0

خطبه(1) -خطبه در ابتداى آفرينش آسمان و زمين و آدم

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:خطبه(1) -خطبه در ابتداى آفرينش آسمان و زمين و آدم
سه شنبه 3 آذر 1394  3:16 PM

مِنْها فى صِفَةُ خَلْقِ آدَمَ عَلَيْهِ السَّلامُ
قسمتى از اين خطبه در وصف آفرينش آدم(ع)

 

ثُمَّ جَمَعَ سُبْحانَهُ مِنْ حَزْنِ الاَْرْضِ وَ سَهْلِها، وَ عَذْبِها وَ سَبْخِها،
سپس خداوند سبحان از قسمت هاى سخت و نرم و شيرين و شور زمين خاكى را جمع كرد
تُرْبَةً سَنَّها بِالْماءِ حَتّى خَلَصَتْ، وَلاطَها بِالْبِلَّةِ حَتّى لَزُبَتْ،
و بر آن آب پاشيد تا پاك و خالص شد، آن گاه آن مادّه خالص را با رطوبت آب به صورت گل چسبنده درآورد،
فَجَبَلَ مِنْها صُورَةً ذاتَ اَحْناء وَ وُصُول، وَ اَعْضاء وَ فُصُول.
سپس از آن گِل صورتى پديد كرد داراى جوانب گوناگون و پيوستگى ها، و اعضاى مختلفه و گسيختگى ها.
اَجْمَدها حَتَّى اسْتَمْسَكَتْ، وَ اَصْلَدَها حَتّى صَلْصَلَتْ،
آن صورت را خشكاند تا خود را گرفت، و محكم و نرم ساخت تا خشك و سفالين شد،
لِوَقْت مَعْدُود، وَ اَجَل مَعْلُوم. ثُمَّ نَفَخَ فيها مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ
و او را تا زمان معين و وقت مقرر به حال خود گذاشت. سپس از دَم خود بر آن ماده شكل گرفته دميد
اِنْساناً ذا اَذْهان يُجيلُها، وَ فِكَر يَتَصَرَّفُ بِها، وَ جَوارِحَ
تا به صورت انسانى زنده درآمد داراى اذهان وافكارى كه درجهت نظام حياتش به كار گيرد، واعضايى

يَخْتَدِمُها، وَ اَدَوات يُقَلِّبُها، وَ مَعْرِفَة يَفْرُقُ بِها بَيْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ
كه به خدمت گيرد، و ابزارى كه زندگى را بچرخاند، و معرفتش داد تا بين حق و باطل تميز دهد
وَ الاَْذْواقِ وَالْمَشامِّ وَالاَْلْوانِ وَ الاَْجْناسِ، مَعْجُوناً بِطينَةِ الاَْلْوانِ
و مزه ها و بوها و رنگها و جنسهاى گوناگون را از هم بازشناسد، در حالى كه اين موجود معجونى بود
الْمُخْتَلِفَةِ، وَ الاَْشْباهِ الْمُؤْتَلِفَةِ، وَ الاَْضْدادِ الْمُتَعادِيَةِ، و الاَْخْلاطِ
از طينت رنگهاى مختلف، و همسانهايى نظير هم، و اضدادى مخالف هم، و اخلاطى
الْمُتَبايِنَةِ، مِنَ الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ، وَ الْبِلَّةِ وَ الْجُمُودِ، وَ الْمَساءَةِ
متفاوت با هم، از گرمى و سردى و رطوبت و خشكى و ناخوشى
وَ السُّرُورِ. وَ اسْتَأْدَى اللّهُ سُبْحانَهُ الْمَلائِكَةَ وَديعَتَهُ لَدَيْهِمْ، وَ عَهْدَ
و خوشى. از فرشتگان خواست به اداى امانتى كه نزد آنان داشت، و وفا به عهدى
وَصِيَّتِهِ اِلَيْهِمْ فِى الاِْذْعانِ بِالسُّجُودِ لَهُ، وَ الْخُشُوعِ لِتَكْرِمَتِهِ،
كه به آنان سفارش كرده بود در انجام سجده بر آدم و فروتنى براى اكرام به او اقدام نمايند،
فَقالَ سُبْحانَهُ: «اسْجُدُوا لاِدَمَ. فَسَجَدُوا اِلاّ اِبْليسَ» اعْتَرَتْهُ الْحَمِيَّةُ،
در آنوقت به فرشتگان گفت: «بر آدم سجده كنيد. همگان سجده كردند جز ابليس» كه غرور و تكبر او را گرفت،
وَ غَلَبَتْ عَلَيْهِ الشِّقْوةُ، وَ تَعَزَّزَ بِخِلْقَةِ النّارِ، وَ اسْتَهْوَنَ خَلْقَ
و بدبختى بر او چيره شد، و به آفريده شدنش از آتشْ احساس عزت و برترى نمود، و بهوجود آمده از خاك
الصَّلْصالِ. فَاَعْطاهُ اللّهُ النَّظِرَةَ اسْتِحْقاقاً لِلسُّخْطَةِ، وَ اسْتِتْماماً
خشكيده را پست و بى مقدار شمرد. خداوند هم او را براى مستحق شدنش به خشم حق، و به كمال رساندن
لِلْبَلِيَّةِ، وَ اِنْجازاً لِلْعِدَةِ، فَقالَ: «اِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ اِلى يَوْمِ الْوَقْتِ
آزمايش و به انجام رسيدن وعده اش مهلت داد، به او گفت: «تو از كسانى هستنى كه تا وقت معين مهلت
الْمَعْلُومِ». ثُمَّ اَسْكَنَ سُبْحانَهُ آدَمَ داراً اَرْغَدَ فيها عيشَتَهُ،
در اختيار آنان است». آن گاه آدم را در سرايى كه عيشش بى زحمت در اختيار بود ساكن كرد،
وَ آمَنَ فيها مَحَلَّتَهُ، وَ حَذَّرَهُ اِبْليسَ وَ عَداوَتَهُ. فَاغْتَرَّهُ عَدُوُّهُ نَفاسَةً
و جايگاهش را به امنيت آراست، و او را از ابليس و دشمنى او ترساند. اما دشمنش به جايگاه زيباى او

عَلَيْهِ بِدارِ الْمُقامِ وَ مُرافَقَةِ الاَْبْرارِ. فَبَاعَ الْيَقينَ بِشَكِّهِ، وَالْعَزيمَةَ
و همنشينى اش با نيكان رشك برد و او را بفريفت. آدم (به وسوسه دشمن) يقين را به ترديد، و عزم محكم را به
بِوَهْنِهِ، وَ اسْتَبْدَلَ بِالْجَذَلِ وَجَلاً، وَ بِالاْغتِرارِ نَدَماً. ثُمَّ بَسَطَ اللّهُ
دو دلى، و شادى را به ترس جابجا كرد، و ندامت را به خاطر فريب خوردن به جان خريد. آن گاه خداوند سبحان
سُبْحانَهُ لَهُ فى تَوْبَتِهِ، وَ لَقّاهُ كَلِمَةَ رَحْمَتِهِ، وَ وَعَدَهُ الْمَرَدَّ اِلى جَنَّتِهِ،
درِ توبه را به رويش گشود، و كلمه رحمت را به او تلقين كرد، و بازگشت به بهشت را به او وعده داد،
فَاَهْبَطَهُ اِلى دَارِ الْبَلِيَّةِ، وَ تَناسُلِ الذُّرِّيَّـةِ.
سپس او را به اين دنيا كه محل آزمايش و ازدياد نسل است فرود آورد.

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها