پرسمان دخترانه
جمعه 15 مرداد 1395 2:31 PM
شبهه
چرا زن نمى تواند رئيس جمهور و يا رهبر شود؟ چرا بايد در اين گونه امور ميان زن و مرد تفاوت باشد؟
جواب
پاسخ اجمالی
به طور کلی باید گفت ريشه تفاوت زن و مرد در مسئوليت هاى اجتماعى و سياسى در تفاوت قدرت جسمى و توانايى مديريتى است كه به طور معمول در مردان پيش از زنان است. و به همین جهت نه در ایران بلکه در تمامی دنیا حضور زنان در اینگونه امور بسیار کمتر از مردان است.
پاسخ تفصیلی
درباره تفاوت زن و مرد مى توان به دو محور اساسى اشاره كرد:
1. تفاوت هاى جسمانى كه با تجربه حسى قابل درك هستند و در فيزيولوژى و آناتومى مورد مطالعه قرار مى گيرند.
2. تفاوت هاى روحى كه آگاهى به آن از طريق تجربه حسى مقرون به تجزيه و تحليل هاى عقلانى، امكان پذير است و در علم روان شناسى از آن بحث مى شود. مانند برخوردارى زن از عواطف، انفعالات و احساسات بيشتر و... .
تفاوت هاى موجود حكايت مى كند كه هدف مادى و دنيوى از آفرينش زن و مرد يكى نيست، بلكه دو هدف از آفرينش اين دو صنف از انسان لحاظ شده است و اين تفاوت در آفرينش فيزيكى و روانى براى ايجاد زمينه همكارى و هماهنگى براى اداره زندگى به نحو احسن و نهايتاً براى ايجاد نظام احسن است.
همان گونه كه بين زن و مرد به لحاظ طبيعى و اجتماعى تفاوت هايى است، به لحاظ برخى از تكاليف و احكام دينى نيز تفاوت هايى وجود دارد. چنان كه تفاوت هاى طبيعى و اجتماعى منافاتى با ارزش زن و مرد ندارند، بلكه همانند تفاوت هاى موجود در پنج انگشت دست است، تفاوت در پاره اى از مسئوليت ها، مانند رهبرى و رياست جمهورى نيز منافاتى با ارزش اجتماعى و معنوى زن و مرد ندارد. زيرا ملاك ارزش معنوى و كمال انسان ها تقوى و تقرّب به خداوند است و ملاك ارزش اجتماعى و مناصب سياسى از قبيل رهبرى و رياست جمهورى و...، توانايى ها، ظرفيت ها و صلاحيت هايى است كه براى اجتماع و استقرار نظم در جامعه نافع و سودمند است. آن چه در اين ميان هيچ نقشى در كم يا زياد كردن ارزش ندارد، جنسيت است.
اگر اختلاف مردان و زنان در حقوق و تكاليف، كاملاً رعايت شود، هم مصالح زنان و هم مصالح مردان و هم مصالح جامعه تأمين خواهد شد. زيرا خداوند به هر كس به اندازه استحقاقش، قابليت ها و ظرفيت هايى عطا كرده است و در حقيقت اگر هر شخصى از محور عدالت خداوند تجاوز نكند، وظايف و تكاليف فردى و اجتماعى خويش را انجام دهد و نسبت به حقوقى كه خداوند حكيم براى آنان در نظر گرفته است قانع و راضى باشد، عدالت اجتماعى، نظم و هماهنگى، شادابى، نشاط و بالندگى در جامعه حاكم خواهد شد.[1]
قابل توجه است از ميان بيش از 190 كشور موجود در جامعه جهانى، شمار زنانى كه رهبرى يا رياست جمهورى و مقامات مشابه آن را به عهده داشته اند، على رغم ادعاى تساوى و تشابه حقوق زن و مرد و گرايشات فمينيستى يا تظاهر به آن، بسيار اندك است. و اين خود دليل اين امر است كه واقعاً شرايط و استعدادها متفاوت است.
پروفسور جرج كستلين فيلسوف معاصر و استاد علوم سياسى دانشگاه «ميل» مى نويسد: «سياست از فنون بزرگ و فرهنگى است كه راهى بس پيچيده و پرپيچ و خم دارد و از هيچ قانون ثابت و يكنواختى تبعيت نمى كنند. از اين رو، محتاج اعصاب قوى و انديشه نيرومند است، بارها پشت افرادى از نوابغ و قهرمانانى كه گمان داشتم مغز آنان با بزرگى كره زمين برابرى مى كند، به خاك ماليده شده، نه سياست كار ساده اى است نه سياست مدارى كار هر كس»[2]
در سال 1872 بعد از يك سلسله فعاليت ها و فشارها «مادام مارتيسن» به مقام رياست جمهورى آمريكا نائل آمد، اما با پريشانى كه در اوضاع ملت به وجود آورد، بركنار شد. [3]
بنا بر آنچه گفته شد ريشه تفاوت زن و مرد در مسئوليت هاى اجتماعى و سياسى در تفاوت قدرت جسمى و توانايى مديريتى است كه به طور معمول در مردان پيش از زنان است.
نكته مهم و پايانى نيز اهميت كانون خانواده است كه از نگاه آموزه هاى وحيانى، خانه و خانواده تحت الشعاع كارهاى اجرايى قرار نگيرد. بلكه زن به عنوان كانون محبت و تربيت، خانه و خانواده اولويت او باشد.
پی نوشت ها:
[1]براى آگاهى بيشتر ر.ك:
الف.حقوق زن در قرآن، مصباح يزدى، صص 1821؛
ب.اصول بنيادين در نگرش اسلامى نسبت به حقوق زن، سيد ابراهيم حسينى؛
ج.كاوشى در مفهوم رجال مذهبى و سياسى، سيد احمد مير (مرتضايى)، مجله معرفت، شماره 82، مهر1383
[2]به نقل از: سيماى زن در آيينه فقه شيعه، زهرا گواهى، بى جا، سازمان تبليغات اسلامى، چاپ اول، 1349، ص 225
[3]همان