پاسخ به:مادر شهید
جمعه 22 آبان 1394 1:48 AM
دلتنگ يك صبح از سلام ساده ات هستم ،لب هاي آرام تو را باور كنم يا نه!؟
باران نمي بارد چه فرقي مي كند حالا ، من گونه هاي خسته ام را تر كنم يا نه!
مي دانم از من دلخوري اما نمي فهمم ،اشكم چرا مثل عزاداران نمي ريزد
باور كن از وقتي كه رفتي سخت درگيرم ، اين شال مشكي را برايت سر كنم يا نه
از يك طرف رسم است بايد گل بيفشانم،از يك طرف تو خاطرت بسيار حساس است
بالاي قبر تو مردد مانده ام مادر، با من بگو اين لاله را پرپر كنم يا نه؟
تنها پلاکی از تو اینجا زیر این خاک است،شاید خودت جایی نشستی شعر میخوانی
حالا ببین هر شنبه و نا شنبه حق دارم ، در انتظارت زندگی را سرکنم یا نه؟
شهریور از گرمای پیشانی نمی آید، شهریور از راهی که رفته باز می گردد
حتی نمیدانم در این تکرار سودی هست! ،در این که برگشتی به شهریور کنم یا نه؟!
اما همین مقدار میدانم به این دنیا ،هیچ اعتمادی نیست تا جایی که شک دارم
آیا مجالی مانده تا با این دل غمگین، یاد تو در شهریوری دیگر کنم یا نه؟
مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...