پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396 10:10 PM
تاریخ: 1358/02/31
بسم الله الرحمن الرحیم
ما یک قسم مسائل اصولی داریم که الان مطرح است، یک قسم مسائلی فرعی داریم که بعد از اینکه مسائل اصولی تحقق پیدا کرد باید مطرح کرد که ما اگر مسائل فرعی را الان مطرح بکنیم ممکن است که از آن مسائل اصولی که اساس مسائل است عقب بمانیم، یا به واسطه طرح این مسائل که گاهی موجب یک اختلافاتی می شود ما در نهضت شکست بخوریم از این جهت آنچه من الان به نظرم می آید این است که شما می دانید که در این نهضت آن چیزی که ما را پیش برد دو مطلب بود، که یکی از آنها اساس بود و یکی از آنها به واسطه آن اساس تحقق پیدا کرد. آن که اساس بود اینکه مردم به عنوان اسلام و به عنوان ایمان و عقیده وارد این میدان شدند، چون برای ایمان و اسلام وارد شدند، همه قشرها با هم متحد شدند که آن رمز حقیقی که اتحاد همه در یک جهت، وحدت همه در یک مسیر، موجب شد که تا حالا ما مطلب را رساندیم، یعنی مطلب را، آن مطلبی که همه ممتنع می دانستند، در ایران تحقق پیدا کرد. ممتنع می دانستند که یک ملتی با نداشتن ابزار و با نداشتن یک نظام سیاسی که همه را روی آن نظام سیاسی هدایت کند و خالی بودن دستشان از همه اسلحه های روز بلکه همه اسلحه ها که اسلحه های آنها (حالا را یک قدری غمض عین کنید که یک قدری تفنگ پیدا شده است) آنطور که به ما می گفتند کاردتوی مطبخ، چوب توی خانه بود و باقی هم با دست خالی، زن ها هم بچه هایشان را بغل می کردند می آمدند بیرون. آن که رمز بود این بود که همه باهم بودند و همه هم فریادشان این بود که ما این رژیم فاسد را نمی خواهیم و ما یک جمهوری اسلامی می خواهیم. این اسباب این شد که ما آن مطلبی را که دنیا ممتنع می دانست که هیچ بر همه چیز غلبه پیدا بکند (البته روی حساب های ما دیگری) ملت ایران روی حساب معنویت و توجه به خدای تبارک و تعالی و ایمان پیش برد و این قدرت های شیطانی را که پشت سرش هم قدرت ابرقدرت ها بود شکست به طوری که نتوانستند آنهایی که می خواستند این مرد را نگه دارند نتوانستند نگه دارند، کوشش کردند ، تهدید کردند، ما که در پاریس بودیم تماس می گرفتند با ما از طرف آمریکا که ابتدائاً به اینکه (ما پشتیبان هستیم، چه، چه) بعد هم که به اینکه (شما یک قدری صبر کن حالا زود است، حالا نروید حالا زود است) که ما هم توطئه را فهمیده بودیم. با هیچ ما غلبه کردیم بر همه چیز و این را برای همین نکته بود که ما همه با هم بودیم و از مرکز تا
آخر بلدی که در ایران بود، ده و شهر و قصبه و بزرگ و کوچک و همه اقشار در همه جا با هم اتحاد پیدا کردند و این نبود جز در سایه اسلام، هیچ چیز دیگر نمی توانست اینطور قدرت داشته باشد که همه را با هم توافق بدهد و آن چیزی که شما را در این میدان پیروز کرد همین بود و ما الان به پیروزی نهائی نرسیدیم.
الان به نظر من امروز ایران حساسیتش بیشتر از آن روزی است که هجوم می کردیم و مردم را بسیج می کردیم برای مبارزه، برای اینکه آن وقت همه توجه شان به این بود که این سد را بشکنند این سد بزرگی که مانع از پیشرفت ما بود و همه نظرشان به این بود که این سد را بشکنند، توجه به مسائل خودشان نداشتند، همه توجه به این داشتند که این سد باید شکسته بشود، همه با هم بدون اینکه ملتفت این باشند که امروز مثلاً ناهار خوردند یا نه، قرض دارند یا نه عرض کنم سفته در کجا دارند یا نه، هیچ این توجه نبود در کار، همه با هم فشار آوردند و آن سد بزرگ را شکستند. در هر انقلابی وقتی که به یک نقطه ای رسید که یک پیروزی پیدا شد آن وقت وقت حساسیت انقلاب است که مردم خودشان را پیروز دیدند، بعد توجه می کنند به اینکه خوب حالا ما چه، چه شد، حالا زندگی مان چه، حالا قرض داریم، حالا سفته هایمان چه، حالا بازارمان چه. این اسباب این می شود با ضمیمه اینکه این کارشناس هایی که آنها دارند، آمریکا به این زودی دست از ما بر نمی دارد، کارشناس هائی که اینها دارند، اینها روانشناسی را از صد سال پیش از این یا بیشتر روانشناسی در ایران را شروع کرده اند و می دانند چه بکنند. الان عمال آنها بین اقشار مردم افتاده اند که: (خوب، این هم رفتن شاه و این هم حکومت جمهوری، چه شد؟) عمال اینها توی اقشار مردم افتاده اند برای اینکه مردم را سرد کنند و این نهضت را به سستی بگرایانند و موجب این بشود که این نهضت خاموش بشود، آنها سر بلند کنند. در صورتی که وقتی روی محاسبات ما حساب بکنیم و ببینیم که تا حالا چه شده است و بعدها ما می خواهیم چه بشود. تا حالا معجزه شده است، چه شده یعنی چه؟ تا حالا شما اسیر بند و قید سازمان امنیت که در همه جا ریشه داشت و همه را به رنج می کشید از این حبس های بزرگ که بعضی عکس هایشان را وقتی که نشان می دهند انسان وحشت می کند، زیر زمین چه کردند اینها با مردم، خوب این کم کاری بود که این نهضت کرد؟ این (چه شد) یعنی اینکه این کم کاری بود. کاری است که همه دنیا، آنهائی که متفکر هستند در دنیا، حیرت کردند که این چه جور واقع شد، چه جور این سد شکسته شد. از آن طرف دست اجانب که باز بود در خزائن ما، نفت ما را همه اش را می بردند در ازایش برای خودشان پایگاه درست می کردند و اینجا به اسم اینکه ما می خواهیم عوض بدهیم می فرستادند آن آهن پاره هایشان را یا آن عرض می کنم اسلحه هائی که ایران اصلاً اطلاع بر آن نداشت که این را چه جور باید چه بکنند، می فرستادند اینها را به ازاء اینکه ما نفت را می گیریم و اینها را می دهیم. اینها برای
خودشان بودند، نه برای ما، برای اینکه ما که اطلاع از اینها نداشتیم. اینها برای این بود که پایگاه اینجا درست کنند و اگر چنانچه با شوروی یک وقتی بناست دعوا کنند، اینجا پایگاه داشته باشند. هم نفت را می بردند، هم عوضش برای خودشان پایگاه درست می کردند با اسم اینکه ما می خواهیم عوض بدهیم که مبادا صدا در آید پس یک کار بزرگ محیرالعقول دیگر واقع شد و آن اینکه دست آمریکا و دست انگلستان، شوروی و همه اینها از خزائن ما کوتاه شد. الان نفت مال خودمان است و عرض می کنم چیزهای دیگر هم مال خودمان است و نفتش هم از خودمان، همه چیز از خودمان (هیچ نشد) را، (چه شد) را، اینهائی که می خواهند نهضت را خاموش کنند این مسائل را پیش می آورند که حالا چه شد. می روند توی کارخانجات به این کسانی که آنجا کار می کنند و بیچاره ها اطلاعی از مسائل ندارند، طرح می کنند این مسائل را (خوب حالا دیگر، خوب چه شد؟ چه شد؟) از آن طرف می روند در کشاورزی نمی گذارند کشاورزها کار خودشان را بکنند و تبلیغات می کنند، در صورتی که اگر اینها بگذارند، آن برنامه های آتیه زود انجام می گیرد. شما ملاحظه بکنید راجع به رفراندم یک مسألهای بود که همه ملت این را می خواستند، با شوق و شعف می خواستند، اینها برای خاطر ملت بود که می ریختند و صندوق ها را آتش می زدند و با عرض می کنم اسلحه مردم را منع می کردند از اینکه بروند رای بدهند، خودشان هم تحریم می کردند؟! اینها هوادار ملت بودند که این کار را می کردند؟! یا خیر می خواستند این ملت رفراندم را نکند آشوب باشد و حکومت باز همان، حکومت سابق باشد یا شبیه به آن باشد، والا رفراندم یک امر ملی بود که همه ملت می خواستند و ما دیدیم که 5/99% را ملت رای دادند و نیم درصد تقریباً رای مخالف داد، در صورتی که همه اقشارشان با هم جمع شدند و رای مخالف دادند نیم درصد بود، یک چیزی که همه ملت می خواستند، چرا اینها جلوگیری می کردند؟ یا حالا برای مستضعفین می خواهند خانه درست بکنند، مردم می خواهند خانه درست کنند، زن ها پول هایشان را دادند، زر و عرض می کنم که جواهراتشان را، اقشار مختلف و زیادی از خانم ها آمده اند آن چیزهائی که در عمرشان ذخیره کرده اند، حالا برای مستضعفین دارند می دهند که خانه بسازند، اینها افتاده اند توی مردم با اقسام مختلفه برای جلوگیری از اینکه نشود این کار، چرا نشود؟ این مضر به حال مردم است؟! این برای آنهائی که شما می گوئید ما برای آنها می خواهیم کار بکنیم، این برای آنها کار نیست؟! نه، مسأله این نیست، مسأله این است که اینها می خواهند که آرامش در ایران پیدا نشود، کاری انجام گرفته نشود. وقتی آرامش نشد و کار برای مردم انجام گرفته نشد، شلوغ می شود. وقتی شلوغ شد آنها به مقاصد خودشان می رسند والا خانه سازی برای مستضعفین و برای مردم کارمند و کارگر و سایر مردم یک چیز بدی هست؟! یک چیزی مخالف با مثلا مصلحت ملت است؟! یانه، این موافق مصلحت ملت است؟ این هم می خواهند جلوگیری بکنند. یا کشاورزی، آیا کشاورزی برای مملکت ما یک چیزی مضری است که اینها می روند نمی گذارند بشود؟ یا کار کردن در کارخانه ها، راه افتادن کارخانه ها، این مضر است به حال ملت؟! اینها می خواهند آشوب کنند و دنبال این آشوب شاید به فکر این باشند که اگر آشوب کردند، در خارج دولت هائی که می خواهند ما را
بچاپند، در خارج منعکس کنند که ایران خودش را نمی تواند اداره کند، یکی باید برود اداره اش کند، یک کودتا بکنند و همان مسائل را با یک وضع بدتر از سابق پیش بیاورند و ما باز در سال های طولانی دیگر، تا خدا می داند چه وقت بشود، باز زیر همان چیزهائی که پیشتر بوده، باشیم.
