در سوگ خورشید سامرا

 
hosinsaeidi
hosinsaeidi
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 4234
محل سکونت : کرمانشاه

در سوگ خورشید سامرا
یک شنبه 12 آبان 1398  12:48 AM

 

در سوگ خورشید سامرا

 

امروز عسکری به جهان دیده بسته است

قلب جهان و قطب زمان دل شکسته است

 

امام حسن عسکری علیه السلام در روز جمعه هشتم ربیع الاول سال 232 در مدینه منوّره دیده به جهان گشود. پدر بزرگوار آن حضرت امام هادی علیه السلام و مادر گرامی اش با نام های سلیل، حدیث و سوسن شناخته می شود.

مدت امامتِ امام حسن عسکری علیه السلام شش سال بود که از سال 254 آغاز شد و در سال 260 با شهادت آن حضرت پایان یافت. آن حضرت در طول زندگانی و به ویژه در دوران امامت خویش، به واسطه مبارزه با طاغوت های زمان، در تبعید و زندان و تحت نظر خلفای وقت به سر می برد و سرانجام در هشتم ربیع الاوّل سال 260 و در 28 سالگی، در شهر سامرا و به دستور احمد مُعتَمد، پانزدهمین خلیفه ستمگر عباسی مسموم شد و به شهادت رسید. (تبریزی، 1381: 15)

شرایط سیاسی ـ اجتماعی عصر امام حسن عسکری علیه السلام

خلفای عباسی از هرگونه اعمال فشار و محدودیت بر پیشوایان معصوم دریغ نمی کردند و این فشارها در عصر امام جواد، امام هادی و امام عسکری علیهما السلام به اوج خود رسید. شدت این فشارها به قدری بود که سه پیشوای بزرگ شیعه که در مرکز حکومت؛ یعنی شهر سامرا می زیستند، با عمر کوتاهی جام شهادت نوشیدند؛ امام جواد علیه السلام در 25 سالگی، امام هادی علیه السلام در 41 سالگی و امام حسن عسکری علیه السلام در 28 سالگی که جمعاً 94 سال می شود. این مسئله، از شدت فشارها و صدمات رسیده بر آن بزرگواران حکایت دارد، ولی در این میان، فشارها و محدودیت های زمان امام حسن عسکری علیه السلام به دو علت از دو پیشوای دیگر بیشتر بود:

در زمان امام عسکری علیه السلام شیعه به صورت یک قدرت عظیم در عراق در آمده بود و همه مردم می دانستند این گروه، به خلفای وقت معترض اند و حکومتِ هیچ یک از عباسیان ستمگر را مشروع و قانونی نمی دانند؛ بلکه معتقدند امامت الهی در فرزندان علی علیه السلام باقی است و در آن زمان، شخصیت ممتاز این خانواده امام حسن عسکری علیه السلام بود. گواه قدرت شیعیان، اعتراف «عبیدالله» وزیر «معتمد» عباسی به این موضوع است.

توضیح اینکه، پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام برادر آن حضرت؛ یعنی جعفر کذّاب، نزد عبیدالله رفت و گفت: مَنصب برادرم را به من واگذار؛ من در برابر آن سالیانه بیست هزار دینار به تو می دهم. وزیر به او پرخاش کرد و گفت: ای احمق، خلیفه آن قدر به روی کسانی که پدر و برادر تو را امام می دانند، شمشیر کشید تا بلکه بتواند آنان را از این عقیده برگرداند، ولی نتوانست، و با تمام کوشش هایی که کرد، توفیقی به دست نیاورد. اینک اگر تو در نظر شیعیان امام باشی، به خلیفه و غیرخلیفه نیاز نداری و اگر در نظر آنان چنان مقامی نداشته باشی، کوشش ما در این راه، کوچک ترین سودی برایت نخواهد داشت.

خاندان عباسی و پیروان آنان، بر اساس روایات و اخبار متواتر، می دانستند مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف که تار و مار کننده همه حکومت های خودکامه است، از نسل امام حسن عسکری علیه السلام خواهد بود. به همین دلیل، پیوسته مراقب وضع زندگی آن حضرت بودند تا بتوانند فرزند او را به دست آورند و نابود کنند.

به این دو دلیل، فشار و اختناق درباره پیشوای یازدهم بسیار شدید بود و از هر طرف آن امام هُمام را تحت کنترل و نظارت داشتند. حکومت عباسی به قدری از نفوذ و موقعیت مهم اجتماعی امام نگران بود که آن حضرت را ناگزیر کرده بود هر هفته روزهای دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شود. (پیشوایی، 1375: 620 ـ 622)

ابعاد هفتگانه فعالیت های امام حسن عسکری علیه السلام

امام حسن عسکری علیه السلام با وجود همه فشارها، نظارت ها و مراقبت های بی وقفه حکومت عباسی، یک سلسله فعالیت های سیاسی، اجتماعی و علمی در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افکار ضداسلامی انجام می داد که می توان آنها را بدین گونه خلاصه کرد:

کوشش های علمی در دفاع از آیین اسلام و ردّ اشکال ها و شبهه های مخالفان، و نیز تبیین اندیشه درست اسلامی؛ چنان که با وجود اختناق بسیار آن دوره، تعداد شاگردان آن حضرت را بیش از صد دانشمند برجسته دانسته اند.

ایجاد شبکه ارتباطی سرّی با شیعیان مناطق گوناگون، از راه تعیین نمایندگان و اعزام پیک ها و ارسال پیام ها. برخی از این شهرها و مناطق عبارت اند از: کوفه، بغداد، نیشابور، قم، آوه، مدائن، خراسان، یمن، ری، آذربایجان، سامرا و بصره.

فعالیت های سرّی سیاسی، با وجود تمام نظارت ها و مراقبت های حکومت عباسی. برای مثال، عثمان بن سعید عَمری، که بعدها از نمایندگان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در غیبت صغری شد، در پوشش روغن فروشی، اموال و وجوهات شیعیان را به امام حسن عسکری علیه السلام می رساند و مأموران عباسی نیز هیچ گاه از این ماجرا آگاهی نیافتند.

حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، به ویژه یاران خاص خود؛ چنان که پس از یاری یکی از یاران بدو پیغام داد: هرگاه نیاز داشتی، خجالت نکش و پروا مکن و از ما بخواه، که به خواست خدای تعالی به مقصود خود می رسی.

تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه در برابر فشارها و دشواری های آن دوره. آن حضرت از راه نامه نگاری، شیعیان برجسته خویش را از نظر روحی تقویت می کرد و به آنان در راه مبارزه جانانه، دلگرمی می بخشید.

امام حسن عسکری علیه السلام برای زدودن زنگار شک و تردید برخی از شیعیان، ونیز هدایت گمراهان، ناگزیر می شد پرده های حجاب را بالا بزند و از عالَم غیب خبر دهد و این، مؤثرترین شیوه جلب مخالفان و تقویت ایمان شیعیان بود.

آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت فرزند خود، امام دوازدهم. (نک: همان: 626 ـ 652)

چند داستانک از زندگی امام حسن عسکری علیه السلام

(1)

مرد از بستگان امام حسن عسکری علیه السلام بود، ولی شراب هم می نوشید. یک بار رفت خانه وکیل حضرت در قم، ولی وکیل به دلیل شرابخوار بودنش راهش نداد.

وکیل که رفت سامرا، امام به خانه راهش نداد. گریه کرد و دلیل کار حضرت را جویا شد، فرمود: آن مرد از سادات بود؛ باید حرمتش را نگاه می داشتی.

وقتی وکیل برگشت قم، رفتار امام را برای آن سید تعریف کرد. مرد به گریه افتاد و دلش شکست. بعد رفت شیشه های شراب را شکاند و توبه کرد. (مستغنی، 1386: 86)

(2)

شخصی از آزار و اذیت همسایه اش به امام حسن عسکری علیه السلام نامه نوشت و شکایت کرد. حضرت پاسخ داد: به زودی از شر او خلاص می شوی؛ زیرا از طرف پسرعمویت به تو مالی می رسد.

چند روز بعد خبر آوردند که پسرعمویت مرده، ولی وارثی جز تو ندارد. مرد هم خانه ای تازه خرید و از شر آن همسایه خلاص گردید. (همان: 69)

(3)

چند نفر از یاران امام حسن عسکری علیه السلام بی صبرانه در کوچه ایستاده بودند و انتظار آمدن ایشان را می کشیدند. نگاه هاشان را به ته کوچه دوخته بودند، که ناگهان دیدند کسی نامه ای به ایشان داد. دست خط امام بود؛ نوشته بود: به من سلام نکنید؛ اشاره هم نکنید؛ نه با دست، نه با سر. جان‎تان در خطر است؛ زیرا اینجا پر از جاسوسان حکومت است. (همان: 41)

(4)

عباسیان امام را مسموم کردند. تشنه بود؛ می خواست آب بخورد، ولی دست هایش می لرزید و کاسه به دندان مبارکش می خورد. اشاره کرد به یکی از دوستانش که به اتاق کناری برود. در را که باز کرد، کودکی را در حال سجده دید. تا به حال پسر امام، مهدی زیبا چهره را ندیده بود. سر از سجده برداشت و به اتاق آمد. مهربانانه کاسه آب را به دهان پدرش، حجت خدا، امام حسن عسکری علیه السلام نزدیک کرد؛ لحظات آخر عمر آن بزرگوار بود.. ... (همان: 97)

در سایه سار کلام معصوم سیزدهم

دو ویژگی است که بالاتر از آن وجود ندارد: ایمان به خدای سبحان، و سود رساندن به برادران. (ربانی، 1382: 154: ح582)

اگر همه پلیدی ها را در خانه ای نهند، کلید آن دروغ است. (همان: ح583)

تقوای الهی پیشه کنید و مایه زینت ما باشید؛ نه مایه سرشکستگی ما. (همان: 155: ح584)

بهترین برادر تو کسی است که خطایت را فراموش کند و احسان تو را به خود، به یاد آورد. (همان: ح585)

هر که برادرش را در خلوت پند دهد، او را آراسته است؛ و هر کس برادرش را در جمع پند دهد، او را سرشکسته کرده است. (همان: ح586)

شادمانی کردن نزد انسان غم دیده، بی ادبی است. (همان: ح587)

انسان دو زبان و دورو، چه بد بنده ای است. (همان: ح588)

کسی که پارسایی، خوی او؛ بخشندگی، طبیعت او؛ و بردباری، خصلت او باشد، دوستانش زیاد است. (همان: ح589)

منابع

پیشوایی، مهدی. تابستان 1375. سیره پیشوایان: نگرشی بر زندگانی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی امام معصوم علیهم السلام. قم: مؤسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق 7. چاپ سوم.

تبریزی، عبدالکریم. «سیری در سیره فردی و اجتماعی امام حسن عسکری»، ماهنامه مبلغان. ش30 (تیر 1381).

ربّانی، هادی و سید محسن موسوی. 1382. آینه یادها: مناسبت های شمسی و قمری در قرآن و حدیث. قم: دارالحدیث.

مستغنی، فاطمه. 1386. آفتاب نیمه شب: روایت داستانی زندگی امام حسن عسکری علیه السلام. اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان. چاپ نخست.

(محمود سوری)

تشکرات از این پست
khaliln ali_81 nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها