادر بزرگتر او) حضوری فعال داشتند.
بسیاری از رجال سیاسی و نویسندگان آزادیخواه ایرانی، همچون علیاکبر دهخدا، ملکالشعرای بهار و وحید دستگردی با خانواده بیبی مریم و نیز با خود او، ارتباط و معاشرت داشتند.
درگذشت
سردار مریم بختیاری در سال ۱۳۱۶ خورشیدی، ۳ سال پس از اعدام فرزند ارشد خود، علیمردان خان، در شهر اصفهان درگذشت. او در تکیه میرفندرسکی تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.
زندگی بیبی مریم بختیاری، سوژه سریال تلویزیونی بانوی سردار، ساخته پرویز شیخ طادی بود که از شبکه سوم سیما پخش شده است.
پژوهشگر تاریخی :
یک پژوهشگر تاریخ مدعی است، بیبی مریم بختیاری به عنوان زن ایرانی مسلمان، در کنار اعتقاد و پایبندی به اصول دینی، ایلی و ملی، به مدرنیته و پیشرفت جامعه ایران و به ویژه زنان اعتقاد داشت.
پخش سریال بیبی مریم بختیاری از صدا و سیما در سالهای اخیر باعث شناخت شدن بیشتر این بانوی فقید در نسل جوان شده است.
بی بی مریم بختیاری زنی بود که لقب سرداری گرفت، بانوی سرداری به خاطر رشادتها و شجاعتهای بسیاری از خود نشان داد و نقش غیرقابل انکاری در فتح تهران داشت.
مرکز شهرکرد با اشکان زارعی دانشجوی مقطع دکتری تاریخ، عضو هیات مدیره و دبیر کارگروه تاریخ انجمن دوستداران میراث فرهنگی و همچنین نویسنده و پژوهشگر تاریخ به گفت و گو پرداخته است.
ایرنا: در خصوص پیشینه زندگی بیبی مریم بختیاری توضیح دهید.
اشکان زارعی: زندگی بیبی مریم بختیاری را به سه بخش میتوان تقسیم کرد، بخش اول از زمان زاده شدن او تا فتح تهران در سال ۱۲۸۸ خورشیدی است که حدود ۴۰ سال از زندگی او را در بر میگیرد.
در خصوص زادروز و کودکی او بحثهای زیادی وجود دارد و اتفاق نظر نیست. برخی از منابع سال ۱۲۵۰، برخی۱۲۵۱ و برخی دیگر ۱۲۵۳ را به عنوان سال تولد او عنوان کردهاند. با توجه به قلمرو وسیع حسینقلی خان، پدر بیبی مریم بختیاری، در خصوص مکان تولد او نیز میان چغاخور چهارمحال و بختیاری و اندیکای خوزستان اختلاف نظر وجود دارد. اما به طور کلی اگر او در زمستان متولد شده باشند، در اندیکا و در غیر این صورت در چغاخور متولد شدهاند.
دوره دوم از سال ۱۲۸۸ و با فتح تهران شروع و تا سال ۱۲۹۳ همزمان با جنگ جهانی اول تمام شد و دوره سوم نیز از جنگ جهانی اول تا زمان مرگ او که سال ۱۳۱۶ خورشیدی است (حدود ۶۵ سالگی) است.
آنچه که باعث پرآوازه شدن بیبی مریم بختیاری و برجسته شدن او نسبت به سایر زنان مردان بختیاری شد، به دوره دوم و سوم زندگی او مربوط است. هر چند بروز عملی و بیرونی رفتار و کردار در دو دورۀ دوم زندگی او است، اما اندیشه و خمیرمایه فکری و نگرشهای او نسبت به ایران، جامعه ایرانی و زنان در دوره اول زندگی شکل گرفت و منجر به کارآزمودگی و پختگی او در عمل شد.
ایرنا: بیبی مریم در دوران کودکی پدر خود را از دست داد، نقش برادرش سردار اسعد در رشد بیبی مریم چه بود؟
زارعی: بیبی مریم بختیاری در کودکی پدرش را از دست داد و سرپرستی او را برادرش علیقلیخان برعهده گرفت. او در خاطرات خود و کتابش که خود از آن به عنوان روزنامه یاد کرد، از سردار اسعد به نیکی یاد میکرد و خود را مدیون او میدانست.
علیقلیخان او را به یادگرفتن و علمآموزی تشویق میکرد، به او خواندن و نوشتن یاد داد و برای آموزش به معلم خانه فرستاد. از طرفی باسواد بودن و تسلط علیقلیخان به زبانهای فارسی و عربی و سفر او به هند، مصر و فرانسه، در اندیشهها و بن مایههای فکری او نیز تاثیر گذاشت.
سفر برادرش علیقلیخان و اطلاع یافتن او از جهان خارج از ایران و پیشرفتها و بازگو کردن آنچه دیده بود و فراگرفته بود، در اندیشههای بیبی مریم تاثیر گذاشت.
بیبی مریم همچنین عنوان کرده است یکی از کتابهایی که سردار اسعد مطالعه میکرد، کتاب ناسخ التواریخ بوده است و هنگام مطالعه هرگاه به زنان برجسته میرسید درباره آنها برای بیبی مریم سخن میگفت و او را تشویق میکرد تا زنی همچون آنها باشد.
به طور کلی سردار اسعد پنجره جدیدی را به روی بیبی مریم بختیاری گشود و ذهن او را با جهان جدید، اندیشههای سیاسی و اجتماعی و جایگاه اصلی زنان آشنا کرد تا جایی که نگرانی و دغدغههای بعدی بیبی مریم برای ایران، آرزو برای رهایی ایران از حکومت قاجاریه، باور به دموکراسی و دفاع از حقوق زنان را میتوان به تربیت و نقش سردار اسعد در شکل گیری اندیشههای بیبی مریم دانست.
ایرنا: در زمانی که بیبی مریم فعالیت دارد زنان از چه جایگاهی در عرصه اجتماعی برخوردارند. چطور بیبی مریم در این شرایط به این درجه دست یافت؟ وضعیت سواد و اطلاعات بی بی مریم به چه صورت بود؟
زارعی: بیبی مریم دختر حسینقلیخان ایلخانی و دارای جایگاه و پایگاه بلندمرتبهای بود. بعد از مرگ پدر، خانوادهاش جایگاه قبلی خود را از دست دادند و دوران سختی را پشت سر گذاشتند.
بیبی مریم بختیاری در نوشتههای خود آورده است: «پدرم شهید شد. ظل الله او را کشت و خانوادهام آواره شدند،از فقر و نداری آزارها کشیدیم». اما با وجود این سختیها، برادر او نجفقلی خان برای ۲ دوره نخست وزیر ایران شد و برادرش علیقلی خان سردار اسعد، یکی از افراد فاتح تهران شد.
بیبی مریم نیز دختر ایلخانی بود، او دوبار ازدواج کرد، همسر اول او علیقلیخان چهارلنگ پسر محمدخان محمود صالح بود که دارای ایل بزرگی بود و بعد از گذشت حدود چهار سال و ۶ ماه از ازدواج آنها و کشته شدن علیقلیخان، بیبی مریم با پسرعموی خود، فتحاللهخان، معروف به سردار ارشد ازدواج کرد و همسر دوم او نیز دارای جایگاه ایلی بوده است.
این جایگاه باعث شد بیبی مریم از جایگاه مالی و ایلی برخوردار و سپاه، تفنگ و سوار نظام بختیاری در اختیار او باشد. هرچند حسینقلیخان ایلخانی به جز بیبی مریم بختیاری پنج دختر دیگر داشت و شرایط پیشرفت برای خواهران بیبی مریم نیز فراهم بود اما آنچه که در کنار شرایط خانوادگی، پایگاه اجتماعی و جایگاه مالی و معنوی او منجر به رشد و بروز اندیشههای او شد، نبوغ شخصی، دیدگاه و نگرشهای ویژه، توانمندیهای روحی، فیزیکی و جسمانی او بود.
این در حالی است که سایر زنان از این جایگاه برخوردار نبودند و بیشتر در پستوی خانه، آشپزخانه و یا به قول بیبی مریم بختیاری "در پرده نشینی" بودند. پس بدون شک میان بیبی مریم به عنوان دختر خان و با توجه به ویژگیهای برادرانش و نقش آفرینیهای آنها با دختر ساده بختیاری و حتی یک دختر شهرنشین که از برخی امکانات مالی و معنوی برخوردار است تفاوت زیادی وجود دارد.
ایرنا: نقش بیبی مریم را در انقلاب مشروطه و فتح تهران چه بود؟ به چه دلیل نشان سرداری دریافت کرد؟
زارعی: انقلاب مشروطه تا پیش از فتح تهران و استبداد صغیر مشروطه از زمان حکومت مظفرالدین شاه بود که در نتیجۀ برخی از رویدادها فرمان تاسیس مجلس مشروطه به دست او صادر شد.
انقلاب مشروطه در این برهه از زمان رخ داد و فتح تهران به دست سردار اسعد بختیاری و فاتحان تهران بعد از استبداد صغیر، به توپ بستن مجلس و در دوران حکومت محمدعلی شاه قاجار رخ داد. هرچند اصلاح ایران و دست یافتن به جایگاه بلند یکی از آرزوهای بیبی مریم بختیاری بود و در کتاب خود به این نکته اشاره دارد:" تا زمانی که قاجارها حکومت میکنند، پیشرفتی حاصل نمیشود و این سرزمین روی خوشی نمیبیند".
همچنین در قسمت دیگری از کتابش بیان کرده است: «قدرتی پیدا کنم، رفع ظلم نمایم و ریشه استبداد وحشیانه را از این ولایت قطع کنم. هنوز با اینکه قرن بیستم میباشد، چوب و فلک هست، داغ هست و من بیچاره که یک نفر زن میباشم.».
درواقع او از آرمانها، آرزوها و نگرانیهای خود میگوید و امید دارد ظلم و ستم در این جامعه از بین برود و جامعه ایران همچون کشورهای اروپایی آزاد باشد. با این وجود در این مقطع و در انقلاب مشروطه بیبی مریم بختیاری و خاندان او نقشی نداشتند و نقش آنها در فتح تهران در سال ۱۲۸۸ است.
پس از صادر شدن دستور به توپ بستن مجلس توسط محمدعلیشاه و تعطیل شدن مشروطه، برخی از مشروطهخواهان دستگیر شدند و برخی دیگر فرار کردند، یک دوره ۱۳ ماهه یا به اصطلاح استبداد صغیر شکل گرفت.
در این دوره برخی جنبشهای مردمی شکل گرفت، بختیاریها در اصفهان قدرت را در دست گرفتند و به سمت تهران روانه شدند. در رشت محمدعلیخان تنکابنی و در تبریز هم ستار خان و باقر خان این راه را در پیش گرفتند.
نقش بیبی مریم بختیاری در این برهه از تاریخ پررنگ شد. او با تشویق برادران خود و سخنرانی حماسی بسیار معروفش، سربازان بختیاری را برای فتح تهران تشویق کرد. در منابع آمده است که بیبی مریم در سخنرانی خود بیان کرد: " اگر سربازان بختیاری شهید شوند، زنان بختیاری راهشان را ادامه میدهند." پس از حرکت سربازان به سمت تهران، بیبی مریم نیز درنگ نکرد و به همراه برخی از تفنگداران به سمت تهران رفت و در خانه پدری فردی به نام آقا حسین ثقفی ماندگار شد.
او در روزی که میان بختیاریها و سربازان حکومتی در میدان بهارستان جنگ در گرفت، همراه با تفنگداران بر روی پشتبام خانهای که به میدان اشراف داشت رفت و وارد درگیری مسلحانه و رودررو با سربازان حکومت شد.
در نهایت سربازان محمدعلی شاه شکست خوردند، محمدعلی شاه به سفارت روسیه رفت و پناهنده شد، تهران سقوط کرد و به دست آزادیخواهان بختیاری و رشتی افتاد. همچنین بیبی مریم بختیاری در کتاب خود از ستارخان و باقرخان بسیار به نیکی یاد میکند.
او همچنین در زمان ایجاد اختلاف میان فاتحان تهران بر سر مساله خلع سلاح، برای جلوگیری از اختلاف و شکاف از آنها پشتیبانی کرد. در واقع با توجه به نقش برجسته او در تشویق برادرش، ایراد سخرانی برای سربازان بختیاری، شرکت در جنگ و درگیری مسلحانه، نقش در ساماندهی و جلوگیری از اختلاف نظر میان فاتحان تهران لقب سرداری را به او دادند.
ایرنا: اقدامات بیبی مریم در خلال جنگ اول جهانی چه بود؟
زارعی: پس از شروع جنگ جهانی اول در سال ۱۲۹۳خورشیدی برابر با ۱۹۱۴ میلادی میان آلمان، عثمانی، اتریش و مجارستان و در طرف دیگر انگلستان، فرانسه و روسیه، ایران اعلام بیطرفی کرد، اما به دلیل ضعیف بودن و ناتوانی، این بیطرفی نادیده گرفته شد.