آنکه من الان به شما آقایان عرض می کنم این است که ما الان بین راه هستیم ما نرسیدیم به مقصد. یک مقصد این بود که این اشخاص دزد و چپاولگرها را دستشان را کوتاه کنیم، تا یک قدری کوتاه شد یعنی یک قدر مهمی کوتاه شد، آنها هم مال ملت را برداشتند و خوردند و بردند و فرار کردند اما دستشان الان از اینجا کوتاه است و انشاءالله از آنها هم پس گرفته می شود انشاءالله. و ما آن مقداری که تا حالا کارکردیم موانع را برداشتیم، موانع رشد انسانی و رشد ملی و رشد طبیعی را برداشتیم. اما الان همه موانع برداشته نشده، یک مقدار از این اقشارش باقی مانده و الان دارند مفسده می کنند و باهر حیله ای که باشد، می خواهند یک اختلافی ایجاد کنند. و اما مهم این است که ما مملکت حالا که می گوئیم دست خودمان است، یک مملکتی باشد که خود کفا باشد و سازندگی شروع بشود تا ما مملکت را به طوری که اقتصادش صحیح باشد، کشاورزیش درست بشود، دانشگاه هایش درست بشود، قضاوتش درست بشود، همه اینها آشفته اند چون که اززمان طاغوتند دیگر، الان باز متحول نشده برای اینکه دولت الان دولت انتقالی است، یک دولت مستقری نیست این. بنابراین آنکه الان برای همه ما لازم است این است که تمام توجه مان به این باشد که این نهضت محفوظ باشد، تمام توجه به این باشد که قشر دانشگاهی با قشر - عرض می کنم که مدارس قدیمه اینها باهم جوش بخورند. یکی از کارهائی که اینها در سال های طولانی کردند این بود که دانشگاهی که یک عضو مهمی در هر کشوری است، با روحانیت که یک عضو مهمی در کشور ماست اینها را از هم جدا کنند ،این را دشمن او کنند او را دشمن این با تبلیغات، تبلیغاتشان هم مع الاسف در خود ماها در همه اثر کرده بود که این طایفه آن طایفه را قبول نداشتند و احیاناً لعن می کردند، آن طایفه هم آن طایفه را همین طور. اثرش این بود که نتیجه را دیگران می گرفتند، ما دعوا می کردیم دیگران نتیجه می بردند. قشرهای دیگر هم همین طور هی از هم جدا می کردند، بازاری را از کارگر، کارگر را از دیگران، دیگران همه را، می خواستند آشفته باشد. این نهضت اسباب این شد که یک قدری نزدیک شدیم ماها به هم، یعنی دانشگاهی هم همان حرف ها را می زد که بازاری می گفت، بازاری هم همان حرف را می زد که معممین می گفتند، همه هم همان حرف را می زدند که کشاورزان می گفتند. اگر چنانچه ما این مطلبی که الان یک مقدارش موجود است ولکن یک خرده رو به سستی دارد می رود اگر به داد این نهضت نرسیم و این نهضت خدای نخواسته رو به سستی برود و یک وقت خاموش بشود، خواهید دید که خدای نخواسته مسائل سابق شدیدتر عود می کند.
اینها تاکنون سیلی آشکار نخورده بودند، این اجانب تاکنون لمس نکرده بودند شکست
خودشان را در ایران، در این نهضت لمس کردند. یک مطالبی که حدس می زدند و در مقابل آن حدسشان فعالیت های زیاد می کردند برای اینکه نگذارند اقشار نزدیک به هم بشوند، حالا لمس کردند که یک کشوری اگر همه اقشارش با هم متحد بشوند، هیچ قدرتی نمی تواند جلو اینها بایستد، هیچ قدرتی نمی تواند به اینها پیروز بشود. این مطلب الان احساس کردند و بیشتر مجهز الان هستند برای اینکه ما را از هم جدا کنند. این نهضت برکتش این بود که شما آقایان دانشگاهی که هیچ وقت با ما ملاقات نمی کردید، حالا نشستیم با هم صحبت می