0

خاطرات روزه داری

 
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:خاطرات روزه داری
پنج شنبه 14 دی 1396  8:27 AM

12ساله که بودم نزدیک اذون مادرگفت فرشون پاشوبرونون بخر

منم که بعدازچندروزروزه داری سرم گیج می خورد رفتم توصف وایستادم هنوز4نفرمونده بودکه نوبتم بشه ناگهان سرگیجه هاتشدیدیافت ومنجربه سقوط من به زمین شد

یکی ازشیشه های عینکم شکست وخودم شیشه هاروپاک کردم

شاطرکه اوضاع رواینطوری دیدگفت

بیاپسرجان نونتوبگیروبرو

منم خوشحال که از4نفرزودترنوبتم شده

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

تشکرات از این پست
aftabm
دسترسی سریع به انجمن ها