پاسخ به:ضرورت، اهمیت و کارکردهای ازدواج از نگاه دین
جمعه 1 اسفند 1399 10:32 AM
مخاطرات و آفات تجرد:
با توجه به پایین آمدن سن بلوغ جنسی در دختران و پسران، مدت زمانی طولانی که دورة تجرد جوانان را تشکیل میدهد – یعنی فاصله سنی بین بلوغ تا ازدواج – مخاطرات و آسیب¬های قابل توجه و تأملی را ایجاد کرده است.
آنچه که مخاطرات این دورة طولانی را دو چندان کرده است فضای رسانهای- رسمی و غیررسمی محیط اجتماعی نامناسبی است که متاسفانه با انواع تحریک جنسی آمیخته شده است.
دوره طولانی تجرد و عدم دسترسی به فرصت ازدواج مضاعف بر محیط نامناسب و تحریک¬آلود زمینة ایجاد انحرافات و آسیبهای روحی را فراهم ساخته و جامعه جوان را از درون متلاشی میکند.
روی آوردن به روابط غیرمتعارف و غیر شرعی دختر و پسر و سهولت دسترسی به ارضای غیرمتعارف جنسی، کاهش مسئولیتپذیری و احساس گناهکار بودن را در شخصیت جوان به دنبال دارد که این خود متقابلاً رجوع به روابط غیر شرعی را افزایش می¬دهد و این چرخ معیوب ادامه مییابد. کاهش اعتماد به نفس و دوری از سایر مصادیق زندگی دینی، ترک واجبات، گرایش به ادیان انحرافی و موهوم «برای فرار از احساس بی¬دینی» عدم تمایل جوانان به ازدواج و نپذیرفتن مسئولیت زندگی مشترک، طلاق و پیامدهای منفی آن و بسیاری از مشکلات آینده نتیجة عدم توجه به نیازهای جوانان و عدم توجه به ترویج راه صحیح و شرعی اطفاء نیازهای جنسی است.
همچنین در برخی موارد افسردگی، احساس یأس و ناکامی در بسیاری از کارها، ترک تحصیل، بیانگیزگی در زندگی و خدای ناکرده پیامدهای ناگوار آن نیز از منظری دیگر پیامد طولانی شدن دورة تجرد و ناتوانی در امر ازدواج میباشد.
اینجاست که بر این فرمان الهی اصرار میشود و قرآن کریم بزرگترها و والدین را مسئول ازدواج جوانان میداند. «وانکح الأیامی منکم»
(وضعیت هشداردهنده جامعه در مورد ازدواج ):
1- نگاهی به وضعیت عمومی جامعة ایرانی در مورد ازدواج
کشور ما به عنوان یک کشور در حال توسعه به حساب میآید و امروزه به دنبال صنعتی شدن جوامع، جنبههای گوناگون زندگی فردی و اجتماعی دستخوش تغییرات و تحولات ژرف و فراگیری شده است. تحت تأثیر دگرگونی در شرایط اجتماعی، تغییرات عمدهای در جنبه¬های اجتماعی نظیر موضوع ازدواج پدیدار گشته است. جوامع پیشرفته هم¬اکنون با مسایلی همچون افزایش میانگین سن ازدواج، تغییر دیدگاه-های جوانان در امر ازدواج و مواردی از این قبیل مواجهند.
شایان گفتن است که ازدواج نه تنها در ابعاد کمی مورد اشاره در بالا دچار تغییرات قابل ملاحظهای شده است بلکه امروزه ارزش¬ها و هنجارها در موضوع ازدواج در جوامع گوناگون و نزد ملل مختلف شباهتها و نقاط اشتراک فروانی یافته است. تردیدی نیست که تغییر ساختار جوامع از شکل سنتی به مدرن که اقتضائات ویژهای را پدید میآورد، در پیدایی این شباهتها نقشی اساسی دارد. امروزه اغلب مشاهده میشود، ارزشها و هنجارهایی نزد جوانان کشورهای مشرق زمین- که بسیاری از آنها صاحب فرهنگ و تمدن دیرینهای هستند و سنت¬ها و آداب و رسوم ریشهداری در موضوع ازدواج دارند- رواج یافته که دقیقاً نزد جوانان جوامع پیشرفته به ویژه جهان غرب رواج دارد. امروزه پدیدة جهانی شدن تمایلات، خواسته¬ها، آمال و آرزوها و همچنین ارزشها و رفتارهای بسیاری از افراد نوع بشر را به یکدیگر نزدیک ساخته است.
در جوامع در حال پیشرفت نیز به مانند جوامع پیشرفته ارتباط با جنس مخالف حتی در امور جنسی به یک امر قابل قبول در آمده است. اما خوشبختانه هنوز این پدیده رایج در جامعههای صنعتی، به شیوة آشکار در جامعه ما مرسوم نشده است. با این حال وضعیت به گونهای است که جامعة جوان، بی¬میل به این جهت نیست، زیرا از یک سو آمادگی ازدواج دایم را ندارد و از سوی دیگر تحت فشار غرایز جنسی است. بنابراین بی¬توجهی به شیوهمند کردن این ارتباط، جامعه را با مشکلات فراوانی مواجه خواهد نمود که هم اینک هم با برخی از آنها دست به گریبان هستیم.
وضعیت کنونی جامعه را در امور جنسی می توان به طور خلاصه در چند بند مورد بازبینی قرار داد:
1- اسباب تحریک جنسی و ارتکاب فعل حرام رو به گسترش می باشد.
2- نیازهای جنسی ارضاء نشده در برخی از اقشار جامعه، مشهود است.
3- عدم ارضای جنسی از راه حلال، عامل بسیاری از انحرافات در جامعه است.
4- تأثیر خشونت¬های جنسی در ارتکاب قتل¬ها، بزه¬ها، ابتلاء به اعتیاد، ناهنجاری¬های رفتاری، بدحجابی و... قابل انکار نیست.
5- برخی از سفرها به خارج از کشور در قالب تحصیل، تجارت، ورزش، سیاحت، ساخت فیلم و... با انگیزه جنسی صورت می¬گیرد که علاوه بر خسارت فراوان معنوی، ضرر مهم اقتصادی نیز در بردارد.
6- گرفتاری فکری به خاطر امور جنسی، موجب افت تحصیلی و علمی در سازمان¬های آموزشی گردیده است.
2- آسیب¬شناسی فرهنگی ازدواج
اموری که به عنوان آسیب و مانع بر سر راه ازدواج است، می¬توان به شرح زیر مطرح کرد:
الف- آسیب¬ها در بخش جوانان و نوجوانان
1- در درصدی از جوانان انگیزه اقدام به ازدواج از بین رفته و ترس از ازدواج به خاطر احتمال شکست (که گاهی به معنی تجرد تا آخر عمر است) تقویت شده است.
2- به دلیل هرزگی برخی از پسران و از میان رفتن پرده¬های حیاء در میان برخی از دختران، تنوع¬طلبی جنسی یا انحرافات اخلاقی، جایگزین ازدواج گردیده که نتیجة آن، شکل گرفتن زندگی¬های مجردی تا آخر عمر یا ازدواج متزلزل و ادامه انحرافات اخلاقی است.
3- تبلیغات در صدا و سیما و فیلم¬ها نیز بعضاً مخالف روش ازدواج دینی است، مانند: تأکید و اصرار بر استقلال جوانان در ازدواج یا نمایش دادن رابطه و عشق¬های آتشین قبل از ازدواج
4- اشتغال دختران نیز رو به فزونی گذاشته است که این پدیده، هم انگیزه آنان را به خاطر استقلال اقتصادی برای ازدواج کم می¬کند و هم به خاطر کمبود شغل، مانع اشتغال و در نتیجه، مانع ازدواج مردان می¬شود.
5- اقشار تحصیل¬کرده و مورد احترام جامعه نیز از تأخیر ازدواج دفاع می¬کنند
6- شیوع روابط دوستی میان دختران و پسران
7- افزایش قابل توجه - هر چند اندک - زندگی دختران و پسران زیر یک سقف بدون ازدواج (همانند جوامع غربی)
8- پدیدار شدن انواع بیماری¬های جنسی حتی از نوع خطرناک آن مانند ایدز و افزایش آمار آن در اثر روابط نامشروع
ب- آسیب¬های موجود در عموم مردم
1- از نظر عامه مردم، سن صلاحیت برای ازدواج در حال بالا رفتن است و الگوی مناسبی برای زمان خاص، ارایه و تبلیغ نشده است.
2- فرهنگ عامه، عدم اقدام خانواده¬ها برای ازدواج فرزندانشان را چندان عیب نمی¬شمارد و آن را از خانواده¬ها طلب نمی¬کند.
3- در فرهنگ عامه، تجرد عیب شمرده نمی¬شود.
ج- آسیب¬ها در بخش خانواده
1- طرز تفکر بیشتر خانواده¬ها این است که ازدواج فرزندان خود را حتی به اندازه تحصیل به موقع و سربازی آنان، شغل و مسکن مناسب و خرج¬های سنگین را برای ازدواج لازم نمی¬پندارند.
2- پایداری خانواده¬ها به خاطر عدم رعایت دستورات دینی مورد تهدید قرار گرفته است؛ مانند: رابطه قبل از ازدواج پسر و دختر یا حاکم شدن روابط قانونی به جای روابط اخلاقی به بهانة دفاع از حقوق زنان که نتیجه آن، تبدیل شدن محیط شیرین اخلاقی به محیط خشک قانونی است.