کنیم و درد دلمان را می گوئیم. نمی گذاشتند اینها آن آقایانی که مثلاً کارخانه ها و نمی دانم کارگرها و اینها که با ما هیچ وقت ارتباط نداشتند، حالا ارتباط پیدا می کنند. الان می بینم که مثلاً روز پنجشنبه و جمعه که ما می رویم مدرسه فیضیه، گروه های مختلف از دانشجو گرفته تا کارگر گرفته تا عرض می کنم که اقشار مختلفه، نظامی، همه اینها مجتمع می شوند، زن و مرد مجتمع می شوند در آنجا همه با دل راحت. نه نظامی از مردم نفرت دارد و می ترسد نه مردم از او، همه با هم مجتمع می شوند و مطالب گفته می شود، مسائل طرح می شود، این را باید حفظش کنیم، اینها الان در صدد این هستند که با صورت های مختلف، با یک صورت های خیلی به نظر صحیح بین ماها اختلاف بیندازند، چنانچه در رژیم سابق همین مسائل بود و من راجع به این مسائل همیشه سفارش می کردم، مع الاسف غلبه داشتند و نمی شد. قبل از ماه رمضان که از ماه رمضان آنها می ترسیدند، مردم مجتمعند و عبادت می کنند و منبر هست و محراب هست و اجتماع هست، یک مسألهای پیش می آوردند اختلاف بیندازند، قبل از ماه محرم همین کار را می کردند یک مسأله فرعی را پیش می آوردند که ما از مسائل اصلی غفلت کنیم. قبل از ماه رمضان می گفتند (شهید جاوید) تقریباً تمام ماه رمضان را به اینکه یک دسته ای اشکال می کردند، یک دسته ای رفع اشکال می کردند، یک دسته ای فحش می دادند و یک دسته ای به این طرف فحش می دادند می گذشت. آنها هم کنار نشسته بودند به ریش ما می خندیدند که اینطور ما اینها را ملعبه کردیم. تمام ماه رمضان ما در تمام ایران سر یک کتابی که مسأله فرعی بود و هیچ اصلاً چیزی نبود ضایع می کردند وقت ما را و ما را منحرف می کردند از اینکه نسبت به (آنوقت البته قدرت او بود) که نسبت به آنها یک کلمه ای بگوئیم، همه نسبت به خودمان صحبت می کردیم. یک قدری که این سست می شد، حالا می دیدند که یک وقت اجتماع دیگری است می آمدند مسأله شمس آبادی را پیش می آوردند، مرحوم شمس آبادی را. و من احتمال می دهم، بعضی های دیگر هم احتمال می دهند که اصل کشتار از خودشان بود برای اینکه آشوب درست کنند، یک مدت زیادی هم آقایان اهل منبر و پایین و بالا و اینها وقتشان صرف این می شد و از آن مطلب اساسی که داشتند اینها ذهنشان منصرف می شد. بعد می دیدند خوب، این هم یک چیز کمی است تمام نمی شود، دیدند تمام شد دیگر عرض می کنم که وقت این است که باز یک ماه رمضانی باشد، یک ماه محرمی باشد، باز اختلافاتی می خواهند، لازم دارند، باز می افتند در کار، مسأله دکتر شریعتی را پیش می آوردند، از آن طرف دامن بزن به اینکه این مثلاً چطور است، اهل منبر هم بی توجه به مطلب که عمق قضیه چیست منبر می رفتند و حرف می زدند. از آن طرف جوان های داغ هم بی توجه به
واقعیت مطلب از این طرف می افتادند. این دو گروه را مقابل هم قرار می دادند برای اینکه ذهنشان را ا ز خودشان منصرف کنند. امروز که حساسترین مواقعی است که ما در آن واقع هستیم و احتیاج ما به اجتماع، احتیاج ما به اتحاد، بیشتر از هر چیزی است، این مسائل فرعی را باید کنار بگذاریم، برویم روی مسائل اصلی. آمریکا دشمن ماست، ما باید دنبال او برویم و همین طور سایر ممالک خارجی چپ و راست همه آنها هستند که می خواهند ما را بچاپند و شرق را بچاپند، نه فقط ایران