پاسخ به:غزلیات محتشم کاشانی
پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395 12:30 AM
بس که چون باران نیسان ای سحاب خوش مطر
از زبان ما دعا میبارد از دست تو زر
شورهزار وقت ما و کشتزار عمر تو
تا ابد خواهند بود از باغ جنت تازه تر
کوبیان خسرو و طی لسان و عمر نوح
کاید این الکن زبان از عهدهٔ شکرت بدر
روزگاری بودم از ناقابلان لطف تو
منت ایزد را که زود آن روزگار آمد به سر
شهریارا گر ز دست اقتدارت تا به حشر
بر سرم تیغ و تبر بارد و گر در و گوهر
سر مبادم گر سر موئی ز نفع و ضر آن
در کتاب دعوتم حرفش شود زیر و زبر
تا جهان باشد تو باشی کامکار و کامران
تا فلک گردد تو گردی نامدار و نامور
در پناهت تا قیامت زینت عالم دهند
با علیخان میرزا آن عالم آرای دگر
در ثنایت محتشم توفیق یابد گر بود
یک دو روزی دیگرش باقی ز عمر مختصر
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.