پاسخ به:مبحث 106 طرح صالحین: «اسراف و آسیبشناسی مصرف»
پنج شنبه 23 مهر 1394 1:35 PM
بنام خدا
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ایاکم و فضول المطعم، فانه... یبطی بالجوارح عن الطاعة...(33)
از پرخوری (اسراف در خوردن) بپرهیزید که اعضای بدن را در اطاعت خداوند تنبل می سازد.
حضرت علی علیه السلام فرمود: القصد مثراة و السرف مثواة(34) اعتدال و میانه روی در مصرف، سبب فراوانی مال و ثروت و اسراف و زیاده روی، باعث نابودی و تباهی آن است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: من بذّر افقره الله(35) کسی که مالش را بیهوده هدر دهد خدا او را فقیر می کند.
حضرت علی علیه السلام فرمود: سبب الفقر، الاسراف(36) سبب فقر، اسراف است.
حضرت علی علیه السلام فرمود: ما عال امرؤ اقتصد (37) انسانی که میانه روی کند فقیر و محتاج نشود.
امام صادق علیه السلام فرمود: انّ السرف یورث الفقر (38) اسراف فقر می آورد.
امام کاظم علیه السلام فرمود: من اقتصد وقنع، بقیت علیه النعمة و من بذّر و اسرف زالت عنه النعمة(39) میانه روی و قناعت سبب بقای نعمت و تبذیر و اسراف سبب زوال نعمت می شود.
امام صادق علیه السلام فرمود: ضمنتُ لمن اقتصد ان لایفتقر(40) من برای کسی که میانه روی کند (اسراف نکند) ضمانت می کنم که فقیر نشود.
حضرت علی علیه السلام فرمود: الاقتصاد ینمی القلیل، الاسراف یفنی الجزیل(41) میانه روی مال اندک را رشد و اسراف مال زیاد را نابود می کند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ایاکم و فضول المطعم؛ فانه یسمّ القلب بالقسوة...(42) از پرخوری (اسراف در خوردن) بپرهیزید که قلب را سخت می کند.
حضرت علی علیه السلام فرمود: اذا ملی ء البطن من المباح عمی القلب عن الصلاح(43) هرگاه شکم از خوردنی های مباح پر شود، دل از دیدن خیر و صلاح کور می شود.
پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: از پرخوری بپرهیزید زیرا سبب فساد بدن و منشأ دردهاست.(44)
حضرت علی علیه السلام فرمود: علیکم بالقصد فی المطاعم، فانه ابعد من السرف واصحّ للبدن(45) بر شما باد رعایت میانه روی در مصرف غذاها در جایی که اطعام می شود، زیرا اقتصاد و میانه روی دور از اسراف و زیاده روی است و برای سلامت بدن بهتر است.
حضرت علی علیه السلام فرمود: من کثر اکله قلّت صحته و ثقلت علی نفسه مؤنته(46) هر که خوراکش زیاد باشد، سلامتی اش کم باشد و بار زندگی بر دوش او سنگین شود.
پی نوشت ها :
33. میزان الحکمه، ج 1، ص 214.
34. الحیاة ج 4، ص 322.
35. بحارالانوار، ج 103، ص 21.
36. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 646.
37. وسائل الشیعه، ج 12، ص 41.
38. تحف العقول، ص 297.
39. من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 321، ح 1721.
40. غررالحکم، ج 1، ص 21.
41. میزان الحکمه، ج 1، ص 214.
42. همان، ص 115.
43. مستدرک الوسائل، ج 16، ص 210.
44. غررالحکم، ج 2، ص 484.
45. مستدرک الوسائل، ج 16، ص 214.
46. الکافی، ج 2، ص 510.