را، ایران هم جزئش هست. الان مخازن شرق را می خواهند ببرند، نمی گذارند جوان های ما رشد کنند، دانشگاه های ما را جلویش را می گیرند، نمی گذارند. الان که وقت این است که مثلاً امتحان بدهند، وقت این است که بنشینند، می افتند توی مدارس با یک بهانه ای یک آشوب درست می کنند، یک بساطی درست می کنند. باید ما توجه بکنیم به اینکه مبادا دست های غیر در کار باشد و هست، مبادا ما را دوباره ملعبه کنند و به جان هم بریزند و خودشان استفاده اش را ببرند. دانشگاهی ها ملتفت باشند، مدرسه ای های ما هم ملتفت باشند به اینکه مبادا یک دستی در کار باشد دوباره ما را با یک اسمی به جان هم بریزند و نهضت ما را خاموش کنند و مسائل برگردد به حال اول، همه ما را خرد کنند. مسائل اصلی را الان باید ملاحظه بکنیم، الان گرفتاری هائی که ما داریم، همه داریم، نه اینکه شما تنها دارید، نه اینکه دانشگاهی گرفتاری دارد، همه گرفتاری دارند لکن امروز روزی نیست که ما طرح گرفتاری ها را بکنیم، امروز روزی است که ما این مسائل اصولی را جلو ببریم که یک حکومت مستقری به کار بشود و مجلسی تحقق پیدا بکند از خود مردم و حکومت مستقری از خود مردم تحقق پیدا بکند آنوقت برویم سراغ این مسائل که مسائل بعدی است. الان همه شما، خودم و همه شما مسؤول هستیم، مسوول خدا هستیم، مسوؤل ملت هستیم، مسؤول نسل های آتیه هستیم. ما دستمان الان به جایی رسیده است که می توانیم کار بکنیم الان ما قبلاً محال بود که بشود این سد را شکست لکن شکسته شد. الان ما جوری هستیم که می توانیم کار انجام بدهیم، می توانیم با این وحدت کلمه مجلس موسسان درست کنیم، مجلس شورا درست بکنیم، حکومت مستقر درست کنیم، الان می توانیم این کار را بکنیم و انشاء الله می شود این کار. الان وقت این است که همه توجه به این داشته باشند که با هم باشیم همه با هم. دانشگاهی ها که یک عضو موثرند توجه به این داشته باشند که ما باید با این معممین که یک عضو موثرند، آقایان خیال نکنند که معممین چه، شما می بینید که ملت با اینهاست، ملت که شما با آن ملت می خواهید کار انجام بدهید با اینها هست، هر روزی اینها بخواهند ملت را به یک راهی ببرند، تبعیت می کنند، برای اینکه اینها را نماینده امام می دانند تبعیت می کنند.اینها را از دست ندهید، این یک قوه بزرگی است این قدرت را از دست ندهید، این را من حالا نمی گویم نجف هم که بودم و سابق هم، قبل از آن هم می گفتم که ما این قشر روحانی را اگر از دست بدهیم شکست می خوریم، ماها دیگر عرضه نداریم اینها هستند که می توانند کار انجام دهند، این قشر را نباید از دست بدهیم. روحانی هم گمان نکند که دانشگاهی چه، مقدرات مملکت ما دست دانشگاهی هاست. فردای امروز، مقدرات مملکت ما دست اینهاست، این دو قشر با هم باید جور شوند. اگر این دو طایفه که هر دو از منور الفکرها هستند لکن مع الاسف شما خیال
