پاسخ به:مبحث 95 طرح صالحین : چرا غیبت می کنیم؟
یک شنبه 23 فروردین 1394 9:52 AM
●حكم غیبت از نظر فقهی
پشتوانه احكام در فقه شیعی، ادله اربعه (كتاب، سنت، اجماع و عقل) است و بسیاری از فقیهان شیعی در بحث غیبت میفرمایند:
الغیبه حرام بالادله الاربعه. [۱۴]
غیبت به ادله اربعه حرام است؛
یعنی فتوای ایشان به هر چهار مرجع، مستند شده است كه بر قوت و استحكام فتوای مورد نظر میافزاید. از آن جا كه این بحث فقهی به طور گسترده در این مجال نمیگنجد، فقط به ذكر روایتی از امام صادق (ع) در این مورد بسنده میشود كه میفرماید:
الغیبه حرام علی كل مسلم أ و الغیبه تأكل الحسنات كما تأكل النار الحطب. [۱۵]
غیبت بر هر مسلمانی حرام است و غیبت نیكوییها را میخورد، همان گونه كه آتش هیزم را نابود میكند.
رفیقی كه غایب شد ای نیك نام دو چیز است از او بر رفیقان حرام
یكی آن كه مالش به باطل خورند دوم آن كه نامش به غیبت برند [۱۶]
شرایط حرمت غیبت حرمت غیبت از نظر فقهی، شرایطی دارد كه عبارتند از:
۱. شخصی كه انسان در غیاب او، عیبش را بازگو میكند، مؤمن باشد؛ یعنی بینشان اخوت ایمانی وجود داشته باشد؛ همان گونه كه خداوند متعالی در آیه شریفه سوره حجرات، غیبت را به خوردن گوشت برادر مؤمن تشبیه فرمود.
در همین زمینه، روایتی از امام صادق (ع) به نقل از عبدالرحمن سیاب آمده است: ان من الغیبه ان تقول فی اخیك ما ستره الله علیه. [۱۷]
غیبت این است كه درباره برادر مؤمنت عیبی را كه خدا برای او پوشانده است، بگویی؛
بنابراین، اگر عیب كافر پشت سرش گفته شود، غیبت به شمار نمیآید.
مؤمن كسی است كه به همه اصول دین (توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد) اعتقاد داشته باشد.
۲. از نظر شرعی، غیبت هنگامی پیش میآید كه پشت سر فرد، «عیب و نقص» او را بازگو كنند؛ ولی اگر كمالش را بگویند (راضی باشد یا نباشد) غیبت شمرده نمیشود.
۳. عیب و نقصی كه شخص در غیاب برادر یا خواهر مؤمنش میگوید، نزد عموم ناخوشایند و ناپسند باشد؛ از این رو اگر عامه مردم آن عیب را زشت بشمارند؛ ولی خود فرد غایب به بازگفتن آن راضی باشد، غیبت به شمار میرود.
پیش تر از رسول اكرم (ص) در بحث «تفاوت بهتان و غیبت» روایتی آورده شد كه حضرت در تعریف غیبت فرمود: «ذكرك اخاك بما یكره».
مقصود ار «یكره» در این حدیث، این نیست كه آن چه را فقط برادرت خوش ندارد، ذكر كنی؛ بلكه منظور، امری است كه به طور طبیعی و نزد عامه ناخوشایند باشد، زیرا خداوند متعالی راضی نیست آبروی مؤمن در اجتماع بریزد. در روایات هم آمده است:
قوا اعراضكم. [۱۸]
آبروهایتان را حفظ كنید.
امیرمؤمنان (ع): لیس للمؤمن ان یذل نفسه. [۱۹]
مؤمن حق ندارد خودش را خوار كند.
پیامبر اكرم (ص): ان الله تبارك و تعالی فوض الی المؤمن كل شیء الا اذلال نفسه. [۲۰]
خداوند بلندمرتبه همه چیز، جز ذلیل كردن نفس را به مؤمن تفویض كرده است.
امام صادق (ع): پس اگر مؤمن، عیب برادر مؤمن خود را كه ناپسند تلقی میشود، پشت سرش بگوید و آن فرد هم راضی باشد، رضایتش موجب برداشته شدن حرمت این عمل نمیشود.
۴. عیب و نقصی در غیاب فرد بازگو شود كه از مردم پوشیده بوده است؛ بنابراین اگر فردی به داشتن عیبی نزد مردم معروف باشد، بازگفتن آن نزد كسی كه از آن آگاهی دارد، حرام نیست.
حضرت موسی بن جعفر (ع) فرمود: من ذكر رجلا من خلفه بما هو فیه مما عرفه الناس لم یغتبه و من ذكره من خلفه بما هو فیه مما لایعرفه الناس اغتابه. [۲۱]
كسی كه پشت سر شخصی چیزی را یادآور شود كه همه مردم میدانند، غیبت نیست و اگر كسی پشت سر شخصی نقص یا عیبی را بگوید كه مردم نمیدانند، غیبت است.
۵. قصد انتقاص وجود داشته باشد؛ یعنی شخص با بازگفتن عیب دیگری، قصد كاستن از وجهه و شخصیت او را داشته باشد؛ پس اگر بازگفتن عیب، برای درمان و برطرف كردن آن باشد، مثل آن كه انسان، حالات مریضی را به پزشك بگوید، چون قصد انتقاص ندارد، رفتار او غیبت به شمار نمیآید.
۶. شنونده داشته باشد؛ پس اگر انسانی تنها نشسته باشد و از روی ناراحتی یادآور عیوب دیگری شود، چون شنونده ندارد، رفتار او حرام نیست و غیبت به شمار نمیرود.