مسابقه راویان 50 امتیازی

 
aftabm
aftabm
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 5833
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مسابقه راویان 50 امتیازی
سه شنبه 29 دی 1394  1:07 PM

خاطره واقعی با نمک طنز/ (دعوای جدی  کارگران)

یک روز تابستان چند روز مانده به عید قربان رفتم میدان کارگر که برم سرکار حقیقتش کارگر ساده ساختمانی بودم  روزی 300 تومان دستمزد میدادند فصل گرما بود و زمان برنج کاری  ، کارگرای افغانی زیادی هم اومده بودند چون برنج کارای خوبی هستندتا غروب سرکمر راه میرند و نفس نمی کشن و هر دستمزدی هم بهشون بدهند قبول می کنندو اعتراض نمی کنند. افغانی ها یکطرف میدان(چپ) و ایرانی ها ا در طرف (راست) دیگر میدان می ایستند. کسانی برای بردن کارگر به میدان می آمدند بیشتر افغانی ها را می بردند و به ایرانی ها  حتی نگاه هم نمی کردند . این وضعیت تا چند روز ادامه داشت چون برنج کاری یکماه طول میکشه  بالاخره حوصله ایرانی ها  به سر رسید ساعت 7 صبح  انتفاضه  سنگ(انتفاضه اول) شروع شد . ناگفته نماند تمام سلاح های دو طرف  سرد بود مثل بیل و داس و کلنگ و کول پشتی لباس کارگری و حتی چاقو... این انقلاب سنک  که یک طرفش فلسطینیها (کارگران ایرانی )بودند  وطرف دیگر رژیم اشغالگر قدس (کارگران افغانی) چندین سال ادامه داشت من سا ل بعد هم توفیق داشتم در انتفاضه دوم(انتفاضه الاقصی) خدمت کنم باور کنید دست شکست سر شکست یک عده ای زخمی شدند کار به دادگاه و پاسگاه کشید و نیروی انتظامی هم دخالت کرد . علت انتفاضه دوم این بود که یک صاحب کاری به نام(آریل شارون) اومد چند کارگر افغانی را بردکه کنار مسجد المبارک الاقصی   همانجایی که نمازگزاران نمار می خوانند برنج بکاره  به نظر میاد این ملک را باباش از انگلیسیا براش خریده بود خریده  بود  از چند دقیقه دیدم یک صاحب کار دیگه(رحبعام زئیفی)با کمال وقاحت اومد  چند افغانی را برد که توی  نوار غزه که ملک پدریش هست  برنج بکاره  طولی نکشید  دیدم سر کله سومی بنام نتانیاهو پیدا شد و چند افغانی را به مقصد (کرانه باختری که از جد بزرگش اسحاق رابین به ارث برده ،همون کسی که به مصادره زمین شهرت زیادی دارده ) سوار کرد که دیگه مهلتش ندادند رحمت به شما و کتک به راننده ماشین که همون نتانیاهو باشه بعد مانع بتنی گذاشتند جلوی ماشینش که حرکت نکنه شلوغ که شد  زنگ زدند به 4412 که درگیری شده حدود ده دقیقه طول کشید تا نیروی انتظامی  و امنیتی رسید با گاز اشک آور  به دنبال  کارگرهای ایرانی و افغانی که  با داس و بیل و کلنک و سنگ و بطری آتش زا  به جون هم افتاده بودند افتاد  القصه من هم اون روزا با کیسه لباس کارگریم جز احزاب سیاسی میدان کارگرشده بودم بخاطر اینکه جایگاهمو از دست ندم  و روز بعد بتونم برم برنج کاری(روزی 2000 تومان بود) کنار کشیدم ( حقیقتش ترسیدم و فرار را بر قرار ترجیح دادم) (یادم رفت بگم ساعت 6 و نیم تو این یکماه می رفتم میدان حاضری میزدم  اخزاب سیاسی فعالی داشتیم تو میدان کارگر متاسفانه این گروه هم به تاریخ پیوست یاد اون بچه های سحر خیر بخیر) الان که مشغول  نوشتن این مطلب هستم  20 سال از اون روزا میگذره شنیدم انتفاضه سوم هم بوجود آمده که متاسفانه من اونجا نبودم تا با همرزمای ایرانیم اونجا بجنکم. حیف شد نبودید سرعت فرار کردن منو  مشاهده نماید .باور کنید  50 کیلومتر در ساعت سرعت کمی نیست.

نتیجه : این جمله آخر هم را جدای از مزاخ و شوخی عرض می کنم اگر در شهرهایی که افغانی ها زیاد هستند.  دخالت نیروهای امنیتی مثل نیروی انتظامی سپاه و نباشد . خدا میداند این افغانی ها چه ادعاهایی دارند آنوقت ما هم مثل فلسطین و اسرائیل باید  چندین شهید همانند محمد الدره  را  برای دفاع از وطن داشتیم.

/یکروز رفته بودم نانوایی یک افغانی با یک لر بختیاری دعواش شده بود اون افغانیه به لره میگفت کی به شما گفته بیاد اصفهان شما برید مملکت خودتون ....آدم چی بگه . یادش بخییر  

 

 

تشکرات از این پست
salma57 rbahar91 nargesza zaker7007 nazaninfatemeh ravabet_rasekhoon
دسترسی سریع به انجمن ها