می کنید که آنها فناتیک هستند، آنها هم خیال می کنند شما بی دین هستید (خیال می کردند، حالا نیست اینطور دیگر) اگر این دو طایفه با هم مجتمع بشوند، رشد داشته باشند، رشد سیاسی داشته باشند، بفهمند که از غیردارند هدایت می شوند، از اجانب دارند هدایت می شوند به اینکه آن طایفه را کنار بگذارند، اسلام منهای آخوند، بفهمند که این مسأله چیزی است که از خارج دارد انجام می گیرد اغفال می کنند شما را، از آن طرف هم آن طایفه بفهمند از اینکه دانشگاهی یک عضو موثری است که ما فردا همه چیزمان دست اینهاست اگر ایران بخواهد یک سعادتی پیدا کند با دست اینها سعادت پیدا می کند، اگر خرابی هم پیدا کند به دست اینها خرابی پیدا می کند. این دو قشر با هم متحد بشوند، توجه داشته باشند که مبادا در این هیاهوئی که گاهی ایجاد می شود، ایجاد اختلاف بشود. در این مسائلی که پیش می آید مبادا یک وقت یک دستی باشد که بخواهد شماها را از هم جدا بکند. همه با هم باشید، همه با هم همکار باشید، همه این نهضت را پیش ببرید. خدا می داند که اگر این نهضت شکست بخورد، تا آخر دیگر ایران روی خوش به خودش نمی بیند. همه مسؤول هستید، من یک طلبه با شمای دانشگاهی فرق نداریم، هر دو مسوول هستیم، نه شما باید به عهده من بگذارید نه من به عهده شما، من به اندازه خودم کار می کنم، شما به اندازه خودتان کار بکنید و همه توجه به این نکته داشته باشید که ما الان مسائل اساسی مان مانده است دنبال این مسائل اساسی باید برویم مسائل فرعی را بعد طرح بکنیم در سایه مسائل اساسی باید طرح بکنیم. الان جزء برنامه هایتان مسائل فرعی را قرار ندهید، الان جزء مسائل اصلی تان را توجه بکنید و این نهضت را پیش ببرید تا یک حکومت مستقری ما پیدا بکنیم، یک حکومتی که انشاءالله این ریشه های گندیده ای که هست اینها هم برداشته شود، یک حکومت مستقری پیدا بکنیم، بعد که حکومت مستقر پیدا کنیم وقت این است که دانشگاهی مسائل خودش را طرح بکند، معمم مسائل خودش را طرح بکند، بختیاری مسائل خودش را. خوب، من اینجا که نشستم از اقشار مملکت می آیند اینجا، همه هم درد دل دارند، راست هم می گویند. بختیاری ها می آیند می گویند که هیچ جابه خرابی محل ما نیست، مانه آب داریم، نه برق داریم نه چیزی، بلوچ ها هم می آیند همین مطلب را می گویند، کردستانی ها هم می آیند همین مطلب را می گویند، خوزستانی ها هم همه همین مطلب را می گویند، همه هم راست می گویند، همه هم درست می گویند که برای آنها کاری نشده برای اینکه این رژیم سابق بنا نبود که برای مردم کاری بکند بنا بود که بچاپد، نه بنا بود که عمل بکند. اطراف تهران که همین محله های، سی و چند محله ای که این مستضعفین هستند، این چادرنشینان هستند، این زاغه نشینان هستند برای اینها کار نکردند. اینها هم نه آب دارند، نه برق دارند، نه هیچی. بنابراین نبود، بنابراین بود که برای یک قشری کار بکنند و آنهائی که منفعت به خودشان می رسانند یا منفعت ازشان می برند برای آنها یک کاری بشود، برای دیگران بنابراین بشود. همه راست می گفتند اما حالا وقت این نیست که بختیاری بگوید یا الله الان همه کارها را انجام بدهید، این معنایش این است که ما یک بختیاری با عرض می کنم دسته دیگر با هم مخالف بشوند و بدبین بشوند به دولت و بدبین بشوند به نهضت و نهضت شکست بخورد و برگردد به آن حال اول که تا آخر بختیاری در - عرض می کنم که
- زحمت و ذلت باشد وخوزستانی هم همین طور. حالا وقت این است که همه ما هدایت کنیم مردم را، شما دانشگاهی ها هدایت کنید رفقای خودتان را، دانشگاهی ها را هدایت کنید به این امر که آقا مبادا یک وقتی دست خبیثی در کار باشد که شما را وادار کند به کاری که اختلاف بین تان واقع بشود.
