پاسخ به:اشعار ولادت حضرت علی اصغر (ع)
چهارشنبه 13 بهمن 1395 11:49 PM
به مناسبت میلاد حضرت علی اصغر (ع)
به دنیا آمده امشب سپهر آسمان عشق
دل هر عاشقی گشته گدای آستان عشق
به دنیا امده امشب صفای جان ثارالله
بزن چنگی به قلب ما که گردیده زمان عشق
ستاره بارد از چشم پر از نور علی اصغر ع
زند او طعنه بر یوسف، و دارد هیبت حیدر
بنازم گریه هایش را، بنازم خنده هایش را
به پیش چشم ثارالله ، کند او خنده بر مادر
بگیرد بوسه از رویش، حسین با لعل لب هایش
به انگشت خودش آقا، بداده قلقلک پایش
حسین جان طفل شیرینت، بود فرمانده ی هستی
خوشا بر بخت هر کس که، بود طفل تو آقایش
بنازم ناز ابرو را ، بنازم تاب گیسو را
ز چشم پر ز نور او، بنازم برق و سوسو را
بمیرم من برای او، که از فرط عطش لبها
چو چوب خشک بر هم زد، به وقت ظهر عاشورا
دو دست کوچک اصغر، گره از مشکلم وا کرد
و او حب عمویش را، درون این دلم جا کرد
ولی با این همه اکرام، سوالم این بود ای دل
ز چه در روز عاشورا، دو چشم خویش دریا کرد
ز جام و باده ی عشقش، خمار و مست و مخمورم
تو گویی من ز عشق او، درون وادی طورم
اگر با عشق اصغر من، شوم در گور ای عالم
بیاید بوی مشک از آن ،غبار و تربت گورم
کریم است او، وَ استاد دو صد استاد اخلاق است
نشانش در دل و انفُس، مقامش نور آفاق است
فروشی باشد این قلبم، علی اصغر بخر از من
دهم دل را به دست تو، که دیگر وقت میثاق است
زمین از اول خلقت، ندیده چون تو آقایی
شرف بر نوح داریّ و عزیز قلب زهرایی
بنابراین تو جان هستی، تو نور لا مکان هستی
به بزم روضه ی ارباب، دم نوحه گران هستی
تو عشق عاشقان هستی، همیشه جاودان هستی
کریم ابن کریمیّ و چو دریا بی کران هستی
محیط عشق و عرفانی، تو خود مهر و تو خود جانی
برای قلب مخروبه، تو زینت بخش و سامانی
حسین آمد به دیدارت ، به صد آه و نوا می گفت
چرا ای عشق دیرینم، برایم گریه می خوانی
بگو ای میوه ی قلبم، چرا این قدر بی تابی
تو گفتی تشنه ام بابا، بیاور قطره ای آبی
که ناگه حرمله با یک، سه شعبه کرد سیرابت
پس از این ماجرا شب را ، بدون غصه می خوابی
سروده جعفر ابوالفتحی