نوشتن احکام بانوان توسط خودشان
جمعه 15 مرداد 1395 2:43 PM
چرا احكام ويژه زنان توسط مردان نوشته مىشود در حالى كه زنان چه بسا به مسائل خودشان بيشتر از مردان آگاه باشند؟
احكام اسلامى، برگرفته از تشريع و قانونگذارى خداوند است كه توسط پيامبر گرامى اسلام و امامان معصوم عليهمالسلام، به مردم ابلاغ شده است. بنابراين منشأ و مبناى اعتبار احكام و مقرّرات در همه اديان و به طور مشخص در اسلام، اراده و خواست خداى متعال است و همانگونه كه ابلاغ آيات و احكام توسط پيامبران و امامان كه همگى مرد بودند هيچ مشكلى را ايجاد نكرده بيان احكام زنان از سوى مراجع تقليد مرد نيز مشكلى را به وجود نخواهد آورد. گرچه به لحاظ فتواى برخى از مراجع بزرگ، زنان مىتوانند براى ساير زنان مرجع تقليد شوند و زنان از وى پيروى كنند. امّا در اصل استنباط و كشف حُكم تفاوتى ميان زن و مرد نيست و از جهت موضوعشناسى، مراجع تقليد نيز، مىتوانند از زنان درباره امور اختصاصى مشاوره بگيرند و مسايل فقهى را بر اساس آن و مدارك ديگر استنباط كنند. همچنان كه پزشك مرد كه در زمينه بيمارىهاى زنان تخصص دارد هرگز مشكلات باردارى، قاعدگى و... را احساس نكرده است؛ اما اين امر دليل نمىشود كه وى نتواند در اين زمينه نظر بدهد و به معالجه بپردازد.
بلكه بعضى از فقهاء از جمله مقام معظم رهبرى معتقدند كه امامت جماعت بانوان براى بانوان منعى ندارد.1
گذشته از همه اينها حفظ عفاف و پاكدامنى زن و مرد، و رعايت حريم در نظام اسلامى يك اصل است، چرا كه هر اندازه، روابط بيشتر و تماسها نزديكتر باشد، زمينه تحريكات، هيجانها و وسوسهها فراهمتر مىشود و خطرات احتمالى ديگرى را در پى دارد. اگر زن امام جماعت شود به طور طبيعى اندام زنانه در جلو مردان و شنيدن صداى زنان تحريك كننده است و با روح عبادت و پرستش الهى كه همان ذكر و ياد خداوند و مبارزه با وسوسه شيطان و هواهاى نفسانى باشد، سازگار نيست.
از همينرو، رسول گرامى اسلام فرمود: «ميان زنان و مردان نامحرم فاصله قرار دهيد زيرا بر اثر ملاقات و اختلاط، گرفتار دردى مىشويد كه درمان ندارد. بر شما باد كه از اختلاط با زنان اجتناب نماييد» .2
بنابراين، آموزههاى دينى توجه ويژه به عفاف و حريم شخصى زنان و مردان دارد و اين مسأله با اختلاط زن و مرد و پيش نماز بودن زن سازگار نيست.
1. رجوع شود به رسالههاى عمليه مراجع تقليد و نيز: اجوبة الاستفتاآت، مقام معظم رهبرى، ص 167، مسئله 606.
2 . مرآة النساء، ص 140.