من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که همه ما آشنا بشویم به وظایفمان و با یک بینش واقعی اسلامی به مسائل نظر بکنیم و از این اشتباهاتی که گاهی می شود احتراز کنیم و همه مان با هم مجتمع، همه با هم یکصدا این نهضت را نگذاریم که خاموش بشود، این را پیش ببریم تا انشاء الله یک حکومت اسلامی که حکومت نمونه است. اسلام غیر سایر حکومت هاست. همه حکومت های عالم (غیر حکومت های انبیا) همه حکومت های عالم، اولاً خوب هایشان آنهائی که خیلی هم مردم خوبی هستند پیش از این کار ندارند که این نظام طبیعت درست انجام بگیرد، دزدی نشود عرض می کنم که خرابکاری نشود، خوب بشود وضع مادی، اینها به معنویات حکومت ها کار ندارند، به من چه که تو مهذب النفس هستی یا نیستی، به من چه که تو عرض بکنم آدم صحیح نیستی، بلکه اگر یواشی هم دزدی بکنی که هیچ کس نفهمد او کاری ندارد، تو صندوقخانه شما را کاری ندارد بیرون نیا عربده بکش، توی خانه ات هر کاری می خواهی بکن، فرض کن در خانه فحشا هم بکند، حاکم چه کار دارد؟ حاکم به این کارها چه کار دارد؟ بیرون نیائید داد و قال بکنید، نظام را به هم نزنید. آن خوب هایشان اینطورند آن بدها هم که اکثراً یا همه یا اکثراً هستند، آنها هم که به فکر این هستند که خودشان چه بشوند. اسلام به همه چیز کار دارد، اسلام قبل از اینکه ازدواج بکنی نقشه آن بچه که شما می خواهید بعد از ازداوج آن بچه را تولید کنید نقشه را قبل از ازدواج شما ریخته است، چه جور زنی انتخاب کن، چه جور مردی انتخاب کن، مرد چه جور باید باشد، زن چه جور باید باشد. برای این است که این انسان مثل یک نباتی می ماند که باید رشد بکند، مثل یک نفر کشاورز که وقتی تخمکاری می کند باید زمین را ببیند چه جور زمینی است، کود را ببیند چه جور کودی است عرض می کنم آب چه وقت لازم دارد، کذا. انسان هم یک همچو موجودی است از قبل از اینکه کشت شود، زمینش را ملاحظه می کند که این زمین چه جور زمینی باید باشد، آن کسی که می خواهد کشت بکند چه جور باشد، بعد از اینکه ازدواج واقع شد زمان تلقیح چه جور باید باشد، همه ابعاد را می خواهد درست کند. اسلام می خواهد انسان درست کند می خواهد آدم درست کند یک آدم اگر موافق تعلیم قرآن درست شود یک وقت می بینید که یک مدرس از کار در می آید که یک مدرس مثل یک گروه است جلوی قدرت رضاخان را، آن قدرت شیطانی را می ایستد، می ایستد تنها، با پیرمردی خودش می ایستد جلویش را می گیرد و جلوی شوروی که می خواستند به ایران حمله کنند می گیرد. اینها هم، خارجی ها هم از انسان می ترسند و لهذا دانشگاهی ها را می خواهند نگذارند از آن انسان پیدا بشود و مدارس ما را هم می خواستند نگذارند و همه اش را می خواستند به هم بزنند و مساجد را به هم بزنند،
همه چیز را. ما الان
موظفیم که با تمام قدرت خودمان، همه توجه خودمان را به این نهضت داشته باشیم که این محفوظ بماند، این به آخر برسد تا یک اسلام آنطوری که باید و شاید بتوانیم انشاءالله باشد که ببینند دموکراسی که اینها ادعایش را می کنند یعنی چه. آزادی که اینها، آزادی بشر بتوانیم آنطوری که باید و شاید تحقق پیدا بکند که یک نمونه ای در عالم و آن حقوق بشری که این حقوقی ها ادعا می کنند و ما دزدها و آدم کش ها را وقتی که به جزای خودشان می رسانیم دادشان در می آید و آقای مطهری را وقتی می کشند یک کلمه حرف نمی زنند، ما می خواهیم یک اسلام درست کنیم تا معلوم بشود حقوق بشر یعنی چه، حق بشر چه هست، حقوق زن یعنی چه، حقوق مرد یعنی چه، حقوق کشاورز یعنی چه. ما می خواهیم یک همچو چیزی درست بشود، اگر بگذارند، اگر این شیاطینی که دست پرورده آن شیاطین بزرگ هستند اینها بگذارند تا یک حکومتی پیدا بشود، آنوقت معلوم می شود که برای کارگر،اسلام چه جور نظر دارد، به کارگر چه جور،به اقلیت های مذهبی چه نظر دارد، به همه اقشار چه نظر دارد، لکن مهلت به ما نمی دهند. من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه شما را و همه اقشار ملت را خواستارم.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.