ایران به دست روسیه و انگلستان افتاد و انگلستان از ایران به عنوان انبار غله استفاده و از موادغذایی ایران برای سربازان خود در جنگ استفاده کرد و منجر به قحطی و کمبود مواد غذایی در ایران شد.
بیبی مریم بختیاری و برادرانش در زمان جنگ جهانی چهرههای سیاسی، ملی و ایلی شناخته شده بودند. بر اساس منابع تاریخی، نخستین اقدامی که بیبی مریم بختیاری انجام داد، زیرپوشش گرفتن ۵۰ تهی دست در اصفهان بود و آنها را پشتیبانی مالی کرد.
او همچنین به موسساتی که از افراد بیبضاعت حمایت میکردند نیز مبلغ ۵۰۰ تومان به صورت ماهانه کمک مالی کرد. این تجربه بعدها زمینهساز ایجاد موسسه خیریه به نام شرکت عمومی اصفهان به کمک مصطفی خان، پسر چهارمش از همسر دوم خود(فتحالله خان) شد و ریاست این موسسه را مصطفی خان برعهده گرفت.
اقدام دوم او تجهیز برخی سپاهیان بختیاری و فرستادن آنها برای کمک به رییس علی دلواری در تنگستان و دشتستان برای جنگ با انگلیسیها بود. در برخی از منابع آمده است که بیبی مریم بختیاری به سرهنگ "واسموس" که یک سرهنگ آلمانی بود و به رییس علی دلواری کمک میکرد، نیز کمک کرد.
سومین اقدام او در منطقه بختیاری اصفهان بود که زمینه ساز رو در رویی او با سربازان روسی و جنگ با آنها شد. جنگ او با کاپیتان نوئل روسی، سردار غلامحسین محتشم و همچنین یوسف امیر مجاهد بود که از طرف دولت مرکزی برای براندازی و سرکوب بختیاریها و بیبی مریم بختیاری به خاطر حمایت از سربازان و افسران آلمانی، بسیج شدند.
بیبی مریم با آنها جنگید، آنها را شکست داد که در نهایت منجر به عقب نشینی آنها شد. با این وجود اصفهان شکست خورد و به دست سربازان روسی افتاد و خانه بیبی مریم را غارت کردند. بیبی مریم بختیاری از منطقه سورشجان که محل نبرد اول بود به اصفهان رفت و در نزدیکی نجفآباد میان او و سربازان روسی درگیری ایجاد شد.
در ابتدا بیبی مریم در این نبرد پیروز شد اما بعد به دلیل کمبود مهمات شکست خورد و با شهید شدن ۵۷ سرباز و تفنگچی بختیاری عقب نشینی کرد.
او در همین دوره به چند تن از افسران آلمانی از جمله فن کاردف پناه داد، حدود ۲تا سه ماه و نیم او را مخفی نگه داشت و سپس او را، به روایتی به همراه مصطفیخان، به کرمانشاه فرستاد و در نهایت او را از ایران خارج کرد.
در واقع به دلیل رشادتها و کمکهای بیبی مریم به سربازان و مستشاران آلمانی پنج نشان دریافت کرد که برجستهترین آن، ۲ نشان صلیب آهنین و تمثال مینا کاری الماس نشان بود و از پادشاه آلمان، ویلهلم دوم، دریافت کرد.
در همان زمان یک روزنامه ایرانی به نام کاوه که در آلمان منتشر میشد، به عنوان پاداش فتوت، خبر آن را منتشر کرد، افزون بر این نشان، یک مدال شجاعت نیز از امپراطور اتریش و همچنین به روایتی دو مدال شرف و شجاعت هم از امپراطور عثمانی دریافت کرد.
از طرف دیگر پس از کودتای ۱۲۹۹توسط ۲چهره سیاسی، سیدضیا طباطبایی و رضاخان و نشستن سیدضیا بر صندلی نخست وزیری، افراد سیاسی منصوب به دولت قبلی در خطر قرار گرفتند.
با توجه به نگرشهای بیبی مریم، سابقه سیاسی و تجربهاش از پناه دادن به آلمانیها، چهرههای سیاسی و حتی فعالان سیاسی به خانه او پناه میبردند. از جمله این افراد دکتر محمد مصدق، علی اکبر دهخدا، فرخی یزدی، ملک الشعرای بهار و وحید دستگردی است.
وحید دستگردی کتابی به نام اردشیرنامه در وصف بیبی مریم بختیاری نوشت و در مقدمه کتاب پژمان بختیاری نام او آمده است، همچنین باستانی پاریزی در خصوص او نوشته است: "این زنی که در کوهستان بود به اندازه صد مرد در تاریخ سیاسی معاصر ایران موثر بود و کارهای بسیار خارقالعادهای انجام داد".
همچنین پژوهشگر تاریخ به نام جین راف گارثویت در وصف بیبی مریم بختیاری نوشته است: "این پیرزن برجسته روحی سرکش و فکر مستقل داشت و در تعیین سیاست بختیاری و به ویژه جنگ اول جهانی نقش مهمی ایفا کرد". این جمله نشان دهنده توانمندیهای شخصی، کارسازی و تاثیرگذاری بیبی مریم بختیاری بر جامعه ایران در آن زمان است.
به دلیل همین ویژگیهای برجسته او است که نظامالسلطنه مافی که در دورهای نخست وزیر، در دورهای استاندار خوزستان و حتی در زمان جنگ جهانی اول در کرمانشاه یک دولت در تبعید تشکیل داده بود و یکی از روحانیان به نام نورالله اصفهانی برای بیبی مریم نامهای نوشتند.
ایرنا: اهداف و انگیزههایی که بیبی مریم در سر داشت چه بود؟
زارعی: مهمترین دغدغه و نگرانی بیبی مریم بختیاری، ایران و جامعه ایرانی بود. مدرنیته، دمکراسی، مردم سالاری، قانونمدی، رفاه، آسایش، پیشرفت، استقلال، حقوق برابر برای زنان و رشد زنان از آرمانهای او برای ایران بود.
مشروطه دارای ۲ ویژگی برجسته قانونمداری و نوگرایی است. همانطور که بیبی مریم به دنبال قانونمند شدن ایران و پیشرفت در ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی ایران بود. او همچنین به دنبال تمامیت ارضی، استقلال ایران و خروج بیگانگان بود و با حضور در میدانهای نبرد علیه روسها و انگلیسیها نشان داد که اندیشه او تنها ذهنی نبود، بلکه در عمل هم اثبات کرد. بیبی مریم بختیاری در جملهای برای آیندگان نوشته است: "اگر در عصر شما، ایران، وطن عزیز مرا و خودتان را دیدید که به دانش و علم مشعشع شده و قدم در راه پیشرفت و آزادی گذاشتید یا در تمدن زندگانی نمودید از من بیچاره که آرزویم تمدن ایران است یاد نمایید".
این جمله در بیش از یک قرن پیش نوشته شده است و نشان دهندۀ عشق او به میهنش ایران و پیشرفت آن است که آرزوی آبادی و آزادی آن را داشته است.
ایرنا: بیبی مریم بختیاری چه اقداماتی در زمینه حقوق زنان انجام داد؟
زارعی: یکی از ویژگیهای بیبی مریم بختیاری که او را برجسته میکند، دیدگاه بسیار بلند و نو او نسبت به زمان خودش و حتی نسبت به امروز است. در واقع برخی از مطالبات امروزه زنان را او در یک قرن پیش مطرح کرده بود.
به طور مثال امروزه برای بسیاری از افراد، تاریخ اهمیتی ندارد، در حالی که او بیش از ۱۰۰ سال پیش به اهمیت تاریخ پی برد و تاریخ را هویت ملی میدانست.
او به حقوق برابر زنان نیز اعتقاد داشت و در یکی از نوشتههای خود نوشت: "مگر نه این است که در اسلام زن ارث میبرد پس چرا برادران من ارث مرا ضبط کردند؟" هرچند این جمله نشان از ظلم روزگار و برادرانش و محروم کردن او از ارث است، اما او در این زمینه برای برخی از علمای زمان خود نامه فرستاد و ۲ تن از روحانیان از جمله آیت الله بهبهانی دهکردی و نجفی اصفهانی به او پاسخ دادند که نشان از جایگاه والای او در میان جامعه است.
بیبی مریم بختیاری در عصری که زن جایگاهی نداشت، برخی از مسائل مربوط به زنان را مطرح و مطالبهگری کرد.
او پرسشها و مطالبات جدیدی در خصوص حق طلاق و دلیل اینکه زنان حق طلاق ندارند، دلیل اجازه ندادن به زنان برای حضور در اجتماع و جامعه، پرده نشینی و مبحوس شدن زنان در خانه، ازدواج اجباری زنان که خود تجربه تلخی از آن داشت، صحبت کرد.
بیبی مریم بختیاری هر ۲ ازدواجش را سیاسی و اجباری میدانست و به همین دلیل با ازدواجهای اجباری مخالف بود و در کتاب خودش بارها از این مسائل یاد کرد. او آرزوی رشد و پیشرفت زنان را داشت و آنها را به داشتن اندیشههای والا تشویق میکرد.
ایرنا: نقش سازنده و موثر بیبی مریم در تاریخ ایران چیست؟
زارعی: هر فرد از ۲ لحاظ نگرش و دیدگاه یا رفتاری و عملی میتواند نقش موثر و کارسازی داشته باشد. بیبی مریم بختیاری هم از نظر نگرشی با سخن گفتن از حقوق زنان و تلنگر زدن به جامعه ایران در زمان خود و هم از نظر عملی در فتح تهران، سرنگونی حکومت خودکامه محمدعلی شاه، قطع دست روسیه در مشروطه و اوضاع داخلی ایران، به زیرکشیدن استبداد، برقراری دوباره مشروطه و حکومت قانون، کمک به فقرای اصفهان، جنگ رودررو با روسها و کمک به رییس علی دلواری نقش موثری در تاریخ ایران ایفا کرد.
او با سخن گفتن از حقوق زنان، نفی ازدواج اجباری، مطالبه حق طلاق برای زنان، حضور آنها در جامعه و شاغل شدن، زمینه را برای بهبود وضعیت زنان در جامعه و کمتر شدن موانع فراهم کرد. همانطور که بعد از آن، برخی از این آرمانها از جمله آموزش و شاغل شدن زنان محقق شد و به طور حتم در آینده نیز تاثیراتی خواهد داشت و اگر امروزه بخشی از جامعه زنان برای این مسائل مطالباتی دارند، ریشه در عقاید پیشنیان از جمله بیبی مریم بختیاری دارد.
ایرنا: ضرورت بزرگداشت این افراد چیست و چه پیشنهادی دارید؟
زارعی: یکی از ویژگیهای جامعه و ملتی که همواره در مسیر رشد و پیشرفت قرار دارد، وجود قهرمانان و اسطورهها است و ایران قهرمانان و اسطورههای زیادی دارد.
یکی از چهرههایی که برای افراد به ویژه زنان میتواند موثر باشد، بیبی مریم بختیاری است. با توجه به اینکه بیبی مریم بختیاری نمونه یک زن ایرانی با تفکرات سنتی و مدرن است که ضمن پایبندی به مسائل ایلی، فرهنگ و تاریخ ملی خود، حفظ حجاب و به جای آوردن واجبات دینی، افقهای دوردست و چشماندازهای آینده را هم در نظر داشت و به مدرنیته باور داشت.
او میتواند یک الگو و قهرمان شاخص عنوان شود و لازمه این امر بزرگداشت او و شناساندن او به جامعه ایرانی و فرزندان امروز است تا با الگوگیری از این شخصیت بزرگ، وطن پرستی را بیاموزند و به میهن خود عشق بورزند.
اگرچه تاکنون پژوهشی زیادی در خصوص بیبی مریم بختیاری انجام نشده است، اما اقداماتی همچون نوشتن یک کتاب توسط خانم پریچهر سلطانی در خصوص او، انتشار یک تمبر یادبود، ساخت یک تندیس از چهره او و تولید فیلم بانوی سردار انجام شده است.
این اقدامات با توجه به پیشرفت علم و فناوری و پایین بودن میزان مطالعه ایرانیان و نداشتن اطلاعات تاریخی بسیار کم است و لازم است همایشهای استانی و ملی به صورت سالانه برگزار شود، در تقویم کشوری روزی را به نام او نامگذاری کنند، تندیسهایی از او در استانهای مرتبط و حتی در کل کشور ساخته شود، میدانی به نام او در پایتخت ایجاد کنند، در برنامههای تلویزیونی بیشتر به این شخصیت پرداخته و به مناسب درگذشت او یا مناسبتهای دیگر یاد و خاطرات او در ذهن ایرانیان تکرار شود.
منابع:
https://www.irna.ir/news/84198192/%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D9%87%D9%85-%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%AE%D8%AA
https://www.iribnews.ir/fa/news/3222685/%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C-%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA
https://fa.wikipedia.org/wiki/
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C_%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C